سرداران دلیر ایران زمین از دیرباز تا کنون
درود بر فرزندان ایران زمین ، در این نوشتار می خواهم نام ، نشان و دلاوری های سرداران دلیر ایران زمین که در برابر یورش بیگانگان و دشمنان بد سگال و ددمنش این مرزوبوم قد برافراشتند و تا پای جان ایستادند برایتان بگویم. صد البته بسیارند سرداران دلیر سپاه ایران زمین که برای شکوه این سرزمین اهورایی جنگیدند همانند مردونیه ، ماسیست ، داتیس ، ستاسپ و بسیار سرداران دیگر ، اما از کسانی که نام برده می شود فرماندهان و دلاورانی هستند که در برابر یورش دشمن بپاخاستند...
1- سردار آریوبرزن هخامنشی

آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسهی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.در جنگ دربند پارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی «آریوبرزن» دربرابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند.
آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه (Persepolis) شتافت. ولی سپاهیانی که به دستور اسکندر از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او ، به پارسه (تخت جمشید) دست یافته بودند. آریوبرزن با وجود واژگونی پایتخت و در حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
...
2-سردار سورنا
سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان؛ یعنی شام بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، قصد حمله به ایران و هند را داشت. کراسوس با سپاهی مرکب از ۴۲ هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و اشک۱۳ پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مأمور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومیها کرد. نبرد میان دو کشور در سال ۵۳ پیش از میلاد در جلگههای میانرودان و در نزدیکی شهر حران روی داد. در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیرهدستی بودند، توانست یکسوم سپاه روم را نابود و اسیر کند.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
3-سردار بهمن جادویه

بهمن جادویه یا بهمن مردانشاه در پایان دوران ساسانی و در طی حملهٔ اعراب به ایران فرمانده سپاه ایران در منطقه سواد (عراق) بود. نام او بیشتر بخاطر فرماندهی در جنگ پل ، میان ایران و اعراب بود که به پیروزی ایرانیان منجر شد. در سال ۶۳۴ میلادی بهمن جادویه ازسوی رستم فرخزاد از تیسفون به همراه سپاه و فیلان جنگی به سواد فرستاده شد؛ از آن سوی ابوعبیده مسعود ثقفی با لشگر خویش از روی پلی که بر روی رود فرات بود گذشت و در طی جنگی سخت ابوعبیده با حدود چهار هزار نفر از لشکریانش در این جنگ که جنگ پل نامیده میشود، کشته شدند و گروه باقیمانده فرار کردند. بهمن جادویه می خواست تا فراریان را دنبال کند لیکن خبر رسید که در تیسفون شورش رخ داده است ، از این رو بهمن راه تیسفون را در پیش گرفت. بر اساس گفته هایی، پس از این شکست سنگین عمر بن خطاب تا یکسال دیگر نام عراق را نمیآورد.در سال ۶۳۷ میلادی در جنگ قادسیه در روز دوم لشکر کمکی اعراب که از شام رسیده بود، وارد میدان شد و نبردهای تن به تن بین پهلوانان دو سپاه صورت گرفت. هنگام مبارزه سه نفر از سرداران ایرانی که بهمن جادویه هم یکی از آنان بود، کشتهشدند.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
4- سردار رستم فرخ زاد

رستم فرخزاد فرمانروای خراسان ، فرزند سپهبد فرخ هرمز ، سردار نامدار و کاردان و دلیر پایان دوره ساسانیان بود. در سال ۶۳۶ میلادى از سوی شاهنشاه ایران ، یزدگرد سوم مامور جمع آوری سپاه و جنگ برای بیرون راندن اعراب شد. سپاهیان او به فرماندهی بهمن جادویه با اعراب جنگیدند. در این جنگ (جنگ پل) اعراب شكست خوردند و متواری شدند. یكسال پس از این شكست، عمر بن خطاب خلیفه اعراب سپاه دیگری برای حمله به ایران تدارك دید و فرماندهی آن را به سعد بن ابی وقاص سپرد و برای مقابله با یورش اعراب بار دیگر رستم فرخزاد به فرماندهی سپاهیان ایران برگزیده شد و خود شخصا فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و درفش كاویانى (پرچم ایران) را در برابر خود قرار داد. دو سپاه در قادسیه (در ۳۰ كیلومترى كوفه ) در برابر هم صف آرایى كردند. این جنگ (جنگ قادسیه) چهار روز به دازا كشید و با وجود برتری ایرانیان در روز نخست، به سبب ورود نیروهاى کمکی سورى به سپاه اعراب در روز سوم و برخاستن توفان شن به سمت نیروى ایران ، جنگ برای سپاه ایران سخت شد ، رستم در صحنه جنگ از پا افتاد و جنگ در روز چهارم به سود اعراب پایان گرفت و درفش كاویانى به دست تازیان افتاد. هنگامی که تن رستم را یافتند جای صد ضربه شمشیر و نیزه بر تنش بود...
نامش پاینده و یادش گرامی باد
5-سردار پیروز نهاوندی

فیروزان سرباز گمنام و بنامی است که برای نجات ایران با اعراب مهاجم جنگید و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است. در جنگی که به سقوط تیسفون منجر شد به دست اعراب اسیر شد و به عنوان برده به یک نفر عرب ( به قولی حاکم بصره یا کوفه ) فروخته شد. آنگونه که در کتاب (تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی) گفته شده ، فیروزان کسی بود که عمربن خطاب خلیفه مسلمین و کسی را که به ایران لشکر کشید را کشت و به نوعی انتقام ایرانیان را گرفت . فیروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که در زبان عربی به مروارید، لولو میگویند به فیروزان ابو لولو یا پدر مروارید گفته میشد. پیروز نهاوندی که تا آن زمان همچنان پایبند به آیین نیاکان بود ، به سال 23 هجری ، در یک فرصت مناسب « عمر » خلیفه اعراب را که دستور تجاوز به خاک پاک ایران را صادر کرده بود را ( به عنوان یک متجاوز ) به خونخواهی یزدگرد سوم ، رستم فرخ زاد و زنان و دختران ایرانی که توسط اعراب متجاوز به بردگی گرفته شده بودند ، با خنجری دو دم از پای در آورد. عبدالله ابن عمر، پس از قتل پدرش، فیروزان را همراه با دخترش مروارید، هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسیحی ایرانی را ناجوانمردانه به قتل رسانید.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
6-سردار سلطان جلال الدین خوارزمشاهی
در زمان حمله مغولان به ایران سلطان جلال الدین خوارزمشاهی در برابر مغولان وحشی قد برافراشت و چندین جنگ بین سلطان جلال الدین و مغولان در گرفت. پس از جنگ پروان که با شکست سنگین مغولان پایان یافته بود ، چنگیز خان مغول خود وارد جنگ شد ، در گذرگاهی بنام نیلاب در رود سند دو سپاه به هم رسیدند چنگیز گذرگاه را بست ، سلطان از یک سو رودخانه ای خروشان و ژرف و از سویی دیگر دشتی پهناور پر از مغولان وحشی را پیش روی خود می دید. با این وجود امید خود را از دست نداد و وارد کارزار شد بطوری که کاتب سلطان ، جنگ را چنین توصیف کرده است : (مردانه با اندک سپاه در برابر چنگیز ایستاد و حمله برد وآن جمع را به هر سوی بتاخت ، چنگیز روی شکست بدید پشت نموده بگریخت...) در ابتدا پیروزی با سلطان بود اما ده هزار نفر از افراد زبده لشکر مغول بنام بهادر که کمین کرده بودند حمله کردند و چیدمان سپاه ایران را برهم زدند و سپاه سلطان یکپارچگی خود را از دست داد گروهی کشته شدند و گروهی خود را به آب زدند و فرو رفتند جنگ هر دم سخت تر می شد. مادر ، همسر و کنیزان سلطان از او خواستند تا آنها را به آب بیندازد تا به دست مغولان نیفتند و سلطان ناچار چنین کرد
شبی آمد که می باید فدا کرد به راه مملکت فرزند و زن را
به پیش دشمنان ایستاد و جنگید رهاند از بند اهریمن وطن را
پس از آن ، سلطان ، مرگ در دل امواج خروشان سند را بر ننگ سرافکنده ایستادن در برابر چنگیز به جان خرید و سوار بر اسب و شجاعانه بی هراس از مرگ خود را در میان امواج سهمگین سند انداخت وتوانست پیروزمندانه خود را از چنگال مرگ بیرون بکشد. حمداله مستوفی می گوید : (سلطان جلال الدین با هفتصد مرد ، بی کشتی از آب سند گذر کرد) چنگیز وقتی این صحنه را دید رو به پسران کرده گفت : (از پدر ، چنین پسر باید...)
همچنین چنگیز درباره سلطان جلال الدین گفته بود : اگر من صد مرد جنگی چون او داشتم جهان را می گرفتم...
نامش پاینده و یادش گرامی باد
7- سردار نادرقلی افشار
نادرقلی ملقب به نادر شاه از ایل افشار پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه است. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است و بسیاری از مورخین او راقدرتمندترین پادشاه ایرانی بعد اسلام می دانندکه سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت. به او در اروپا لقب «آخرین جهانگشای شرق» دادهاند. در آن زمان افغانها به رهبری محمود افغان اصفهان را تصرف کرده و شاه سلطان حسین صفوی را به قتل رسانده بودند. محمود افغان نیز که تنها بر اصفهان و نواحی اطراف آن حکومت میکرد، کمی بعد بهدست پسر عمویش بهنام اشرف افغان بهقتل رسید. نادر به شاه طهماسب دوم پیوست و در سردار سپاه او شد. سپس خراسان را به تصرف خود در آورد. وی پس از آن، برای بهقدرت رساندن شاه طهماسب با افغان ها وارد جنگ شد رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در مهماندوست در نزدیکی دامغان و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد. او سپس در تعقیب اشرف، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داد و قبایل این دیار را مطیع خود نمود. بدین ترتیب پس از هفت سال شورش افغانها به پایان رسید.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
8- سردار رییسعلی دلواری
رئیسعلی دلواری در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. وی نقشی کلیدی در قیام جنوب داشت. قیام مردم تنگستان به رهبری وی روی هم هفت سال طول کشید و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال میکردند، پاسداری از بوشهر و دشستسان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود و جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون مرزهای ایران و دفاع از استقلال وطن. در آغاز جنگ جهانی اول قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند. رئیس علی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام داشت. قیام دلیران تنگستان علیه اشغالگران آغاز شد و نیروهای متجاوز انگلیسی که قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار آمدند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله کشته شدند انگلیسیها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند.
جنگ میان دلیران تنگستان به رهبری رئیس علی از یک سو و نیروهای بریتانیا تا شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند. رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن ۳۳ سالگی کشته شد.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
9-سردار میرزا کوچک خان جنگلی
یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچکخان جنگلی در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه قیام کرد.میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال 1257 در محله قدیمی استادسرا شهر رشت چشم به جهان گشود. او مردی قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی مردی باادب، فروتن، خوش برخورد، مومن به اصول اخلاقی، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچکخان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری میکرد. در سال ۱۲۹۳ ه. ش میرزا که تازه از تبعید آزاد شده و به رشت آمده بود به شدت تحت تاثیر ظلم و ستم نیروهای روس بر مردم گیلان قرار گرفت و تصمیم گرفت که دوباره دست به قیام بزند. اما این بار به دنبال نجات ایران وبویژه گیلان از اشغال آشکار نیروهای نظامی نیز بود.میرزا پس از جمع کردن دوستان و همفکرانش به جنگل رفت و قیامش را آغاز کرد. قوای روس و البته نیروهای داخلی وابسته به آنها بارها تلاش کردند جنگلیها را سرکوب کنند اما کاری از پیش نبردند و عمدتاً شکست خوردند.پس از مدتی قزاقها، به فرماندهی سردار سپه برای دعوت او به مرکز به مذاکره رفتند و بنا به دلایل فراوانی مذاکرات به شکست انجامید. در نهایت قوای قزاق از فرصت استفاده کرده و طی شبیخونهای متعدد نیروهای جنگل را وادار به عقب نشینی کردند و بعضی از سران تسلیم یا کشته شدند. میرزا همراه با تنها یار وفادارش،گائوک آلمانی معروف به هوشنگ به طرف کوههای خلخال حرکت کردند، ولی گرفتار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر فشار سرما و برف ، درحالی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای درآمدند.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
10- سردار محمد ابراهیم همت
به روز 12 فروردين سال 1334 هـ.ش در شهرضا چشم به جهان گشود. در شهریور سال 1359 اعراب بعثی عراق به میهن ما یورش آوردند. شهيد همت به صحنه کارزار وارد شد و در طي ساليان حضور در جبهه هاي نبرد، افتخارها آفريد. شهيد همت در جريان عمليات خيبر به دیگر دلاوران گفته بود: «بايد ایستادگی کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.» رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور در راه آزادی میهن در عملیات خیبر دعوت حق را لبيک گفت و در 24 اسفند سال 62 به دیدار خداوند شتافت.
نامش پاینده و یادش گرامی باد
11-سردار عباس بابایی
عباس بابایی در سال ۱۳۲۹، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. با دلیری بی اندازه در جبهه های مبارزه با دشمن ، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه ها و جبهه های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و تنها از سال ۱۳۶۴ تا هنگام شهادت، بیش از ۶۰ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید. عباس بابایی درصورتی که برای تشرف به خانه خدا انتخاب شده بود از رفتن به حج سرباز زد و گفت ((جنگ حج من است)) و همسرش بدون عباس بابایی راهی حج شد و عباس به همسرش قول داد که در در روز عید قربان در مکه به او بپیوندد تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عید قربان با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد تیمسار بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به هنگام بازگشت از مأموریت هدف گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید... نامش پاینده و یادش گرامی باد
12-سردار شهید گمنام
حرفی نمیزنی چرا «بابای جعبه ای»؟
... خسته شدم ... بیرون بیا بابای جعبه ای لطفا بلندتر کمی بابای جعبه ای... … این جا نمی رسد صدا بابای جعبه ای
با آن قدت تو جا شدی آنجا ببین مرا...جا میشوم ببر مرا بابای جعبه ای...
قد عروسکم شده ای باور کن ای عزیز... من مادرت قبول؟ ها؟ بابای جعبه ای...
بابا عروسکی چرا لالا نمی کنی؟ شب شد لالا لالا بابای جعبه ای...
بابای جعبه ای به خدا میسپارمت...
یادشان گرامی باد...
بدرود فرزندان ایران... دان







اگه میخوای بدونی لر کیه لطفا اریو برزن رو بشناس...!
2_تو که میگی ما فحاشی میکنیم پس چرا به دوستداران کوروش میگی احمق؟
3_اعراب همین الانم دارن سوسمار میخورن
4_تمام شکوه مصر که شما عربا بهش مینازین مربوط به قبل از ورود اعراب به مصر هست.الان مصر چیه؟
5_تو که میگی آثاری عظیم تر از تخت جمشید در بین اعراب بوده الان کجان؟یه موقع نگی نابود شده چون همین الان آثاری در ایران هست که قدمت 5000 ساله و خیلی بیشتر از اینها داره.
6_در خود قرآن ذکر شده که اعراب دخترانشونو زنده بگور میکردن.
7_تو که میگی ایرانیها با محارم خود هم خوابه بودند سندت کجاست؟اسلام پیشرفتهای علمی خودشو مدیون ایران هست،خیلی از کتابهای علمی از زبان پارسی به زبان عربی برگردانده شدند وخیلی از دانشمندان و بزرگان اسلام ایرانی بودند و خودت میدونی که چه احادیثی درباره بزرگی ایرانیان از زبان پیامبر و ائمه ذکر شده.یعنی تمام این خوبیها متعلق به قومی است که با محارم خود میخوابیدند؟یعنی این همه دانشمند اسلامی از بین این چنین مردمانی سر در آورده اند؟اگر واقعا اینگونه باشد پس این چه دینی است که اکثر دانشمندانش حرام زاده بوده اند؟(البته از نظر تو)برو یکم فکر کن
8_در ضمن تمام قواعد زبان عرب ابتکار دو ایرانی هست(درباره منبعش بعد برات میفرستم الان یادم نیست فقط یادت نره یه سر به همین پست بزنی)
9_یکی از دوستان من اصالتا عرب هست(عرب ایرانی) و خیلیهم دوسش دارم پس بیخودی تهمت نژاد پرستی نزن.
من از کسی متنفرم که تاریخ و عظمت کشورمو زیر سوال ببره حالا هرکی بخواد باشه.(متاسفانه اکثریت عرب هستند)
10_در ضمن لرها یک قوم ایرانی اصیل هستن و دارای پیشینه طولانی و با شکوه.بیخودی اونارو زیر سوال نبر چون خیلی دوسشون دارم.میهن پرستی اونها قابل ستایش هست.
11_وقتی امثال تو به زرتشتیها میگین مجوس چطور توقع داری زرتشتیا در کنار امثال تو میجنگدین،در ضمن در زمان جنگ تعداد زرتشتیهای مقیم ایران خیلی خیلی کم بود(به دلایل سیاسی)
12_اگه الان اقتصاد عربستان و امارات و ... رونق داره همش بخاطر پاچه خواری آمریکا و اسرائیل هست.همین کشورایی که به اقتصادشون مینازی مثل... از اسرائیل میترسن.اونقدر که به اسرائیل دارن پول میدن تا موشک بزنه رو سر هم نژاداشون (فلسطین).اگه نفت نداشتن الان هیچی نبودن.خدا وکیلی اگه دلیر بودن با این همه پول چرا تو یه رشته ورزشی حرفی واسه گفتن ندارن؟چرا تو کف دخترای مو بلوند غربی هستن؟چرا به دختر ایرانی به دید شهوت نگاه میکنن؟مگه خیر سرشون مسلمون نیستن؟فقط بلدن افتخار کنن که پیامبر عرب بوده.
اعراب با زنان و دختران، مانند چهارپایان رفتار میکردند و آنان را به صورت کالا در معرض خرید و فروش قرار میدادند. اینان، به خاطر حماقت و نادانی، دخترانشان را زنده به گور میکردند.
در میان اعراب وقتی به مردی خبر داده میشد که دختری پیدا کرده، رنگش از خشم تیره میشد و از روی شرمندگی از انظار مردم پنهان میگشت. سپس یا با نهایت بیعلاقگی از دختر نوزاد، نگهداری میکرد و یا کودک بیگناه را زیر خاک پنهان مینمود
ایرانیان همچون اعراب زن را ننگ نمی دانستند بلکه او را موجودی مقدس و پاک که لازمه حیات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند. در زمان کوروش بزرگ هخامنشی زن حامله حق کار کردن نداشت و بدستور کوروش بزرگ برای زنان حامله جیره و حقوق ماهیانه تا هنگام تولد نوزاد پیش بینی شده بود.
. در میان بعضی قبایل عرب، رسم چنین بود که زنان باردار به هنگام وضع حمل به نقطهای دور از خانوادههای خود در صحرا میرفتند و با کمک زنان دیگر به حفر گودال میپرداختند تا اگر نوزاد دختر باشد، کودک بیگناه را در میان گودال دفن نمایند و زحمت پدر در به خاک سپردن فرزند، کم شود. در نتیجه، با کشتن دختران بیگناه از تعداد زنان کاسته میشد و بالاجبار، هر سه یا چهار مرد با یک زن ازدواج میکردند. چنین ازدواجی را «ضمد» مینامیدند. زن، پس از وضع حمل، به ناچار، به شوهران خود مراجعه میکرد و از میانشان پدری برای فرزند خویش پیدا مینمود و نوزاد به هر کدامشان که بیشتر شباهت داشت، تعلق مییافت و او پدرش محسوب میشد. اعراب، حتی دختر را پیش از تولد، شوهر میدادند.
1-زمانی که اعراب ایران رو تصرف کردند پس از مدتی که در شهر های ایران ساکن شده بودندسعد ابن ابی وقاص فرمانده اعراب به عمرابن خطاب پیغام داد که سپاهیان در شهرهای ایران طغیان کرده اند و وحشیانه ایرانیان را اذیت و آزار می کنند. عمر پاسخ داد آنها بیش از حد در شهر مانده اند آنها را به بیابان ببر تا آرام بگیرند...
2- در زمان ساسانیان در ایران کتابخانه هایی پر از کتاب های نگاشته شده توسط دانشمندان ایرانی بودند که وقتی اعراب این کتابخانه ها را دیدند به عمر پیغام دادند که با کتابخانه ها چه کنیم؟ عمر پاسخ داد همه آنها را بسوزانید... قرآن برای ما کافیست...
3- زمانی که اعراب به تیسفون پایتخت ایران رسیدند در یکی از سراهای کاخ با شکوه یزدگرد سوم فرشی نفیس بود بافته شده از ابریشم خالص که پانصد متر مربع مساحت داشت اعراب مانند دیگر غنایم جنگی آن را بین خود تقسیم کردند.تصور کنید... با شمشیر فرش را قطعه قطعه کردند و به هر کدامشان به اندازه یک کف دست فرش ابریشم رسید...!!!خدایا برای سرنگونی حکومت پارس ها قوم و قبیله قحطی بود؟
اگه عربا خیلی دلیر بودن اسرائیل شش روزه تمام سرزمینهای عربی رو تصرف نمیکرد.
اگه عربا خیلی دلیر بودن اون موقع که تمام دنیا ارتش عراقو تجهیز میکرد جلو نوجوونای ایرانی کم نمیاوردن و هشت سال معطل نمیشدند و آخرهم به شکر خدا یک وجب از خاک این سرزمین نصیبشون نشد.
اگه عربا خیلی دلیر بودن فلسطین الان دست اسرائیل نبود.
تازه بعد از اینکه عمر به نامردی بر ایران چیره شد تمام فتوحات بعدی اسلام مثل اندلس به لطف نبوغ جنگی ایرانیان بود.
البته اگه در جایی بحث نجاوز به ناموس باشه تمام اعراب با هم متحدن.
نمیدونم چرا کشورم از عمر شکست خورد فقط میدونم وقتی جنایات اعراب در ایرانو مرور میکنم دوست دارم فریاد بکشم.
"اینجالرستان است عقاب بخواهد ازآن عبورکندبایدپرهایش راباج بدهد"
عشایربیرانونددراواخرقاجاربمدت30سال راه ارتباطی شمال به جنوب حدفاصل بروجردتاخرم آبادرامسدودکرده بودند وبه هیچ احدی اجازه ترددنمی دادند حتی قوای نظامی مگرباباج دادن
امیراحمدی آن مردبزرگ 100کیلومتربروجردتاخرم آبادراطی34روزدرگیری وزدوخوردبالرها پاکسازی کردودراین راه بیش ازهزارکشته داد.
چیزی به شکست امیراحمدی نمانده بودکه وی درخواست یک فروندهواپیماازهمدان می کندتامواضع بیرانوندهارابکوبند ودرنهایت خرم آبادراکه30سال فتح نشده بودرافتح کرد.
هدفم ازدرج این مطلب این بودکه یادی کنیم ازسربازان وفرماندهان شجاعی که درراه امنیت ایران درنزدیکی خرم آبائمقتول گشتند وآرامگاه آنان باعنوان سربازان گمنام در10 کیلومتری خرم آبادقراردارد.روحشان شادیادشان گرامی
سرانجام درسال1302 شیخعلی خان بیرانونددربروجردتوسط سرلشگرطهماسبی به دارآویخته شد.
چقدرخوب می شدتوی سایت پارسیان دژراجب کسانیکه تیموررادرکوههای زاگرس لرستان تاآخرعمرمعلول کردندمطالبی هرچنداندک نوشته می شد.
بحث ملیت درمیونه ودفاع ازایران نه قومیت
این رخدادمهمی درتاریخ پرفرازونشیب ایرانه
آوردن نام شهیدهمت خوب نبود
چون ایشان شهیدبه اصطلاح دین ومذهب میباشدنه ایران
به امثال این شهیدان عنوان شهیداسلام تلقی میشودنه شهیدوطن
یکی از دلایل ورود به جبهه شهید همت دین ومذهب ود
شهید همت برای ناموس من و شما رفت، شهید همت برای مردم آبادان و خرمشهرو ایران رفت
اگر صرفا دلیلشان اسلام بود پس نباید در مقابل مسلمانان و حتی هم مذهبان خود(عراقی ها) میرفت
شهید همت یکی از سرداران بزرگ ایران بود و هست.
فقط به من بگوییدچراامروزه ازنامشان سواستفاده می کنن؟
آیاایرادازشهداست که موردسواستفاده قرارمیگیرند؟
بنده ازاین قلبم بدردمیآید که شهداراازتاریخ 1357به بعدشهیدمی نامند
آیاتابحال شده دولت مانامی ازشهدای زمان پهلوی که برای خاک پاک وطن درفلان هنگ ژاندارمری جان باختند نامی ببرد؟
پس چرامی گویندشهدابرای حوری بهشتی جنگیدند؟پس چراتوجبهه ها به شهدامی گفتندبگویید کربلا کربلا ماداریم میآییم؟
ای کسانی که سنگ امثال همت رابه سینه می زنیدبه من بگوییدآیانامی ازنام پاک کوروش بزرگ درجبهه ها برده شد؟
خداروح امثال همت راشادکند ولی بازهم می گوییم اینان برای سرافرازی اسلام جنگیدند نه خاک پاک وطن
شهیدبابایی نوژه شیرودی کشوری تیمسارظهیرنژاد صیاشیرازی پژوهنده قهرمانی عباس دوران
اینان شهید وطنند
آری اینان شهیدملتند
آنان شهیدامتند
بسیار لذت بردم
سپاسگزارم