در این نوشته به ریشه حروف فارسی می پردازیم وقصد بر این داریم تا ثابت کنیم که حروف فارسی (پارسی) که هم اکنون ما استفاده می کنیم نه تنها ریشه در تاریخ عرب ندارد بلکه ، حتی خود حروف عربی هم برگرفته شده از حروف ایرانی هستند
در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و اوستایی بسیار کهنتر هستند؟)
به درخواست کاربران پارسیان دژ تحقیقی جامع انجام دادیم

تاریخچه الفبای فارسی
دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيرهاي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيرههاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبهای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيرهها و خطهاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشتهاند، میتوانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيينمند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و ... است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.
[بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟]
میزان وامگیری الفبای فارسی امروز ما از دبیرههای باستانی ایرانی چنین است:
پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... . سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... . هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل. همچنن دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و... .
[بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي]
در الفبای زبان عربی چهار واج «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عربزبانها به جای این ۴ واج، بیشتر واجهای «ف ک ز ج، تش ،ق» را بهکار میبرند. و همچنین واژه "ک" از زبان فارسی را نیز گاهی با واژه "گ" بصورت یکسان معرب می سازند.و در مورد "و" فارسی نیز عموما آنرا به ف تبدیل می کنند بهکار نبردن این واجها بهخودی خود در یک زبان ایراد بهشمار نمیرود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی بهکار گرفته شد. نپذیرفتن و بکار نبردن چهار واج، گ چ پ ژ، توسط اعراب سبب گردید که آنها بهجای تغییر و بهسازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبانها بپردازند و بسیاری از واژههای ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی، آسیبهایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژههای ایرانی شدهاست. این دگرگونی به زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافتهاست. دگرگونیهای زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نبوده و بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش میکشد.[۴] [۵]
واژههای آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:
واژههای با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر) واژههای با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچرود = جاجرود) واژههای با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل) واژههای با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد) همچنین بسیاری از واژههای پارسی که دارای واجهای گ چ پ ژ، بودهاند، بجای دگرگونی در یک واج، بصورت یکپارچه با واژه عربی دیگری جایگزین شدهاند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)
منبع
تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم - همشهري آنلاين (بازنشر در دیلمستان)
...
الفبای اردو
الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شدهاست. این چهار حرف عبارتاند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. هـی دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده میشود بهصورت: ھ. این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبیا پهلوی و اوستایی است.
حال به کاربران پارسیان دژ توصیه میکنیم که مقاله دکتر آیدین پورمسلمی که در پایین میایید را دنبال کنند تا بتوانند جواب این پرسش را دریابند (حروف عربی یا حروف ایرانی؟)
بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن کریم توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.
... بسیاری برای دفاع از هویت ایرانی این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ،ژ،گ،چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست وشکل نگارش “ه” و”ی” پارسی اشاره کرده اند و می گویند :” ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند” آنها می پذیرند که این خط عربی است ولی ایرانیان با توجه به زبان خود آن را بومی ساخته اند. گروهی نیز به این روند تاریخی اشاره می کنند که اصولا قرآن توسط حافظان مهاجر و انصار که معروفترین آنان حضرت علی(ع)، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص و زیدبن ثابت ، سعد بن عبید و انس بن مالک و همینطور عایشه و ام سلمه از زنان پیامبر(ص) بوده اند از بر می شده وحدود بیست سال پس از درگذشت پیامبر اسلام توسط عثمان خلیفه سوم و شورای چهار نفره زيد بن ثابت و عبدالله بن زبير و سعيد بن عاص و عبدالرحمان بن حارث به شکل مکتوب در می آید که این تاریخ به زمانی پس از فتح ایران توسط عمر بازمی گردد و می تواند شاهدی بر فقدان رسم الخط در میان اعراب است که البته این نظریه دوم مخالفانی دارد که نگارش قرآن را در سه مرحله می دانند که از زمان پیامبر(ص) شروع شده و در زمان ابوبکر و عثمان کامل می شود و معتقدند که قرآن مکتوب از سالهای نخستین صدر اسلام وجود داشته است.
... در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم و بیشتر بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی که مفروض پیش از اسلام است در خود عربستان چیست؟ و اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشته اند به این پاسخ دهید که اعراب این رسم الخط را از کجا آورده اند؟
... از لحاظ یافته های باستان شناسی تقریبا شکی در این رابطه وجود ندارد که اعراب منطقه حجاز نوشتن نمی دانسته اند زیرا هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین انهرین بوده اند دو نوشته با قدمت 2000 ساله یافت شده است. این دو سند در شمال شبه جزیره عربستان و درنزدیک تمدن بین النهرین تنها سند وجود خط پیش از اسلام نزد اعراب شمال شبه جزیره است اگرچه نظیری برای این دو نمونه خط از مرکز و جنوب شبه جزیره به دست نیامده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط نبطی در تمدن همسایه بین النهرین می دانند که این خط نبطی خود به ادعای آنان ریشه آرامی باستانی دارد.
... واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود 150 سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز قومی از اعراب شمال عربستان بوده اند که به خاورمیانه مهاجرت کرده اند و در بین النهرین ساکن شده اند. آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور شدند. زبان آنها آرامی بود و نظریه دیگری نیز وجود دارد که خط آنان یعنی خط آرامی که آن را مادر خط عربی و خطی که ما امروزه به آن خط می نگاریم می دانند، خود از الفبای فنیقی گرفته شده است.
... البته این داستان مدعیان دیگری هم دارد که می کوشند به این خط ریشه ای یهودی دهند . آنها می گویند که آرامیها فرزندان آرام ،فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند و در نهایت ادعا این است که این خط نیز میراث قوم یهود است. در این جستار همان گونه که پیشتر تاکید کرده ام این پیش فرض را پذیرفته ام که این خط پیش از اسلام وجود داشته است و یک سوال مطرح ساخته ام که منشاء این خط پیش از اسلام خود از کجا آمده است؟ پاسخ آن مطابق آنچه ذکر گردید و بر اساس نظریه ای که حتی در دانشنامه ها منعکس شده است تمدن بین النهرین، قوم نبط و در نهایت تمدن آرامی است که آنها را عرب تبار می دانند و همچنین گروهی نیز ریشه اولیه را فنیقیها و یهودیان قوم یهود می دانند. می بینیم که حتی در این استدلال نیز منشا این خط به شمال عربستان و خارج از حجاز و به تمدن بین النهرین ارجاع می شود و مستقیما ارتباطی به اعراب شبه جزیره ندارد. عمده ترین و محبوب ترین نظر این است که آرامیان که خود خراجگزار آشور بوده اند احتمالا این خط را از فنیقیها آموختند و تغییر دادند.
... شکی نیست ما ایرانیان از سایر ملل بسیار آموخته ایم و این روحیه یادگیری در تمام تاریخ ما تداوم داشته است. پانصد سال پیش از میلاد مسیح هرودت سربازان پارس را ارتشی ترسیم می کند که اگرچه لباس شناخته شده ای دارند ولی هر قطعه ان را از یک ملت الهام گرفته اند که خود نشان از عدم تعصب، پذیرایی و یادگیرندگی و در عین حال قدرت ترکیب و نوزایی و برون گرایی یک تمدن است و قرنها بعد شاردن در سفرنامه خود می نویسد که ایرانیان اگرچه در اختراع در عصر حاضر پیشگام نیستند (که دلایل تاریخی بسیار دارد) ولی خیلی زود همه چیزرا یاد می گیرند و به کار می بندند. بدیهی است که مقاله حاضر از جایگاه قطعیت و دانستگی حتمی علمی نگاشته نشده و مهمترین هدف آن گذاشتن علامت سوالی مهم پیش روی مراجع، کتب درسی و دانشنامه هایی است که با قطعیت این خط را عربی می دانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه استریوتایپ سازی دوسویه “هنر نزد ایرانیان است و بس” و عرب ستیز بلکه هدف اصلی طرح استدلالی است که شاید ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را داشته باشد. امروزه می دانیم که ادعا می شود نخستین خط شناخته شده ایرانیان صورتی اصلاح شده از خط میخی بوده است که به دستور داریوش شاه ایجاد شد. نخستین نسخه این خط در زمان داریوش و آخرین آن در زمان اردشیر سوم یافت شده است که نشان می دهد این خط میخی اصلاح شده با 36 حرف که در نوع خود ساده ترین خط میخی در مقایسه با سایر ویرایشهای خط میخی در تمدنهای همسایه بود اگرچه زمانی طولانی دوام نیاورد. همچنین این را نیز می دانیم که هخامنشیان مکتوبات خود را در ارسال به هر ملت با زبان و خط آن قوم می نگاشتند که این حتی در تورات نیز ذکر گردیده که در بخش “استر” جایی که از خشایارشاه سخن به میان میاید تاکید می گردد که وی مکتوبات خود را به هر کشور با خط آن کشور می نگاشته است.
... در این میان الواح یافت شده به زبان آرامی که مکتوب شده به خطی هستند که امروزه آن را خط آرامی و مادر الفبای عربی می خوانند به دلیل گستردگی وسیع جغرافیایی اقوامی که به این زبان در امپراتوری ایران تکلم می کردند جایگاهی به سزا داشته است. ولی دو سوال اینجا مطرح است. نخست آنکه بر طبق کدامین سند این خط ”آرامی ” خوانده می شود؟ صرفا به این دلیل که نوشته هایی به زبان آرامی به این خط مکتوب شده است؟ پس چه کنیم با سایر کتیبه هایی که به این خط ولی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی و حتی یونانی به دست آمده است؟ و سوال دوم این که آیا در تاریخی پیش از این و در عصر ظهور زرتشت و پس از آن آیا خطی در میان اقوام ایرانی وجود داشته است ؟
... برای پاسخ به این سوال نگاهی به بند 20 کتیبه بیستون داشته باشیم که سندی بسیار با ارزش از لحاظ تاریخی است. داریوش بزرگ در کتیبه بغستان یا همان بیستون فرمان داده تا نگاشته گردد: “داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود را هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن، من این نوشته ها را همه جا در میان کشورها فرستادم.” King Darius says: By the grace of Ahuramazda this is the inscription which I have made. Besides, it was in Aryan script, and it was composed on clay tablets and on parchment. Besides, a sculptured figure of myself I made. Besides, I made my lineage. And it was inscribed and was read off before me. Afterwards this inscription I sent off everywhere among the provinces. The people unitedly worked upon it علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند که بدان اشاره شد، سند دوم دیگری نیز در دست است که راه را بر ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه انکار و مغلطه دیگری می بندد. این سند دوم رونوشتی از کتیبه بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت تاریخی سنگ نوشته نخست را عملا مورد تایید قرار می دهد.
این کتیبه و رونوشت آن از این رو می توانند ارزشمند باشند که در آن داریوش شاه به صراحت خطی را که به طور رایج و شاید عامدانه “آرامی” نامیده شده است آریایی می خواند و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او الواح به این خط در ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این می تواند آغاز به چالش کشیدن این نظریه از لحاظ علمی نامستدل ولی رواج یافته باشد که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.
اگر بخواهیم در مورد این خط بیشتر گفتگو کنیم باید به این اشاره کنیم که ماجرا به امکان وجود خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط می تواند پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر “آشور” که تمدن غالب بین النهرین بوده است توسط آنها در این منطقه رواج یافته باشد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود 750 سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که به بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش” در 670 قبل از میلاد توانست امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.
... بعضی ممکن است این نقد را داشته باشند که پیش از آنکه مادها موفق به شکست آشور شوند برای مدتی خود خراج گزار آشور بودند و چه بسا که در این مدت این خط را خود از آشوریان آموخته باشند. نکته بسیار خوبی است ولی پاسخ آن این است که در آن زمان خط اشوریان میخی آشوری بوده و دقیقا نکته اینجاست که کتیبه های موسوم به خط موسوم به آرامی مربوط به این عصر در آشور وجود ندارند و در واقع زمانی که آشور و سارگون دوم بر ماد در 713 پیش از میلاد چیره شد خط آشوریان میخی بود و هیچ کتیبه ای از این خط آرامی از آشور در این تاریخ سراغ نداریم و جالب اینجاست که پیدایش این نمونه های خط همگی به دوران پس از غلبه مادها باز می گردد که فرض ارتباط بین این چیرگی و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه را در سالهای بعد به ویژه پس از فتح بابل توسط کورش کبیر تقویت می کند.
... گروهی ممکن است به شباهت زیاد تعدادی از حروف الفبا در فنیقی و آرامی برای اثبات منشا گرفتن خط موسوم به آرامی از الفبای فنیقی اشاره کنند که این شباهت کاملا حقیقت دارد و شباهت این دو خط تنها به دلیل ابجد بودن نیست بلکه تنها نگاهی به حروف آنها شباهت آنها را آشکار می سازد. یافته های باستان شناسان کاربرد نخستین خط فنیقی را حدود 1050 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند ولی نکته اینجاست که همان طور که اشاره شد یهودیان نیز خط خود را،البته خط پالئو هبرو یا عبری کهن را مادر خط موسوم به آرامی می دانند و برای این که از فنیقیها عقب نباشند قدمت آن را بیش از هزار سال پیش از میلاد عنوان می کنند ولی آن چه نه به ادعا بلکه به لحاظ سند تاریخی محرز است استفاده یهودیان از خط مشابه آرامی در حدود 700 پیش از میلاد است که در طایفه ای محدود از آنها به نام سامریون هنوز نیز استفاده می شود من در این بخش مایلم در برابر ادعای ریشه فنیقی و یهودی این خط که هردو در بدو امر بسیار قانع کننده به نظر می رسند چند پرسش مهم مطرح کنم که می تواند از لحاظ تاریخی پرسشهایی قابل مطالعه باشند.
... نخست به ادعای یهودیان می پردازم که این خط را میراث خود و فرزندان سام می دانند. نخست آنکه ادعای قدمت بیش از سه هزار سال تا امروز این خط نزد یهودیان اثبات نشده و در رابطه با نمونه نخستین خط یافت شده از آنها در 700 پیش از میلاد نیز لازم است به نکته ای ظریف توجه شود و آن این است که همان گونه که اشاره شد این خط هنوز در میان سامریون که اقلیتی بسیار کهن و پایبند از یهودیان هستند متداول است. ولی پرسش اینجاست که این سامریون کیستند که آنها را در استفاده از خطی که آن را پالئوهبرو یا عبری کهن و منشا اولیه آرامی می خوانند متمایز ساخته است؟ وقتی به جستجوی ریشه های تاریخی سامریون می رویم به نکته بسیار جالبی می رسیم و آن این است که بنا بر ظن غالب این طایفه از یهودیان، همان گروه محدود از یهودیانی هستند که سارگون 2 فرمانروای آشور آنها را به موطنشان بازگرداند و وجود این خط در میان آنها درست از لحاظ تاریخی با عصری هم زمان است که آشور برای نخستین بار بر ماد غلبه یافت و در نتیجه با آنها آشنا شد این نکته ای است که می تواند کنجکاوی تاریخی هر محققی را در رابطه با این هم زمانی تحریک کند.
... در رابطه با ریشه تاریخی فنیقی این خط و در توضیح انتقال الفبای فنیقی به بین النهرین اغلب در منابع گفته می شود دریانوردان فنیقی این خط را پخش کرده اند چون کار اصلی این مردم تجارت بوده است ولی شاید با توجه به تمام این داستان بتوانیم از خود فقط در حد یک سوال بپرسیم تاجران صادر کننده خط آیاممکن است در اصل وارد کننده خط بوده باشند؟ و اصولا از کجا می توان مطمئن بود که فنیقیها که مردمانی اهل سفر بودند خود این خط را از جایی دیگر به سرزمین خود نیاورده اند؟ در این بخش این بحث را نادیده می گیرم که بعضی محققین حتی براین باورند که فنیقی ها خود گروهی از ایرانیان بودند که ازسواحل خلیج پارس به منطقه لبنان امروزی کوچ کردند
... نکته کلیدی اینجاست که در این جستار علیرغم ظاهر بسیار منطقی استدلال منشا فنیقی و یهودی وقتی در جستجوی منبع نخستین پیدایش خط بر می آیید سوال بی جواب می ماند ولی به شکل معنا داری تاریخها تماما با برخوردهای ایرانیان و اقوام سامی در ارتباط است که خود می تواند فرضیه سومی را اعتبار بخشد که تا امروز به شکل معنا داری نادیده انگاشته شده است
...
این امکان وجود دارد که با سقوط دولت آشور توسط مادها ،خط آریایی در این سرزمین و میان رودان رواج یافته باشد و مکتوبات به زبان آرامی به این خط نگاشته شده باشد و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که این استدلال اگر بگوییم چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود پشتیبانان نظریه خط آرامی نامربوط و ناصحیح است. موضوع خط و زبان دو مقوله مجزاست و وجود نگارش به یک زبان دلیل نامیدن خط به آن زبان نیست همان طور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خطی به نام خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد. بنابراین وجود الواحی به زبان آرامی که زبانی بسیار رایج در آن عصر بوده دلیل محکمی برای آرامی خواندن خط استفاده شده در آن لوایح نمی تواند باشد.
... جالب این جاست که این خط نه فقط در میان بخشهای آرامی بلکه همان طور که اشاره شد در تمامی قلمرو ایران باستان یافت شده است و این دیگر دلیلی است که این پرسش را پیش می آورد که چرا براستی این خط را با اصرار آرامی می خوانند؟ به این خط کتیبه هایی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی و یا انشانی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا آرامی نامیدن این خط با قطعیت کمی عجیب و ایجاد کننده شبهه تحریف معنی دار تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافته و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن توسط چند محقق در آکادمی غرب قطعی تلقی گردیده است.
... شگفت نیست که واضعین این نظریه می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان خط را از آرامیان آموختند و به دلیل مزایای آن این خط را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه هنوز آن دو سند ارزشمند در دست است که می تواند بنیان قطعیت این نظریه نا مستدل تاریخی را با چالشی جدی مواجه سازد.
... “تغییر شکل الفبای ایرانی به صورت کنونی، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را “الفبای پیرآموز” گذاشتند. اعراب تا آنجا که تاریخ گواه است خط نداشته اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است و چون آثار مکتوب در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می گردید، به نام “خط عربی” مشهور گردید و به همین راحتی هویت و ریشه خط دگرگون گشت و سپس در سالهای اخیر تلاش شد برای نظریه غلط تاریخی بنیان علمی نه کشف بلکه اختراع گردد ولی این که حتی خود ما ایرانیان این خط را بدون پرسش و تحقیق عربی بنامیم بسیار دردناک است.
... تعصب و قوم گرایی بی شک مردود است ولی اجازه ندهیم متعصبان و قوم گرایان عرب و یهود هویت و تاریخ سرزمینمان را قلب کنند و بخشی از آکادمی غرب در تعطیلی اغلب کرسی های ایران شناسی و تعصب بر پروژه های گریکورومن (یونان و رم) به دلایل سیاسی به این ادعاها با نظر مثبت نگریسته و آنها را تایید کنند و دانشنامه ها با این تحریف نوشته شوند همانگونه که اندک اندک با نام خلیج پارس به دلایل سیاسی چنین می شود. نگذاریم با قطعیت خط و الفبای ما را عربی بخوانند زیرا که در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این نظریه قطعی نیست و باید که نظریه دوم نیز در مراجع رسمی مستند گردد.
.. کافی است تاریخ پیدایش الفبای فارسی و الفبای عربی را در فضای مجازی جستجو کنید تا ببینید چه حجم عظیمی از این تحریف و قلب تاریخ توسط آنها و حتی خود ما بازتکرار می شود تا آن جا که خود ما نیز این تحریف را به تاریخ رسمی خود بدل ساخته ایم . در پایان چند تصویر از خط نباتی مورد ادعای نظریه پردازان الفبای عربی و همچنین نمونه هایی از خط اوستایی می گذارم تا خود قضاوت کنید کدام به رسم الخط حاضر نزدیک تر است و آیا حتی همین ادعای مطرح شده در رابطه با انشعاب خط عربی از نباطی قابل پذیرش است یا خیر! جالب این است که حتی خطی که آن را کوفی می نامند و پس از فتح بیستون یافته اند سراسر پهلوی و اوستایی است که تصویر مقایسه آن را هم قرار در ذیل قرار می دهم و در نهایت قضاوت نهایی و تصمیم در گسترش این مطلب با شما.
مقاله از دکتر آیدین پورمسلمی




.::برای دریافت فایل پی دی اف این نوشتار تصویر زیر را بفشارید::.

[1] کشفالاسرار، ج۳، ص۱۴۷؛ الکشاف، ج۱، ص۶۴۶؛ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۱۹ - ۲۰.
[2] پرش به بالا ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۱.
[1] التبیان، ج۳، ص۳۵۲؛ مجمعالبیان، ج۳، ص۱۸۷.
[2] تفسیر ماوردی، ج۱، ص۵۳۴؛ کشفالاسرار، ج۲، ص۷۲۰.
کسی که برای حرفای خودش هیچ سند و مدرکی نداره و بالعکس حرف بر مبنای سند رو چرت و پرت میدونه معلومه چه شخصیتی داره!
"خانم شهلا محض رضای خدا هم که شده اون پلاستیکای مغزتو بردار تا حداقل یکم هوا بخوره"
شما خودت میدونی داری دروغ میگی. فقط آرزو میکنم از این بیماری دروغ پردازی و جاهلانه(به سبک تازیانی که در صحراهای عربستان با ملخ و شیر شتر و سوسمار خودشونو زنده نگه داشتن)خلاص بشی
سوم 2500سال پیش بله فرات باتهاجم قوم وحشی عراق وخیلی اازتمدن ها ادیگ هازبین رفت چهارم درست برای قومی وحشی که ادمخواربودن کورش خدامیشه پنجم 3000قبل مادها باج خ اجه اشوربودن وخورستان جزو خاک عراق بود حالا جاش نیس بحث کنم
دوم ماعقده حقارت ندارم تامیلیادرها پول خرجکنیم تامنشور کپی شده وتمدن نداشته برخ دیکران بکشیم سوم قبلا گفتم کورش برای شما خداس برای ما غارتگر
درمورد کورش بزرگ هم درست صحبت کن وای اگر کسی منطق حالیش نباشه چون نمیشه باهاش به بحث نشست در مورد دادگری کورش بزرگ هیچ شکی نیست کورش بزرگ کسیه که ما بهش افتخار میکنیم شما از این میسوزین که کسی مثل کورش ندارین بهش افتخار کنین خب بایدم بهتون حق داد.
شما توی یکی از نظراتت گفته بودی چرا دیدگاهم منتشر نمیشه خب دوست عزیز قوانین سایت رو که میدونی توهین کردن باعث میشه نظراتتون منتشر نشه پس لطف کنید کمتر توهین کنید تا نظراتتون منتشر شه.
توجه: منظور از مردم بی سواد اعراب آن زمان است.
[1] صحیح مسلم، ج۷، ص۱۹۲؛ جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۸، ص۱۲۲؛ کشفالاسرار، ج۱۰، ص۹۶ - ۹۷؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۱۵۲ـ۱۵۳.
[2] مجمع البیان، ج۹، ص۴۲۹؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۱۵.
[3] الدرالمنثور، ج۸، ص۱۵۳.
[4] تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۶۱
چهارم چراازاوردنفارس زبان که همنزادخودتون ناراحت میشی؟ پنچم چرا دیدگاه قبلی منعکس نکردید
بنده کاملا باورمند به این هستم که ریشه این خط آریایی است و هرگز عربی نیست
شما و دوستان گرامی می توانید کتاب بسیار با ارزش فرهنگ هزوارش استاد فریدون جنیدی را بخوانید که بی گمان بسیار سودمند خواهد بود. من خود شاگرد ایشان و دانشجوی رشته زبا نهای باستانی هستم.
پاینده ایران
سرکار خانم شهلا
اولا که فارسی حرف زدن افغان ها و بخشی از پاکستان ربطی به تمدن ایران نداره. مثلا بخشی از هند انگلیسی یا بخشی از لبنان فرانسه یا آمریکای لاتین اسپانیولی حرف مس زنن. ولی این نشونه ارتباط فرهنگی اونها نداره.
دوم خود شما همین الان دارید به زبان فارسی حرف میزنین
سوم تمدن چار رکن اصلی داره 1- پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی 2- سازمان سیاسی 3- سنن اخلاقی 4-کوشش در راه معرفت و بسط هنر ، که هیچکدوم در اعراب قبل از اسلام نبود بلکه امپراطوری ایران همه اونا را داشت.
چهارم در مثالی که در مورد الگو قرار دادن شاگرد زرنگ ها گفتید اینجا مصداق نداره مخصوصا با نثر صریح قرآن که در جای های مختلف از جهالت اعراب سخن گفته ... راستی ایرانی ها بودند دختران رو زنده به گور می کردن؟!!...
پنجم اون فتوحات بعد از اسلام اعراب هم به برکت همون دین اسلامه مگرنه قبلش اعراب درگیر جنگ های داخلی بودند (مثل الان)
چه پاسخ محکمی دادید،مگه از آیات قرآن بشه به اینا فهموند که جاهل بودن.
من هنوز که هنوزه تو کف اعتماد به نفس اینا هستم
دوستان همین تابستونی اگه مشهد بودید متوجه میشدید کسانی که در هشت سال دفاع مقدس تماما در خدمت ارتش بعث عراق بودن تا بلکه مثل اجدادشون در قادسیه غنیمت نصیبشون بشه حالا چطور از کشور عراق گله ای میان اینجا واسه چریدن و به ریشمون میخندن،تازه فهمیدم این همه مجتمع تجاری و تفریحی،پارک های آبی،شهر بازی و ... که دارن تو مشهد میسازن واسه مردم مشهد نیس بلکه واسه عیش و نوش کسانی هست که اگه دوباره مسلح بشن به همین آب و خاک حمله میکنن،و الا مردم مشهد پولشون کجا بوده؟
با سلام و چند نکته
1- من هم مسلمانم و اعتقاد دارم فضیلت هر انسان به درجات تقوای اونه نه مکانی که به دنیا اومده.
2- در مورد فصاحت زبان عربی برای من هیچ شکی نیست چرا که قرآن اگر جز با این زبون میومد کامل نبود. در زبان عربی هر کلمه گاهی معانی تو در تو دارند که خیلی اعجاب برانگیزه ... نکته جالب دیگه در مورد این زبان اینه که به شما قدرت میده فقط با سه حرف کلیکلمه معنی دار بسازی.
3- در مورد تمدن به نظرم شما تمدن رو با ساختمان سازی اشتباه گرفتی ... در قران سوره توبه آیه 97 آمده "الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ" معنی "عربهای بادیه نشین کافرتر و منافق تر از دیگرانند و به بی خبری از احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکیم است"
4- همانطور که معتقدم نزول قرآن به زبان عربی به دلیل تکامل اون زبانه معتقدم ارسال پیامبر در میان اعراب به دلیل جاهلیت بیش از حد اونها حداقل در اون بازه زمانی بوده.
5- به نظر من جدا کردن زبان عربی از فارسی به کلی امکان پذیر نیست ولی می شه کمتر باشه.
6- در مورد فرهنگ و تمدن ایران باستان که نیازی به توضیح زیادی نمی دونم. فقط همینو می گم که در کل یافته های باستان شناسان از ایران باستان یک بت پیدا نمیشه و ایرانیان همیشه خداوند را می پرستیدند.
7- در مورد خط هم اطلاع دقیقی ندارم ...
بعد مدت ها به این سایت سر زدم و وقتی کامنتهای شما رو میخوندم از شدت خنده از حال رفتم, با افرادی مثل شما اشنایی دارم افرادی هستید که در خانواده متعصب عرب بزرگ شدید و تو مغزتون تمام تنفر و حسادت به اقوام ایرانی تزریق شده و با دروغهای فراوان میخواید تمدنی رو که هیچوقت نداشتید رو برای خودتون بسازید. 8هزار سال پیش اصلا عرب زبان برای صحبت کردن داشت یا میدونست لباس چیه که بخواد تمدنی به عظمت مصر رو تشکیل بده؟مصر رو به عرب وصل میکنید؟ واقعا خنده داره... ایه های قران هم به اندازه کافی در مورد اعراب متمدن گفته و نیازی به توضیح نیست!!
(فرصت ایجاد یک تمدن رو اعراب داشتن اما بی لیاقتی و کوته فکری و خاری جلوشون رو گرفت امروز هم که تو عراق و شام و کشورهای عربی میبینیم چه خبره اعراب متمدن و با شعور "داعش " در حال انجام کارهای اجدادشون هستن!)
این ارزو رو میکنم که به دوران اعراب پیش از اسلام برگردید و چند همسری زنان عرب و زنده به گور کردن دختران رو به چشم ببینید اونوقت ببینم اینهمه ادعای تمدن نداشته عرب رو میکنید؟
متاسفانه. مدتی. دیدکاهمو.منتشرنمیکن مهم نیست.
دوم قبل اسلام عربی فصیح هیچ کجا صبحت نمیشد. بعدازنزول شدن قرآن که ریشه در زبان کل سامی داره. عربی به این زیبای شد
سوم شبه جزیره عربی که یمن جز اون بوده جزو کشورهای باتمدن کهن است شماها انکار وبازپخش نمیکنید که زیاد مهم نیست به فارس بدونه
وزیران جزو امپراطوری بزرگ نه تمدن بزرگ
در ضمن اگه شیخ نشین های امارات ایرانین پس شما واسه چی به امارات و کویت مینازین؟
شما میگی آدم عقده ای دنبال منبع میگرده،پس هرچی شما میگی یا بهت الهام شده یا از خودت حرف در میاری!!!!!
تفاخر به هیچ تا کی؟
فقط برام یه سوال هست اونم اینکه چرا با این همه ادعا عربستان جزو کشورهای کهن دنیا محسوب نمیشه تا در کنار ایران و یونان و چین و مصر قرار بگیره؟ضمنا شکوه مصر مربوط به قبل از ورود اعراب به مصر هست،الان مصر چیه؟میدونید که زبان مصری ها عربی نبوده.
تا جایی که من میدونم در قبل از اسلام در مکه جز چادر هیچ بنایی نبوده.
الله اکبر الله اکبر
در ضمن اول از همه اینو بگم که تاریخ با شکوه ایران متعلق به همه ی مردم ایران هست(فارس ترک لر عرب و...)و نکته دیگه این که برای من اصلا مهم نیست که امثال شما چی درباره تمدن ایران فکر میکنین مهم اینه که تمدن ایران برای اونایی که میدونن تمدن یعنی چی قابل احترامه.
اونایی که تمدن بقیه رو میدزدن شیخ نشین های امارات هستن که اشیاء باستانی پیدا شده در ایران رو(کرمان،آذربایجان،همدان،شیراز،خراسان،بلوچستان،بوشهر،خوزستان و...) به دلیل غفلت مسئولین با واسطه به امارات میبرن و در نمایشگاه به عنوان تمدن خودشون به نمایش میزارن.
شما گفتی بهترین منبع قرآن کریم هست!میشه یکی از حرفایی که گفتی دوباره ذکر کنی و بعد بگی این حرفت در کجای قرآن ذکر شده؟
بالبن
این ازدواج با محارمو شما کجا خوندی؟تو عربستان زنا حق رانندگی ندارن بعد شما طوری میگی تو تهران اسید میپاشن که انگار هر روز تکرار میشه.از این موارد همه جای دنیا هست
مردم ایران هرچی باشن بهتر از اون شیخ نشین اماراتی هستن که با اون همه پول مونده چیکار کنه،میره سطل آشغال خونشو از طلا میسازه!!!!!!
در ضمن از بکار بردن کلماتی مثل "ققققق" معلومه آتیش گرفتین. و بجای استفاده از این نوع کلمات و کارهای بچه گانه بگید منبعتون چیه؟
شما که خیلی به تمدن عرب افتخار میکنید خوب برید تو عربستان زندگی کنید،جایی که زن ها حق رانندگی ندارند!!!!واقعا چه تمدنی!!!!!!!تو قرن 21 با زنها اینطوری برخورد میکنن.پادشاه عربستان دختراشو زندانی کرده،به این افتخار میکنید؟
ای کاش شما در قبل از اسلام بین همون اجدادتون بودید تا میدیدین که زنها و دخترها چطور زنده به گور میشدن!!!
به همین مینازید؟
بازم میگم منبع ذکر کنید جون من بیکار نیستم با آدم حسود که از خودش حرف در میاره بحث کنم.
جا برای گفتن از تمدن مثلا با شکوهتون زیاده.