مجلهی کیان،مهر و آبان ۱۳۷۲ - دکتر جواد طباطبایی
میزگردِ ایرانِ امروز، سنت، مدرنیته یا پستمدرن؟ مجلهی کیان، سال سوم، مهر و آبان ۱۳۷۲، شمارهی۱۵ برای دانلود این نسخه بر روی لینک زیر کلیک کنید : ایران_امروز،_سنت،مدرنیته_یا_پست_مدرن
مشاهده و مطالعهمقالهها، پرسشهای علمی و پژوهشگران را در یک نمای یکپارچه پیدا کنید.
۸۱۸ نتیجه
میزگردِ ایرانِ امروز، سنت، مدرنیته یا پستمدرن؟ مجلهی کیان، سال سوم، مهر و آبان ۱۳۷۲، شمارهی۱۵ برای دانلود این نسخه بر روی لینک زیر کلیک کنید : ایران_امروز،_سنت،مدرنیته_یا_پست_مدرن
مشاهده و مطالعهاز دیدگاه تأمل فلسفی و خردگرایی در تقدیر تاریخی ایران، در عصر زرین فرهنگ ایران، همزمان با نخستین دورهی شعر فارسی، یک شاعر از اهمیت ویژهای برخوردار بود. فردوسی توسی، سرایندهی حماسهی «ملّی» را که تجدید کنندهی جاویدانِ خرد ایرانشهری در ادب فارسی بود و با زبان شیوا و بیان خلاق، پلی میان دورهی باستانی و دورهی اسلامی ایران پیافکند، باید شاعر دورهی تولد دوبارهی ایرانزمین یا به دیگر سخن، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی به شمار آورد. هماو به چنان تأملی فلسفی در تقدیر ایرانزمین پرداخته است که حماسه
مشاهده و مطالعهبِنِدتو کروچه، فیلسوف تاریخ ایتالیایی گفته بود: «هر تاریخی، تاریخِ معاصر است»، یعنی اینکه تاریخنویس، پیوسته تاریخ را از دیدگاه زمان خود مینویسد. البته این امر به معنی آن نیست که تاریخنویس مواد تاریخ گذشته را با مضمون مفاهیم دوران جدید توضیح میدهد، بلکه مراد آن است که معنای بسیاری از وقایع تاریخی و بهویژه پدیدار شدن صورتهای نوی آگاهی را جز در جریان دگرگونیهای تاریخی نمیتوان فهمید و توضیح داد. خاستگاه تاریخنویسی جدید ایرانی و البته شرط امکان ایضاح مبانی نظری آن، پدیدار شدن آگاهی جدید انس
مشاهده و مطالعهاگر بخواهیم در ایران معادلی برای اتفاق «سکولاریزاسیون» داشته باشیم، همان اتفاق «مشروطه» است. اتفاقاً جالب توجه این است که روشنفکران دینی روی این تجربه مهم بحث نمیکنند. ما مدام درباره سکولاریزاسیون صحبت میکنیم، اما اتفاقاً مهم برای ما باید مشروطه باشد و در خصوص آن باید صحبت کنیم نه سکولاریزاسیون. وقتی شما مدام از مفاهیم مسیحیت صحبت کنید و آن مباحث را وارد کنید، بدان معنی است که نمیخواهید از تجربه مشخص اسلام صحبت کنید. تجربه تدوین قوانین جدید بر مبنای حقوق شرع در ایران، چیزی است که مشابه با آن
مشاهده و مطالعهچگونه میتوان در این شهر زندگی کرد؟ ما در حال ویران کردنِ چیزی هستیم که بازگشت آن و تجدید آن امکان پذیر نخواهد شد. اینکه ما بتوانیم ایدهآلی همچون اندیشه ایرانشهری را نجات دهیم، احتمالش امروز اندک است. از بسیاری جهات ضربههای کاری بر پیکر آن چیزی که به عنوان تفکر ایرانشهری بیان شده وارد شده و هدف من هم در این سی سال گذشته نوعی توجه دادن به همین موضوع بوده است! ایران کشوری بوده است با تکثر بسیار و وحدتی در این کثرتها. نه فقط در شهر ما که فکر و فرهنگ ما و موسیقی ما هم اینطور بوده است. ما مدت مد
مشاهده و مطالعهتا زمانی که کُربن با بهکارگرفتن اسلوب پدیدارشناسی معنای مجدد بودن شیخ مقتول را و جایگاه او در تاریخ تداوم فلسفه در ایران را توضیح داد، اهل فلسفه توجهی به نوآوریهای سهروردی نداشتند. البته این نکته را نباید ناگفته گذاشت که کُربن را به مسامحه ایرانشناس میتوان خواند، زیرا او ایرانشناس در معنای ظاهری کلمه نبود، بلکه اهل فلسفه ای بود که در یک جابهجایی بنیادین، مُقام از نظام سنت فلسفهی اروپایی به درون نظام سنت فلسفی در ایران انتقال داده بود. وآنگهی او جز به اعتبار تولد ظاهری و جسمانی فرانسوی ن
مشاهده و مطالعهدر ایران، امثال آل احمد و دیگر روشنفکران، که متولیان دفاع از تعهد به جای تخصص بودند، نشان عقب ماندگی از دو سو داشتند: از سویی، آنان به درجات مختلف بر مردهریگ جنگ سرد تکیه کرده بودند، اما از سوی دیگر، ریزه خواران خوان روشنفکری چپ زدهی («زده» را اینجا به همان معنایی به کار میبرم که آل احمد در غربزدگی اصطلاح کرده است) فرانسه نیز بودند. در فرانسه، سردمدار «دفاع از تعهد» بهویژه ژانپلسارتر بود، اما در همان فرانسه در برابر سارتر کسانی مانند رمونارون از آن بیدهایی نبودند که با بادهای سارتری بلرز
مشاهده و مطالعهبسیاری از نویسندگان سدۀ گذشتۀ ایران یا بهتر بگوییم، ارباب ایدئولوژیهای جامعهشناسانه، که بازسازی اندیشۀ سنتی و بازگشت به آن را به عنوان واکنشی رهایی بخش در برابر کژراهه و بیراهۀ تجدد وجهۀ همت خویش قرار دادند، از آن جا که این بازسازی بر مبنای اندیشۀ تجدد و درک ماهیت دوران جدید انجام نشد، نسبت به بسیاری از جنبههای سنت آگاهی درستی پیدا نکردند. این نویسندگان بویژه نسبت به سرشت نابودکنندۀ سنت در دوران جدید و به دنبال از میان رفتن حضور زنده و زایندۀ سنت که از ویژگیهای «عصر ایدئولوژی» بود، غافل ب
مشاهده و مطالعهآگاهی نوآیینِ انسانِ ایرانی! ایرانی نمی تواند در مواد تاریخ و تاریخ اندیشه ی خود از پشت «شیشه کبود» ایرانشناسی نظرکند و «هویت» خود را از مجرای آگاهی انسانِ غربی دریابد. اینکه امروز، به هر حال تنها می توانیم از پشت این شیشه کبود در آگاهیِ گذشته خود نظر کنیم و چنانکه احمد فردید می گفت: «صدرِ تاریخ خود را ذیلِ تاریخ غربی بدانیم»، قولی است که ناچار نمی توان درباره آن تردید کرد، اما اینکه باید به این وضع تن در داد، سخن دیگری است. بحران کنونی در وجدان تاریخی و آگاهی تاریخی که ریشه در این بحران دارد،
مشاهده و مطالعهنگاهی به زبان اوستایی و تالشی در این نوشتار در ابتدا نگاهی کوتاه به زبانهای اوستایی و تالشی می شود و در انتها تعدادی از واژه های اوستایی و تالشی به صورت مقایسه تطبیقی آورده می شود . زبانهای ایرانی شمال غربی : زبانها و گویشهای شمال غربی از گویشهایی گرفته شده اند که در دوره باستان در بخش شمالی و شمال غربی فلات ایران ( منطقه ماد ) رواج داشته اند . زبان اوستایی ( زبان اوستای جدید ) نیز از نظر ممیّزه های اصلی به شمال غرب تعلق دارد . گویشهایی را که در دوره میانه در این بخش رایج بوده اند زیر عنوان پارت
مشاهده و مطالعه