در این نوشته به ریشه حروف فارسی می پردازیم وقصد بر این داریم تا ثابت کنیم که حروف فارسی (پارسی) که هم اکنون ما استفاده می کنیم نه تنها ریشه در تاریخ عرب ندارد بلکه ، حتی خود حروف عربی هم برگرفته شده از حروف ایرانی هستند
در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و اوستایی بسیار کهنتر هستند؟)
به درخواست کاربران پارسیان دژ تحقیقی جامع انجام دادیم

تاریخچه الفبای فارسی
دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيرهاي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيرههاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبهای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيرهها و خطهاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشتهاند، میتوانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيينمند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و ... است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.
[بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟]
میزان وامگیری الفبای فارسی امروز ما از دبیرههای باستانی ایرانی چنین است:
پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... . سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... . هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل. همچنن دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و... .
[بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي]
در الفبای زبان عربی چهار واج «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عربزبانها به جای این ۴ واج، بیشتر واجهای «ف ک ز ج، تش ،ق» را بهکار میبرند. و همچنین واژه "ک" از زبان فارسی را نیز گاهی با واژه "گ" بصورت یکسان معرب می سازند.و در مورد "و" فارسی نیز عموما آنرا به ف تبدیل می کنند بهکار نبردن این واجها بهخودی خود در یک زبان ایراد بهشمار نمیرود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی بهکار گرفته شد. نپذیرفتن و بکار نبردن چهار واج، گ چ پ ژ، توسط اعراب سبب گردید که آنها بهجای تغییر و بهسازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبانها بپردازند و بسیاری از واژههای ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی، آسیبهایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژههای ایرانی شدهاست. این دگرگونی به زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافتهاست. دگرگونیهای زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نبوده و بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش میکشد.[۴] [۵]
واژههای آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:
واژههای با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر) واژههای با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچرود = جاجرود) واژههای با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل) واژههای با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد) همچنین بسیاری از واژههای پارسی که دارای واجهای گ چ پ ژ، بودهاند، بجای دگرگونی در یک واج، بصورت یکپارچه با واژه عربی دیگری جایگزین شدهاند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)
منبع
تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم - همشهري آنلاين (بازنشر در دیلمستان)
...
الفبای اردو
الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شدهاست. این چهار حرف عبارتاند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. هـی دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده میشود بهصورت: ھ. این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبیا پهلوی و اوستایی است.
حال به کاربران پارسیان دژ توصیه میکنیم که مقاله دکتر آیدین پورمسلمی که در پایین میایید را دنبال کنند تا بتوانند جواب این پرسش را دریابند (حروف عربی یا حروف ایرانی؟)
بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن کریم توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.
... بسیاری برای دفاع از هویت ایرانی این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ،ژ،گ،چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست وشکل نگارش “ه” و”ی” پارسی اشاره کرده اند و می گویند :” ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند” آنها می پذیرند که این خط عربی است ولی ایرانیان با توجه به زبان خود آن را بومی ساخته اند. گروهی نیز به این روند تاریخی اشاره می کنند که اصولا قرآن توسط حافظان مهاجر و انصار که معروفترین آنان حضرت علی(ع)، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص و زیدبن ثابت ، سعد بن عبید و انس بن مالک و همینطور عایشه و ام سلمه از زنان پیامبر(ص) بوده اند از بر می شده وحدود بیست سال پس از درگذشت پیامبر اسلام توسط عثمان خلیفه سوم و شورای چهار نفره زيد بن ثابت و عبدالله بن زبير و سعيد بن عاص و عبدالرحمان بن حارث به شکل مکتوب در می آید که این تاریخ به زمانی پس از فتح ایران توسط عمر بازمی گردد و می تواند شاهدی بر فقدان رسم الخط در میان اعراب است که البته این نظریه دوم مخالفانی دارد که نگارش قرآن را در سه مرحله می دانند که از زمان پیامبر(ص) شروع شده و در زمان ابوبکر و عثمان کامل می شود و معتقدند که قرآن مکتوب از سالهای نخستین صدر اسلام وجود داشته است.
... در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم و بیشتر بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی که مفروض پیش از اسلام است در خود عربستان چیست؟ و اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشته اند به این پاسخ دهید که اعراب این رسم الخط را از کجا آورده اند؟
... از لحاظ یافته های باستان شناسی تقریبا شکی در این رابطه وجود ندارد که اعراب منطقه حجاز نوشتن نمی دانسته اند زیرا هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین انهرین بوده اند دو نوشته با قدمت 2000 ساله یافت شده است. این دو سند در شمال شبه جزیره عربستان و درنزدیک تمدن بین النهرین تنها سند وجود خط پیش از اسلام نزد اعراب شمال شبه جزیره است اگرچه نظیری برای این دو نمونه خط از مرکز و جنوب شبه جزیره به دست نیامده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط نبطی در تمدن همسایه بین النهرین می دانند که این خط نبطی خود به ادعای آنان ریشه آرامی باستانی دارد.
... واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود 150 سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز قومی از اعراب شمال عربستان بوده اند که به خاورمیانه مهاجرت کرده اند و در بین النهرین ساکن شده اند. آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور شدند. زبان آنها آرامی بود و نظریه دیگری نیز وجود دارد که خط آنان یعنی خط آرامی که آن را مادر خط عربی و خطی که ما امروزه به آن خط می نگاریم می دانند، خود از الفبای فنیقی گرفته شده است.
... البته این داستان مدعیان دیگری هم دارد که می کوشند به این خط ریشه ای یهودی دهند . آنها می گویند که آرامیها فرزندان آرام ،فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند و در نهایت ادعا این است که این خط نیز میراث قوم یهود است. در این جستار همان گونه که پیشتر تاکید کرده ام این پیش فرض را پذیرفته ام که این خط پیش از اسلام وجود داشته است و یک سوال مطرح ساخته ام که منشاء این خط پیش از اسلام خود از کجا آمده است؟ پاسخ آن مطابق آنچه ذکر گردید و بر اساس نظریه ای که حتی در دانشنامه ها منعکس شده است تمدن بین النهرین، قوم نبط و در نهایت تمدن آرامی است که آنها را عرب تبار می دانند و همچنین گروهی نیز ریشه اولیه را فنیقیها و یهودیان قوم یهود می دانند. می بینیم که حتی در این استدلال نیز منشا این خط به شمال عربستان و خارج از حجاز و به تمدن بین النهرین ارجاع می شود و مستقیما ارتباطی به اعراب شبه جزیره ندارد. عمده ترین و محبوب ترین نظر این است که آرامیان که خود خراجگزار آشور بوده اند احتمالا این خط را از فنیقیها آموختند و تغییر دادند.
... شکی نیست ما ایرانیان از سایر ملل بسیار آموخته ایم و این روحیه یادگیری در تمام تاریخ ما تداوم داشته است. پانصد سال پیش از میلاد مسیح هرودت سربازان پارس را ارتشی ترسیم می کند که اگرچه لباس شناخته شده ای دارند ولی هر قطعه ان را از یک ملت الهام گرفته اند که خود نشان از عدم تعصب، پذیرایی و یادگیرندگی و در عین حال قدرت ترکیب و نوزایی و برون گرایی یک تمدن است و قرنها بعد شاردن در سفرنامه خود می نویسد که ایرانیان اگرچه در اختراع در عصر حاضر پیشگام نیستند (که دلایل تاریخی بسیار دارد) ولی خیلی زود همه چیزرا یاد می گیرند و به کار می بندند. بدیهی است که مقاله حاضر از جایگاه قطعیت و دانستگی حتمی علمی نگاشته نشده و مهمترین هدف آن گذاشتن علامت سوالی مهم پیش روی مراجع، کتب درسی و دانشنامه هایی است که با قطعیت این خط را عربی می دانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه استریوتایپ سازی دوسویه “هنر نزد ایرانیان است و بس” و عرب ستیز بلکه هدف اصلی طرح استدلالی است که شاید ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را داشته باشد. امروزه می دانیم که ادعا می شود نخستین خط شناخته شده ایرانیان صورتی اصلاح شده از خط میخی بوده است که به دستور داریوش شاه ایجاد شد. نخستین نسخه این خط در زمان داریوش و آخرین آن در زمان اردشیر سوم یافت شده است که نشان می دهد این خط میخی اصلاح شده با 36 حرف که در نوع خود ساده ترین خط میخی در مقایسه با سایر ویرایشهای خط میخی در تمدنهای همسایه بود اگرچه زمانی طولانی دوام نیاورد. همچنین این را نیز می دانیم که هخامنشیان مکتوبات خود را در ارسال به هر ملت با زبان و خط آن قوم می نگاشتند که این حتی در تورات نیز ذکر گردیده که در بخش “استر” جایی که از خشایارشاه سخن به میان میاید تاکید می گردد که وی مکتوبات خود را به هر کشور با خط آن کشور می نگاشته است.
... در این میان الواح یافت شده به زبان آرامی که مکتوب شده به خطی هستند که امروزه آن را خط آرامی و مادر الفبای عربی می خوانند به دلیل گستردگی وسیع جغرافیایی اقوامی که به این زبان در امپراتوری ایران تکلم می کردند جایگاهی به سزا داشته است. ولی دو سوال اینجا مطرح است. نخست آنکه بر طبق کدامین سند این خط ”آرامی ” خوانده می شود؟ صرفا به این دلیل که نوشته هایی به زبان آرامی به این خط مکتوب شده است؟ پس چه کنیم با سایر کتیبه هایی که به این خط ولی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی و حتی یونانی به دست آمده است؟ و سوال دوم این که آیا در تاریخی پیش از این و در عصر ظهور زرتشت و پس از آن آیا خطی در میان اقوام ایرانی وجود داشته است ؟
... برای پاسخ به این سوال نگاهی به بند 20 کتیبه بیستون داشته باشیم که سندی بسیار با ارزش از لحاظ تاریخی است. داریوش بزرگ در کتیبه بغستان یا همان بیستون فرمان داده تا نگاشته گردد: “داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود را هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن، من این نوشته ها را همه جا در میان کشورها فرستادم.” King Darius says: By the grace of Ahuramazda this is the inscription which I have made. Besides, it was in Aryan script, and it was composed on clay tablets and on parchment. Besides, a sculptured figure of myself I made. Besides, I made my lineage. And it was inscribed and was read off before me. Afterwards this inscription I sent off everywhere among the provinces. The people unitedly worked upon it علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند که بدان اشاره شد، سند دوم دیگری نیز در دست است که راه را بر ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه انکار و مغلطه دیگری می بندد. این سند دوم رونوشتی از کتیبه بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت تاریخی سنگ نوشته نخست را عملا مورد تایید قرار می دهد.
این کتیبه و رونوشت آن از این رو می توانند ارزشمند باشند که در آن داریوش شاه به صراحت خطی را که به طور رایج و شاید عامدانه “آرامی” نامیده شده است آریایی می خواند و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او الواح به این خط در ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این می تواند آغاز به چالش کشیدن این نظریه از لحاظ علمی نامستدل ولی رواج یافته باشد که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.
اگر بخواهیم در مورد این خط بیشتر گفتگو کنیم باید به این اشاره کنیم که ماجرا به امکان وجود خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط می تواند پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر “آشور” که تمدن غالب بین النهرین بوده است توسط آنها در این منطقه رواج یافته باشد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود 750 سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که به بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش” در 670 قبل از میلاد توانست امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.
... بعضی ممکن است این نقد را داشته باشند که پیش از آنکه مادها موفق به شکست آشور شوند برای مدتی خود خراج گزار آشور بودند و چه بسا که در این مدت این خط را خود از آشوریان آموخته باشند. نکته بسیار خوبی است ولی پاسخ آن این است که در آن زمان خط اشوریان میخی آشوری بوده و دقیقا نکته اینجاست که کتیبه های موسوم به خط موسوم به آرامی مربوط به این عصر در آشور وجود ندارند و در واقع زمانی که آشور و سارگون دوم بر ماد در 713 پیش از میلاد چیره شد خط آشوریان میخی بود و هیچ کتیبه ای از این خط آرامی از آشور در این تاریخ سراغ نداریم و جالب اینجاست که پیدایش این نمونه های خط همگی به دوران پس از غلبه مادها باز می گردد که فرض ارتباط بین این چیرگی و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه را در سالهای بعد به ویژه پس از فتح بابل توسط کورش کبیر تقویت می کند.
... گروهی ممکن است به شباهت زیاد تعدادی از حروف الفبا در فنیقی و آرامی برای اثبات منشا گرفتن خط موسوم به آرامی از الفبای فنیقی اشاره کنند که این شباهت کاملا حقیقت دارد و شباهت این دو خط تنها به دلیل ابجد بودن نیست بلکه تنها نگاهی به حروف آنها شباهت آنها را آشکار می سازد. یافته های باستان شناسان کاربرد نخستین خط فنیقی را حدود 1050 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند ولی نکته اینجاست که همان طور که اشاره شد یهودیان نیز خط خود را،البته خط پالئو هبرو یا عبری کهن را مادر خط موسوم به آرامی می دانند و برای این که از فنیقیها عقب نباشند قدمت آن را بیش از هزار سال پیش از میلاد عنوان می کنند ولی آن چه نه به ادعا بلکه به لحاظ سند تاریخی محرز است استفاده یهودیان از خط مشابه آرامی در حدود 700 پیش از میلاد است که در طایفه ای محدود از آنها به نام سامریون هنوز نیز استفاده می شود من در این بخش مایلم در برابر ادعای ریشه فنیقی و یهودی این خط که هردو در بدو امر بسیار قانع کننده به نظر می رسند چند پرسش مهم مطرح کنم که می تواند از لحاظ تاریخی پرسشهایی قابل مطالعه باشند.
... نخست به ادعای یهودیان می پردازم که این خط را میراث خود و فرزندان سام می دانند. نخست آنکه ادعای قدمت بیش از سه هزار سال تا امروز این خط نزد یهودیان اثبات نشده و در رابطه با نمونه نخستین خط یافت شده از آنها در 700 پیش از میلاد نیز لازم است به نکته ای ظریف توجه شود و آن این است که همان گونه که اشاره شد این خط هنوز در میان سامریون که اقلیتی بسیار کهن و پایبند از یهودیان هستند متداول است. ولی پرسش اینجاست که این سامریون کیستند که آنها را در استفاده از خطی که آن را پالئوهبرو یا عبری کهن و منشا اولیه آرامی می خوانند متمایز ساخته است؟ وقتی به جستجوی ریشه های تاریخی سامریون می رویم به نکته بسیار جالبی می رسیم و آن این است که بنا بر ظن غالب این طایفه از یهودیان، همان گروه محدود از یهودیانی هستند که سارگون 2 فرمانروای آشور آنها را به موطنشان بازگرداند و وجود این خط در میان آنها درست از لحاظ تاریخی با عصری هم زمان است که آشور برای نخستین بار بر ماد غلبه یافت و در نتیجه با آنها آشنا شد این نکته ای است که می تواند کنجکاوی تاریخی هر محققی را در رابطه با این هم زمانی تحریک کند.
... در رابطه با ریشه تاریخی فنیقی این خط و در توضیح انتقال الفبای فنیقی به بین النهرین اغلب در منابع گفته می شود دریانوردان فنیقی این خط را پخش کرده اند چون کار اصلی این مردم تجارت بوده است ولی شاید با توجه به تمام این داستان بتوانیم از خود فقط در حد یک سوال بپرسیم تاجران صادر کننده خط آیاممکن است در اصل وارد کننده خط بوده باشند؟ و اصولا از کجا می توان مطمئن بود که فنیقیها که مردمانی اهل سفر بودند خود این خط را از جایی دیگر به سرزمین خود نیاورده اند؟ در این بخش این بحث را نادیده می گیرم که بعضی محققین حتی براین باورند که فنیقی ها خود گروهی از ایرانیان بودند که ازسواحل خلیج پارس به منطقه لبنان امروزی کوچ کردند
... نکته کلیدی اینجاست که در این جستار علیرغم ظاهر بسیار منطقی استدلال منشا فنیقی و یهودی وقتی در جستجوی منبع نخستین پیدایش خط بر می آیید سوال بی جواب می ماند ولی به شکل معنا داری تاریخها تماما با برخوردهای ایرانیان و اقوام سامی در ارتباط است که خود می تواند فرضیه سومی را اعتبار بخشد که تا امروز به شکل معنا داری نادیده انگاشته شده است
...
این امکان وجود دارد که با سقوط دولت آشور توسط مادها ،خط آریایی در این سرزمین و میان رودان رواج یافته باشد و مکتوبات به زبان آرامی به این خط نگاشته شده باشد و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که این استدلال اگر بگوییم چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود پشتیبانان نظریه خط آرامی نامربوط و ناصحیح است. موضوع خط و زبان دو مقوله مجزاست و وجود نگارش به یک زبان دلیل نامیدن خط به آن زبان نیست همان طور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خطی به نام خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد. بنابراین وجود الواحی به زبان آرامی که زبانی بسیار رایج در آن عصر بوده دلیل محکمی برای آرامی خواندن خط استفاده شده در آن لوایح نمی تواند باشد.
... جالب این جاست که این خط نه فقط در میان بخشهای آرامی بلکه همان طور که اشاره شد در تمامی قلمرو ایران باستان یافت شده است و این دیگر دلیلی است که این پرسش را پیش می آورد که چرا براستی این خط را با اصرار آرامی می خوانند؟ به این خط کتیبه هایی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی و یا انشانی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا آرامی نامیدن این خط با قطعیت کمی عجیب و ایجاد کننده شبهه تحریف معنی دار تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافته و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن توسط چند محقق در آکادمی غرب قطعی تلقی گردیده است.
... شگفت نیست که واضعین این نظریه می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان خط را از آرامیان آموختند و به دلیل مزایای آن این خط را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه هنوز آن دو سند ارزشمند در دست است که می تواند بنیان قطعیت این نظریه نا مستدل تاریخی را با چالشی جدی مواجه سازد.
... “تغییر شکل الفبای ایرانی به صورت کنونی، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را “الفبای پیرآموز” گذاشتند. اعراب تا آنجا که تاریخ گواه است خط نداشته اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است و چون آثار مکتوب در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می گردید، به نام “خط عربی” مشهور گردید و به همین راحتی هویت و ریشه خط دگرگون گشت و سپس در سالهای اخیر تلاش شد برای نظریه غلط تاریخی بنیان علمی نه کشف بلکه اختراع گردد ولی این که حتی خود ما ایرانیان این خط را بدون پرسش و تحقیق عربی بنامیم بسیار دردناک است.
... تعصب و قوم گرایی بی شک مردود است ولی اجازه ندهیم متعصبان و قوم گرایان عرب و یهود هویت و تاریخ سرزمینمان را قلب کنند و بخشی از آکادمی غرب در تعطیلی اغلب کرسی های ایران شناسی و تعصب بر پروژه های گریکورومن (یونان و رم) به دلایل سیاسی به این ادعاها با نظر مثبت نگریسته و آنها را تایید کنند و دانشنامه ها با این تحریف نوشته شوند همانگونه که اندک اندک با نام خلیج پارس به دلایل سیاسی چنین می شود. نگذاریم با قطعیت خط و الفبای ما را عربی بخوانند زیرا که در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این نظریه قطعی نیست و باید که نظریه دوم نیز در مراجع رسمی مستند گردد.
.. کافی است تاریخ پیدایش الفبای فارسی و الفبای عربی را در فضای مجازی جستجو کنید تا ببینید چه حجم عظیمی از این تحریف و قلب تاریخ توسط آنها و حتی خود ما بازتکرار می شود تا آن جا که خود ما نیز این تحریف را به تاریخ رسمی خود بدل ساخته ایم . در پایان چند تصویر از خط نباتی مورد ادعای نظریه پردازان الفبای عربی و همچنین نمونه هایی از خط اوستایی می گذارم تا خود قضاوت کنید کدام به رسم الخط حاضر نزدیک تر است و آیا حتی همین ادعای مطرح شده در رابطه با انشعاب خط عربی از نباطی قابل پذیرش است یا خیر! جالب این است که حتی خطی که آن را کوفی می نامند و پس از فتح بیستون یافته اند سراسر پهلوی و اوستایی است که تصویر مقایسه آن را هم قرار در ذیل قرار می دهم و در نهایت قضاوت نهایی و تصمیم در گسترش این مطلب با شما.
مقاله از دکتر آیدین پورمسلمی




.::برای دریافت فایل پی دی اف این نوشتار تصویر زیر را بفشارید::.

خش روی نجابت سیاوش بکشد
ای کاش خشایار شبی برگردد
تا خاک ریاض را به آتش بکشد
آقای امیری خراسانی عزیز ازتون میخوام نظرات اینچنین افرادی رو منتشر نکنید کلا اینجور افراد رو بقول معروف تحریم کنید.چرا؟ مشخصه این آدما فقط واسه تفرقه افکنی و ببخشیدا با عرض معذرت وا۳ عقده گشایی میان سایت و کلا علاقه شدیدی دارن فضای سایت رو متشنج کنن.
فکر کن یه آقایی مثل سعید که به نظرم معلومات بسیار زیادی دارن باید وقت گرانبهاشونو وقف پاسخ به اینچنین افرادی رو میزارن پس همون بهتر دیگه نظرات این افراد بخصوص این بانوی محترم رو منتشر نکنین تا کلا لوث وجودشون ریشه کن شه.
-همون جایی که زن کنار دیوار نباید بخوابه.
خبر تازه:برخی از علمای عربستان گفته اند چشمان برخی از زنان فتنه انگیز باید بسته شود،و برای اینکه از کجا بفهمند چه زنانی چشمان فتنه انگیز دارند حرف هایی هم زده اند.
بسیار خب حرف شما صحیح شما از نژاد سامی هستید باشه قبول پس نتیجه میگیرم هم کیشان شما با این اسرائیلیا هم نژاد هستید .چقدر رمانتیک خانم شهلا پیوندتان را با این عزیزان مبارک.
حالا قسمت جالبش اینه که این اسرائیلیا به هم نژاد خود فلسطینیان کشتار غارت تجاوز میکنن و هزارتا وحشی گری انجام میدن.
در نتیجه ننگ بر اون نژادی که یک قومش به قوم دیگرش تجاوز میکند.
شما از همون اولش هم روح و جسم و جانتان با این عزیزان عجین شده بود این واقعه بسیار گرانبها رو به شما شاد باش میگم.
خانم شهلا فکر کنم از اینکه این دو نوجوان عزیز ایرانی مورد عنایت تازیان پست فطرت و کثیف که بویی از انسانیت نبرده اند قرار گرفته اند رو باید به شما شاد باش بگم.
چقدر شما در باتلاق جهل و نادانی خود غوطه ورید که هر حرفی رو بدون مقداری تعقل میزنید یک دستمریزاد شیک و مجلسی تقدیم به شما باد..
پیشنهاد میکنم برید عربستان یا برید عراق خلاصه یه جایی از همونجاها وا۳ خودتون دستوپا کنید و هر چیزی میخورید همونجا با خودتون بخورید دست از سر ما برداریدو و لازمم نکرده به سایت سرورتان پارسیااااااااان دژژ بیاید و نیازی نیست فضای سایت رو با وجود گرانبها و پر ارزشتون متبرک و عطرآگین کنید.
عربستان (سوسمارخورآباد عجین شده با ملخ خور آباد):))))
برین امو یکم تحقیق و مطالعه کنین و تویی که اسمت شهلاست از پشت کوه اومدی در مورد تاریخ نظر نده
و دین من دراوردی اسلام رو بدترش نکن
اگه یه ذره سواد داشتی ( البته عرب و سواد خنده داره ) کورش بزرگ برای احترام به بابلیان به زبان آنان قانون نوشت
این قران توش پر نقایص هست بعد میگین ۲ گروه مسلمونا موافقن ؟
هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه .....وقتی واسه یه کتاب ۱۰۰۰ تا تفسیر هست چه موافقی ؟ وقتی اعراب ۱۴ صوت قبیله ای واسه قران داشتن کدوم موافقی استاد تاریخ................
نه دین اسلام من در آوردی هست و نه مسلمان ها وحشی(اکثر هموطنان شما مسلمان هستند)
علت اینکه برای بعضی از آیات قرآن چندین تفسیر وجود داره اینه که طبق گفته ی خود قرآن هم آیات محکم داریم و هم آیات متشابه.
آیات محکم مثل آیه ایی که مربوط به ارث و میراث باشه و آیه ی متشابه اینکه مثلا در یک آیه از قرآن ذکر شده کافران را بکشید که در تفسیر این آیه باید گفت اولا کافر چه کسی است و دوما منظور از کشتن کافر در میدان جنگ است نه در حالت عادی.(البته اینی که من به شما گفتم تنها در حد سواد ناچیز من از قرآن بود)
دوست عزیز درسته اعمال خیلی از مسلمونها نا درسته(قبول دارم جزو بی فرهنگ ترین کشورهای دنیا هستیم و کثیف ترین و ربا خوار ترین نظام بانکی رو داریم) اما این دلیل نمیشه بگید اسلام هم همونطوری هست.
خود من به عنوان یک مسلمون بارها تردید داشتم که شاید دین من درست نباشه و کتاب قرآن یک کتاب الهی نباشه اما هربار با این پاسخ محکم از خود قرآن مواجه شدم:" اگر میتوانید یک آیه مثل آیات قران بیاورید"
همینکه قرآن پس از گذشت ۱۴۰۰ سال تحریف نشده فکر میکنم دلیل محکمی باشه تا سریع درباره ی اسلام قضاوت نکنیم.
همین اسلام بود که الهام بخش بسیاری از شهدای هشت سال دفاع مقدس بود.(جالبه؛دو کشور مسلمان با هم جنگیدند،اسلام مهاجم بود یا مدافع؟بخاطر همین هست که که خدا در قرآن انسان رو به تفکر در آیات قرآن دعوت کرده)
دوست عزیز طبق اسلامی که من میشناسم مردم عربستان نه تنها که مسلمان نیستن بلکه طبق روایات در آخرالزمان اولین کسانی که مقابل منجی مسلمانان خواهند ایستاد خود عربستان هست،پس لطفا سریع در باره اسلام قضاوت نکنید.
و حتی در رابطه با شرایط امروز ایران نهج البلاغه حضرت علی رو مطالعه کنید نه اعمال مردم ایران.
فکر میکنم امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند:
" اگر شیعیان ما امتحان شوند از هر هزار تا فقط یک نفر قبول میشود"
برای همین میگم به اعمال مسلمونها توجه نکنید.حتی خود من مایه ننگ برای اسلامم.
بدرود
بازخوب دیدگاه شما اقای شمشادی منشر کرده ماکه هرجی جواب میدیم منتشر... وامجواب پسر اریای همان کورش تون منشور بزبان خط بابلی )نوشت وزبان رسمی پارسیان همان زبان ارامی سامی بوده پس زبان سامی از۲۵۰۰پیش وارد ایران شده وجواب اون اقا که مجموعه ... مکنه تمام خط سامی ۲۲حرف بوده وحروف اوستای ۵۴ تا حالابازمجموعه.. کن البته اکه منتشر بشه
پارسیان دژ هیچ تغییری در دیدگاه انجام نداده است
درصورت تکرار دیدگاه شما دیگر تایید نمی شود
دارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند،
آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند،
آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،
گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،
نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا،
نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما،
تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها،
بر کام دیگران شد
نادر! ز خاک برخیز،
میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری،
دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند،
دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی،
فریادمان بلند است
اما چه سود،
اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس،
شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی،
شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما
دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش،
ای مهرآریایی
خوبه هنوز خبر تجاوز به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده داغه.
در کجای دنیا مامورین پلیس (آنهم در فرودگاه)چنین غلطی میکنند؟درجایی که فرهنگ غنی است یا در جایی که مردمش شهوتی ترین مردم دنیا هستند؟
همون اعرابی که تو سنگشونو به سینه میزنی حتی نمیتونن "پ" تلفظ کنن.
نیازی نبود با یه اسم دیگه نظر بدی
متاسفم که دقایقی از وقتمو باید صرف گفتگو با کسی بکنم که خودشو باستان شناس دونسته اما حتی یک کتاب برای اثبات حرفهاش معرفی نکرده؛و همین نشان از دروغ های بی پایه و اساس شماست.
بنده چند سوال از شما دارم:
۱-میشه یه حرف از من ذکر کنید که نشان از نژاد پرستی باشه.
۲-شما به عنوان یک باستان شناس در کدام دانشگاه تحصیل کرده اید؟به دنبال پاسخ شما به این سوال، سوالات دیگری خواهم داشت که اگر دوست داشتید در فضای خصوصی تر باشد ایمیلمو براتون مینویسم تا از طریق ایمیل سوالات دیگر رو بپرسم و البته مستحضر هستید که میشود از طریق همین فضای مجازی به لیست فارغ التحصیلان هر دانشگاه(نام و نام خانوادگی،رشته و مقطع تحصیلی) دسترسی داشت.خوشحال میشم با یک دانش آموخته ی باستان شناسی دوست بشم.
۳-شما گغتید تمدن ایران ۳۵۰۰ ساله هست.
این ادعای شما اونقدر مزخرف و بی پایه و اساس و بر مبنای کینه،تعصب و جهل و نادانی هست که نیازی به پاسخ اون نیست.(خودت خوب میدونی حرفت چرت وپرت هست،ایران جزو ۵ کشور باستانی دنیا محسوب میشه،در کنار چین و مصر و...)
۴-دوست عزیز فقط کمی سواد ریاضی میخواد: "زمانی یک مجموعه زیر مجموعه ایی از یک مجموعه ی دیگر (مجموعه ی مادر)است که تمام اعضای اون در مجموعه ی مرجع باشه."
مجموعه چیست: "دسته ایی از اشیاء مشخص و دوبه دو متمایز ؛ مانند مجموعه ی حروف پارسی و/یا عربی"
حالا چور هست که زبان پارسی زیر مجموعه ی عربی هست و آنوقت دارای تعداد حروف بیشتر؟مگر میشود؟
نکند میخواهید حتی ریاضیات را هم نقض کنید؟
۵-سند شما بر مبنای قتل عام هخامنشیان چیست؟
۶-در رابطه با حدیثی که از امام صادق ذکر کردید:
الف)در کدام کتاب نوشته شده تا بخوانم؟
ب)دوست عزیز مجوس یک لقب هست که به زرتشتیان میگویند(مانند حواریون که به یاران حضرت عیسی میگویند) نه به معنای گبر. گبر یعنی بی دین در حالیکه کلمه ی زرتشت نه تنها در قران آمده بلکه در رساله مراجع تقلید شیعه(مثلا رساله ی آقای خامنه ایی) به صراحت ذکر شده که اهل کتاب عبارتند از:مسلمانان،مسیحییان،یهودیان و زرتشتیان و آقای باستان شناس مثلا با سواد برید بخونید اهل کتاب یعنی چی؟
برای اثبات دروغ شما مبنی بر اینکه اعراب جاهلیت به خدا نزدیک تر بودند ابتدا به یک آیه قرآن که در نظرات یکی از دوستان هم ذکر شده(در همین پست) اشاره میکنم:
در قران سوره توبه آیه ۹۷ آمده “الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ” معنی “عربهای بادیه نشین کافرتر و منافق تر از دیگرانند و به بی خبری از احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکیم است”
در قرآن از عذاب قوم حضرت نوح،حضرت هود(قوم عاد)،حضرت صالح(قوم ثمود) چند آیه وجود دارد.محل اسقرار این کافران لجوج و خیره سر کجا بود؟
طبق برخی روایات:
قوم نوح: اصراف کوفه
قوم عاد: ما بین عربستان و یمن
قوم ثمود : در عراق
به کتاب "قصص قرآن یا تاریخ انبیاء" از سید هاشم رسولی محلاتی مراجعه کنید.
چه جالبه که هرجا در قرآن سرگذشت کافران ذکر شده اجداد اعراب بوده اند،آنوقت شما خلاف این میگویید.(شرم بر انسانهای دروغگو)
۷-شما گفتید کیخسرو ۳۰۰ پیغمبر را شهید کرد .
الف)در قرآن ذکر شده ۱۲۴۰۰۰ پیامبر بر زمین نازل شدند اما از بین تمام اینها،تنها نام کمتر از پنجاه نفر از آنها در نزد دانشمندان اسلامی میباشد،پس وقتی دانشمندان اسلامی از نام بقیه با خبر نیستند چگونه ممکن است از سرگذشت سیصد پیغمبر که همگی به دست کیخسرو شهید شده اند حرفی زده باشند.دوما مگر کیخسرو چند سال سلطنت داشته که میخواسته سیصد تا پیغمبرو شهید کنه؟(دروغگوی بی شرم حتی یاد نداری دروغ بگی)
نصف حرفات به این راحتی رد شد و بقیه حرفات مثل بقیه بی دلیل و منطق هست.
وقتی تو با این همه دروغ میگی "یا علی" من دیگه شرم میکنم بگم یا علی
حداقل موقع دروغ گفتن یکم بیشتر فکر کن تا هر عدد و رقمی میگی با عقل جور در بیاد.
آخه مومن این حرف رو از کجات در آوردی که کی خسرو سیصد پیامبرو شهید کنه سپاسگذارم از شما که موجبات خنده منو فراهم کردی و تاسف برای تو که اوج بی سوادی خود رو نشون دادی.
وای برتو و ننگ بر تو بی شرم دروغگو تعصبات لجنبارت باعث شده هر دروغی رو آشکارا با بی حیاییه کامل بگی (دروغگو باش دروغ پرداز خوبیم باش).
باز هم لازمه بگم خسته نباشی دلاور خدا قوت پهلوان آقای علی:))))))))))
در شرق میانه
پارسیان هرگز خطی از خود نداشته اند و در تمام تاریخ خود خطهای دیگران را گرفته و ساده کرده و برای زبان خودشان سازگار کرده اند.
از پیش از دوران مادها و از زمان فرمانروایی آنها هیچ نوشته ای وجود ندارد, و در دوران نخستین هخامنشیان گزارش ها و اسناد قتل عام های خود را به زبانهای سامی (آرامی و عیلامی) و به خط میخی می نوشتند.هخامنشیان کم کم خط میخی را از آکدیها و بابلیها اختیا ر کردند و برای زبان پارسی باستان ساده کردند و به کار بردند . هخامنشیان چون می دانستند که خطی که از بابلیان وام گرفته اند ، عمومیتی در بین مردم منطقه ندارد . درکتیبه هایشان چند عدد کپی به زبان های فراگیر منطقه مانند عیلامی و بابلی می نوشتند . داریوش در کتیبه بیستون خود بعد از قتل عام ، کاتبان بابلی و عیلامی را وادار میکند همین کار را انجام دهند .
آریایی ها در هزاره اول ق.م وارد ایران شدن وبدون هیچ تمدنی و اولین تمدن آریایی در سده ۵۵۰ ق.م مربوط ب ماد ها میشه و تمدن۳۵۰۰ ساله ایران مربوط ب عیلامیان و منطقه خوزستان...قبل از اون هم هیچ تمدنی تو ایران نبوده...
تاریخ سومریهاوبابلیهاروبخونید تابدونیداولین تمدن جهان عراق بوده وهست وپادشاه بزرگ عرب یعنی سرگون(سرجون)کبیر بوده
شخص زندیق از امام صادق پرسید:مجوس به حق نزدیکتر بودند یا عرب در زمان جاهلیت؟
حضرت فرمودند:عرب جاهلی به دین ابراهیم علیه السلام(دین حنیف)نزدیکتر بودند از گبران(مجوس) زیرا
گبران به همه پیغمبران کافر شدند و همه کتابهای آسمانی و معجزات را منکر شدند و به هیچ سنت و آداب پیامبران عمل نکردندو کیخسرو که پادشاه مجوس بود سیصد پیغمبر را شهید کرد.
همچنین مجوس غسل جنابت نمی کردند و عرب می کردند در حالی که غسل جنابت از خالص شرایع ابراهیمی است.
و مجوس ختنه نمی کنند و آن از سنت های یغمبران است.واول کسی که ختنه کرد ابراهیم خلیل بود.
و مجوس مرده های خود را غسل نمیدهند و کفن نمی کنند و عرب می کردند.مجوس مرده ها را در صحراها و غار ها و دخمه ها می اندازند در حالی که کفار عرب در خاک پنهان می کردند و لحد برای آنها میساختند و سنت پیغمبران چنین بود.و اول کسی که برای او قبر کندند و لحد ساختند آدم علیه السلام بود.
همچنین مجوس نکاح مادر و دختر و خواهر را حلال می دانند و کفار عرب اینها را حرام می دانستند.
و مجوس انکار کعبه می کردند و عرب حج کعبه می کردند و می گفتند:خانه پروردگار ماست.و اقرار به تورات و انجیل داشتند و از اهل کتاب مسائل میپرسیدند.و عرب در همه اسباب به دین حق نزدیکتر بودند از گبران!
همینطور که ملاحظه فرمودید ملاک تقرب به حق سنجش ادیان و فرقه ها با میزان شرایع و عمل به آداب و رسوم انبیاست.ادعاهایی که مطرح میکنند در مورد ایران قبل از اسلام و عرب جاهلیت کاملا بر خلاف واقعیات تاریخی است.
البته هر دو گروه عمیقا منحرف بوده اند ولی انحراف هم مقول به تشکیک است عده ای منحرف ترند!
تمدن بابلیها وسومریها وآشوریها وغیره تنها به مناطق خود محدود بوده ولی تمدن هخامنشی جهان گیر وجهان شمول بوده که ازهند واقیانوس هند تا انسوی مدیترانه راشامل می شده آدم باسواد!
قتل وعام داریوش مستند نیست. واگرکشتاری بوده برای برقراری نظم وحفظ منافع کشور بوده مثلا داریوش افرادی را که دزدی یاخیانت درامانت می کردند زنده زنده پوست می کنده است.
ایرانیان اینقدر متودن بودند که مقبره داشتند ونیاز به کفن نبوده همانطور که مصریان اینچنین بودند.
اعراب تمام اداب ورسوب احترام وادب راازایرانیان آموختند به عنوان مثال همین روش ایستادن مسلمانان هنگام نماز که دستها رامی بندند راازساسانیان یاد گرفتند توسط سلمان فارسی جاسوس
زیرادرزمان ساسانیان هرکس به درگاه شاهان می رسید می بایست به نشانه احترام دستهایش رازجلو می بست.
شاید هم دورگه مجوس وعرب باشی!
۱-جواب سوال رو با سوال ندید!!!!!!! اول به سوالات من پاسخ بدید تا من هم به سوالات شما پاسخ بدم(و اگر هم جوابتون همینا بوده پس من خیلی باید بیکار باشم که بخوام با شما بحث کنم).
۲-اگه اعراب اینقدر پاقدم خوبی داشتن چرا خودشون چهارتا دانشمند درست و حسابی نداشتن؟چرا شهرهایی مثل اصفهان در عربستان ساخته نشد؟
ادعاهای شما اونقدر مزخرف و بی پایه و اساس هست که نیازی به جواب دادن نداره.
آیا شکی دارید که خدا بزرگترین پیامبرش رو در بین جاهل ترین قوم دنیا فرستاد؟
۳-عمر رضی... همونقدر معنی داره که بگیم ابوبکر بغدادی رضی...
۴-ای کاش واقعا امثال شما در قبل از اسلام به دنیا میامدید تا زنده بگور میشدید،تا بفهمید واقعا گذشته ی پرافتخاری دارید یا نه؟
۵-چه بدبختن اون فراعنه ی مصر که امثال شما بهشون افتخار میکنید.
۶-هرچقدر فکر میکنم میبینم مگه بیکارم با آدمی که حرفاش ذره ایی ارزش نداره بحث کنم،پس هر طور دلتون میخواد از این به بعد فکر کنید،اصلا تمام دنیا مدیون اجداد تو،اگه بگم انیشتین و گاوس و ماری کوری و ابوریحان و تمام دانشمندان سامی بودن خیالتون راحت میشه؟اگه بگم تخت جمشید و آکروپولیس و دیوار چین و تمام آثار باستانی دنیا به دست اعراب ساخته شدن خوبه؟
هر طور دوست داری فکر کن،ببینم به کجا میرسی
۱-هروقت می بینم شما نظر دادی خوشحال میشم، چون میدونم قراره بخندم
۲-چرا شما اینقدر اصرار داری تمدن مصر رو به اعراب وصل کنی؟اون شکوه مصر مربوط به قبل از ورود اعراب به مصر هست(هر وقت شما یک کلمه عربی روی آثار باستانی مصر به من نشون دادی تازه یک هزارم درصد از حرفات قابل تفکر خواهد بود و نه معتبر)اسامی مصری در اون موقع هیچ شباهتی به زبان عرب نداشتن.
اما از وقتی اعراب پا به مصر گذاشتن جز اینه که مصر بدبخت شد؟همونطور که بعد از پا گذاشتن روی خاک مقدس ایران،این کشور هم مثل مصر بدبخت شد.
اعراب باید بخاطر این همه جنایات از تمام بشریت عذرخواهی کنند.
عمر یک جنایتکار بود که به اسکندر و چنگیز گفت زکی،بزرگترین جنایتکار تاریخ همون عمر هست.
۳-شما خانم محترم که اینقدر چرت و پرت سر هم میکنی برای حرفات سندی هم داری یا بازهم از توهماتتون سرچشمه گرفته؟
اگر شما ذره ای سواد(به اندازه اول راهنمایی)داشته باشید و یادتون باشه، یک مجموعه وقتی زیر مجموعه ی یک مجموعه هست که تمام اعضای اون در مجموعه ی مرجع باشه.حالا یه سوال:
چطوریه که شما میگی زبان فارسی از عربی گرفته شده و اونوقت چهار حرف(گچ پژ) از مجموعه ی حروف فارسی در زبان عربی نیست؟
دیگه حداقل اینقدر آشکارا دروغ نگید!!!!!!!!!!!!!!
به اندازه کافی هم اثار تاریخی هست که ثابت کنه مردم این کشور ها کی بودن و الان چی شدن.
کمی روی نگارش متنتون کار کنید موقع خوندن نظرات شما احساس میکنم با یه دختر بچه اول راهنمایی طرفم هر حرفی رو رو هوا میزنید و انتظار دارید بدون هیچ مدرکی یا حتی دو خط توضیح در مورد حرفتون یه بحث منطقی رو با دیگران شروع کنید و همیشه هم مورد تمسخر بچه های سایت قرار میگیرید
******* مثل شما که هنوزم رنگ جاهلی دارید بحث نکردن بهتره
درمورد این خانوم که انقدر دوست داره تاریخ واسه عرب چادر نشین درست کنه باید بگم
تمدن اشور چه ربطی به سامی داره تشریف ببرین تهران هنوزباقیمانده اشوریان در تهران هستن که مسیحی هم هستن تو چهرشون نگاه کنید ببینید شبیه عربای عربستان هستن ما نمیدونستیم
حکومت اشور تو شمال عراق و سوریه کنونی بوده پایتختشم اشور یا همون نینوای کنونی این مناطق کورد نشین هستن بیشترشون نژاد ماد هستن اشور یه حکومت بوده نه یه نژاد که شما میخواین سامیش کنین
هنوزم اسمش هست اشوریا- اسوریا- سوریه کنونی
مصر عرب نبودن و سامی هم نبود زبان خودشون روداشتن که به زور شمشیر عربشون کردین شما ها که الان دارن افسوس میخورن چرا عرب شدن
شما باید عربستان به دنیا میومدی تا زنده به گورت کنن نه تو ایران که انجوری اربده کشی کنی بر علیه خاکی که توش داری زندگی میکنی هزیون بگی
تبادل نظر بهتره در احترام متقابل باشد
با سپاس
به هر حال این نشون میده که شما منبعتون خیالات واهیتونه ولطف کن از روی تعصب نظر نده و واقعیتی که هست بپذیر(البته اگرم این کارو نکنی مهم نیس با خیالاتتون خوش باشین).
در اخر با توهیناتون به اساطیر کشور ما(وحتی خود شما)نتازید طبیعتا برای ما قابل قبول نیس و ادبتونو کمتر نشون بدید.
درود بر همه شما
بنی ادم اعضای یک دیگرند که در افرینش ز یگ گهرند. بحث حروف فارسی یا عربی اینو باید دکترای زبان شناختی پاسخ دهند حروف اوستایی شبیح فارسی است و واج های مشترکی دارد اما بحث کورش بزرگ او مرد بز گی بود ولی او هم با این همه عاری از هر گونه اشتباهی نبود .در ضمن عربی جزع زبان های سامی است .ولی زبان مصر باستان بابل سومر... جز زبان سامی نیست
بدبخت ان ملتی است که تاریخ خود را نشناسد.
تیره بخت ان ملتی است که تاریخ خود را از زبان بیگانگان باور کند .
سیاه بخت تر از همه ان ملتی است که تاریخ خود را به مسخره بگیرد. احمد کسروی
اینم شده اوضاع ما . دیگه سطح فکرت پایینه وقتی نمی فهمی کوروش بزرگ کی بوده ، وقتی هیچ درک و فهمی از تاریخ ایران باستان نداری و فقط چرت و پرت تف می دی ، باید چی بهت بگیم !
یه عده از مردم به دنیا میان تا با همون تفکرات جاهلیشون بمیرن . واقعا متاسفم .
تقدیم به روح بلندمرحوم جهان : دیگه عاشق شدن نازکشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره
ای دل دیگه بال وپرنداری داری پیر میشی وخبر نداری
وقتی ای دل سوی پریشون می رسی خودتو نگهدار
تواین مملکت جروبحث با افراد کانا فایده نداره
دیگه حروف فارسی نداریم که دنبالش بریم!
[1] کشفالاسرار، ج۳، ص۴۱۸؛ تفسیرالمنار، ج۷، ص۵۹۴؛ روح المعانی، مج۵، ج۷، ص۳۱۳.
[2] پرش به بالا ↑ نمونه، ج۵، ص۳۳۴.
[3] پرش به بالا ↑ کشف الاسرار، ج۳، ص۴۱۸؛ روح البیان، ج۸، ص۵۲۶.
[1] الکشاف، ج۲، ص۲۷۱؛ مجمعالبیان، ج۵، ص۴۷؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۹۱.