سهراب سپهری خواهم آمد... گل ياسي به گدا خواهم داد. زن زيباي جذام را ،گوشواري خواهم بخشيد. كور را خواهم گفت چه تماشا دارد باغ!!! دوره گردي خواهم شد ،كوچه ها را خواهم گشت جار خواهم زد: آي شبنم،شبنم،شبنم راهگذاري را خواهم گفت: راستي را شب تاريكي است، كهكشاني خواهم دادش هر چه دشنام از لب ها خواهم برچيد هر چه ديوار از جا خواهم كند ابر را پاره خواهم كرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشيد دل ها را با عشق، سايه ها را با آب، شاخه ها را با باد و به هم خواهم پيوست خواب كودك را با زمزمه ي زنجره ها بادبادك ر
سهراب سپهری
خواهم آمد...گل ياسي به گدا خواهم داد.زن زيباي جذام را ،گوشواري خواهم بخشيد.كور را خواهم گفت چه تماشا دارد باغ!!!دوره گردي خواهم شد ،كوچه ها را خواهم گشتجار خواهم زد:آي شبنم،شبنم،شبنمراهگذاري را خواهم گفت:راستي را شب تاريكي است،كهكشاني خواهم دادشهر چه دشنام از لب ها خواهم برچيدهر چه ديوار از جا خواهم كندابر را پاره خواهم كردمن گره خواهم زد
چشمان را با خورشيددل ها را با عشق، سايه ها را با آب،
شاخه ها را با بادو به هم خواهم پيوست خواب كودك رابا زمزمه ي زنجره هابادبادك را به هوا خواهم برد.گلدان ها را آب خواهم داد.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ نخستین گفتوگوی مستند را آغاز کنید.