بسم الله الرّحمن الرّحیموَ یَسئَلُونَکَ عَن ذِی القَرنِین...
در سوره ی «کهف»، آیه ی 83 بیان می شود که از پیامبر اسلام (ص) درباره ی شخصی به نام «ذوالقرنین» پرسیده شد."و از تو (ای پیامبر) سوال از ذوالقرنین می کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایتی از او بر شما خواهم خواند."و این آیه مقدمه ای بود بر این که خداوند پاسخ را بدین گونه بدهد...
در این تصویر دوشاخ بر سر مجسمهٔ منسوب به کوروش بخوبی نمایان است.
همانطور که تصویر میبینید تصویر منسوب به کورش بزرگ دارای دو شاخ در بالای سر تصویر هست معنی ذوالقرین یعنی دارنده دو شاخ
بسم الله الرّحمن الرّحیموَ یَسئَلُونَکَ عَن ذِی القَرنِین.
در سوره ی «کهف»، آیه ی 83 بیان می شود که از پیامبر اسلام (ص) درباره ی شخصی به نام «ذوالقرنین» پرسیده شد:
"و از تو (ای پیامبر) سوال از ذوالقرنین می کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایتی از او بر شما خواهم خواند."و این آیه مقدمه ای بود بر این که خداوند پاسخ را بدین گونه بدهد: " ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته ای به دست او دادیم.
او هم رشته ای را پی گرفت. تا هنگامی که در حرکت و سیر خود به مغرب رسید، خورشید را که در دریای محیط، غروب می کرد چنین یافت که در چشمه ی آب تیره ای پنهان می شود؛ و آنجا قومی را یافت که چون کافر بودند به ذوالقرنین دستور دادیم که درباره ی این قوم یا قهر و عذاب (در صورتی که ایمان نیاورند) و یا لطف و رحمت (اگر ایمان آوردند) به جای آور. ذوالقرنین (خطاب به) آن قوم گفت: «ما هر کس از شما را که ظلم و ستم کرده به کیفر خواهیم رساند و سپس که (پس از مرگ) به سوی خداوند بازگردد، خدا او را به عذابی سخت کیفر خواهد داد. و اما هر کس به خداوند ایمان آورد و نیکوکردار باشد، نیکوترین اجر را خواهد یافت و ما هم امر را بر او آسان می گیریم.»
و باز وسیله و رشته ای را پی گرفت (سفرش را ادمه داد). هنگامی که به مشرق زمین رسید، آنجا دید که خورشید بر قومی می تابد که میان آنها و آفتاب مانعی قرار نداده ایم. همچنین بود، و البته ما از احوال او کاملاً باخبر بودیم. باز وسیله و رشته ای را پی گرفت (و به سمت شمال سفر را ادامه داد). تا چون رسید میان دو سد (دو کوه)؛ آنجا قومی را یافت که سخنی فهم نمی کردند (و سخت وحشی و زبان نفهم بودند). آنان گفتند: «ای ذوالقرنین، قومی به نام یأجوج و مأجوج در این سرزمین و پشت این کوه فساد (و خونریزی و وحشیگری) بسیار می کنند؛ آیا چنانچه ما خرج آن را بر عهده گیریم، سدی میان ما و آنها می بندی؟»
ذوالقرنین گفت: «تمکن و ثروتی که خداوند به من عطا فرموده (از هزینه کردن شما) بهتر است؛ شما (فقط) با قدرت بازویتان به من کمک کنید (هزینه را خودم بر عهده خواهم گرفت) تا سدی محکم برای شما بسازم (که مانع دستبرد آنها شود). برایم قطعات آهن بیاورید.» (آنگاه دستور داد که زمین را هنگام رسیدن به آب بکنند و از عمق زمین تا مساوی دو کوه از سنگ و آهن دیواری بسازند). زمانی که میان آن دو کوه را برابر ساخت، گفت: «در آتش بدمید» تا هنگامی که آهن را به سان آتش گداخت، گفت: «برایم مس گداخته آورید تا بر آن فرو ریزم».
از آن پس آن قوم نه هرگز توانستند به بالای آن سد برسند و نه هرگز بر شکستن آن سد و رخنه در آن توانایی یافتند.
ذوالقرنین گفت که این لطف و رحمتی از خدای من است و آنگاه که وعده ی خدای من فرا رسد .
(که روز قیامت و یا روز ظهور منجی بشریت است) آن سد را متلاشی و هموار با زمین گرداند و البته وعده ی خدای من محقق و راست است." اول از همه این که خیلی از منابع تفسیرهای بسیار زیادی در این باره نوشتند، . پیش ازگفتن هر چیزی لازم به ذکر است که بقایای این سد هنوز در خاک گرجستان باقی است و معنای نام محلی که این سد در آن قرار گرفته، به زبان پارسی برابر با "کوروش" است.
در ضمن معنای کلمه ی "ذوالقرنین" در پارسی "شخص صاحب دو شاخ" است.اما با توجه به این که در این آیات...ذوالقرنین فردی است که توانسته جهان را تحت حکومت خود در بیاورد. پس ذوالقرنین می تواند یکی از این افراد باشد:١- کوروش بزرگ؛٢-داریوش بزرگ؛٣-اسکندر مقدونی.البته عده ای می گویند که یکی از پادشاهان یمن هم باید جزو لیست احتمالات اشاره به ذوالقرنین باشد، چون اول نامش "ذو" دارد! اما هیچ جای تاریخ به جهانگشایی پادشاهان عرب در پیش از اسلام اشاره ای نشده!برگردیم به لیست...!با توجه به این که داریوش بزرگ هنگامی به پادشاهی رسیده که خیلی از نواحی جهان را از پادشاهان قبل از خود به ارث برده و فقط مصر و چند کشور را خود او تحت سلطه درآورده، پس او را از لیست خارج می کنیم. پس فقط کوروش و اسکندر ماندند.
در آیات داریم که ذوالقرنین به نیکی با مردم رفتار می کرد و نیکوکردار بود. با توجه به منابع تاریخی خودمان که می دانیم اسکندر آنچنان هم نیکوکردار نبود! از آتش زدن تخت جمشید گرفته تا ویرانی ها و قتل و غارت های گسترده اش در سراسر جهان.اما درباره ی کوروش بزرگ؛ بهتر است نگاهی به استوانه ی نگاشته شده توسط او، معروف به کتیبه یا منشور حقوق بشر کوروش نگاه کنید که در آن شرح فتح بی خونریزی سرزمین های بابل (Babylon)، سومر (Sumer) و اکد (Akkad) آمده است.به علاوه سدی که در گرجستان واقع شده، و بسیاری دیگر دلالت بر اشاره ی این آیات به کوروش بزرگ دارد.همان طور که اول مطلب گفتم، ذوالقرنین یعنی صاحب دوشاخ. پس بهتر است خودتان را خسته نکرده و تصاویر زیر را که تندیس در تصاویر چند سال پیش در پارسه پیدا شد و مربوط به کوروش است را ببینید. اگر خوب به این تصاویر نگاه کنید، بر روی سر کوروش بزرگ، چیزی شبیه به دو شاخ می بینید.
اگر به خاطر داشته باشید قبلا هم گفته ام که کوروش بزرگ نخستین پادشاهی بود که توانسته بود دو سرزمین پادشاهی پارس ها و ماد ها را با صلح پایدار متحد کند. خود کوروش هم از این موضوع باخبر بود، و برای این افتخارش دستور داده بود که از دو طرف تاجی که برای او می سازند، دو شاخ به نشانه ی افتخار متحد ساختن این دو سرزمین وجود داشته باشد. پس ذوالقرنین مورد اشاره در قرآن، همان کوروش بزرگ است. اما حالا از چه افتخاراتی دیگر درباره ی کوروش بزرگ باخبر شدیم؟!کوروش...نخستین کسی که سدی بزرگ ساخت، نخستین کسی که آلیاژ ساخت، و نخستین های دیگر. دوباره آیات را بخوانید!
تفسیر آیه های قرآن درباره ذوالقرنین
ذوالقرنین در آیات83 تا 98سوره کهف آمده است. از این آیات چنین بر می آید که:
1- این لقب را گروهی می شناسند و از پیامبر پرسش می کنند. همانطور که می دانیم یهودیان در مدینه بودند و در تورات از کوروش نوشته شده است و احتمالا یهودیان از پیامبر اکرم (ص) درباره عقاب شرق یا کوروش سوال کرده بودند.
2- خداوند کشوری را به کف با کفایت او سپرده و وسایل فرمانروایی را برای او فراهم ساخته است.
3- کارهای عمده او عبارت است از سه جنگ بزرگ، نخست در غرب تا آنجا که به حد مغرب رسیده است و آنجا را که خورشید غروب می کند به چشم دیده است (کوروش در ابتدا سرزمینهای ماد و لیدی و بابل را تصرف کرد)، دوم در جنگ مشرق تا آنجا رسیده است که دیگر جز صحرایی خشک و بدون آبادی ندیده است و ساکنین آن نیز بدوی بوده اند (با لشکر کشی کوروش به مکران و سیستان و حدود و حوالی بلخ و باکتربا انطباق دارد و ظن قوی این است که کوروش در این سفر ، بلاد سند را هم فتح کرده است و ایرانیان سند را هند می نامیده اند و از این جهت در کتیبه داریوش، نام هند نیز در میان نامهای ممالک بیست و هشت گانه مفتوحه ذکر شده است). کار سوم که شاهکار اوست ساختن سد بر تنگه و دره ای سخت گذر بوده که از ورای آن تنگه، عده ای مرتبا به ساکنین این منطقه هجوم می آورده اند و آنان را غارت می کرده اند. ساکنین این منطقه قوم مزبور را یاجوج و ماجوج نامیده بودند که قومی وحشی و بدون تربیت و فرهنگ بوده اند.
از آیات قرآنی چنین بر می آید که یاجوج و ماجوج دو قبیله وحشی و خونخوار جنگجو و غارتگر بوده اند و در دوردست ترین نقاط شمال آسیا زندگی می کردند. بر پایه دگرگونی واژگان و دگرگیسی زبان می توان گمان برد كه یاجوج و ماجوج همان مغولیان بودهاند، چون این دو كلمه به زبان چینى منگوك و یا منچوك است، و معلوم مىشود كه دو كلمه مذكور به زبان عبرانى نقل شده و یاجوج و ماجوج خوانده شده است، و در ترجمههائى كه به زبان یونانى براى این دو كلمه كردهاند گوك و ماگوك مىشود، و شباهت تامى كه میان ماگوك و منگوك هست حكم مىكند بر اینكه كلمه مزبور همان منگوك چینى است همچنان كه منگول و مغول نیز از آن مشتق و نظائر این تطورات در الفاظ آنقدر هست كه نمىتوان شمرد. پس یاجوج و ماجوج مغول هستند و مغول امتى است كه در شمال شرقى آسیا زندگى مىكنند، و در اعصار قدیم امت بزرگى بودند كه مدتى به طرف چین حملهور مىشدند و مدتى از طریق داریال قفقاز به سرزمین ارمنستان و شمال ایران و دیگر نواحى یورش می بردند، ولی پس از آنکه سد ساخته شد به سمت شمال اروپا حمله مىبردند. اروپائیان آنها را سیت مىگفتند.
--------------------------------------------------------
می دانیم که کوروش نخستین کسی است که سد ساخته است و از آهن به نحو انبوه استفاده کرده است و این سد در تنگه داریال در گرجستان امروزی قرار دارد. در آثار باستانی ارامنه این دیوار « بهاگ کورایی » به معنی « تنگه کوروش » نامیده می شود.
سد یاد شده نه تنها از سنگ و آجر بوده بلکه از آهن و پولاد نیز در آن به کار رفته است و چنان عظیم و سدید بود که از هجوم غارت کنندگان جلوگیری کامل می نمود.
در قرآن آمده است که ذوالقرنین سپس چنین دستور داد: قطعات بزرگ آهن براى من بیاورید. هنگامى كه قطعات آهن آماده شد، دستور چیدن آنها را به روى یكدیگر صادر كرد تا كاملا میان دو كوه را پوشاند. صدف در اینجا به معنى كناره كوه است و از این تعبیر روشن مىشود كه میان دو كناره كوه، شكافى بوده كه یاجوج و ماجوج از آن وارد مىشدند، ذو القرنین تصمیم داشت آن را پر كند. از این رو به آنها گفت مواد آتشزا(هیزم و مانند آن) بیاورید و آنرا در دو طرف این سد قرار دهید، و با وسائلى كه در اختیار دارید در آن آتش بدمید تا قطعات آهن را، سرخ و گداخته كرد. در حقیقت او مىخواست از این راه قطعات آهن را به یكدیگر پیوند دهد و سدی یكپارچهاى بسازد، و با این طرح عجیب، همان كارى را كه امروز بوسیله جوشكارى انجام مىدهند انجام داد، یعنى به قدرى حرارت به آهنها داده شد كه كمى نرم شدند و به هم جوش خوردند. سرانجام آخرین دستور را چنین صادر كردگفت: مس ذوب شده براى من بیاورید تا بروى این سد بریزم و به این ترتیب مجموعه آن سد آهنین را با لایهاى از مس پوشانید و آن را از نفوذ هوا و پوسیدن حفظ كرد.
4- پادشاهی عادل و رعیت نواز بوده و از خونریزی جلوگیری کرده و قوم مغلوب را آزار و کشتار نمی نموده است. وقتی که به قوم مغرب استیلا پیدا کرد مغلوبان گمان کردند که مثل سایر فاتحان مورد شکنجه و بیداد قرار خواهند گرفت. اما پادشاه چنین نکرد و گفت که نیکوکاران و رجال قوم از آسیب محفوظ خواهند بود و او کوشش خواهد کرد.
که به داد و دهش قلوب آنان را تسخیر کند. می دانیم که کوروش پس از استیلا بر ماد و لیدی و بابل و دیگر جاها نه تنها به مردمان مختلف کاری نداشت بلکه حتا به دین و آیین آنها هم احترام می گذاشت و با اینکه یکتاپرست و زرتشتی بود خدایان دیگر جاها از جمله مردوک خدای بابل را گرامی میداشت.
5- ذوالقرنین به مال و اندوخته ی دنیایی نیاز نداشت و حریص نبود و حتی زمانی که ستم دیدگان خواستند برای ساخت سد پولی فراهم و جمع کنند، از گرفتن آن ابا کرد و گفت خداوند مرا از مال و اندوخته شما بی نیاز ساخته است، فقط به نیروی بازوی خویش مرا همراهی کنید تا سدی آهنین در برابر دشمن بنا کنیم. کوروش در همه جا از خود سخاوت نشان داد. به طور مثال از خزانه ی ایران هزینه ی دستور ساختن معبد اورشلیم برای یهودیان را داد و معبدهایی که نبوکدنصر خراب کرده بود دوباره آباد ساخت.
-----------------------------
دلیل دیگری که می شود به آن استناد کرد عقیده ی قوم یهود است. کتابهای دینی یهود تصریح می کند که کوروش فرستاده خداوند و مسیح اوست که برای دادگستری و فراهم آوردن خشنودی خود، او را برگزیده است. همه می دانیم که یهودیان در تاریخ خود به ندرت از فردی غیر یهود تعریف کرده اند پس اگر کوروش یکتاپرست و دادگستر نبود هیچوقت از ایشان تعریف نمی کردند.
برخی با غرض یا به اشتباه اسکندر گجستک را ذوالقرنین می دانند لیكن این معنی با لسان قرآن سازش ندارد. چون نخست قرآن میگوید ذوالقرنین مؤمن به خدا و روز قیامت بوده است و دین او دین توحید بوده است؛ ولی ما می دانیم كه اسكندر مشرك بوده همچنان که قربانی کردنش برای سیاره مشتری خود شاهد آن است و یونانیان و مقدونیان ایزدان بسیاری داشتند که در تاریخ ثبت است
دوم قرآن ذوالقرنین را مرد صالح از عباد خدا و صاحب عدل و داد می شمارد که تاریخ برای اسكندر خلاف آن را بیان میكند. اسکندر سفاک و عیاش بوده است ( چنانچه در ماجرای آتش زدن تخت جمشید معروف است .( و سوم اینکه در هیچیك از تواریخ نیامده است كه اسكندر مقدونی سد یأجوج و مأجوج را بنا كرده باشد. چهارم مسیر لشکرکشی اسکندر از غرب به شرق بوده است و حال آنکه به تصریح قرآن شروع لشکر کشی ذوالقرنین به سمت غرب بوده است. ضمنا یادی از اسکندر مقدونی در عهد عتیق نیست. گروهی از پژوهشگران دلیل این را که مفسران نخستین اسکندر را ذوالقرنین نامیده اند ناشی از ناآگاهی آنان از تاریخ باستان ایران و وجود شخصیتی اشکانی به نام اسکندر در برابر الکساندر مقدونی می دانند که خوش رفتاری های فرد اخیر به حساب جهانگیر مقدونی نهاده شده است.
این موضوع می تواند مورد پژوهشی دقیق قرار گیرد. در پایان، سخنی که می توان بیان کرد دوتا از فروع دین ما یعنی تولی و تبری است که یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا. چون کوروش بزرگ دوست خدا و فردی بود که احکام الهی را در زمین جاری می کرد باید مورد احترام همگی ما باشد و مقامش را گرامی داریم. کوروش بزرگ نماد ملیت و هویتمان و هم نماد فردی نیک اندیش از نظر کتابهای آسمانی مانند تورات و قرآن است و هم نماد انسانی یکتاپرست و دادگستر در سراسر گیتی. مهرش افزون باد و ایرانش همیشه جاوید.
نظر و دیدگاه مورخین سدههای اسلامی- موافق بر ذوالقرنین بودن کورش بزرگ
ابوالفرج بن عبری در مختصر الدول: کورُش، ابوریحان در آثار الباقیه بنا بر مدارک غربی نیز او را کورُش مینامد. مسعودی در مروج الذهب وی را کورُش، ابو جعفر محمد بن جریر طبری در تاریخ الرسل و الملوک او را کیرُش مینامد و لقب سپهبد بابل را به وی میدهد.ابن اثیر در تاریخ کامل خود وی را کیرُش و حمزهٔ اصفهانی در تاریخ سنن ملوک الارض و الانبیاء وی را کوروش مینامد و در ادامه بیان میدارد که: کی اردشیر را همان می دانند که یهودیان گویند بهمن است و در اخبار آنان به کوروش تعبیر شده و ما می دانیم که حروف «واو» در برخی از گویشهای مناطق ایران نیز (همچو لهجههای جنوبی) گاهی به یاء دگرگون میشود، چنانکه خون را خین و دور را دیر گویند، و به همین دلیل کوروش نیز در نوشتههای کهن (کی رش، کی ارش) نگاشته شده که گونههای درست آن است…
———————————
پس از فتح بابل توسط ایشان(بیت المقدس) خانه خدائی را که توسط ابراهیم و پسرش بنیان گذاشته و سپس توسط سلیمان پسر داود ساخته شده بود توسط بخت النصر تخریب
کردیده بود بدستور کوروش دستور بازسازی آن شروع و در زمان داریوش به پیان رسید.
عزرا باب ۶ آیات ۱۴ و ۱۵
۱۴- و مشایخ یهود به بنانمودن مشغول شدند و برحسب نبوت حجی نبی و زکریا با این عدو کار را پیش بردند برحسب حکم خدای اسرائیل و فرمان کوروش و داریوش و ارتحشیستا پادشاهان فارس آن را بنا نموده به انجام رسانیدند.
۱۵- و این خانه در روز سوم ماه آذار در سال ششم داریوش پادشاه تمام شد.
———————————-
منابع برای عوامی که دسترسی به منابع بالا ندارند
تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، تفسیر سوره کهف، آیه های ۸۳ تا ۹۷، جلد ۱۳
تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، رویه (صفحه) های ۳۳۸ و ۵۳۲ و ۵۵۱ و ۵۵۲، جلد ۱۲
کوروش بزرگ(ذوالقرنین)، ابوالکلام آزاد، ترجمه ی محمد ابراهیم باستانی پاریزی
-------------------------------------------------
ابوالکلام آزاد، دانشمند شهیر هندی و وزیر فرهنگ دولت نهروهم این نگاره را ذوالقرنین خوانده و بر پایه آن، کوروش را همان ذوالقرنین یاد شده در قرآن دانسته است.
در تورات در «سفر دانیال» (8-1) از بیچارگی و رهایی و پیشگویی در نجات یافتن یهودیان به وسیله قوچ (تشبیه به کلاه کوروش)، به ذوالقرنین اشاره شده است. این موضوع در «سفر یشعاه و سفر یرمیاه» هم آمده است. او در رویای دانیال پیغمبر به صورت قوچی که دارای دو شاخ است، درمی آید. شخصیت کوروش در عقاید یهود دارای مکان و منزلت مهمی است.
قرن (هم در عربی و هم در عبری) معنای شاخ و هم گیسو را می دهد که در واقع کوروش کلاهی بر سرش بوده مانند سرو، همانطور که در نگاره می بینیم. نگاره مزبور درباره لقب کوروش کمک شایانی به ما می کند که همانا ذوالقرنین است. دو بال نگاره هم گویای همان تصویری است که در سفر یشعاه (عقاب شرق) بیان شده بود. با توجه به اینكه نام كوروش در كتیبه مفقود شده بالای آن ذكر گردیده گرایش بیشتر وجود داشته كه همان «ذوالقرنین» یعنی دارنده دو شاخ موجود در قرآن است. در کتاب عزرا (3-1 و 1) گفته شده که تمام اسیرانی که بوسیله نبوکد نصر گرفتار شده بودند به سرزمین خود اورشلیم بازگشته و معبد خود را از نو بنا کردند و در جای دیگر کوروش را به عقاب شرق تشبیه کرده است: «من عقاب شرق را فراخواندم. من این مرد را که از سرزمین دور می آید و خشنودی مرا فراهم می کند فراخوانده ام» (11:46). خلاصه از نص اسفار یهود چنین بر می آید که تصویر کوروش، همان ذوالقرنین است.
-------------------------------
با سپاس از آقای محسن قاسمی شاد



صحبت شده مثل حضرت محمد که به وجودشون بشارت داده شده
امام زمان هم بشارت داده شده با نام ذالقرنین
اینم که میگن ترسیم هایی از کوروش هست که دو شاخ داره احتمالا بخاطر همون یهودیایی که توسطشون آزاد شدن
اونها در مورد ذوالقرنین حرف زدن هخامنشیان هم طبق گفته های اونها ترسیماتی رو انجام دادن
کجا این سرانجام بد داشتیم؟؟؟
در ضمن کورش بزرک به دنبال کشورگشایی نبود که بناهایی برای کشور گشاییش جا بگزارد
با شما موافقم ولی این چیزی که میگن نود و شش درصد جهان شناخته شده یا کشف شده یا متمدن اون زمان هستش که اگه بنارو به جمعیت بگیریم میشه 44 درصد جمعیت جهان تحت حکومت پارسیان بودن
در بند ۹: ترک کردن معابد – بند ۱۰: بازگشتن به خانه¬ها – بند ۱۱: توجه کردن و رحمت آوردن – بند ۱۲: جستجو کردن، گرفتن دست، برخواندن و یاد کردن (نامیدن) – بند ۱۳: خواستن – بند ۱۴: شاد بودن و نگریستن – بند ۱۵: برانگیختن و گام برداشتن – بند ۱۷: مقدر کردن، از فاجعه رهانیدن و سپردن نبونید به دست کورش – بند ۲۲: گرامی داشتن و قلبی خرسند داشتن – بند ۲۳: مردمان را متوجه جبروت کردن – بند ۲۵: خواسته داشتن – بند ۲۶: خشنود شدن – بند ۲۸: برکت عطا کردن – بند ۳۲: منزل ابدی داشتن – بند ۳۳: خشمگین بودن، فرمان دادن و خشنود بودن – بند ۳۴: دعا کردن – بند ۳۵: خواستار عمر طولانی شدن و شفاعت کردن.
با این تفاسیر عقل سلیم نمی¬تواند این گلنبشته را با این همه مطالب دور از عقل و کفرآمیزِ شرک آلود، به عنوان سندی از جمله سند حقوق بشر بنامد البته نگارنده، این منشور را به عنوان سند حقوق بت¬ها می¬تواند بپذیرد زیرا غیر از موارد بالا، تقریباً بقیه¬ی بندها از پرستش بت¬ها یا از بازسازی بت کده¬ها خبر می¬دهد از جمله بندهای ۳۱ تا ۳۶
از قرآن کریم چنین برداشتی داریم که، ذوالقرنین شخصی مؤمن و موحّد بوده است. اکنون ما می¬دانیم که کورش در گلنبشته¬ی خود به جای مبارزه با بت¬پرستی، چندین بت را ستایش کرده و از چندگانه پرستی کورش و قربانی وی برای چندین خدای دیگر در منابع مختلف آگاهیم. همچنین وی در هیچ کجا از خدای یگانه یاد نمی¬کند، و مسلّم می¬دانیم که شناختی نیز از آن ندارد. نقش اله چهار بال در منطقه¬ی دشت بلاغی یا مشهد مادر سلیمان (منسوب به پاسارگاد) نیز یک نقش فنیقی با تاجی مصری است و اکنون نمونه¬های بسیاری از آن نوع نقش و آن نوع تاج در حجاری¬های بین¬النهرین و مصر وجود دارد. کلاً کلمه¬ی قرن در قرآن به معنای قوم آمده نه شاخ که به دلیل نوع تاج این تعبیر شاخ را می¬آورند. افزوده شود که با بررسی حملات و جنگ¬های کورش، که در پایاننامه¬ی ارشد نگارنده با ذکر منابع آورده شده، فرقی میان وی با دیگر کشورگشایان نمی¬بینیم. نگارنده مطالبی را نیز در دست دارد که منطقه¬ای که نام پاسارگاد را بر روی آن نهادند و تفاسیر پیرامون آثار آن را مطرود یا مشکوک می¬داند که پرداختن به آن¬ها در اینجا نمی¬گنجد و در مقاله¬ی مفصل دیگری آورده شد. از اینها که بگذریم، حضرت علی در کتاب «شیخ صدوق» به نام «علل¬الشرایع» جلد اوّل، صفحه¬ی چهل، نقل به مضمون فرموده¬اند: «ذوالقرنین نه پیامبر بوده و نه پادشاه!» با این حال با کدام عقل سلیم، عدّه¬ای اسکندر (در زمان قبل از شناساندن کورش و قرون اولیه¬ی هجری) و عدّه¬ای کورش(در سال¬های اخیر) را به ذوالقرنین منسوب می¬کنند؟!
درباره¬ی سد نیز در قرآن گفته شده که از مردم یاری گرفت که با قطعات بزرگ آهن و مس گداخته سدی را بنا کرد. از این آیات چنین می¬فهمیم که این سد تا قیامت باقی خواهد ماند. اما چنین سدی هنوز در روی زمین کشف نشده و سدهایی را که گفته¬اند دارای مشخصاتی که در قرآن آمده نیستند. آقای رائفی¬پور با استناد به آیات دیگر قرآن، آهن و مس را مردمان آهنین و مسین و مقاوم در برابر دشمنان خدا پنداشته¬اند که سخنرانی¬های طولانی درباره¬ی آن دارند که ضبط شده.
پس بر این گفتار ذوالقرنین به هیچ عنوان نمی¬تواند کورش باشد و تکرار این سخن فریب مردمان و گناه است.
همین مانده بود که طرفداران آقای رائفی پور(نابغه تاریخ و فلسفه و تفسیر قرآن) از فریب مردم ابراز نگرانی کنند.
کاملا طبیعی است که در مملکتی که رتبه نخست را در فرار نخبگان دارا میباشد امثال آقای رائفی پور به دید نابغه و فیلسوف به چشم آیند
این اعدادو از کجا میارین وجدانا؟؟؟؟
کی همچین چیزی گفته؟
علامه طباطبایی گفته اند ممکن است ذوالقرنین همان کوروش باشد یک تطبیق تاریخی انجام داده بدون ابراز ارادت.... ولی شهید مطهری احترام به بت پرستان توسط کوروش و دادن مجوز پرستش آنها را مورد انتقاد قرار داده.
بجز مورد احتمالی بالا چیزی در تفاسیر دیگر بزرگان تشیع دیده نشد جز حدیثی از امام علی (ع) به این شرح که به پادشاه بودن ذوالقرنین اشاره نفرموده اند :
و فی حدیث علی (ع) و قد سئل عنه أ نبی هو أم ملک؟ فقال: عبد صالح أحب الله فأحبه، و نصح لله فنصح له.
مجمع البحرین، ج6، ص: 295
از امام علی (ع) پرسیدند: ذوالقرنین پیامبر بود یا پادشاه؟ فرمودند:
بنده صالح خدا بود که خدا هم او را دوست داشت...
آنقدر دین مبین اسلام از پندها و توصیههای دنیوی و اخروی غنی هست که در بسیاری موارد آن را به افراد مجعول نسبت میدهند حالا پشت این موارد چیست بماند...
از نظر فقه نیز ، شهید مطهری قابل مقایسه با علامه طباطبایی نیستند .
و در آخر عزیزان عصر امروز عصر اسلام و پیامبر ی که آخرین از آن پیامبران بوده است پس بچسبیم به پیامبر زمان خودمان ببینیم الان وظیفه مان چیست؟
اولا بنده فحش نداده بودم که سانسور بشه بلکه یک حرف شبه سیاسی زده بودم که موردی هم نداشت اما آقا خراسانی ترجیح دادن که سانسورش کنن
دوم اینکه شما راست میگی،برای شما بهشتی های هشت درصدی همون رائفی پور خوبه و برای ما جهنمی ها همون کوروش بزرگ،شما ها اگه سواد داشتین به جای گوش دادن به رائفی پور میرفتین بفهمین آیت... طالقانی کیه و چی گفته!!
لیلا خانم میدونین دینداری امثال شماها چطوری هست،خوب الان میگم:(در ضمن خود من مسلمان و شیعه هستم)
"امثال شما میرین قرآن یا احکام دین رو میخونین از یه جاییش خوشتون میاد میگین ایول چه دین باحالی داریم،مثلا جایی که از مهر به زنان صحبت کرده مثل مهریه و ....در مقابل گاه و بیگاه با آیاتی مواجه میشین که به مزاق با بصیرت هایی چون شما خوش نمی آید و میگید خوب من بااین تیکه کاری ندارم و بعد هم خیلی ساده ازش عبور میکینید و صد البته خودتونو گول میزنید،مثلا اینکه در اسلام گفته شده مرد میتونه در صورت لزوم زن رو کتک بزنه،و قطعا اگر از سوی همسرتان چنین رفتاری سر بزند فردا صبح درخواست طلاق میدهید و اصلا کاری به این ندارید که طلاق حرام ترین حرام طبق همان دین در روی زمین است چون آن کتکی که خورده اید به میل شما نبوده است،دیگر برایتان اصلا مهم نیست که دین چه خواهد گفت،و شما همانهایی هستید که به جای اینکه بروید به چنین موضوعاتی فکر کنید مدام در حال گول زدن خودتان هستید."
سوما اینکه شما اگه از ایشون یک قهرمان میخوای بسازی بساز ولی اینو بدون من قبل از شما به خیلی از سخنرانی هاش گوش کردم و حتی یه بار حضور داشتم و از فاصله نزدیک هم زیارتشون کردم،ایشون آدم بیسوادی نیست اما در حوزه دین بخصوص تفسیر قرآن از سواد کافی برخوردار نیست،بنابراین ایشون در حالیکه انسان باسوادی هست اما تخصص لازم رو برای اینکه بخواد قرآن تفسیر کنه و از ذوالقرنین صحبت کنه نداره،چه برسه به اینکه بخواد نظریه جدید ارائه بده،پیامبر اسلام هروقت به منبر میرفتن هدفشون این بود به مردم بفهمونن باید کتاب مطالعه کرد نه اینکه مردم به جای کتاب خوندن فقط برن پای حرفای یه منبری بشینن و یک تفکر بهشون غالب بشه.
این حرفی که شما زدین در دین مسیحیت وجود دارد اما باز ...
باز در مورد پای منبر رفتن مردم دارین اقرار میکنین پیامبر میگفتند علم کسب کنین وگرنه برای تفسیر قرآن باید به کسی مراجعه کرد که علم این کار را داره
اما در مورد رائفی پور باز اگه دقت کنین همیشه داره تو جلساتش میگه فلان روحانی گفته یا مثلا در فلان کتاب تفسیر نوشته یعنی از خودش نمیگه و همش میگه باز از چند روحانی دیگه سوال کنین
در تخت جمشید بروید در دیوارش ؟
توصل؟
بوت بابل توانستم ۲سوم جهان را بگیرم ؟
ببخشید زبان فارسی دچار تغیری شده جدیدن؟
کوروش بزرگ به بت احترام نگذاشت ! کوروش به عقیده احترام گذاشت ،چیزی که صد نسل بعد شما هم ،کوچکترین درکی از آن نخواهید داشت
************************** چی برسه به اینکه در حد علامه طباطبایی و یا سایر علمایی که موافق با کوروش بزرگ هستن باشه"
وحید جان در اینکه حضرت مهدی منجی بشریت هستن شکی نیست ولی توهم حداقل همین نوشتارو بخون تا ببینی آقای رائفی پور حتی در حد یک نظریه پرداز هم نیست
شاید ایشون در بعضی موارد اطلاعاتی داشته باشه ولی مفسر قرآن نیست
۲٫ر.ک: مجلسی ، بحارالانوار، ج۴۰، ص۲۵۳، خواندمیر، تاریخ روضه الصفا، ج۲، بخش دوم ص۱۷۷۱٫
۳٫موسوعه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ج ۳، صص۹۱-۹۳٫
۴٫جعفریان، تاریخ خلفاء،ص۱۱۵
۵٫مسعودی، مروج الذهب ، ج۲، ص ۳۰۹٫
۶٫ سوره حجرات، آیه ۱۴٫
۷٫ زندگی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، جعفر مرتضی عاملی، ص ۱۲۲٫
۸٫تاریخ ایران بعد از اسلام، ص۱۵۷٫
۹٫ سیری در سیره ائمه اطهار(ع)، مطهری، ص ۵۰؛ جاذبه و دافعه امام علی(ع)، مطهری، ۱۵۳؛ سیری در نهج البلاغه، مطهری، ۲۵۸٫))) در مورد دلایل جنگ با ایران ۳۲ -نظر امام علی(علیه السلام) درباره حمله اعراب به ایران برای گسترش اسلام و موضعی ایشان ۳۳- حقیقت ایران باستان ۳۴ - دلایل اختلاف سربازان مقدونی با اسکندر مقدونی و غیره که برای مطالب احساساتون هست اگه مطالب بار علمی داشت حتما جواب هم منسجم تر خواهد بود اما انگار به نداشتن وقت و یا نداشتن مطلبی خاص اینقدر موضوعات توی هم و بهم تنیده اوردید. در مورد اینکه من میگم منشور کوروش متعلق به کشور عراق هست خب چکار کنم بیام بخاطر اینکه جناب عالی رنجیده خاطر نشید بگم نه منشور مال ایرانه؟؟؟ در مورد مهاجرت باید بگم یه چیز بدیهی هست که هر کسی دنبال یه کشوری باشه که بتونه زندگی اروم و بی دردسری داشته باشه و اون کشور هم اول مهاجر پذیر باشه و بعد حقوقی برا اون برقرار کنه که کشور های عربی یا درشون فتنه هست یا وسعیت جغرافیایی ندارند و یا اون پیشرفتی که مثل اروپاست رو ندارند.((البته من منکر حرف شما نمیشم ولی اگه کشور دیگه مثل ایران می اومدن اگه موسسه دولتی از انها دفاع نکنه به همین بلا دچار میشند . هر چند توی کشوری مثل ترکیه که هم موسسه اش هست و ادعاش بازم میبینم نه تنها تجاوز به مهاجرین ایرانی و غیر ایرانی هست که هر چند گاهی صدای سازمان ملل و حالا بعضی وقتا کشورمون هم در میاد)) پس کشور عربی مهاجر پذیر نیستن در نتیجه موسسه ایی برای مهاجران نیس هر چند عربستان فقط مهاجر و اونم بعنوان خدمت کار از کشورهای شرق اسیا رو قبول میکنه. خب حالا شما شاید اطلاعی از مرزها ندارید که هموطن هامون میلیونی در مرز های ترکیه و یونان و مقدونیه هستن و خودشون افعانی یا یک ملیت دیگه معرفی میکند تا به اروپا مهاجرت کنن. پس حتی اگه امکانات و رفاه عمومی و امنیت داشته باشند بازم اولین مقصد برای مهاجرت اروپاست. در مورد خلفا هم حالا به جز ما شیعه که جمعیت چند میلیونی هستیم همه از مذاهب دیگه اسلام هستند به غیر مذهب وهابیت ایا در دیگر مذاهب خشونتی میبنی؟؟ مثلا بگیم سنی ها همشون بد هستن؟؟ چون به خلفا راشدین اعتقاد دارند!!؟ و تا جای که من میدونم اسلام هراسی دست اویز کشور های دیگه مثلا انگلیس وهابیت رو میسازه و امریکا از وهابیت داعش میسازه و بگیم این همان اسلام است!؟ متاسفانه شما اطلاعات زیادی و جامعی در مورد تاریخ اسلام ندارید و اگه عرق ایرانی نبود اصلا هم تاریخ رو نمیخوندی و وقتی خوندی وارد تضادی با احکام اسلام شدی. اسلام دین رحمانیت هست هیچ وقت کسی بدون سخت ترین دلایل و هزاران راه تبرئه محکوم نمیشه و در اخر هم میگه از ببخشید برای شما بهتره!!! بنظر من اگه یه کم پیش بری و به تاریخ معاصر برسی حتی فکر کنم منکر ولایت فقیه و نظام کشورمون میشه چرا که با روح حساس شما سازگار نیس اما میبینی که اگه کسی در قوانین اسلام محکوم به اعدام میشه باید بدونید هزاران فیلتر رو باید بگذرونه تا به این حکم برسه. البته اگه شما کل قضیه فتح ایران حالا با جنگ یا بدون جنگ مخالفید باید با نظر پیامبر و قران مخالف باشید چون پیامبر در چندین حدیث چون حدیث ((([عدل]
^ موقع الإسلام الدعوی والإرشادی: صحیح مُسلم » کتاب الفتن وأشراط الساعه » باب ما یکونُ من فتوحات المُسلمین قبل الدجَّال
^ إسلام ویب، موسوعه الحدیث: صحیح مسلم » کِتَاب الْفِتَنِ وَأَشْرَاطِ السَّاعَهِ » بَاب " لَا تَقُومُ السَّاعَهُ حَتَّى یَمُرَّ الرَّجُلُ ...
^ إسلام ویب، موسوعه الحدیث: شرح السُنَّه » کِتَابُ الْفِتَنِ » بَابُ مَا یَکُونُ مِنْ کَثْرَهِ الْمَالِ وَالْفُتُوحِ ...
^ موسوعه الإعجاز العلمی فی القُرآن والسُنَّه: الإعجاز الغیبی والتاریخی؛ هلاک کسرى وقیصر وزوال ملکهما
^ إسلام ویب، موسوعه الحدیث: سُنن النسائی الصُغرى، رقم الحدیث: ۳۱۴۳))) وعده فتح ایران و روم رو به مسلمانان داده و فرماندهان جنگ همه از صحابه و برخی از یاران بسیار نزدیک امام علی بودند. من همیشه گفتم نمیشه تعداد کمی پابرهنه و گرسنه برا ارتشی بزرگ و تا دندان مسلح به پیروزی برسند الا وعده و یاری خدا در ان باشه اگه هم شکست میخورند مطمئن باشید تمامی شبه جزیزه عرب در خون میغلتید و نه کعبه میموند و نه اسلام! مطالب خیلی وسیع تر از این هست که من در یک نظر همه رو بیارم شما میتوانید در موضوعاتی که بالا گفتم برید بخونید و ببنید!!!
خورشید در روز قیامت شهادت خواهد داد
فقط امیدوارم روزی با شما همانگونه برخورد شود که به آن اعتقاد دارید
سواد قرآنی شما را هم دیدم که چقدر خوب آیه ۸۲ سوره نحل را که تمام اسناد شما را رد میکند تفسیر کردید
1-در مورد نظر شما راجع به ذوالقرنین باید بگم که این دلیل شما مبنی بر اینکه چون کوروش پیروزی خودش رو مدیون مردوک دونسته دلیل بر مشرک بودنش هست و درنتیجه نمیتونه ذوالقرنین باشه دلیل محکمی نیست به چند دلیل:
یک) شما اولین کسی نیستید که به این حقیقت پی برده اید بلکه خیلی از علمای اسلام که موافق ذوالقرنین بودن کوروش میباشند از این گفته ی شما با خبرند،شما با این بهانه که علامه طباطبایی قبل از ترجمه منشور دیدگاه خود را عرضه داشته اند نظریه ایشان را رد کرده اید اما ابتدا بیایید ببینید کدام علما موافق با ذوالقرنین بودن کوروش هستند که من تعدادی از آنها را نام میبرم:
-مولانا ابوالکلام آزاد،مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر مجمع البیان
-علامه طباطبایی در تفسیر المیزان
-آیت...مکارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ(مانند قرائتی،امامی،آشتیانی،حسنی،شجاعی،عبدالهی و محمدی و ...) در تفسیر نمونه
-تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن
-آیت... میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق
-آیت... سید محمد فقیه استاد اخلاق،حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم
-صدر بلاغی در قصص قرآن
-استاد محیط طباطبایی
-حجت الاسلام شهید هاشمی نژاد
و نویسندگانی چون علی شریعتی در کتاب" بازشناسی هویت ایرانی اسلامی" و باستانی پاریزی،منوچهر خدایار و...
اما مهمتر از همه اینها اسلام شناسان برجسته ی جهان عرب و هم عصر با ما از جمله:
-شیخ اشعراوی
-دکتر عبد المنعم انمر: ایشان بالاترین مقام دینی(وزیر اوقاف و امور دینی مصر و اسلام شناس قرن بیست)و بزرگترین اسلام شناس معاصر در مصر بودند که موافق با نظریه ابو الکلام آزاد بودند اما چون ایشان در قید حیات نیستند فرض میکنیم ایشان هم از کشفیات شما بی بهره ماندند و درنتیجه ایشان را هم جدی نمیگیریم.
-بعد از دکتر عبد المنعم مهمترین شخصیت علمی و مذهبی جهان عرب صابر صالح زغلول در سال ۲۰۱۱ در کتابی ۳۲۷ صفحه ایی نتیجه میگرد که دیدگاه ابو الکلام آزاد به واقعیت نزدیکتر است.
جناب حامد ایشان که یقینا از ترجمه منشور با خبرند ایشان را چگونه میخواهید رد کنید؟حتما میخواهید بگویید ایشان هم اگر اشتباهی داشته در همین مورد بوده است؟عجب،طرف ۳۲۷ صفحه کتاب نوشته(در سال ۲۰۱۱)اما از ترجمه منشور کوروش بی خبر بوده ولی فقط شما خبر داری!!!!!خوب است دیگر،از این به بعد تمام علمای اسلام را می آوریم پیش شما تا دانسته های خود را برای شما بیان کنند اگر خوشتان امد که هیچ ولی اگر بدتان آمد قطعا دچار اشتیاه شده اند!!!!!!!!فکر کنم شما کلا هر آنچه را که ریشه در ایران باستان داشته باشد برایش ماهیت دوزخی قائل میشوید.
جناب حامد بازهم میگم این جمله کوروش دلیل بر مشرک بودنش نیست چون اون زرتشتی بوده و ما باید به تمام زندگیش نگاه کنیم نه یک روز از زندگیش.در واقع جناب حامد این حرف اون میتونه هزار و یک دلیل داشته باشه مثلا همونطور که گفتم اون بعد از فتح بابل خودش رو در میان مردمی بت پرست دید،خوب اون میتونسته این حرفو مثلا برای احترام به آیین اونها زده باشه که آقا اگه تونسته اونارو از بند ستم شاه بابل نجات بده به کمک همون خدایی بوده که اونها بهش اعتقاد دارن و همونطور که گفتم کوروش وظیفه ی رسالت مردم بابل رو به عهده نداشته که بخواد بره براشون توضیح بده آقا این خدایان سنگی هیچ ارزشی ندارن و بخواد نهی از منکر کنه؛جناب حامد اصلا من یک سوال از شما میپرسم:
اگه کوروش مشرک و بت پرست بوده پس چطور تا الان طی کشفیات باستان شناسی در شیراز و محل زندگی کوروش حتی یک بت هم پیدا نشده؟اگه به قول شما اون به مردوک که یک خدای سنگی بوده اعتقاد داشته پس حداقل باید تا الان یه بت سنگی در پاسارگاد پیدا میشد؟اما چیزی که کتیبه های مربوط به زمان هخامنشی گواهی میدن نشان از یکتا پرست بودن شاهان هخامنشی است.
از طرفی دیگر جناب حامد همانطور که خودتان اشاره کردید ما انواع مختلفی از شرک را داریم:شرک جلی یا آشکار که یعنی همان بت پرستی و... که نیازی به توضیح نیست،و شرکی خفی یا پنهان که با توجه به اطلاعات ناچیزی که من از کتاب دین و زندگی در دوره دبیرستان به یاد دارم حتی یک فرد مومن و خداپرست (مسلمان،مسیحی،زرتشتی،یهودی و...)هم میتواند به این شرک دچار شود و من فکر میکنم کوروش با این حرف خود اگر مرتکب گناه شرک شده است از نوع خفی بوده زیرا همانطور که گفتم او این حرف را برای احترام به عقیده مردم بابل زده است و زمانی این حرف او میتواند دلیل بر شرک جلی باشد که او خودش هم به همان خدای سنگی اعتقاد داشته باشد اما همانطور که گفتم اگر اینگونه بود تا به امروز حداقل یک بت در شیراز و به خصوص در محل زندگی کوروش(پاسارگاد)باید یافت میشد و بازهم میگم اگرچه این حرف اون موجب تقویت ایمان مردم بابل به همون خدای سنگی شده اما اون پیامبر نبوده که مجبور باشه نهی از منکر بکنه.
حتی اگر از سریال حضرت یوسف یادتان باشد هنگامی که آن حضرت در زندان بود به یکی از زندانیان که داشت آزاد میشد تا به خدمت پادشاه مصر در آید سفارش کرده تا وی به پادشاه مصر بگوید نظری به حال حضرت یوسف داشته باشد تا زودتر از زندان آزاذ شود که اگر چه بعد از این حرف ایشان از طرف خدا محکوم به هفت سال زندان شدند اما دلیل بر مشرک بودنشان نیست،بالاخه همه میدانیم که از دیگاه اسلامی پادشاهان ظالمی چون نمرد و فرعون ها به عنوان بت های زنده خطاب میشوند.
جناب حامد شما واقعا فکر میکنیید این ادعای شما را تابحال کسی کشف نکرده است؟پس صراحتا میگویم این علمای دینی که ذکر کردم همه به درد لای جرز دیوار میخورند چون به این کشف باستانی شما پی نبرده اند!!!!!!!!!
بهتر است به عنوان پیوست در این رابطه بگویم امروز یکی از برجسته ترین و شاید بتوان گفت بزرگترین عالم اسلامی در ایران آیت ... جوادی آملی میباشند که تفسیر قرآن ایشان با نام تفسیر تسنیم تا کنون در ۳۷ جلد چاپ شده است(اگر اشتباه نکنم) و قرار است به ۸۰ جلد برسد،من فقط با یک جستجوی ساده در اینترنت متوجه شدم که ایشان هم موافق نظریه ابوالکلام آزاد هستند،البته تاکید میکنم که ممکن است من در برداشت خودم دچار اشتباه شده باشم(تحقیق بیشتر به عهده خودتان)
حال جناب حامد میشود شما نام آن مفسرینی را که برخلاف ابوالکلام حرف زده اند برایمان بنویسید؟
از همه اینها که بگذریم شما اگر فقط همان تفسیر نمونه را خوانده بودید هیچگاه بر ادعای خود اینقدر اصرار نمیکردید.
2-در رابطه با مشروع بودن جنگها:
جناب حامد خوشحالی من از بابت اینکه شما در توضیح کلمه ی "عبد" آن همه کتاب و منبع معرفی کردید(و البته توضیح بسیار کامل و قانع کننده ایی بود)بخاطر این است که هر وقت من در این رابطه با شما صحبت میکنم نه تنها که از توضیح،تفسیر و بسط حتی یک آیه ی قرآن عاجز میشوید بلکه فقط میگویید که نمیدانم فلان حدیث از پیامبر و امام علی و فلان کس وجود دارد بدون آنکه خود حدیث و منبع آنرا ذکر کنید که من هم میگویم نیازی نیست آنها را ذکر کنید زیرا همینجا میگویم اراجیف کسانی است که خواسته اند بر این عمل ابوبکر و عمر سرپوش بگذارند،در واقع همانطور که گفتم زمانی که عمر از حضرت علی درخواست شرکت در جنگ داشت شرکت نکردن حضرت علی خود تاییدی بر عدم مشروعیت این جنگها بوده است،در توضیح نقش مشورتی حضرت علی با عمر جای بحث بسیار وجود دارد اما اجازه دهید تا من به شما بگویم اولا در نامه ایی که پیامبر به خسروپرویز نوشتند در پایان نامه پیامبر صراحتا میگویند "در غیر اینصورت(عدم پذیرش اسلام) گناه مردم مجوس به گردن تو"؛نه تهدیدی به جنگ است و نه درخواست پرداخت غرامت.
از طرفی ما باید ببینیم آیا حضرت علی در دوران خلافت خود به سبک عمر و ابوبکر عمل کردند یا نه که اگر تاریخ خوانده باشید جواب نه تنها که منفی است بلکه ما مشاهده میکنیم حضرت علی بعد از رسیدن به خلافت نه تنها به هیچ سرزمینی لشگر کشی نکرد بلکه به عکس با افراد ظالمی چون معاویه و خوارج که در داخل خود سرزمین اسلامی بودند وارد جنگ شد(همان افرادی که شما به آنها افتخار میکنید).
در رابطه با اینکه گفتید آمار و ارقام کشته ها و زنهای به اسارت گرفته شده بزرگنمایی میباشد من همینجا حرف شما را رد میکنم به چند دلیل:
یک)اولا باید ببینیم جمعیت ایران در آن زمان چقدر بوده است که در کتاب تاریخ تحلیلی صدر اسلام (مولفش یادم نیست اما به یاد دارم جلد سبز رنگی داشت) از گفته مورخین جمعیت ایران در آن زمان ۴۰ میلیون نفر(و حتی در بعضی منابع ۴۰۰ میلیون نفر) و حتی بر اساس برآورد مرحوم سعید نفیسی ۱۴۰ میلوین نفرذکر شده است که اگر فرض را بر همان ۴۰ میلیون بگیریم جمعیت کمی نبوده است.
دو)بعد از حاکمیت اسلام در حجاز،زاد و ولد در میان اعراب بسیار زیاد شد به خصوص با انگیزه لشگر کشی به اطراف که حالا دیگر یک توجیه شرعی پیدا کرده بودند.
سه)اینها اعتراف خود مورخین عربی-اسلامی است.
پس به اسارت گرفتن ۳۰۰ هزار زن و دختر ایرانی دور از انتظار نیست(و همچنین آمار و ارقام کشته ها)و اگر امروز سازمان مللی نبود داعش هم به جای ۷۰۰۰ زن و دختر بیش از این تعداد اسیر کرده بود.اما سوال من این است که چرا شما که خودتان گفتید اغراق شده خوب اگر فرض کنیم ۳۰۰۰ زن اسیر شده باند آیا بازهم جنایت نیست؟آیا برای شما ابعاد یک جنایت باید بزرگ باشد تا به چشم آید؟بحث بر سر آوردن یک دین الهی است نه بر سر یک جنگ به منظور کسب غنیمت یا عذاب یک قوم.
بنابراین من همینجا میگویم که اتفاقا در خانه هر مرد عرب همان ده بیست زن ایرانی وجود داشته،حتی اگر از سریال مختار یادتان باشد خود مختار فقط در یک صحنه که من دیدم حداقل ده غلام ایرانی(مرد و زن)داشت،از طرفی در همان سریال سکانسی را به یاد دارم که اشاره ای به ساخت یک فاحشه خانه از دختران خراسان در بصره داشت.البته نگاهی به مرد عرب امروزی(عربستان و امارات و قطر و کویت یعنی همان حاشیه نشینان) خود گویای همه چیز هست ؛میدانید چرا؟چون مردم سوریه حاضرند به اروپا بروند اما به کشورهای عربی حاشیه شاخاب پارس نروند!!!!بازهم میدانید چرا؟چون هنرپیشه ی سوری در نامه ایی دلیل این کار را اینگونه میگوید که اعراب حاشیه شاخاب پارس به زنان و دختران سوری به دید کنیز جنسی می نگرند.آنوقت توقع دارید اجداد این مردم عربستان حاشیه نشین ۱۴۰۰ سال پیش نرم بوده باشند،اگر اینگونه است پس چرا ریشه ی وهابیت از عربستان است؟چرا بنا به گفته ی رئیس مجلس تونس صادر کننده ی اصلی تروریست عربستان است؟
حضرت علی در نهج البلاغه میگوید من بعد از اینکه شنیدم لشگریانم با دختر یهودی چکار کرده اند بعد از اینکه همچون مارگزیده ایی به دور خود پیچیدم با خود گفتم علی بمیرد بهتر از آنست که در دوران فرمانروایی اش چنین اتفاقی بیفتد،آنوقت شما میگویید او با عمر همدست بوده است؟
جناب حامد واقعا چنین چیزی نیاز به بحث ندارد بلکه فقط نیاز دارد لحظه ایی منصفانه در این رابطه قضاوت کنیم،انصاف من میگوید اگر همین کوروش بخاطر حس قدرت طلبی به بابل حمله کرده بود(در صورتی که همه میدانیم این شاه بابل بود که جنگ را آغاز کرد و همه میدانیم چه شاه ظالمی بود)و در این میان اگر وی حدس میزده سربازانش به چند هزار زن تجاوز خواهند کرد و به این امر بی اعتنا بود پس او هم جنایتکار بوده است،جناب حامد میخواهید بدانید درد اینکه زنت را بدزدند چقدر است،بروید به ملت سوریه نگاه کنید،من که واقعا وقتی فقط تصورش را میکنم ۱۲۰۰۰ دختر سوری به بهای ناچیزی مجبور به ازدواج در مصر شده اند قلبم درد میگیرد آنوقت توقع دارید از این واقعه تاریخی که در حمله عمر به ایران اتفاق افتاد که خودتان هم معترفید حداقل تجاوزاتی بوده است(اگر بگوییم ۳۰۰۰ زن اسیر شدند که دیگر اغراق نیست)کنار بیایم؟حیف که جناب حامد در این مورد انصافی ندارید تا در این مورد درست قضاوت کنید.آیا اگر قضیه برعکس بود و شما قبل از اسلام هم به خدا هم به معاد هم به نبوت هم به عدل الهی ایمان داشتید،علم و ثروت داشتید(دانشگاه گندی شاپور نشان از شکوه علم و دانش در ایران باستان است،نمونه ایی که در هیچ جای عربستان یافت نمی شود)و بعد اسلام بین قوم دیگری ظهور میکرد و آنان مثل خودتان با شما رفتار میکردند(خدا را شکر خودتان به جنایت اعراب معترفید فقط مقیاس آنرا کوچک کرده اید و خیلی راحت هم توجیه میکنید)به ادعای برادری و برابری کشور شما را نابود میکردند،زنانتان را به بردگی میگرفتند(۳۰۰۰ عدد اغراق نیست،پس فرض میکنیم همین تعداد)و بعد به شما عجم میگفتند آیا واقعا به چنین چیزی به دیده ی برکت و رحمت نگاه میکردید؟
جناب حامد امروز سناریوی داعش خیلی دردناک است،واقعا برایتان جالب نیست که داعش در مرام نامه های خود از عمر و یزید و امثال آنها یاد میکند؟جالب نیست که اسم رهبر داعش ابوبکر است؟حداقل اگر بگوییم طراحان داعش دنبال شخصیتهای تاریخی میگشته اند تا از آنان به عنوان الگوی داعشیان استفاده کنند سوال اینجاست که چرا ابوبکر و عمر(اگر از نظر شما کارشان درست بوده است)از بین شخصیتهای تاریخ انتخاب شده اند؟چرا حضرت علی نشده است؟
پیابمبر اسلام ظهور کرد که جنگ و خونریزی را از میان بردارد یا نسخه ی جدیدی از جنگ و خونریزی عرضه کند؟
شما اگر هزار حدیث هم برای من بیاورید تا مشروعیت آن حملات را برای من ثابت کنید من قبول نخواهم کرد،شما فقط باید از طریق آیات و تفاسیر قرآن برای من این مشروعیت را ثابت کنید.اما اگر شما بر این حرف خود محکم ایستاده اید پس باید بگویم اینکه میگویند "اسلام دین شمشیر است" پس واقعا درست است و من واقعا باید نگران امنیت خودم در آینده باشم با اینکه خودم مسلمانم.
جناب حامد در پایان به شما میگویم به جای اینکه در این سایت بخواهید به هر بهانه ایی با تاریخ ایران دشمنی کنید که مثلا شرافت عربی خودتان را حفظ کرده باشید بهتر است یک بازنگری در افکار و عقاید خودتان داشته باشید؛میدانید اسلام ستیزی(که به نظر من در اصل باید بگوییم مسلمان ستیزی زیرا که هیچ دین الهی نفرت انگیز نیست)در انگلیس نسبت به سال گذشته ۷۰ درصد افزایش داشته؟جناب حامد میدانید طبق آمار رسمی سازمان ملل بیش از ۵۰۰۰ تونسی به گروه های تروریستی ملحق شده اند؟آیا ریشه این اتفاق چیزی غیر از تحجر و تکفیر است؟چرا کشورهای اسلامی هشت سال تمام با هم متحد بودند و با ایران که خود یک کشور اسلامی بود وارد جنگ شدند؟چرا بنیاد گرایان اسلامی در افغانستان این کشور را به ورطه ی هلاکت کشیده اند؟ چرا بخش قابل توجهی از مردم فلسطین از داعش حمایت میکنند طوری که همین چند وقت پیش دو جوان خود را با پرچم های داعش تشییع کردند؟به نظر من که چنین انسانهایی که متاسفانه در بین مسلمانان کم نسیتند نسخه وافعی اسلام را ندارند.
خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان چندی پیش حرف زیبایی زد،ایشان گفته بود:" ما در آینده به فرزندان خود خواهیم گفت آوازگان سوریه و عراق در حالی به کشور ما آمدند که به مکه و مدینه نزدیکتر بودند" آری این است آبرویی که امثال شما برای خودتان ساخته اید و بهتر است فکری به حال خودتان بکنید.
3-اینکه گفتید منشور متعلق به عراق است خوب آزادید که هرطور دلتان میخواهد فکر کنید ولی برای من جالب است که امثال شما چرا در ایران نون و نمک مردم ایران را میخورید ولی حافظ منافع عربستان و همراهانش هستید؟همین چندوقت پیش یکی از رفقای شما با نام مستعار "انا عربی" با آنچنان شوق و ذوقی حدیثی از پیامبر مبنی بر نابودی کامل ایران نوشته بود که فکر کنم اگر تمام مردم ایران کشته شوند تازه برای آن آقا مجلس شادی به پا میشد.
جناب حامد اینکه شما سعی دارید به جنگها مشروعیت ببخشید آزادید اما نصیحت من به شما این است که چون این حرف شما در رابطه با یک دین الهی میباشد کمی محتاطانه تر در این مورد سخن برانید که خدای ناکرده اگر حرف شما بد به اسم اسلام تمام شود باید در قیامت پاسخگو باشید.
با تشکر از شما که به حرفهای من گوش دادید و من خوشحال میشوم جواب شما را ببینم ولی با توجه به اینکه من تا پایان اردیبهشت خیلی کارهای زیادی دارم تا پایان اردیبهشت نمیتوانم جواب بدهم،البته همیشه به سایت پارسیان دژ سر میزنم ولی نمیخواهم در این چند ماه درگیر حواشی بشوم .اگر پاسخی دادید به امید خدا آن موقع در حد سوادم جواب میدهم.
این چند روز به سایت سر میزدم ولی وقت نداشتم جواب بدم
منتظر پاسخ من باشید چون خدارو شکر به چیزی که باید اعتراف میکردید اعتراف کردید و از همه مهمتر اینکه خوشحال شدم تونستی درباره کلمه "عبد" کلی منبع معرفی کنی،حالا میگم چرا؟
چرا همیشه این مطالب منتسب به کوروش فقط فارسیش موجوده،در حالیکه اصلا منبع عبری یا یونانی ازش وجود نداره،در حالیکه اون زمان مثل الان فارسی نمینوشتن،چرا در حالیکه ترجمه آثار تاریخی موجود نشون میده که کوروش یکتا پرست نبود،اصرار بر یکتا پرست بودنش دارن!چرا در منابع قدیمیتر اسمی از کوروش به عنوان یک پادشاه عادل نیاوردن؟و هزار چرای دیگه .....
و ترکنا بعضهم یموج فی بعض"و روز آن وعده که فرا رسد، خلایق محشر چون موج، سرگردان و مضطرب باشند و نفخه صور دمیده شود." پس از اینجا میفهمیم تا روز قیامت این ردم پا برجاست. این ماندگاری و پابرجا بودن این ردم تا روز قیامت ویژگی اصلی هست نه آهنی و مس بودن آن.
خوب این سد یا ردم کوروش یا اسکندر و ... که قران تاکید داره تا روز قیامت پایدار هست و بعد از آن به وعده خدا تکته تکه می شود الان کجاست؟این بقایایی که ابوالکلام به آن استناد کرده یعنی خراب شدند و یرانه هایی از آنها مانده که مطابق این آیات نیست و این ویژگی رو نداشته و نداره.
علامه طبابایی و آیت اله مکارم نطریه ابوالکلام رو نسبت به سایر نظریه ها نزدیکتر دانسته اند. ولی به آن صحه کامل نذاشتند و صد درصد قبولش نکردند.ولی در روایت متعددی پیامبر خطاب به حضرت علی می فرماید که تو ذوالقرنین این امت هستی. و یا حدیثی داریم از آقا امام حسن عسگری(ع). در جواب فردی که میخواهد امام بعد از ایشان را بداند؛ پس از نشان دادن امام زمان به ایشان میفرماید: مثل این در میان شما مثل ذوالقرنین است. بعد آن مرد از ایشان میپرسد چرا ایشان {امام زمان} ذوالقرنین هستند؟ دلیل چیست؟ امام میگوید به خاطر این که او از میان شما غیبت میکند.
تو برام ثابت کن منشور کوروش مال خودش نیس تا من باور کنم کوروش خوده ذوالقرنین هست چون در منشور از چند خدایی حرف به میان اومده.
یه نکته هم بگم که منشور مال ایران نیس و صاحب اصلی این منشور نامه کشور عراق هست!! یعنی صاحب اصلی ان کشور عراق است.
۱-شما گفتید کوروش در منشور خودش از چند خدا و احترام به یک خدای سنگی حرف زده پس شرک کرده و در نتیجه نمیتونه ذوالقرنین باشه،چون ذوالقرنین بنده ی صالحی هست.
خوب حالا من میگم اولا اون طبق اون چه که در منشور گفته شده نیایشگاه های ویران شده رو از نو ساخت که این دلیل بر مشرک بودنش نیست چون اولا پیامبر نبوده که بخواد بت شکن باشه و دوما این کار در راستای مردم سالاری و آزادی مذهب که در دنیای امروز هم شاهدش هستیم بوده؛اما نکته اصلی که میتونه دلیل بر مشرک بودن کوروش باشه اینه که اون فتح بابل رو مدیون مردوک خدای بابل میدونه که من میگم نمیشه با یقین گفت این حرف اون دلیل بر مشرک بودنش هست چرا که مثلا ممکنه از روی زیرکی یا هر دلیل خاص دیگر(مثلا احترام به مردم بابل)این حرف رو زده باشه تا از خشونت و ...جلوگیری کنه،به عنوان یک نمونه من داستانی از زندگی حضرت یعقوب رو برای شما از کتاب "تاریخ انبیاء" نگاشته شده توسط سید هاشم رسولی محلاتی بازگو میکنم:
"طی ماجرایی در بین حضرت یعقوب و برادرش عیص اختلافی افتاد و در واقع عیص از حضرت یعقوب کینه به دل گرفت،حضرت یعقوب پس از سالها زندگی در شهر خود صاحب دارایی های بسیاری شده بود و بالاخره تصمیم گرفت به شام و فلسطین بازگردد اما از برادرش عیص می ترسید و بیم داشت که او در صدد قتل و آزار وی برآید از اینرو بگفته ی مسعودی هدیه ایی پیشاپیش خود برای عیص فرستاد ، و در تاریخ مروج الذهب گفته است: یعقوب ۵۵۰۰ راس گوسفند داشت و بدینمنظور یکدهم آنها را برای برادرش فرستاد،و ضمنا نامه ایی هم به برادر نوشت و در ذیل آن این جمله را نوشت:"عبدک یعقوب" _ از بنده ات یعقوب"
حال جناب حامد آیا نمیتوان گفت چرا یک پیامبر خدا که همواره به مردم میگفته شما فقط بندگان خدایید و نه هیچکس دیگر چرا در اینجا خودش را به عنوان بنده ی یک انسان دیگر معرفی کرده است،پس آیا نمیتوان گفت که او مرتکب گناه کفر شده و در نتیجه پیامبر نیست!!!!!!!!!
(البته باید بگویم که اینها نقل های تاریخی است،و با یقین کامل نمیتوان گفت درست هستند)
و اتفاقا جالب است بدانید عیص با لشگریان خود قصد جان پیامبر را کرده بودند اما پس از دیدن این هدایا و خواندن نامه از قتل ایشان منصرف شد،آری زیرکی پیامبر خدا در اینجا کارساز شد و دلیل بر کافر بودن پیامبر نیست چرا که ایشان در تمام مراحل زندگی خود یگانه پرست بودند؛پس برای کوروش هم نمیتوان بر مبنای یک جمله گفت که وی مشرک بوده است چرا که او زرتشتی بوده و تمام زرتشتیان به توحید،نبوت و معاد معتقدند،همانطور که سایر شاهان هخامنشی در کتیبه ها به یگانگی خدا اشاره کرده اند.
۲- شما گفتید منشور در عراق بوده
به فرض اگر منشور متعلق به عراق امروزی باشد دلیل بر این نیست که متعلق به کوروش نمی باشد چرا که عراق بخشی از ایران بوده و قبلا هم گفتم وجود این همه کرد در عراق و سوریه و ترکیه نشان از آن دارد که این سرزمین ها روزگاری در حوزه ی تمدن ایران بوده اند و نه اینکه ایران آن سرزمین ها را اشغال کرده باشد؛ به قول خود کردها که میگویند:" کرد ها از همه ایرانی ترند " .و جالب است بدانید که زبان کردی نزدیکی بسیار زیادی به زبان اوستایی دارد و نه زبان عربی.همانطور که مردم تاجیکستان نیز فارسی زبان هستند و روزگاری ایرانی بوده اند،نه اینکه زبان فارسی به آنان تحمیل شده باشد،برخلاف زبان عربی که به مصریان و مردم فلسطین و لبنان و سوریه و عراق تحمیل شد که فلان نویسنده ی معروف مصری گفته بود ما هم اگر فردوسی داشتیم زبانمان امروز عربی نبود.
۳-در رابطه با اون دو آیه من قبلا گفته بودم شما به سربازان عمر میگویید مجاهدین اسلام،پس یعنی حمله عمر به ایران را مشروع میدانید؛سپس من با استناد به دو آیه از قرآن(آیه ۸۲ سوره نحل و آیه )به شما خواستم ثابت کنم که طبق کلام قرآن جنگیدن و حمله به کشورهای دیگر برای گسترش دین هیچ مشروعیتی ندارد،اما شما به من گفتید من از قرآن چیزی نمیدانم.
حال من از شما درخواست دارم این دو آیه را با استفاده از علمی که در رابطه با تفسیر موضوعی قرآن دارید برای من روشن تر کنید و ثابت کنید که برداشت من اشتباه است.
اما من میگویم اگر این جنگها درست بودند پس چرا حضرت علی که تا قبل از آن از شرکت در هیچ جنگی برای دفاع از دین اسلام خودداری نکرده بودند در هیچیک از جنگهای مربوط به فتح ایران شرکت نداشتند؟ آن هم نه در یکی یا دو جنگ،بلکه ۱۴ فقره جنگ بود اما حضرت علی در هیچیک حضور نداشتند،چرا؟
آیا از نظر شما به بردگی گرفتن ۳۰۰ هزار زن و دختر اسلام است؟
آیا هنگامی که پیامبر(ص)مکه را فتح کردند خونی ریخته شد؟آیا زنی به بردگی گرفته شد؟آیا کسی بخاطر عدم قبول اسلام به دستور پیامبر کشته شد؟صد البته خیر
بنده بی صبرانه مشتاقم تا برداشت شما را از آن دو آیه قرآن بدانم
معنای این سخن عمیق هست وفکرنکنم اعراب وطرفداران اعراب مثل حامد قادر به درک آن باشند.-پارسیان خداپرست بودند ونیازی به کتاب نداشتند وبه نقل در حدیثی آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ایمان نمی آورد; ولی قرآن بر عرب نازل شد، عجم به آن ایمان آورد و این برای عجم، فضیلتی است. پس خدا قرآنی که غیرفصیح(غیرعربی)بود را به زبان فصیح(عربی)بر اعراب نازل کرد بلکه از جهالت دربیان اما باگذشت 1400سال همچنان درجهالت به سرمیبرند.-همچنین خداوند می فرماید: (فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِی بَأْس شَدِید فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْداً مَّفْعُولا) (اسراء: 5); هنگامی که نخستین وعده فرا رسد (و شما دست به فساد و خون ریزی و جنایت بزنید) ما گروهی از مردان پیکارجو و رزمنده را بر شما می فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند) و برای پیدا کردن مجرمان، خانه های شما را جستوجو کنند و این وعده ای قطعی است. در تفسیر این آیه، مطالب گوناگونی گفته شده است. بعضی احتمال داده اند که منظور از فساد و جنایت، فساد و جنایت صهیونیست هاست که به رزمندگان نیرومند اسلام وعده غلبه بر آنان داده شده است. در بعضی از روایات آمده است که امام باقر(علیه السلام)آیه یاد شده را تا آخر خواند، حاضران پرسیدند: منظور از این قوم رزمنده و پیکارجو، که دشمن را در هم می کوبد، چه کسانی اند؟ امام باقر(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «وَ هُمْ وَاللّهِ اَهلُ قُم»;10 سوگند به خدا! آنان اهل قم هستند-«آن ها (اعراب) کسانی بودند که ما به آن ها کتاب و فرمان و نبوت عطا کردیم. پس اگر آنان کافر شوند، ما قومی را که هرگز کافر نخواهند شد، بر آنان می گماریم.» انعام 89
عمر از پیامبر پرسید: ای رسول خدا این قوم چه افرادی هستند؟ پیامبر فرمود: به خدا سوگند آنان سلمان و قوم او می باشند.- در روایت کوتاه دیگری که درباره ایرانیان از امیرمؤمنان علی(ع) نقل شده چنین آمده است: پیغمبر اکرم(ص) درباره مردم فارس فرمود: همچنانکه شما (عربها) به خاطر حمایت از دین، آنان را با شمشیر خواهید زد، دنیا منقضی نمیشود و به آخر نمیرسد، مگر اینکه همین ایرانیان به خاطر تازه شدن اسلام و حمایت از قرآن، و پیاده شدن دستورات آسمانی این کتاب الهی، شما را با شمشیر خواهند زد و با شما خواهند جنگید. -
این مطلب رو هم از ویکی پدیا کپی کردم
حالا تو فرار به جلو بکن چشاتو به حقیقت ببند و بگو بابلیان بت پرست نبودند یا بگو این دموکراسی رو میرسونه!
عزیز من تو خود منشور خدایان رو برمیگردوند سرجاشون این چه خدایی هست که به دست انسان حرکت داده میشه و بعدشم از دو سه تا خدا حرف میزنه که بشکل بت هستن و قابل انتقال !!! میتونی یه سرچی کوچیک در مورد بت های بابل بکنی ببینی بت پرست بودند یا نه !!! و در اخر هم پیامبران و صالحان عصمت داشتن یعنی از کوچکترین گناه هم پرهیز میکردند. اگه از صالحان بود باید بت ها رو برمیداشت نه اینکه بیاد بزرگترین گناه اونم شرک به خدا رو انجام بده!!!در مورد نظریه علامه طباطبایی اینو بگم اولا از ایشون در بزرگتر بوده در تاریخ اسلام که نظریه هاشون رد شده پس خود شخص نباید مد نظر گرفته بشه!! مثلا اگه انشتین میگفت زمین معکبه همه باید باور میکردند چرا!!! چون انشتین گفته ... این یعنی جهالت!!! بعد علامه از چندین نفر با سند و مدرک نام برده که بیشتر تفاصل مربوط به دیگر حکام و پادشاهان بوده و فقط چند خطی در مورد کوروش و اونم به استناد به نظریه ابوکلام نوشته ... ایشون اگه ترجمه منشور اگاهی داشتن محال بود همچین حرفی رو بزند و متاسفانه ترجمه منشور اواخر دهه هفتاد و بعد از وفات ایشون تکمیل و بعد به فارسی منتشر شد و در دهه هشتاد بصورت عموم منتشر شد.
اولا چرا اسم نمیبری؟خوب دوتا مفسر قران اسم ببر یا تفسیر قران اسم ببر که ثابت کرده باشن کوروش ذوالقرنین نیست،چرا فقط حرف میزنی؟
دوما اگه قرار باشه اعمال کسانی رو که در قبل از اسلام زندگی میکردن با دستورات اسلام مقایسه کنیم پس حضرت یعقوب(پناه بر خدا)مرتکب حرام شدند پس ایشان هم نباید پیامبر باشند ؛زیرا ایشان با دو خواهر ازدواج کردند،در صورتی که ازدواج با دوخواهر در آن زمان مجاز بوده که حتی آیه شریفه از سوره نساء میفرماید: " ... و ان تجمعو بین الاختین الا ما قد سلف"
ترجمه:ازدواج با دو خواهر و جمع میان آندو نکنید مگر آنچه در سابق گذشته است
بنابراین صحبت درباره این مسائل به عهده مفسرین قران است و شما جناب حامد اگر اینقدر ادعا دارید که نمیدانم فلانی این نظریه را رد کرده است بهتر است اسم ببرید نه اینکه فقط بگویید اینها وجود دارد.
مشکل تو حامد فقط اینه که ایران ستیزی و فوق العاده عرب پرست
تو حتی نمیتونی اون دو آیه قرآن رو برای روشن کنی
ولی از ایمیل رسمی سایت سماره شما برای ایشان ارسال می شود.
قرآن از کوروش گفته بعد تو کی هستی که میای به قرآن ضربه میزنی! همین شماها هستید که مملکت رو به گو کشیدین حتی حضرت موسی هم از خوبی های کوروش گفته ولی تو بازم میای بد میگی مهم دین نیست مهم بت پرستی یا آتش پرستی نیست مهم انسانیت آدم هاست مثلا اگر اسلام بهترین دین خدا هم باشه ولی اگ ظلم داخلش باشه من نمیتونم بهش ایمان بیارم! یکم فکر کن و بعد حرف بزن!
در چاه تنها جوانان ترک زبانی می افتند که افراد سود جو به اسم زبان مادری آنها را به سوی وطن فروشی سوق میدهند!
آنوقت دوست عزیز شما بر چه مبنا و دلیل علمی ! نظریه علامه و ابولکلام آزاد را رد می کنید؟ با منبع برای من دلیل علمی بیاورید!
بر طبق استدلال های بی منبع شما به راحتی می توان دنیا را منکر شد !
از اینکه داعش داره تضعیف میشه ناراحتی؟
امیدوارم تو در اون دنیا با همون مجاهدین اسلام(البته از نظر خودت)که برای گسترش دین اسلام(البته نسخه ی خودشان و نه اسلام واقعی)چند صد هزار انسان را گردن زدند و زنان و دخترانشان را به بردگی جنسی گرفتند محشور شوی.
متاسفانه برخی از ما انسانها بخاطر تعصبات جاهلی خودمان آنقدر وقیح و بی شرم میشویم که سعی میکنیم بزرگترین جنایات بشری را بخاطر احساسات نژاد پرستانه خود(و نه ملی گرایی)توجیح کنیم،آن هم با سوء استفاده از دین.
جناب حامد هروقت اون دو آیه از قرآن کریم رو برای من توضیح دادی که چی هست و تونستی به من بفهمونی که چطور میشه با شمشیر یک دین الهی رو در قلب مردم جا بدی بعد درباره ذوالقرنین اظهار نظر کن.
در ضمن ای کاش میدونستی علامه طباطبایی از چه جایگاه علمی بالایی در بین روحانیت برخوردار است و بعد اظهار نظر میکردی.
اسلامی که امثال تو بهش ایمان دارین اسلامی هست که تیشه به ریشه ی تمام ملتهای دنیا میزنه و از عرب به عنوان قومی متمدن که که حتی یک ساعت هم در جهالت نبوده اند یاد میکنه.
امثال شما هستند که با پیامبر کردن کوروش و بالا تر نشان دادن فارسها و کوروش پرستان سعی در تحقیر سایر اقوام غیور ایرانی دارید ،با ساختن جک ها و ترک را بلا نسبت ،خر نامیدن،لر را بلا نسبت ،نفهم نامیدن،رشتی را بی غیرت جلوه دادن و ...
وقتی در یک خوانواده فرزندی را جلوی سایر فرزندان به تمسخر بگیری آن فرزند یک روز خسته شده و خوانواده را ترک خواهد کرد چون دیگر توان تحمل ندارد این ماجرا شبیه ماجرای آذربایجان است.
البته من نمیگم که آذربایجان باید جدا بشه ،من خودم یک ایرانی هستم و غرور ایرانی دارم و برا سرزمینم جونمو هم میدم .فقط خواستم بفهمید که حسی رو که الان بعضی جوانان غیور ترکی نسبت وضع موجود دارند رو امثال شما باعث بوجود امدنش شدید.
در ضمن خوب است بدانید همین ترکهایی که فحش نثارشان کردید انسان هایی همچون برادران باکری برا ایران دادند،لشکر عاشورا برا ایران دادند(بد نیست راجب لشکر عاشورا مطالعه بفرمایید)،
(همان طور که میدانید تبریز به شهر علامه ها مشور است) :علامه جعفری داده اند،علامه طباطبایی داده اند همان کسی که با استناد به سخنانشان و برداشت متعصبانه از آنها کوروش را پیامبر کردید (گفته اند ذوالقرنین به کوروش نزدیکتر است نگفتند که صد در صد کوروش است،)
شما برای اثبات کوروش از یهودیان و بت پرستان و آتش پرستان دفاع کردید و مورد حمایت قرار دادید
ولی جوانان ترک زبان را که هموطن شما هستند(با هر عقیده ای) اینگونه با آنها برخور کردید
آیا شما یک وطن پرست هستید؟
اگر هستید نباید برخورد های به این شکل داشته باشید.
یاعلی مدد.
پاسخ : فکر نمی کنید دیگر از این فرافکنی ها و برچسب گذاری ها و تهمت بچه گانه زدن فاصله گرفته ایم ؟
بزرگ نشان دادن یک هویت چرا باید موجب کوچک شدن یک هویت دیگر بشود ؟
ما هیچوقت تلاش در تمسخر کسی نداشته ایم
نقل قول : وقتی در یک خوانواده فرزندی را جلوی سایر فرزندان به تمسخر بگیری آن فرزند یک روز خسته شده و خوانواده را ترک خواهد کرد چون دیگر توان تحمل ندارد این ماجرا شبیه ماجرای آذربایجان است.
پاسخ : می تواند خانه را ترک کند ولی نمیتواند خانه را تصاحب کند چون خانه متعلق به یک قشر خاص نبود ، 7000 سال است که اینگونه بوده است .
نقل قول : البته من نمیگم که آذربایجان باید جدا بشه ،من خودم یک ایرانی هستم و غرور ایرانی دارم و برا سرزمینم جونمو هم میدم .فقط خواستم بفهمید که حسی رو که الان بعضی جوانان غیور ترکی نسبت وضع موجود دارند رو امثال شما باعث بوجود امدنش شدید.
پاسخ : بله باعث شکست پنج بعلاوه یک هم امثال من هستیم که داریم برای روشنگری هموطنانمون کار می کنیم و قهرمان هایی مثل شما اومدن ت مارو از سیاهی و گمراهی نجات بدهند .
نقل قول : (همان طور که میدانید تبریز به شهر علامه ها مشور است) :علامه جعفری داده اند،علامه طباطبایی داده اند همان کسی که با استناد به سخنانشان و برداشت متعصبانه از آنها کوروش را پیامبر کردید (گفته اند ذوالقرنین به کوروش نزدیکتر است نگفتند که صد در صد کوروش است،)
پاسخ : آذری ها آریایی هستند و ایشون هم یک ایرانی به تمام معنا که به کورش بزرگ افتخار می کرد.
نقل قول : شما برای اثبات کوروش از یهودیان و بت پرستان و آتش پرستان دفاع کردید و مورد حمایت قرار دادید
ولی جوانان ترک زبان را که هموطن شما هستند(با هر عقیده ای) اینگونه با آنها برخور کردید
آیا شما یک وطن پرست هستید؟
پاسخ : چه برخوردی ؟ خیر شما وطن پرست هستید
خواهش میکنم کامل بخونید چون در پایان ازتون تقاضایی دارم
نظر تمام علما به کنار
منشور کوروش شده اولین سند حقوق بشر
جواب شما:هیچی از تاریخ حالیت نیست،فقط من میدونم،تا الان فکر میکردم با چند تا آدم مطلع دارم صحبت میکنم،آخه از چیزی که نمیدونی حرف بزنم که چی بشه،منابع شما همه در حد نظریه هست،با شما باید از اول ابتدایی کار کرد،احمق ترین انسان کسی است که چشمش را به روی حقیقت ببندد،ای کاش یکی بهتر از تو باهام بحث میکرد و...
وصف حال شما که اینقدر خودتو دانا میدونی:
خدا بودم خدای خود پرستان/گدا کردی مرا تو سنگ مغرور
مرا باور به بی همتایی ام بود/مرا از باور خود کردی ام دور
بنده از شما یه خواهش دارم:
من یه آدم بیسواد
دوتا آیه قرآن برات آوردم به جای اینکه تفسیرش کنی پیچوندی،شما که اینقدر عالمی و وقت داری واسه نوشتن نظرات در حد طومار نامه،خوب عزیز من اگه من در اشتباهم شما که به قول خودت قرآن رو کامل خوندی و از شان نزول آیات اون مطلعی واسه من توضیح بده که چی هست و برام ثابت کن اشتباه میکنم،باور کن خیلی ثواب داره که یک مسلمان جاهل رو از جهل خودش در بیاری.
بنده دوباره از شما تقاضا دارم قبل از اینکه بحثی درباره ذوالقرنین بکنید اول اون دوتا آیه قرآن رو برای من شرح بدید،به هر حال ما مسلمانیم خوبه که برادر مسلمان خودمونو از جهل نجات بدیم.
در رابطه با سواد قرآنی خودم باید بگم تا بحال فقط تفسیر آیات مربوط به ذوالقرنین رو در تفسیر نمونه آیت... مکارم مطالعه کردم و در رابطه با حمله اعراب و شرعی یا غیر شرعی بودن هم به دو آیه گفته شده اکتفا کردم و تا الان که بیست و سه سال از خدا عمر گرفتم دوبار قرآن رو به طور کامل خوندم،اما بدون تفسیر و فقط ترجمه نصفی از قرآن رو مطالعه کردم،به هر حال بنده از شما تقاضا دارم با علم قرآنی خود آن دو آیه از قرآن را برای ما تفسیر کنید و ثابت کنید ما اشتباه میکنیم،ثابت کنید که گسترش اسلام با شمشیر مشروط به نکشتن زن و بچه مشروع میباشد.ما فرض میکنیم اعراب در حمله به ایران حتی یک زن و بچه را هم نکشته اند و فقط با سربازان ایران جنگیده اند و شما ثابت کنید که حمله اعراب به ایران و روم برای گسترش اسلام مورد تایید پیامبر(ص)بوده است .در اینصورت میتوانم بگویم که شما جوابی محکم و کوبنده داده اید چرا که قرآن کلام خداست.
در غیر اینصورت اولین چیزی که به فکر من میرسه اینه که شما نتونستی اون دو آیه رو تفسیر کنی و پیچوندی و اومدی تا در اینجا یه بحث دیگه راه بندازی.