بیژن و منیژه (عشاق شاهنامه فردوسی)

بیژن و منیژه
بیژن و منیژه

داستان بیژن و منیژه از داستان های شیرین و جذاب شاهنامه است.

چون کیخسرو در کین خواهی پدرش سیاوش، بر تورانیان پیروز شد و جهان را از نو آراست، روزی از روزها بر تخت زرین نشست و شادکام از این پیروزیها بزم شاهانه ای آراست. بزرگان و دلاورانی چون گودرز و گیو و طوس و بیژن درآن انجمن گرد آمدند و به می و آواز رامشگران دلشاد بودند. ناگاه پرده داری پیش آمده و به سالار بارگاه خبرداد، گروهی از ارمانیان یا ارمنیان به دادخواهی آمده و اجازه ورود می خواهند.

ادامه در ادامه نوشتار

سالار آنچه را شنیده بود به آگاهی کیخسرو رساند و اجازه ورود گرفت. ارمنیان گریان و زاری کنان به بارگاه آمدند و گفتند: ای شهریار پیروز بخت، ما از شهردوری می آییم که در مرز ایران و توران قرار دارد. از یک سو از توران در رنجیم و از سوی دیگر آنجا که مرز ایران است، بیشه ای داریم پر از درختان میوه و کشتزار و چراگاه. اکنون بخت از ما برگشته و گرازان به آن بیشه حمله کرده اند. گرازانی که با دندانهای چون پیل خود درختان کهنسال را از ریشه بدر می آورند و به چارپایان آسیب میرساند. شاه! تو که شهریار هفت کشور و یار همه ای، به داد ما هم برس!

به دلیل طولانی بودن ،داستان کامل را برایتان به صورت پی دی اف آماده کردیم

که میتوانید آن را دانلود و در سرفرصت با خیال راحت مطالعه کنید

برای دانلود روی ایکون زیر کلیک کنید

DOWNLOAD2

مشاهده محتوا بیشتر

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
به من اطلاع بده