حروف عربی یا حروف ایرانی؟

چکیده پژوهش

در این نوشته به ریشه حروف فارسی می پردازیم وقصد بر این داریم تا ثابت کنیم که حروف فارسی (پارسی) که هم اکنون ما استفاده می کنیم نه تنها ریشه در تاریخ عرب ندارد بلکه ، حتی خود حروف عربی هم برگرفته شده از حروف ایرانی هستند در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و ا

در این نوشته به ریشه حروف فارسی می پردازیم وقصد بر این داریم تا ثابت کنیم که  حروف فارسی (پارسی) که هم اکنون ما استفاده می کنیم نه تنها ریشه در تاریخ عرب ندارد بلکه ، حتی خود حروف عربی هم برگرفته شده از حروف ایرانی هستند

در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و اوستایی بسیار کهنتر هستند؟)

به درخواست کاربران پارسیان دژ تحقیقی جامع انجام دادیم

...
...

تاریخچه الفبای فارسی

دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيره‌اي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيره‌هاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيره‌ها و خط‌هاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيين‌مند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و ... است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.

[بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... . سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... . هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل. همچنن دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و... .

[بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي]

در الفبای زبان عربی چهار واج «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عرب‌زبان‌ها به جای این ۴ واج، بیشتر واج‌های «ف ک ز ج، تش ،ق» را به‌کار می‌برند. و همچنین واژه "ک" از زبان فارسی را نیز گاهی با واژه "گ" بصورت یکسان معرب می سازند.و در مورد "و" فارسی نیز عموما آنرا به ف تبدیل می کنند به‌کار نبردن این واج‌ها به‌خودی خود در یک زبان ایراد به‌شمار نمی‌رود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی به‌کار گرفته شد. نپذیرفتن و بکار نبردن چهار واج، گ چ پ ژ، توسط اعراب سبب گردید که آن‌ها به‌جای تغییر و به‌سازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبان‌ها بپردازند و بسیاری از واژه‌های ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی، آسیب‌هایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژه‌های ایرانی شده‌است. این دگرگونی به زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافته‌است. دگرگونی‌های زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نبوده و بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش می‌کشد.[۴] [۵]

واژه‌های آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:

واژه‌های با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر) واژه‌های با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچ‌رود = جاجرود) واژه‌های با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل) واژه‌های با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد) همچنین بسیاری از واژه‌های پارسی که دارای واج‌های گ چ پ ژ، بوده‌اند، بجای دگرگونی در یک واج، بصورت یکپارچه با واژه عربی دیگری جایگزین شده‌اند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)

منبع

 تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم - همشهري آنلاين (بازنشر در دیلمستان)

...

الفبای اردو

الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شده‌است. این چهار حرف عبارت‌اند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. هـی دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده می‌شود به‌صورت: ھ. این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبیا پهلوی و اوستایی است.

حال به کاربران پارسیان دژ توصیه میکنیم که مقاله دکتر آیدین پورمسلمی که در پایین میایید را دنبال کنند تا بتوانند جواب این پرسش را دریابند (حروف عربی یا حروف ایرانی؟)

بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن کریم توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.

... بسیاری برای دفاع از هویت ایرانی این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ،ژ،گ،چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست وشکل نگارش “ه” و”ی” پارسی اشاره کرده اند و می گویند :” ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند” آنها می پذیرند که این خط عربی است ولی ایرانیان با توجه به زبان خود آن را بومی ساخته اند. گروهی نیز به این روند تاریخی اشاره می کنند که اصولا قرآن توسط حافظان مهاجر و انصار که معروفترین آنان حضرت علی(ع)، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص و زیدبن ثابت ، سعد بن عبید و انس بن مالک و همینطور عایشه و ام سلمه از زنان پیامبر(ص) بوده اند از بر می شده وحدود بیست سال پس از درگذشت پیامبر اسلام توسط عثمان خلیفه سوم و شورای چهار نفره زيد بن ثابت و عبدالله بن زبير و سعيد بن عاص و عبدالرحمان بن حارث به شکل مکتوب در می آید که این تاریخ به زمانی پس از فتح ایران توسط عمر بازمی گردد و می تواند شاهدی بر فقدان رسم الخط در میان اعراب است که البته این نظریه دوم مخالفانی دارد که نگارش قرآن را در سه مرحله می دانند که از زمان پیامبر(ص) شروع شده و در زمان ابوبکر و عثمان کامل می شود و معتقدند که قرآن مکتوب از سالهای نخستین صدر اسلام وجود داشته است.

... در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم و بیشتر بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی که مفروض پیش از اسلام است در خود عربستان چیست؟ و اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشته اند به این پاسخ دهید که اعراب این رسم الخط را از کجا آورده اند؟

... از لحاظ یافته های باستان شناسی تقریبا شکی در این رابطه وجود ندارد که اعراب منطقه حجاز نوشتن نمی دانسته اند زیرا هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین انهرین بوده اند دو نوشته با قدمت 2000 ساله یافت شده است. این دو سند در شمال شبه جزیره عربستان و درنزدیک تمدن بین النهرین تنها سند وجود خط پیش از اسلام نزد اعراب شمال شبه جزیره است اگرچه نظیری برای این دو نمونه خط از مرکز و جنوب شبه جزیره به دست نیامده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط نبطی در تمدن همسایه بین النهرین می دانند که این خط نبطی خود به ادعای آنان ریشه آرامی باستانی دارد.

... واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود 150 سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز قومی از اعراب شمال عربستان بوده اند که به خاورمیانه مهاجرت کرده اند و در بین النهرین ساکن شده اند. آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور شدند. زبان آنها آرامی بود و نظریه دیگری نیز وجود دارد که خط آنان یعنی خط آرامی که آن را مادر خط عربی و خطی که ما امروزه به آن خط می نگاریم می دانند، خود از الفبای فنیقی گرفته شده است.

... البته این داستان مدعیان دیگری هم دارد که می کوشند به این خط ریشه ای یهودی دهند . آنها می گویند که آرامیها فرزندان آرام ،فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند و در نهایت ادعا این است که این خط نیز میراث قوم یهود است. در این جستار همان گونه که پیشتر تاکید کرده ام این پیش فرض را پذیرفته ام که این خط پیش از اسلام وجود داشته است و یک سوال مطرح ساخته ام که منشاء این خط پیش از اسلام خود از کجا آمده است؟ پاسخ آن مطابق آنچه ذکر گردید و بر اساس نظریه ای که حتی در دانشنامه ها منعکس شده است تمدن بین النهرین، قوم نبط و در نهایت تمدن آرامی است که آنها را عرب تبار می دانند و همچنین گروهی نیز ریشه اولیه را فنیقیها و یهودیان قوم یهود می دانند. می بینیم که حتی در این استدلال نیز منشا این خط به شمال عربستان و خارج از حجاز و به تمدن بین النهرین ارجاع می شود و مستقیما ارتباطی به اعراب شبه جزیره ندارد. عمده ترین و محبوب ترین نظر این است که آرامیان که خود خراجگزار آشور بوده اند احتمالا این خط را از فنیقیها آموختند و تغییر دادند.

... شکی نیست ما ایرانیان از سایر ملل بسیار آموخته ایم و این روحیه یادگیری در تمام تاریخ ما تداوم داشته است. پانصد سال پیش از میلاد مسیح هرودت سربازان پارس را ارتشی ترسیم می کند که اگرچه لباس شناخته شده ای دارند ولی هر قطعه ان را از یک ملت الهام گرفته اند که خود نشان از عدم تعصب، پذیرایی و یادگیرندگی و در عین حال قدرت ترکیب و نوزایی و برون گرایی یک تمدن است و قرنها بعد شاردن در سفرنامه خود می نویسد که ایرانیان اگرچه در اختراع در عصر حاضر پیشگام نیستند (که دلایل تاریخی بسیار دارد) ولی خیلی زود همه چیزرا یاد می گیرند و به کار می بندند. بدیهی است که مقاله حاضر از جایگاه قطعیت و دانستگی حتمی علمی نگاشته نشده و مهمترین هدف آن گذاشتن علامت سوالی مهم پیش روی مراجع، کتب درسی و دانشنامه هایی است که با قطعیت این خط را عربی می دانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه استریوتایپ سازی دوسویه “هنر نزد ایرانیان است و بس” و عرب ستیز بلکه هدف اصلی طرح استدلالی است که شاید ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را داشته باشد. امروزه می دانیم که ادعا می شود نخستین خط شناخته شده ایرانیان صورتی اصلاح شده از خط میخی بوده است که به دستور داریوش شاه ایجاد شد. نخستین نسخه این خط در زمان داریوش و آخرین آن در زمان اردشیر سوم یافت شده است که نشان می دهد این خط میخی اصلاح شده با 36 حرف که در نوع خود ساده ترین خط میخی در مقایسه با سایر ویرایشهای خط میخی در تمدنهای همسایه بود اگرچه زمانی طولانی دوام نیاورد. همچنین این را نیز می دانیم که هخامنشیان مکتوبات خود را در ارسال به هر ملت با زبان و خط آن قوم می نگاشتند که این حتی در تورات نیز ذکر گردیده که در بخش “استر” جایی که از خشایارشاه سخن به میان میاید تاکید می گردد که وی مکتوبات خود را به هر کشور با خط آن کشور می نگاشته است.

... در این میان الواح یافت شده به زبان آرامی که مکتوب شده به خطی هستند که امروزه آن را خط آرامی و مادر الفبای عربی می خوانند به دلیل گستردگی وسیع جغرافیایی اقوامی که به این زبان در امپراتوری ایران تکلم می کردند جایگاهی به سزا داشته است. ولی دو سوال اینجا مطرح است. نخست آنکه بر طبق کدامین سند این خط ”آرامی ” خوانده می شود؟ صرفا به این دلیل که نوشته هایی به زبان آرامی به این خط مکتوب شده است؟ پس چه کنیم با سایر کتیبه هایی که به این خط ولی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی و حتی یونانی به دست آمده است؟ و سوال دوم این که آیا در تاریخی پیش از این و در عصر ظهور زرتشت و پس از آن آیا خطی در میان اقوام ایرانی وجود داشته است ؟

... برای پاسخ به این سوال نگاهی به بند 20 کتیبه بیستون داشته باشیم که سندی بسیار با ارزش از لحاظ تاریخی است. داریوش بزرگ در کتیبه بغستان یا همان بیستون فرمان داده تا نگاشته گردد: “داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود را هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن، من این نوشته ها را همه جا در میان کشورها فرستادم.” King Darius says: By the grace of Ahuramazda this is the inscription which I have made. Besides, it was in Aryan script, and it was composed on clay tablets and on parchment. Besides, a sculptured figure of myself I made. Besides, I made my lineage. And it was inscribed and was read off before me. Afterwards this inscription I sent off everywhere among the provinces. The people unitedly worked upon it علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند که بدان اشاره شد، سند دوم دیگری نیز در دست است که راه را بر ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه انکار و مغلطه دیگری می بندد. این سند دوم رونوشتی از کتیبه بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت تاریخی سنگ نوشته نخست را عملا مورد تایید قرار می دهد.

این کتیبه و رونوشت آن از این رو می توانند ارزشمند باشند که در آن داریوش شاه به صراحت خطی را که به طور رایج و شاید عامدانه “آرامی” نامیده شده است آریایی می خواند و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او الواح به این خط در ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این می تواند آغاز به چالش کشیدن این نظریه از لحاظ علمی نامستدل ولی رواج یافته باشد که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.

اگر بخواهیم در مورد این خط بیشتر گفتگو کنیم باید به این اشاره کنیم که ماجرا به امکان وجود خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط می تواند پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر “آشور” که تمدن غالب بین النهرین بوده است توسط آنها در این منطقه رواج یافته باشد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود 750 سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که به بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش” در 670 قبل از میلاد توانست امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.

... بعضی ممکن است این نقد را داشته باشند که پیش از آنکه مادها موفق به شکست آشور شوند برای مدتی خود خراج گزار آشور بودند و چه بسا که در این مدت این خط را خود از آشوریان آموخته باشند. نکته بسیار خوبی است ولی پاسخ آن این است که در آن زمان خط اشوریان میخی آشوری بوده و دقیقا نکته اینجاست که کتیبه های موسوم به خط موسوم به آرامی مربوط به این عصر در آشور وجود ندارند و در واقع زمانی که آشور و سارگون دوم بر ماد در 713 پیش از میلاد چیره شد خط آشوریان میخی بود و هیچ کتیبه ای از این خط آرامی از آشور در این تاریخ سراغ نداریم و جالب اینجاست که پیدایش این نمونه های خط همگی به دوران پس از غلبه مادها باز می گردد که فرض ارتباط بین این چیرگی و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه را در سالهای بعد به ویژه پس از فتح بابل توسط کورش کبیر تقویت می کند.

... گروهی ممکن است به شباهت زیاد تعدادی از حروف الفبا در فنیقی و آرامی برای اثبات منشا گرفتن خط موسوم به آرامی از الفبای فنیقی اشاره کنند که این شباهت کاملا حقیقت دارد و شباهت این دو خط تنها به دلیل ابجد بودن نیست بلکه تنها نگاهی به حروف آنها شباهت آنها را آشکار می سازد. یافته های باستان شناسان کاربرد نخستین خط فنیقی را حدود 1050 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند ولی نکته اینجاست که همان طور که اشاره شد یهودیان نیز خط خود را،البته خط پالئو هبرو یا عبری کهن را مادر خط موسوم به آرامی می دانند و برای این که از فنیقیها عقب نباشند قدمت آن را بیش از هزار سال پیش از میلاد عنوان می کنند ولی آن چه نه به ادعا بلکه به لحاظ سند تاریخی محرز است استفاده یهودیان از خط مشابه آرامی در حدود 700 پیش از میلاد است که در طایفه ای محدود از آنها به نام سامریون هنوز نیز استفاده می شود من در این بخش مایلم در برابر ادعای ریشه فنیقی و یهودی این خط که هردو در بدو امر بسیار قانع کننده به نظر می رسند چند پرسش مهم مطرح کنم که می تواند از لحاظ تاریخی پرسشهایی قابل مطالعه باشند.

... نخست به ادعای یهودیان می پردازم که این خط را میراث خود و فرزندان سام می دانند. نخست آنکه ادعای قدمت بیش از سه هزار سال تا امروز این خط نزد یهودیان اثبات نشده و در رابطه با نمونه نخستین خط یافت شده از آنها در 700 پیش از میلاد نیز لازم است به نکته ای ظریف توجه شود و آن این است که همان گونه که اشاره شد این خط هنوز در میان سامریون که اقلیتی بسیار کهن و پایبند از یهودیان هستند متداول است. ولی پرسش اینجاست که این سامریون کیستند که آنها را در استفاده از خطی که آن را پالئوهبرو یا عبری کهن و منشا اولیه آرامی می خوانند متمایز ساخته است؟ وقتی به جستجوی ریشه های تاریخی سامریون می رویم به نکته بسیار جالبی می رسیم و آن این است که بنا بر ظن غالب این طایفه از یهودیان، همان گروه محدود از یهودیانی هستند که سارگون 2 فرمانروای آشور آنها را به موطنشان بازگرداند و وجود این خط در میان آنها درست از لحاظ تاریخی با عصری هم زمان است که آشور برای نخستین بار بر ماد غلبه یافت و در نتیجه با آنها آشنا شد این نکته ای است که می تواند کنجکاوی تاریخی هر محققی را در رابطه با این هم زمانی تحریک کند.

... در رابطه با ریشه تاریخی فنیقی این خط و در توضیح انتقال الفبای فنیقی به بین النهرین اغلب در منابع گفته می شود دریانوردان فنیقی این خط را پخش کرده اند چون کار اصلی این مردم تجارت بوده است ولی شاید با توجه به تمام این داستان بتوانیم از خود فقط در حد یک سوال بپرسیم تاجران صادر کننده خط آیاممکن است در اصل وارد کننده خط بوده باشند؟ و اصولا از کجا می توان مطمئن بود که فنیقیها که مردمانی اهل سفر بودند خود این خط را از جایی دیگر به سرزمین خود نیاورده اند؟ در این بخش این بحث را نادیده می گیرم که بعضی محققین حتی براین باورند که فنیقی ها خود گروهی از ایرانیان بودند که ازسواحل خلیج پارس به منطقه لبنان امروزی کوچ کردند

... نکته کلیدی اینجاست که در این جستار علیرغم ظاهر بسیار منطقی استدلال منشا فنیقی و یهودی وقتی در جستجوی منبع نخستین پیدایش خط بر می آیید سوال بی جواب می ماند ولی به شکل معنا داری تاریخها تماما با برخوردهای ایرانیان و اقوام سامی در ارتباط است که خود می تواند فرضیه سومی را اعتبار بخشد که تا امروز به شکل معنا داری نادیده انگاشته شده است

...

این امکان وجود دارد که با سقوط دولت آشور توسط مادها ،خط آریایی در این سرزمین و میان رودان رواج یافته باشد و مکتوبات به زبان آرامی به این خط نگاشته شده باشد و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که این استدلال اگر بگوییم چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود پشتیبانان نظریه خط آرامی نامربوط و ناصحیح است. موضوع خط و زبان دو مقوله مجزاست و وجود نگارش به یک زبان دلیل نامیدن خط به آن زبان نیست همان طور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خطی به نام خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد. بنابراین وجود الواحی به زبان آرامی که زبانی بسیار رایج در آن عصر بوده دلیل محکمی برای آرامی خواندن خط استفاده شده در آن لوایح نمی تواند باشد.

... جالب این جاست که این خط نه فقط در میان بخشهای آرامی بلکه همان طور که اشاره شد در تمامی قلمرو ایران باستان یافت شده است و این دیگر دلیلی است که این پرسش را پیش می آورد که چرا براستی این خط را با اصرار آرامی می خوانند؟ به این خط کتیبه هایی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی و یا انشانی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا آرامی نامیدن این خط با قطعیت کمی عجیب و ایجاد کننده شبهه تحریف معنی دار تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافته و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن توسط چند محقق در آکادمی غرب قطعی تلقی گردیده است.

... شگفت نیست که واضعین این نظریه می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان خط را از آرامیان آموختند و به دلیل مزایای آن این خط را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه هنوز آن دو سند ارزشمند در دست است که می تواند بنیان قطعیت این نظریه نا مستدل تاریخی را با چالشی جدی مواجه سازد.

... “تغییر شکل الفبای ایرانی به صورت کنونی، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را “الفبای پیرآموز” گذاشتند. اعراب تا آنجا که تاریخ گواه است خط نداشته اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است و چون آثار مکتوب در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می گردید، به نام “خط عربی” مشهور گردید و به همین راحتی هویت و ریشه خط دگرگون گشت و سپس در سالهای اخیر تلاش شد برای نظریه غلط تاریخی بنیان علمی نه کشف بلکه اختراع گردد ولی این که حتی خود ما ایرانیان این خط را بدون پرسش و تحقیق عربی بنامیم بسیار دردناک است.

... تعصب و قوم گرایی بی شک مردود است ولی اجازه ندهیم متعصبان و قوم گرایان عرب و یهود هویت و تاریخ سرزمینمان را قلب کنند و بخشی از آکادمی غرب در تعطیلی اغلب کرسی های ایران شناسی و تعصب بر پروژه های گریکورومن (یونان و رم) به دلایل سیاسی به این ادعاها با نظر مثبت نگریسته و آنها را تایید کنند و دانشنامه ها با این تحریف نوشته شوند همانگونه که اندک اندک با نام خلیج پارس به دلایل سیاسی چنین می شود. نگذاریم با قطعیت خط و الفبای ما را عربی بخوانند زیرا که در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این نظریه قطعی نیست و باید که نظریه دوم نیز در مراجع رسمی مستند گردد.

.. کافی است تاریخ پیدایش الفبای فارسی و الفبای عربی را در فضای مجازی جستجو کنید تا ببینید چه حجم عظیمی از این تحریف و قلب تاریخ توسط آنها و حتی خود ما بازتکرار می شود تا آن جا که خود ما نیز این تحریف را به تاریخ رسمی خود بدل ساخته ایم . در پایان چند تصویر از خط نباتی مورد ادعای نظریه پردازان الفبای عربی و همچنین نمونه هایی از خط اوستایی می گذارم تا خود قضاوت کنید کدام به رسم الخط حاضر نزدیک تر است و آیا حتی همین ادعای مطرح شده در رابطه با انشعاب خط عربی از نباطی قابل پذیرش است یا خیر! جالب این است که حتی خطی که آن را کوفی می نامند و پس از فتح بیستون یافته اند سراسر پهلوی و اوستایی است که تصویر مقایسه آن را هم قرار در ذیل قرار می دهم و در نهایت قضاوت نهایی و تصمیم در گسترش این مطلب با شما.

مقاله از دکتر آیدین پورمسلمی

خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی

.::برای دریافت فایل پی دی اف این نوشتار تصویر زیر را بفشارید::.

برای دریافت فایل پی دی اف اینجا را بفشارید
برای دریافت فایل پی دی اف اینجا را بفشارید
ردیابی‌پذیری پژوهش

منابع و ارجاع‌ها

۰ منبع منتخب (لینک به مرجع دیگر)

بدون منابع و ارجاعات

گفت‌وگوی مستند

دیدگاه‌های پژوهشگران

۲۵۸ دیدگاه ثبت‌شده
کمترین رأی بر اساس تعداد رأی‌های منفی مرتب می‌شود.
عادل مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
دلیل شباهت خط اوستای با عربی این که خط اوستایی. از خط پهلوی گرفته. شده و خط پهلوی از خط آرامی و خط آرامی و میخی و عربی هر سه بدست اقوام سامی ابداع شده. واقعا شما هندی اروپایا از هندیای خود هند **************. حضرت مسیح هم سامی تبار بوده نه اروپای. از نظر ژنتیک هم به یونایها شبیهن نه عیلامی ها
۰ ۲
Ab Raouf مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
بسیار عالی است لطفآ تحقیقات خویش را گسترش دهید .
۰ ۰
امین مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
آقای حامد عرب که اینقدر بی حساب و بزرگتر از دهان خودت و اجدادت حرف میزنی
تو اینقدر بی سوادی که زرتشتی و هندو رو یکی میدونی
به نظر من شما تا بزرگ نشدی حق اظهار نظر نداری

در ضمن آقای عربی که بزرگترین اسطورت صدام و امثال اونه
تو بگرد تو تاریخ و یه نفر عرب رو پیدا کن که به خاک پای کوروش بزرگ برسه بعد بیا حرف از نژاد بزن
توی نژاد شما غیر از کشتار و خیانت و جنایت چی بوده ؟
همین خط رو فکر میکردم از خودتون دارید که با این مقاله ی زیبا مشخص شد که حد اقل مال عربا نبود
واقعا حیف اسم ایرانی که روی بعضیا هست
۴ ۱
حامد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
من این افتخار رو دارم اول عربم بعد ایرانی
احمق ترین ادم کسیه چشم هاشو به حقیقت میبنده و دم از حقیقت میزنه
عرب انقدر افتخار داشته که در جا نمیشه ان ها رو اورد اما کسی مثل معاویه هزار بار از کوروش هم برتره کسی که روم و یونان و اروپا رو در هم شکست و برا سال ها اون ها مطیع اسلام کرد.(کار به ذات خبیث این ادم ندارم).لازم نیس از بزرگان عرب بهت بگم همین اینا کافیه
تو برام هزارتا تا از کل قوم اریایی رو بیار و من فقط دو اسم میارم که به صد میلیون اریایی ارجحیت دارند.
پس وقتی اسم عرب رو میاری یادت باشه انگشتت رو به سوی کی گرفتی!!!؟؟؟
اما یادم هست اریایی خودشان مهاجر بودند و امدن یه سرزمین رو به اسمشون کردن که قبلا از اونا سامیان نژاد اعراب و یهود و مسحیت در اونجا امپراطوری و خط و رسم و قانون داشتن و تو میگی اینا رو ما اختراع کردیم.
یا مثلا تو قوانین حمورابی که چند هزار سال قبل از وجود اریایی بودند رو کمتر از این منشور میدونی حالا بماند چی در منشور ذکر شده!!!
یا اینکه اولین کسایی که رسم خط امروزی رو ابداع کردند فنیقی ها بودند و حکومت اشور چندین سده ایران رو تحت خود داشتن و اونا بودن که مکاتبات و اموری دولتی رو بایگانی میکردند و اونا بودن به شهر سوخته وجود بخشیدن چون در این مکاتبات اسمی از اون برده بودن.
تو برو فقط تاریخ هخامنشیان رو ببین چه برادر کشی ها و پدر کشی های بخاطر حکومت درش نبود؟؟؟یا اینکه چطور در زمان حمله اسکندر ناموس خود رو در قصرها گذاشتن و فرار کردند.
یا اینکه وحشی گری های اونا در حمله و یونان رو که تاریخ خود نوشته و اسکندر بخاطر همین وحشی گر تخت جمشید رو به اتش کشید.
اگه شما ملاکتون کشور گشایی هست و معاویه هم روم و اروپا رو در هم شکست.
شما کسی رو دارید اسمشون رو بیارید؟؟؟!!!یا اینکه فقط نقل قول تاریخه که دارید ازش حرف میزنید؟؟؟
همین کافیست چند هزار عرب در یک زمان واحد تونستن روم و ایران که ان زمان میتونست یک میلیون نفر رو بسیج کنه شکست بده.
اگه ایرانی بودن همین چیزی که شما تعریف میکنید من خجالت میکشم بگم یک ایرانی هستم...
۰ ۵
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
جناب حامد
بی سوادی در شما موج میزنه،اما یه چیزی میگم تا خیالت راحت بشه
هنر پیشه سوری در نامه به خانم "مرکل" صدر اعظم آلمان می نویسد علت اینکه مردم سوریه به جای اینکه به کشورهای حاشیه شاخاب پارس(کشورهایی که هم دین و هم زبان مردم سوریه هستند) بروند خود را آواره اروپا میکنند این است که اعراب از آنها خواسته بی شرمانه دارند و با آنان همچون کنیز جنسی برخورد می کنند.این از عرب قرن ۲۱ به اعتراف خودشان.
اما جناب، برنامه ریزی غرب برای خاور میانه داره به این سمت پیش میره که بین عرب و ایرانی یکی حذف بشه،حالا این وسط اونا میان ایرانی رو انتخاب میکنن،میدونی چرا؟چون ایرانی وقتی میره اون طرف تو دانشگاه MIT درس میخونه ولی عرب وقتی میره اون طرف فقط دنبال دختر میگرده. برای اینکه بهت ثابت کنم اول تو اینترنت جستجو کن 'anti arab' یعنی ضد عرب.بعد ببین چندتا کشور تو دنیا ازت متنفرن،هرچی هست مربوط به نژادتونه.و بعد جستجو کن 'anti iran' ،هرچی بیاد مربوط به سیاست هست.
شما یه جا گفته بودی اعرابی هستند که به هزار آریایی ارجحیت دارند،ولی اسم نیاوردی،بنده اسم یک بانوی ایرانی مشهور که در حال حاضر زنده هستن و باعث افتخار ایران زمین برات میارم بعد تو یک زن عرب معرفی کن.
دکتر مریم میرزا خانی_اولین زن در دنیا که موفق به دریافت جایزه فیلدز ریاضیات شد.(یه زن دانشمند عرب بگو)
جناب حامد برای شما هرچی بگیم کمه،خدا به اون عظمتش تو قرآن رسما میگه شما اونقدر جاهل و احمق بودین که دختر زنده بگور میکردین ولی شما برای توجیه میگین از روی غیرت بوده،معلومه کسی نمیتونه شماهارو آدم کنه.
در رابطه با ایرانی بودن باید بگم تو اصلا ایرانی نیستی و لیاقتش رو هم نداری.اصلا حق نداری اسم ایرانو بیاری،تو باید الان تو داعش پیش رفقای همفکر خودت باشی.
۶ ۱
حامد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
با سلام یه چند نظری دادند که اقای شمشاد صلاح ندونستن نشر بدن مشکلی نیس

باعث افتخارمه که یکی از هموطنانم بتونه در دنیا بدرخشد چون همه ما میدونیم که کشورهای زیادی هستند همانطور که ما اسراییل رو به ذات خبث میشناسیم ایران رو همانجور میشناسند.و اینکه باعث سرافکنی مون هست که بین عرب و ایران کشورهای دیگر(کشورهای استعمار گر غربی و شرقی) عرب را حذف میکند و ایران را نگه میدارند و خوب امام خمینی این موضوع را توضیح دادن که اگه اینا از ما بد بگند باید خوشحال باشیم چون بر وفق مراد اونها عمل نمیکنیم. واگر از ما تعریف کردند باید به خود شک کنیم که راه را داریم اشتباه میریم.
باید بدونید شیطان برای گمراهی شما،شما رو حذف نمیکنه بلکه شما رو به اون کاری که انجام میدید ترغیب و تشویق میکنه.


من دوست ندارم بگم فلان عرب اینجوری اون اونجوریه ولی یه امار کوچلو در موردعرب ها امریکا میدم میدونم که تا بحال این نهاد رو اصلا نشنیدی.

۱-استیو جابز, موسس شرکت اپل.[۱۲] (که از پدری عرب و مادری آلمانی-سوییسی متولد شد[۱۳])
۲- خانم نوال نور (سودانی) (متخصص زنان و زایمان و برنده جایزه برنامه همکاران مک‌آرتور در سال ۲۰۰۳ میلادی
۳- خانم زینب صلیبی, (عراقی), موسس و مدیر تشکل زنان برای زنان جهان
۴-خانم نادیا سلیمان, (از پدری عراقی), "Octomom"
۵-خانم مونا سیمپسون (رمان‌نویس), (از پدری سوری) . (خواهر استیو جابز)
۶-خانم سویسه غریب، co-anchor of the Nightly Business Report, 100 most influential business journalists.
۷-خانم رزماری برکات, (سوری), قاضی فدرال ایالات متحده و اولین زن قاضی دیوان عالی کشور و رئیس دادگستری در ایالت فلوریدا
۸-اقای رالف نادر, (لبنانی) فعال بخش حمایت از مصرف‌کنندگان، سیاستمدار، اولین عرب آمریکایی که کاندید ریاست جمهوری آمریکا شد.
۹-خانم سلوی روزولت, (لبنانی) مدیر سابق قراردادهای ایالات متحده آمریکا، همسر آرچیبالد روزولت پسر بزرگ رئیس‌جمهور تئودور روزولت.
۱۰- اقای احمد حسن زویل (مصری) برنده جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۹۹ میلادی.
۱۱- خانم توکل کرمان برنده جایزه نوبل

سه نفر دیگر هم از اعراب هستند که برنده جایزه نوبل شده اند که مجالی نیس.میتونید به «Arab American» برید و با این افراد و فعالیت هاشون بیشتر اشنا بشید.

در مورد جهالت خدا رو شکر خداوند ما رو بهترین امت برای دین خود یافت تا با مسلمانان واقعی دین خود را به جهانیان معرفی کند و همه ی امت ها رو به حقیقت راستین دعوت کند.
من یهودیی نیستم که خود را افضل و امت عرب را بهترین بدونم اما همین حد که هستم برای خداست و نه برای جناب عالی که پر از کینه حرفاتون را میگید.

در مورد ایرانی بودنم یا نبودم این شما نیستید که تصمیم میگیرد من این رو به تاریخ واگذار میکنم.چون سالهاست ثابت کردیم ما استان(مانند همان استانی که در عرض چند ساعت توسط فقط چند هزار نفر داشت سقوط میکرد و در عرض چند ساعت قرار بود تهران سقوط کنه) را در عرض چند ساعت نمیدهیم و وقتی امام رحمت الله گفتن مگر اهواز مرد ندارد عراق را در عرض چند روز تا مرزهای غربی بدون حمایت دولت مرکزی عقب برگردوندیم و نامه ی سردار علی شمخانی شاهد ماجراست اما امان از خیانت که بنی صدر کرد.هر چند افتخاری نیس در کدوم کشور هستم افتخار در تقواست.


خدا رو شکر در سلاله ما حنفیت را نهاد و پیامبر محمد بی عبدالله صلی الله علیه و علی اله را از ما و برای تمامی جهانیان برگزید.بازم برگزیدن پیامبری از عرب افتخار نیس و منتی که خداوند برا ما گذاشت و این منت خداوندی افتخار ماست.


بازم میگم اگه منطقتون اینه که ما ایرانیا بهترین نژاد جهان و بهترین کشور جهان هستیم من از شماها نیستم چون قطعا تکبر نشانه گمراهی هست و نه تنها من و بلکه میلیون ها ایرانی ، ایرانی بودن افتخارشون نخواهد بود.


برای نقض حرفای شما هزاران دلیل هست اما ای کاش ادم متمدنی مانند اقای شمشاد بود که جواب من را میداد.

خدا رو شکر یک مسلمان شیعی ایرانی عرب هستم و افتخارم اینه.
۱ ۶
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
جناب حامد
برام اصلا مهم نیست شما فکر کنی من چی هستم،۴۲ درصد محققین ناسا در آمریکا ایرانی هستن که تعدادشون بیشتر از اون یازده نفری هست که شما اسم بردی،در ضمن بنده از اشخاص علمی مد نظرم بود؛اگه بخوام همینطور اسم ببرم میشه مثل دعوای بچه ها(دکتر شروین تقوی لاریجانی که تحقیقاتشون باعث شده فرضیه برابری انیشتین زیر سوال بره،پروفسور مجید سمیعی،پروفسور لطفی زاده بنیانگذار منطق فازی،پروفسور بهزاد رضوی که جزو نوابغ منهدسی برق هستند و ...)اما در رابطه با نفرتی که از امثال شما دارم:
شما یه جا گفتی  خدا دین خودشو توسط مسلمانان واقعی گسترش داد پس کشتن چندصد هزار ایرانی توسط سرداران عرب(خالد،قتیبه،یزید بن مهلب و ...)از نظر شما بی اشکال هست،پس از نظر شما به برده گرفتن زنان و دختران ایران بی اشکال هست(در حالیکه در قرآن همه باهم برابرند اما همین مسلمانان که از نظر شما واقعی بودند برده داری به راه انداختند)؛جناب حامد بزار بگم این عراقیهای محترم در مشهد با ۱۵۰ هزار تومن دختر کرایه میکنن و بیا ببین چه فسادی به راه انداختن که یکی از دوستان کرمانشاهی من گفته بود بابت این همه فساد دیگه حالش از امثال شما بهم میخوره،نمیخوام دیگه بیشتر بگم که همین مسلمانان از نظر شما واقعی دارن تو مشهد چیکار میکنن(هرچند خوب و بد بین همه هست).
ضمنا بنده بر خلاف شما نژاد پرست نیستم،کسی نژاد پرسته که خودشو قبل از ایرانی بودن عرب میدونه.
در رابطه با جنگ هم نیازی نیست بگم  مردم محترم عراق(البته از نظر شما مسلمانان واقعی)پدر بزرگ بنده رو در جبهه شهید کردن،بنابراین نیازی نیست از رشادت و سرباز امام خمینی بودن برام بگی.
در رابطه با منطق:
منطق شما اینه که چون اسلام بین شما ظهور کرد مهم نیست اونو چطور گسترش بدین(قتل،غارت،تجاوز و...)بلکه منطق شما اینه که چون به اسم اسلام حمله کردین  ما باید خفه شیم و نگیم چرا این همه برده داری راه انداختین؟ولی از اونطرف کوروش بابل رو فتح کرده حالا چون مردم براش زانو زدن میشه ظالم(که اونم شما میگین مردم براش زانو زدن،نه ما.در صورتی که خود مورخین عرب به جنایات اعراب در بدو ورود به ایران اعتراف کردن).
برام خیلی عجیبه که اگه هرکس نظرات قبلی شمارو بخونه اولین چیزی که به ذهنش میاد پان عربه،اونوقت شما به من گفتی غیر متمدن و نژاد پرست،نخیر آقای محترم از نظر بنده هیچ نژادی برتر نیست،ولی من از اون عربی که میاد زن ایرانی میگیره و بعد خودشو نژاد برتر میگیره متنفرم،من از اون عربی که فکر میکنه چون پیامبر اسلام عرب بوده پس نژادش برتره متنفرم،چون همین قدر نفهمیده که اسلام اومده تا بگه هیچ نژادی برتر نیست،من از اون عربی که تو مشهد بجای زیارت امام رضا دنبال دختر مردم راه میفته متنفرم،حتما یه چیزی با چشمام دیدم که اینقدر نفرت دارم،نمیخوام بیشتر بگم چی دیدم.
اما سعی کن منطق خودتو یکم اصلاح کنی.
در ضمن بنده اصلا مردم مصر و سوریه رو عرب نمیدونم،بلکه فقط عرب زبان میدونم،بنابراین سعی کنید از عربستان و امارات و قطر نام ببرید؛حتی کردها و ایزدیهای عراق هم عرب نیستند.
و امروز شاهد آن هستیم که صاحب شرکت تولید کننده زنان مصنوعی یک قطری هست.
۴ ۱
kourosh مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
اقای حامد مشخص است که شما فردی مانند معاویه را برتر و بالاتر از کوروش بزرگ میدانید چراکه افتخار اعراب خون ریزی و قتل و غارت است و نه چیز دیگر.
اما اگر شما به وسعت سرزمین هایی که توسط اعراب تسخیر شدند مینازید حق با شما است اعراب امپراطوری اسلامی (به ظاهر اسلامی و اگر نه هیچ یک بویی از ان اسلام که حضرت محمد(ص) ان را تبلیغ میکرد نبرده اند) به مراتب بزرگتر از هخامنشیان ساسانیان و همه امپراطوری های باستانی ایران ایجاد کردند. اما توجه داشته باشید که امپراطوری مغول با در اختیار گرفتن ۳۳ میلیون کیلومتر مربع بیش از یک سوم برابر بزرگتر از امپراطوری امویان با ۱۹ میلیون کیلومتر است. پس شما افتخارتون باید مغول ها باشه نه عرب ها.
از سویی روی دیگر سکه توسط بسیاری از مورخین ایرانی و عرب ان روزگار به دقت ثبت شده است و ان چیزی نیست به جز کشتار بی رحمانه اعراب و حکومت بر خفقان و ترس مردم.
در این رابطه این منابع را مطالعه کنید.
. (کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد۱ صفحه ۳۰۷)
.(کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)
(کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه ۱۱۶ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۲۰۱۱)
(کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ ۱۲۳
(کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶)
. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹
(کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸و۳۰۳
(کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲)
(کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸
.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵-- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳
و منابع از این دست بسیار اند و برای هرچه کوتاه تر کردن نوشته ان ها را نیاوردم.
البته کشورگشایی هایی که توسط هخامنشیان انجام گرفت بدون خون ریزی نبوده است اما تفاوت ان ها با اعراب در این بود که فقط با نظامیان میجنگیده اند و پس از سلطه بر مقلوب به مال و ناموس مردم دست درازی نمیکردند.
و در ضمن گویی تعصب نژاد پرستی عربی شما انقدر بالا است که نمیدانید حضرت محمد (ص) و امامان بعد از او برای ترویج اسلام ناب در سراسر جهان از طرف خداوند مبعوث شده اند.
اما در مورد مهاجرت اریایی ها باید این نکته را در نظر داشته باشید که نظریات و یافته های اخیر بر این نکته اشارت میورزند که اریایی ها از چیزی حدود ۱۰ هزار سال قبل از میلاد در ایران بوده اند.هرچند که هنوز مورخین در ان اختلاف نظر دارند.
مشخصا در مورد خط و زبان من که تا حالا نشنیده ام که اریایی ها خود خط و زبانی را اختراع کرده باشند بلکه اکثر محققان میگویند انان از در هم امیختن و گسترش دادن خط های دیگر خط باستانی خود را افریده اند.اما نکته اینجاست که این ابداع خط توسط اریایی ها بعد ها به خدمت بابلی ها در امد و گسترش یافت تا خط امروزی عربی ایجاد گردد.
بسیار جالب است که شما از افتخارات اشوری ها میگویید و در روی دیگر سکه جنایات وحشتناک انان را که توسط خودشان به ثبت رسیده را نمیگویید. و نمیگویید که در اخر همین حکومت اشور با اتحاد ماد و بابل سرنگون شد.
اما در مورد تاریخ هخامنشیان شما انگونه از برادر کشی بر سر قدرت حرف میزنید که انگار در سایر حکومت ها نبوده است در حکومت عباسیان و امویان نمونه هایی بزرگ تر از این دست اقدامات را یافت خواهید کرد.
مثال اریو بزرن سردار بزرگ ایرانی که تا جان خود از تخت جمشید دفاع کرد مثالی شایسته در رد گفته بی اساس بعدی شما است.
وحشی گری در حمله به یونان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب تمام مورخین به رفتار نیک فاتحان هخامنشی با مغلوبات اشاره دارند. اما شاید منظور شما کاری است که خشایار شاه با اتن کرد که باید در ادامه گفت او مردم را در شهر نکشت و شهر را از روی خشم سوزاند اما بعد پشیمان شد و هزینه باز سازی را از دربار هخامنشیان پرداخت تا جبرانی بر کار اشتباهش شود.
اما اسکندر در هنگام مستی دستور به تخریب تخت جمشید داد.
(((شما کسی رو دارید اسمشون رو بیارید؟؟؟))) معنی این گفته و منظور شما را نفهمیدم.
اما در گفته بعدی شما باید گفت که رقم فضایی یک میلیون نفر رو از کجا اوردید؟؟؟ حتی امروز ایران تعداد سرباز هایی که به صورت فعال و غیر فعال دارد عددی در حدود ۷۵۰ هزار نفر است.
اما گفته شما دو اشکال دارد نخست انکه روم از اعراب شکست نخورد و حکومتش از هم نپاشید دوم انکه مناطق شمالی ایران و حاشیه دریای خزر هرگز به دست اعراب نیفتاد.
حال شما به عرب بودن خود افتخار کنید و همچنان برطبل تعصبات نژادی خود بکوبید.
۵ ۰
حامد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
با تشکر از حسن نظر کوروش
خب این مطلب شما مثل تمامی دوستان خالی از عصبانیت نبوده
اول اینکه شما مطالبی رو جواب دادید که دلیل نوشته شدن رو نمیدونید و من جواب دوست عزیزم اقای امین رو دادم.

افتخار عرب خون ریزی است!!!شما دلیل این حرفت شاید جنگ های ایران و اعراب باشه(((در جنگ نقل و نبات پخش نمیکنند هر دو طرف اونی که در مقابل انهاست برای کشتنشان اومده اگه سپاه اسلام شکست میخورد بنظرت رفتار ایرانیان با انها چگونه خواهد بود؟؟؟))) و خیلی ها رو به زعم شما کشتن . (((که اسلام برای جلوگیری از جنگ چه در زمان نشر اسلام و چه بعد از ان سه شرط را میذاشتن که عزت نفس طرف مقابل حفظ بشه که رستم فرحزاد انها رو قبول داشت و به یزگردسوم عرض کرد و شاه ساسانیان بخاطر غرور شاهنشاهی انها رو رد کرد))) پس حکایت جنگ و جنگیدن معلوم است. هیچ شکی در ان وجود نداره . مانند حکایت های جنگ ایران باستان رو با هم میبینیم...
۱- مصادره خانه های مردم به نفع سرداران توسط کوروش ((( کورت، آملی، هخامنشیان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ۱۳۷۸، صفحه ۱۱۹ تا ۱۲۲؛ ---بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۹۲ تا ۱۹۵؛---گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۶)))

۲- نابودی تمدن ماد توسط کوروش: یکی از جنگ‌های کورش که منجر به نابودی تمدنی کهن شد، غلبه او بر مادها و تسخیر شهر هگمتانه (همدان/ اکباتان) بود. غلبه‌ای که با مساعدت اشراف و فئودال‌ها صورت پذیرفت و منجر به غارت هگمتانه و به بردگی کشیدن گروهی از مردم آن شد.
او توانست ا به اسارت گرفتن آمیتیس (دختر آخرین پادشاه ماد) و تهدید مبنی بر شکنجه او و فرزندانش، شاه را وادار به تسلیم کند و سپس با کشتن شوهر آمیتیس، او را به همسری خود در آورد. در نهایت نیز شاه نگون‌بخت و شکست خورده در بیابانی دورافتاده رها شد تا از گرسنگی و تشنگی جان بسپارد. ((( در تاریخ ایران کمبریج به سرپرستی ایلیا گرشویچ آمده است که «گرایش مردم ماد نسبت به کورش خصمانه بود» (ص ۲۴۱). او هگمتانه را غارت کرد و برخی از مادها را به بردگی گرفت» (ص ۲۴۰).---با اینکه مادها دستکم دو بار در زمان داریوش بزرگ کوشیدند تا استقلال خود را از سلطه هخامنشیان باز یابند، اما در هر دوبار با سرکوب خشونت‌بار داریوش مواجه شدند و۳۸۰۰۰ نفر از آنان قتل‌عام گردیدند. . گرشویچ، ایلیا، تاریخ ایران دوره ماد- از مجموعه تاریخ کمبریج، ترجمه بهرام شالگونی، تهران، انتشارات جامی، ۱۳۸۷، صفحه ۲۳۸ تا ۲۴۱)))

۳- قتل عام مردم نینوا ((( گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴ تا ۲۱۶)))

۴- نابودی تمدن لیدی (((بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۱۴ تا ۱۱۷)))

۵- نابودی تمدن عیلامی خوزیان (((بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵)))

برای اینکه مطالب زیاد نشود همین جا کافیست

در مورد افتخار به مغول ها باید بگم جنایت های مغول یکی از بزرگترین جنایت ها بود که در ذکر شده ولی از حمله اعراب در جا به عنوان جنایت یاد نشده الا در سایت های ایرانی.

کشتار اعراب و خفقان در دوره های اسلامی هم باید بگم که کشت و کشتار رو که براتون توضیح دادم شما هم میتونید با چشمانی باز دلیل این جنگ رو ببینید مثلا در ایران باستان به این اشاره میکنم که : با اینکه خوزیان دستکم یکبار کوشیدند تا در زمان داریوش یکم از سلطه هخامنشیان رهایی یابند و تا حد زیادی نیز در اینکار موفق شدند، اما به گفته داریوش در کتیبه بیستون با سرکوب شدید او مواجه شدند و برای همیشه منکوب گردیدند و از صفحه تاریخ محو شدند.
در این زمینه پی‌یر بریان آورده است: «قتل‌عام‌هایی که پس از جنگ به وسیله سپاهیان کورش انجام گرفته است، از شدت و خشونت ارتش نوبابلی حکایت می‌کند. احتمالاً در همین زمان (یا شاید اندکی پیش یا بعد از آن) است که شوش نیز مسخر کورش گشته و آخرین پادشاهی نوعیلامی برای همیشه نابود شده است». ((( بریان، پی‌یر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، تهران، انتشارات زریاب، ۱۳۷۷، جلد اول، صفحه ۱۲۵)))
البته در زمان جنگ مسلمان نه روحیه کشت و کشتار داشتن و نه وقتش ولا هم باید با روم بجگند و هم با ایران و هم کشت و کشتار کنند پس بیشتر شهر های که یا تسلیم شدن و یا با جنگ فتح شدن بعد از تعیین والی قیام میکردند و والی رو میکشتند و اشوب جدیدی بعد از عهد با مسلمانان ایجاد میکردند و نتیجه ان ست که همه کسانی که در این اشوب شرکت داشتن یا تسلم میشند و یا کشته میشند و ایرانیان بعضی وقتا کشتن رو بجای تسلم انتخاب میکردند و اگه یک شهر شورش کنه یعنی مردم اون شهر شورش کردند.

در مورد خفقان هم حکومتی که بزرگترین دانشمندن و اندیشمندان داشت و بزرگترین کتابخانه دنیا و بزرگترین دار الترجمه رو داشت و در مقابل ترجمه هر کتاب به اندازه وزن همان کتاب طلا میدادند و حاکمو شهروند در مقابل قاضی یکساند و دار القاضات انها از حکومت جداست و خیلی چیزهایی دیگه چطور میتونست خفقان باشه؟؟؟؟؟
البته در مورد اهل بیت باید بگم انها خلیفه بر حق در این دنیا و ان دنیا هستن و حکومت های اموی و عباسی هزگر نمیخواستند حکومت جعلی خود رو از دست بدند و خفقان شدیدی برای اندیشه های ناب محمدی به اجرار میذاشتن--اما در مقابل به اندیشه شرق و غربی احترام میذاشتن و با ورود فلسفه و منطق غرب دانشمندان مسلمان برا جواب دادن به سوالات مردم فقه اسلامی و منطق اسلامی رو بوجود اوردند که بزرگترین خدمت به اسلام در مقابل اندیشه های الحادی بوده که بزرگترین تاثیر در دنیا رو داشت.
ترجمه کتاب های کیمیا گر و ریاضیات از هند و اروپا با عث شد مسلمانان به این علوم دست یابند و انها رو پیشرفت بدند و تا الان همه جهانیان به این خدمت مسلمانان واقف اند.

در مورد نظریه که شما گفتید که ۱۰هزار قبل اریایی ها بودند باید بگم این در حد یک نظریه است مثل اینه من نظریه بدم که خورشید وجود ندارد و براش اثباتی بیارم و ولی بنظر شما که هیچ یک بچه ابتدایی میتونه همچین نظریه رو قبول کنه؟؟؟؟؟پس حرف شما تنها یک نظریه ابتدایی هست و در مقابل نظریه های موجود هیچی ارزش و صحت و صقمی ندارد.

در مورد اشوریان هم من به هیچ تمدن به غیر از تمدن اسلام افتخار نمیکنم ولی اینو بگم که حرفتون اصلا معنا ندارد اینکه اشوریان با ماد ها متحد شدن و بابل رو سرنگون کردند خب که چی؟؟؟در زمان هخامنشی کلی امپراطوری از بابل و اشور و ماد و لیدی گرفته تا مصر سرنگون شدند با این حساب باید اشوریان یه کم افتخار کرد چون اونا حداقل یک دولت شهر اون با اتحاد سرنگون کردند...


در مورد برادر کشی امویان و عباسیان معلوم ست اگه بردار کشی و اختلاف زیاد بود و با وجود ورود اندیشه های جدید باید خیلی زود سلسله ها سقوط میکردند مثلا حکومت هارون و مامون الرشید در عصر امام رضا ع که دو حکومت در حکومت بود اما نه جنگی در گرفت و نه برادر کشی و مامون در یک حادثه ایی کشته شد. برخلاف جنگهای داخلی ایران برا ی تصاحب تخت پادشاهی...

اما در مورد افتخار به معاویه اقای امین گفتن تو بگرد تو تاریخ یک عرب رو پیدا کن که به خاک پای کوروش برسه. خیلی مزخرفه که بگید من به وجود نحسی مثل معاویه افتخار میکنم اما اونو در مقابل کورش گذاشتم تا بگم جنگ و خونریزی و فتح و فتوحات میتونی هر کسی رو مطرح کنه ولی دلیلی بر خوب بودن انها نیست.

غیر معاویه کسی در جهان عرب نبود که اسم بیارم؟؟؟

مثلا موسی بن نصیر و فرمانده اش طارق بن زیاد بن عبدالله همین کافیست بگم ::

۱) نُه هزار سرباز مسلمان توانستند، فقط در مدت چند ماه، تمامی سرزمین اسپانیا را به تصرف خود درآورند.

۲) مسلمانان پس از فتح اسپانیا، یهودیانی را که در زیر ستم پادشاهان اسپانیایی بودند آزاد کرده و به آنها جا و سرپناه دادند. (۱)

۳) مسلمانان بر خلاف پادشاهانی که با تصرف شهرها، آن را ویران و مردم آن را قتل عام می‌کنند، اندلس را بیش از پیش آباد کرده و با اهالی آنجا با احترام و عدالت برخورد کردند. بطوری که پس از مدتی، اکثر ساکنان آنجا با مشاهده این رفتار مسلمانان، به دین اسلام گرویدند. همچنین کسانی که بر دین خود باقی ماندند، در سایه‌ی عدل اسلامی، تمامی شعائر دینی و مذهبی خود را بدون هیچگونه تعرضی از جانب مسلمین انجام می‌دادند.

۴) هدف طارق و سربازانش از لشکرکشی به اسپانیا، هرگز بخاطر جاه و مقام وسلطنت نبوده و تنها برای باز کردن راه دعوت و رساندن دین به جهانیان، دست به این اقدام زدند. لذا می‌بینیم، زمانی که خلیفه او و موسی بن نصیر را از فرماندهی عزل می‌کند، با کمال ادب و احترام، دستور را تنفیذ کرده و همانند مردم عادی به زندگی ادامه می‌دهند. این در حالی بود که آنها از قدرت و حمایت کافی برخوردار بودند تا بر علیه خلیفه، قیام کرده و حکومت جدیدی را برای خود، بنا کنند.

۵) اوصاف طارق، فرمانده‌ی مسلمین و لشکر او و اعمال او و شهرهایی را که فتح کرد و تمدنی را که بنا نهاد و… بیش از آن است که بتوان آن را بیان کرد. اما فقط می‌توان دعا کرد که یا ربّ برای ما نیز همچون رهبر و پیشوایی قرار داده و اسلام را بار دیگر همانند گذشته، عزت و نصرت بده.

و اینکه در جنگ با رودریک، پادشاه متکبر و مغرور قوط که از تمامی اروپا جنجگو و اداوات جنگی سنگین برایش فرستادن که تعداد انها به ۱۰۰هزار جنجگو میرسید(((جنجگو منظور از کسانیه که کاراشان فقط جنگ و کشتن بوده که اروپا مرسوم بوده))) در مقابل ۱۲ هزار مسلمان که در جنگ با اینکه یک چهارم مسلمانان شهید شده بودند یک قدم هم عقب نکشیدن و در اخر پیروز جنگ شدند.

و جالب اینجاست یهودیان اعراب رو با خودشان هم نژاد میدونستند((به دلیل سامی بودن))و انها را مایه نجات از ظلم و ازار دیرین میداستند..
مانند همان مدحی که از کوروش میکند و این اثبات بر خباث و حلیه گری انهاست و الا انها خود را برترین و ولاترین امت امت و جهان میداندو خدا غیر یهودیان رو بعنوان برده برای انها افریده است...

هرچند در تورات اینم ذکر شده است:::کورش در متن عهد عتیق تورات گرامی داشته شده و نجات دهنده یهودیان از اسارت هفتاد ساله در بابل معرفی شده است . اما در همان کتاب او مجری خواست و اراده و این سخن خدای یهودیان برای نابودی بابل نیز بوده است:
من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد . نسل بابلیان را ریشه کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند .
بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند،با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هرچه دارد از بین برود)(((اشعیا،باب ۱۴ ،بند ۲۲ و ۲۳)))
پس از هفتاد سال پادشاه بابل وقوم او را به خاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد وسرزمین ایشان را به ویرانه ای ابدی تبدیل خواهم کرد.(((کتاب ارمیا،باب ۲۵ ،بند ۱۲)))

پس نه چیزی که شما در مورد ایران باستان میگید کاملا درست است و در مورد عرب ها و حکومت هایشان.
منتظر جواب شما هستم.ولی دوست اقای شمشاد هنگام نشر نظر من و جواب دوستان منو رو از طریق ایمیل اگاه کنند...
۰ ۵
علی مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 6 سال پیش
ایران بزرگ
۱ ۰
پوریا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﻤﻨﻮﻥ . ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﮊﻧﯽ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﻣﺎ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻫﺎﭘﻠﻮﮔﺮﻭﭖ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﯼ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﻟ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻣﯽ‌ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻗﺮﻥ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽ شوند. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﻪ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺎﺍﺯ ﺳﺎﻣﯽ ﻫﺎ ﯾﺎ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺑﺎﺷند. ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﮊﻧﯽ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺯﯾﺎﺭ ﺍﺷﺮﻓﯿﺎﻥ ﺑﻨﺎﺏ ﻫﺴﺖ.ﻣﯽ‌ﺗﻮﻧﯿﺪ ﺗﻮ ﻭﯾﮑﯿﭙﺪﯾﺎ ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ.
۰ ۱
احمد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
ایران ما اونقدر ریشه های تاریخی محکمی داره که نیازی به جعل کردن مثله کشورهای تازه به دوران رسیده همسایه نیست!واقعیت اینه که این خط کاملا عربی نیست و ایرانیها در تکامل این خط نقش داشتند،اما این دلیل نمیشه که این خط رو به نام ایران مصادره کنیم.نکته مهم اینجاست که خطوط پهلوی و اوستایی نیز ایرانی نبوده و ریشه آرامی دارد،خطوط کوفی و نبطی هم ریشه آرامی دارند و یکی از مهمترین دلایل شباهتهای موجود بین این دو خط همین مساله هست.سوال مهمی که اینجا پیش میاد اینه که اگر این خط کاملا ایرانی هست و ربطی به اعراب نداره چرا مثلا دارای حروف "ص"و"ط"هست؟حروفی که در زبان عرب تلفظ مشخص و متمایز دارند اما در فارسی آنها رو مثله "س" و"ت" تلفظ میکنیم.
در پایان، اصلا مهم نیست که این خط ایرانیه یاعربی بلکه مهم اینه که خط فعلی اشکالات و دوشواریهای زیادی دارد و مناسب زبان فارسی نیست و خواه ناخواه و دیر یا زود تغییر خواهد کرد.
۲ ۱
حامد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
خب ارامی از زبان های سامی هست و سامیان هیچ ربطی به اریایی ها ندارند.
اعراب هم از نژاد سامی هستند تو یه زبان و یه خط رو بیار که اصلا مربوط به سامیان نباشه و هنوز این زبان زنده باشه.بعد دم از حروف عربی و فارسی بزن.
۰ ۲
احمد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
من درمورد خط صحبت کردم نه در مورد نژاد اعراب یا آریایی ها!اتفاقا بر خلاف نویسنده هم گفتم که این خط نه مطلقا ایرانیه و نه عربی.در کل این خط بقول تو سامی بدرد نوشتن فارسی نمیخوره
۰ ۰
کوروش پدر ایران مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
باسلام بخش پرسش و پاسخ کجاست
۰ ۰
کوروش پدر ایران مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
باسلام کی گفته زرتشت به دست ایرانیان کشته شد زرتشت به دست تورانیان کشته شد بعدشم یک سوال راسته که میگن کردها از مادها هستند اگر واقعیته که بهتر
۱ ۱
اشکان مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 5 سال پیش
مادها به مرور زمان فارس شدند و بعد ترک شدند. میبینید که خیلی فرق هست با کرد
۰ ۱
montaghed13 مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
سلام به همه دوستان
این مطلبو الان تازه دیدمو خوندم باید به آقای امیری نژاد بابت مطلب زیباشون تبریک گفت همراه با مطلب نظرات دوستانم خوندم باعث افتخاره که در کنار دوستانی هستم که برای آینده کشورشون تحقیق میکنند و خیلی از مسائل و گره هارو باز میکنند این مطلب فوق العاده ست و قبلا این مطلبو در جایی دیگر منتهی نه به این کاملی خونده بودم دست مریضا میگم به همه دوستان خسته نباشید یا حق
۱ ۰
حامد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
راستی بردارن عزیز
ادیان بزرگ جهان یهودیان و مسیح ها و مسلمانان همگی سامی هستند.ادیانی مثل بودا و هندو و زرتشتی اریایی هستن.
پسری که ندارد از پدر نشان ....
من به صراحت میگم ما فرزندان سام ابن نوح هستیم.
یعنی ما پدرمان رو که بالای ۵۰۰۰ یا بیشتر سال می زیسته رو میشناسیم...
شمااااا پسران کی هستید یکی بیاد جواب بده؟؟؟؟
۰ ۱
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
ماشا...
چه عاقل و بالغ و هدایت یافته و تکامل یافته!!!!!!!
پیامبر اسلام اون همه سال زحمت کشید تا بگه دین اسلام جهانی هست اونوقت تو اینجا میگی دین اسلام متعلق به نژاد سامی هست.گستاخی و ابلحی تا چه حد؟
شما که ظاهرا عرب هستید خودتونو فرزتد سام بن نوح میدونید و یک اروپایی رو هم که مسیحی هست فرزند سام بن نوح.چه برادران با شباهتی؟کی این تقسیم بندی رو بهت یاد داده حامد جان؟
یهودیان از نسل اسحاق(ع) و مسلمانان از نسل اسماعیل(ع) هستند و این دو فرزندان حضرت ابراهیم (ع) بودند.حضرت نوح قبل تر از حضرت ابراهیم میزیستند.
این که میگی پسری که ندارد از پدر نشان که چی مثلا؟
چه انسان گستاخی هستی که حتی شریعت الهی رو با تمایلات نژادپرستانه خودت قاطی میکنی.
کی بهت اجازه داده زرتشت رو با بودا و هندو متعلق به آریایی بدونی؟ تو کدوم کتاب؟
حامد جان با اینکه خودم مسلمونم ولی حالم از امثال تو بهم میخوره چون امثال تو اسلامو به گند کشیدین.
هروقت برای این تقسیم بندی خودت سند معتبر آوردی بعد منتظر جواب باش.
اعرابی که ادعا دارند پدارانشان معلومند اما همچون سگ و گربه به جان هم افتاده اند.
اعرابی که خود را میراث دار پیامبر عظیم الشان اسلام میدانند اما به محض ورود داعش به عراق همچون کفتارها عقب نشینی کردند اما کردهای غیور و ایرانی الاصل که حتی بعضی شان مسلمان نیستند(زن ومرد) چه جانانه و مظلومانه مقابل داعش مقاومت میکنند و قطعا چنین انسانهای بزرگواری نسبت به آن ترسوها از شرافت بیشتری برخوردارند و نمونه کوچکی از این مقاومت جانانه کوبانی است.اینجاست که معلوم میشود چه کسانی پدر دارند و چه کسانی بی پدرند.
هنوز یادمان نرفته هنگامی که صدام آتش جنگ را علیه ایران(ملتی که اکثریت آن هم کیش خود اعراب بودند) برافروخت و اعراب از تمام سرزمین های عربی همچون خرهای ذوق زده با وی متحد شدند تا بلکه تکه گوشتی بدست آورند،حمایت تمام قدرت های دنیا را هم داشتند؛اما پس از هشت سال حتی یک وجب از این خاک را بدست نیاردند.آری اینجا معلوم میشود چه کسانی پدر دارند و چه کسانی بی پدرند.و هنوز یادمان نرفته که در زمان جنگ بعضی از کردهای عراق بخاطر کمک به ایران بمباران شیمیایی شدند.
هنوز یادمان نرفته که رژیم صهیونیستی در جنگ با اعراب در سال ۱۹۶۷ در مدت شش روز توانست تمام سرزمین های عربی را تصاحب کند اما همین اعراب در جنگ با ایران و با حمایت همین اسرائیل حتی پس از هشت سال هیچ دستاوردی نداشتند.موجوداتی که در حالت تدافعی شش روز بیشتر دوام نمی آورند اما در حالت تهاجمی پس از هشت سال حتی یک وجب خاک نتوانستند تصاحب کنند.آری اینجاست که معلوم میشود چه کسانی پدر دارند و چه کسانی بی پدرند.اینجاست که عیار واقعی طلا آشکار میشود.
خیلی زشت است دین را وسیله رسیدن به هدف خود قرار دهیم.
۴ ۳
kourosh مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
بله کاملا درست میگویید اقا سعید
۱ ۰
احمد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 10 سال پیش
در جواب حامد بی سواد که با صراحت نطق میکنه!خیلی راحت با تست ژنتیک میشه تبار پدری و تبار مادری رو معلوم کرد،طبق همین تست شما هیچ کشوری رو در دنیا نمیتونی پیدا کنی که تبار ژنتیکی همه مردمش مثله هم باشه،چه برسه به اینکه بگی کل مردم فلان مذهب که چندین کشور رو شامل میشه از نسل یک نفر هستند!
هر مذهبی در یک نقطه جغرافیای متولد شده و بعد از مدتی وارد سرزمین های دیگه شده،مثلا همین مسیحیت در غرب خاورمیانه که اون موقع جزئی از امپراطوریه روم بود ظهور کرد.بعد از یکی دو قرن از آغاز مسیحیت یکی از امپراطورهای روم به این دین گروید و با زور این دین رو در کل امپراطوری روم که شامل بخش وسیعی از اروپا بود ترویج کرد.بعدها این دین در کل اروپا به سبب ارتباطاتی که دیگر سرزمینها بار روم داشتند و برتری که تمدن روم نسبت به دیگر کشورهای اروپایی داشت،فراگیر شد.به عبارتی دین مردم میتونه در اثر مراودات بین اقوام و تبلیغات مبلغان و غلبه قومی بر قوم دیگر یا با زور تغییر کنه،حالا این چه ربطی داره که همه‌ی افراد یک مذهب از نسل یک نفر باشن!آقایی که با صراحت جوک میگی میگی فرض کنیم یک هندو مسلمان بشه یعنی با تغییر مذهبش جدو آبادش تغییر میکنه؟!!!
۳ ۰
Selena مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 5 سال پیش
الان هیچ کس نمی دونه دقیقا کجایی هست. مگر اینکه یک تست دی ان ای در یک مرکز تحقیقاتی خیلی معتبر(معتبر) و بالا توی امریکا بده. الان فقط کشوری که توش به دنیا میای و انسانیت معنی داره. و این رو بدون که عرب ها و ترک ها استاد جعل تاریخ و دروغ گویی هستند که برای خودشون هویتی که ندارند رو درست کنند.
۵ ۱
Selena مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 5 سال پیش
البته در ادامه صحبتم بگم که یکی دو تا از کشورهای عربی و بسیاری عرب ها و ترک های(آذری ها) ایران آدم های خوبی هستند. من در مورد اون نژاد اصلی و واقعی عرب و ترک عثمانی که الانم معلوم نیست دقیقا بیشتر در چه کشورهای هستند صحبت کردم.
۱ ۰
محمد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 4 سال پیش
البته ما همگی فرزندان آدم هستیم و مطمئنا پدر ما نیز در کشتی نوح بوده و زمانی که ایرانی ها زرتشتی بودن که دین یکتا پرستی هست بنابراین ایرانی ها همیشه یکتا پرست بودن این در حالیه که باقی اقوام بت پرست بودن و قدیمی ترین یهودی ها هم در ایران زندگی میکنن و اصلا دینی به اسم مسیحیت وجود نداره چون مسیح فقط بشارت دهنده بود که اگر دین داشت پدران حضرت محمد سلام الله مسیحی می بودن نه ابراهیمی و دین حضرت ابراهیم هم به گفته قرآن اسلام بوده . اینایی که گفتم سر نخ برای تحقیق هستن البته اگه اهل تحقیق باشی
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اقا ی شمشادی این اخرین نظر میدم فقط خواستم ب اقمسیح بگم ابن ندیم درسال ۳۷۷قمری میزیست پس ربطی تیسفون نداره دوم ااین کتاب دراین جمع شده واون تعداد دردرترجمش خیلی اشتباه چاب یاازعمد.. حتما عربی اون بخوانی همچنین چیزی نوشته نشده !!!اخرخودش بعدازاسلام میریست سوم اقاسام من عربم وسامی باون افتخار میکنم مثل شما از هندی ایرانی. .بهرحال بقول خانم فاطمه این موضوع خیلی کش داده شده خداحافظ
۰ ۰
sam1990 مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
جای تعجبه این دوستمون کوروش داره جواب کسی رو میده که اصلا ایرانی نیست این خانم عرب با این همه ادعاش هنوز نمیدونه اگه زبان و فرهنگ ما برتری نداشت تو یکی نمیومدی فارسی به بقیه بفهمونی که شماها هم فرهنگ دارین
۰ ۰
الف سین مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ‌تُؤْمِنُوا وَ لَکنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّایَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکمْ...» حجرات/سوره۴۹، آیه۱۴.
«عربهای بادیه‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم! بگو: شما ایمان نیاورده‌اید، ولی بگویید: اسلام آورده‌ایم، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است!...»

«یمُنُّونَ عَلَیک أَنْ أَسْلَمُوا قُل لاَ تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلاَمَکم بَلِ اللَّهُ یمُنُّ عَلَیکمْ أَنْ هَدَاکمْ لِلْإِیمَانِ إِن کنتُمْ صَادِقِینَ»حجرات/سوره۴۹، آیه۱۷.
«آنها بر تو منّت می‏نهند که اسلام آورده‏اند بگو: اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذارید؛ بلکه خداوند بر شما منّت می‏نهد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده است، اگر (در ادّعای ایمان) راستگو هستی!»

«وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِیؤْذَنَ لَهُمْ...» توبه/سوره۹، آیه۹۰.
«و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه‌ی (عدم شرکت در جهاد) داده شود...»
۰ ۰
kourosh مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اقای سعید همین خندیدیم که حال و روزمون به اینجا کشیده شد. که تو سخنرانی ها میگن تاریخ ایران تاریخ صهیونیسمه ویا به برخی از پادشاهانمان از جمله کوروش بزرگ فوش میدهند و تهمت میزنند و دارند زمینه های پاک کردن تاریخ رو ایجاد میکنند و حالا این خانوم هم که اب پاکی رو ریخت رو دستمون . اخه ایشون راستم میگن اعراب تمدن بزرگ به قدمت ۲۵۰۰ ساله داشتن تیسفون پارسه و پاسارگاد و هگمتانه مال اعراب بود و اونا به مدت ۱۰۰۰ سال با یونانیان جنگیدند و کانال سوئز هم یکی از پادشاهان اعراب حفر کرده و ما بودیم که تو بیابون ها شیر شتر میخوردیم و سوسمار و قبیله ای زندگی میکردیم و دائما با یک دیگر در جنگ و نزاع بودیم بعد یکدفه یادمون افتاد که یک حکومت عربی متمدن ثروتمند بغل دستمان است چطوره که بریم غارتش کنیم رفتیمو در نبرد قادسیه پیروز شدیمو جنایت ها کردیم .
دیگر خنده بس است خندیدن به تحریف تاریخ ایران بزرگ خود یک جنایت علیه خودمان است!
۰ ۰
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
جناب کوروش چرا شما حرف منو کلی برداشت کردی؟من گفتم جواب این خانم به ظاهر محترم رو ندید،نگفتم جواب کسانی رو که حرفای این مدلی میزنن ندید،دقت کنید چی گفتم:"جواب حرفاشو ندید"
جناب کوروش حرف شما کاملا درست هست اما اون طور که من به یاد دارم این خانم چندین ماه(یا اگر اشتباه نکنم بیش از یکسال هست) که داره از این حرفای چرت و پرت میزنه و هر بار هم که با یه پاسخ محکم رو به رو میشه دوباره چرت و پرت سرهم میکنه.
اگر دقت کرده باشید این خانم برای عمر ملعون احترام قائل هست و اونطور که از دیدگاه های این خانم برداشت میشه خودشو مسلمان میدونه،بنا براین پاسخی محکم تر از پاسخ قرآن برای این خانم وجود نداره و از نظر ایشون قرآن کلام خداست.حالا دقت کنید که جناب الف سین آیه ای از قرآن برای ایشون آورد که به صراحت به کافر بودن و منافق بودن اعراب بادیه نشین اشاره کرده بود اما جواب این خانم چی بود؟دوباره براتون مینوسیم:
شهلا : "این کتاب چیزی خاصی نگفته"
حالا من یه سوال از شما دارم: آیا به نظر شما بحث با چنین فردی که خودشو مسلمان میدونه و بعد درباره قرآن اینطوری نظر میده فایده داره؟
یا وقتی بهش میگیم تو عربستان زنها حق رانندگی ندارن میگه کجای دنیا رو زن اسید میپاشن؟خوب اجازه بدید پاسخ این حرفش رو هم بدم:این خانم اونقدر از لحاظ مقایسه کردن ضعیف هست که این دو مورد رو یکی میدونه،بله اسید پاشیدن روی زن یک عمل بسیار زشت هست اما اولا این عمل زشت در ایران یک ناهنجاری و قانون شکنی محسوب میشه و با خاطی برخورد میشه و دوما مگه چند نفر تو ایران کار زشت رو انجام دادن؟اما نداشتن حق رانندگی برای زنان در عربستان نه تنها که ناهنجاری محسوب نمیشه بلکه یک قانون هست و تمام مردم این قانون زشت رو پیاده میکنن.دوست عزیز این خانم همین قدر حالیش نیست که اگر یک عمل زشت در یک کشور ناهنجاری محسوب بشه خیلی فرق داره با اینکه یک عمل زشت در یک کشور به شکل قانون در آمده باشه.
خوب چی شد؟الان که من جوابشو دادم قانع شد؟دوست عزیز اگر ضرب المثلی در بین مردم قدیم رایج بوده قطعا از روی تجربه بوده،پس بیخود نیست که میگن:
" جواب ابلحان خاموشیست"
دوست ندارم در مورد شخصیتش قضاوت کنم که بعد ناراحت بشه اما با توجه به شناختی که خود من از این خانم دارم بازم میگم:"جواب حرفاشو ندید"
ادعاهای ایشون اصلا در حدی نیست که بخوایم خودمونو بخاطرش اذیت کنیم .
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اقاالف اعراب منظور مردمروستای مقایسه ۲طبقه ازمردم بعدش اگه میخواست باشمامقایسه کنه باید فحش میداد ولی عجب اهتمادبنفسی دارید شما۲پیغمبربقول خودتان داشتید اون وقت چه بحال روزشون اوردید اوناز مانی که بهرام شاهباچه شکنجه وحشیانی کشت واون اززردشت .. . تانمدونید کجا دفن شده ...بقیشوخودت میدونی
۰ ۰
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
درود بر الف سین عزیز
گرچه این پاسخ محکم و دندان شکن را قبل هم داده بودید(پاسخی محکم تر از آیه قرآن نبود،البته برای کسی که خودش را مسلمان میداند) اما متاسفانه انسانی که به استضعاف فهم کشیده شده قابل درمان نیست.
ایشون آدم بیکاری هست،مطمئن باشید اگر تمام دنیا جواب اینو بدن بازم از رو نمیره و دوباره چرت و پرت سرهم میکنه.
اگر نظر منو میخواید(تمام دوستان) اصلا جواب حرفاشو ندید و هروقت دیدین نظر داده فقط بخندید و بس.همینکه کسی جوابشو نده براش کافیه،من فکر میکنم ایشون رو حتی خانواده خودش هم قبول ندارن.
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
راستی فقط شما عاشق تمدن سامیهانبودید یونانیها هم پایتخت دولتشان بنانمسلوکیه نزدبک بابل باشکوه ساختن همینطور نزدیک شام پرازشکوه بنامانطاکیه ساختن که بتوان ازدانش وعلوم انها استفاده کن۲فکرنیمیکنی۱۰۰۰سال زیاد نیست کیلوی حساب کردی تاسال ۱۲۲ میلادی بابل دست یونانیان بود چطور۱۰۰۰٫٫٫٫عجب!!!!!
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
ااینا نشون میده اعراب عراق متمدترازشماهابودن )البته۱۰۰درصد همین طور.) همین که پایتخت تون ازجای خوش اب وهوا بمنطقه گرمسیر اورده جای سوال ... این کتاب چیزی خاصی نگفته ۲کتاب تمدنهای کهن از لاوان بخون واستاد طباطبای .. ۳جابجا کردن پایتخت استفاده ازنیروی انسانی وباسواد اون منطقه ست
۰ ۱
الف سین مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
فکر کنم خانوم شهلا بیشتر دنبال جلب توجهه
تکراریه ولی لازمه
قران سوره توبه آیه ۹۷ آمده “الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ” معنی “عربهای بادیه نشین کافرتر و منافق تر از دیگرانند و به بی خبری از احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکیم است”

این دیگه آیه قرآنه که نمی تونی ردش کنی موزه و کتاب ساختگی نیست .
به کلمات الاعراب، اشد کفرا و نفاق بیشتر توجه کن

هنوز یه کشور عربی نداریم که انتخابات درست توش برگزار بشه.
آخه آدم چی بگه …
۰ ۰
یحیی مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اعراب به معنی جمع عرب نیست بلکه به معنی بادیه نشین است و وقتی به یک عرب بگی اعرابی در حقیقت به او فحش داده ای.
در حدیث داریم که:
" مهاجر لیس باعرابیین، جعل مهاجر ضد الاعرابیین ... ثلاث ]سبع[ من الکبائر منها التعرب بعد الهجره هو ان یعود الی البادیه، و یقیم مع الاعراب بعد ان کان مهاجرا و کان من رجع بعد الهجره الی موضعه من غیر عذر یعدونه کالمرتد"( ابن منظور،۱۹۵۶،۵۸۷)

که در این حدیث تعرب بعد از هجرت رو جز گناهان کبیره می دونه. بدیهیه که عرب یا عجم بودن دست انسان نیست که بعد از هجرت از دست بده یا بخواد بدست بیاورد. واضح است که تعرب به معنی بادیه نشین شدن است.
۰ ۰
مسیح مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
در تایید این نکتۀ مهم که نویسندۀ محترم بدان اشاره کردند :
از مردم حمیر پرسیدند این خط (عربی ) از که آموختید گفتند از مردم انبار. انبار شهریست در ۱۰ فرسنگی تیسفون (پایتخت ۱۰۰۰ ساله اشکانیان و ساسانیان) که نام آن فیروز شاپور بوده است.
از الفهرست ابن ندیم ( معتبرترین اسناداسلامی مربوط به قرن سوم از ابن ندیم است)
۰ ۰
kourosh مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خانم شهلا این حرف های شما رو که غرب ایران مال عربا بوده و... رو صدام هم میزد . همینجوری کم کم شما دارین به سمت تجزیه طلبی میرید. چرا انقدر سنگ اعراب رو به سینه میزنید مگه نخواندید و نشنیدید که اعراب چه جنایاتی به ایران باستان کردند مگر حمله عراق به ایران رو ندیدید مگر تو اخبار نشنیدید که چه کاری با زائران ما کردند این اعراب جنایت و خشونت توذاتشون است بعد از ۱۴۰۰ سال هم درست نشدند و نمیشوند. بابا این حرف ها از نژاد سامی و اریایی و ترک و... هیچکدام درست نیست شما در هیچ کجای جهان نژاد خالص پیدا نمیکنید مهم اینه که چه کسی برای کشورش(ایران) تا چه اندازه ارزش و احترام قائل است و در جهت پیشرفتش گام بر میدارد. حالا از هر نژادی که میخواد باشه. ولی سهم اعراب جداست چرا که در طول تاریخ بزرگ ترین جنایت ها را با ایران کردند پس مسلما یک ایرانی ابش با این اعراب تو یه جو نخواهد رفت.
۱ ۰
خشای آرشا(ابرمرد تاریخ) مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
داداش گلم ایشون رسما خودشو با این کامنتاش نماینده اعراب معرفی کرده ایشون اسطورش یکی مثله همون صدامه دیگه بحث با همچین شخصی آب تو هاون کوبیدنه آخه تب تند عرب گرایی بسیار خاصی داره از بچگی روش خوب کار شده تو این موضوع خداییش میگم اون وایتکسی که مغز ایشونو شستشو داده یعنی اصل اصل بوده مو لا درزش نمیره
۱ ۰
ناشناس مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 2 سال پیش
جناب کوروش این حرفهای نژادپرستانه مغایرت با احکام اسلامی از شما بعید است
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خشی جون خواهشنتو حرف نزن حرف ازتمدن نزن ازخنده غش میکنم
۰ ۱
خشای آرشا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
راسته که میگن شهر که شلوغ شود قورباغه هفت تیر کش میشود
آدمی که خواب باشه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو بزنه به خواب رو خیر
میدونی که ورزش خون رسانی رو به تمام اعضای بدن به نحو احسن انجام میده پیشنهاد میدم همین کارو کنی شاید فرجی شد خونی به مغزت برسه از این تخیلاتت بیای بیرون و دست از سر ما برداری و از خواب غفلت بپا خیزی هههههههههه
راستی دقت کردی غلط املایی زیاد داری نمیشه متناتو خوند:))))
۱ ۰
الف سین مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
فکر کنم خانوم شهلا بیشتر دنبال جلب توجهه
تکراریه لازمه
قران سوره توبه آیه ۹۷ آمده “الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ یَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ” معنی “عربهای بادیه نشین کافرتر و منافق تر از دیگرانند و به بی خبری از احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده است سزاوارترند و خدا دانا و حکیم است”

این دیگه آیه قرآنه که نمی تونی ردش کنی موزه و کتاب ساختگی نیست .
به کلمات الاعراب، اشد کفرا و نفاق بیشتر توجه کن

هنوز یه کشور عربی نداریم که انتخابات درست توش برگزار بشه.
آخه آدم چی بگه ...
۱ ۰
خشای آرشا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خوشم میاد این بانوی بزرگوار نماینده اعراب(عربای ایران عزیز بد برداشت نکنن بنده منظورم فقط با کسایی هست که افکار اینچنینی دارند) نسخه همه رو در عرض دو ثانیه میپیچه:)))))
ایران عزیز و متمدن رو چجوری ایکی ثانیه نسخشو پیچید گذاشت کف دستمون ههههههه
بابا دست خوش چه پشتکاری
۱ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اخرهرخنده ی گریه ست♥
۰ ۱
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خانم محترم دوران بچگی من چند سال پیش تموم شده و دیگه اونقدر کم عقل نیستم که با کسی که حرفهاش من رو به یاد دعواهای دوران کودکی میندازه بحث کنم.
۱ ۰
سعید مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خانم شهلا بیشتر بگو بخندیم
۰ ۰
خشای آرشا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
خانم شهلا خوشحالم که بازم جوک به کلکسیون جوکاتون اضافه کردین:))))))
۰ ۰
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
سامی نژاده نه زبان همه سامیها ازشبه جزیره عربی بعداز نابودشدن قوم ثمودوعاد جدیس ...وعیره شروع بکوچ کردن شدن سامیها اصیلترین نزادتوی دنیان ۲اگه ازنظرقیافه منطورتون این بستگی باون منطقه داره چقدر برده داری اونجا رواج داشته مثلا امریکا بافنلایدها نمبشه مقیاس کرد یاهمین ایران مشهدی باهمدان نمیشه مقیاس کرد بلوچ با مازندرانی ویا ترکهای ترکیه چهره نسبتا نیمه اروپای اما کشوراذربایجان نیمه مغولی نمیشه مقیاس کرد ولی هردو یه نژادن
۰ ۱
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
واما جواب بابک خان اگه منشور بخط بابلی نوشته شده کورش بیچاره حق داشته اخه پارسیان خطی نداشن که بنویسن عجم خط خنده داررر... ۲این شماها هستید که ازپشت کوهای هند اومد نه ما۳ هرجا ایرانی هست توحشم هست ازتاریخ پرازتوحشتون مشخص حتی استرالیا ازورود شمابخاکش وحشت داره
۰ ۱
شهلا مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اولا ما هند اروپای ندارم هندها اصالتا افریقای هنوزم درموریتانیا سودان اوگاندا .. زنانها ساری بارنگهای تند بتن میکنن دوم چند اسم مصری امپراطور کبیر خوفو وابوالهل گیزا اسوان رامسس ... خیلی جاش نیست ریشه عربی دارن وسوم قبلا هم گفتم ولی منتشر نشد غرب ایران جزعراق وشام بوده وعیلامیون سامی بودن ولولوبی کردها برسرزمین های امروزی۴۰۰۰ساله پیش جنگ داشتن وشما درهندوستان وبنگلدش زندگی می کردید که بعلت ازدیاد جعمیت شروع بکوچ بشرق ایران کردید بقیش میدونید
۰ ۱
محمد مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
سلام من یکم تاریخ خوندم میخواستم چند نکته رو ذکر کنم :
۱- همونطور که میدونید الان مثلا میگن زبان های ایرانی و برخی زبان های اروپایی و هندی از یک ریشه هستند و همه این اقوام هم ادعا دارند که آریایی اصیل هستند اما هیچ کدوم شبیه هم نیستند که هیچ تفاوت های بسیار زیادی هم دارند در چهره رنگ پوست و ...... بنابراین درسته که میگن مثلا آشوری ها و سریانی ها و آرامی ها سامی بوده اند و اعراب هم سامی هستند ولی این به این معنا نیست که مثلا آشوری ها هم عرب بوده اند مثل این میمونه که الان هندی ها بگن شوماخر هندیه چون آلمانیا هم آریایی هستند.
۲-چند اسم از مصر باستان را ذکر میکنم اگر عرب ها توانستند اثری از آن ها در عربی پیدا کنند مصری ها هم عرب بوده اند : ایمهوتپ - پته سوخس - پکهت که نام چند خدای مصری است یا آنخ آتون و رامسس نام ۲ تن از سرکردگان که اولی پادشاه بوده و دومی مربوط به زمان فراعنه .
۳-درست است که ایران تمدنی کهن دارد اما این تمدن از همان ابتدا با آریایی ها یا ترک ها یا اعراب شروع نشده است بلکه اقوامی که نه آریایی بوده اند و نه سامی و نه ترک در این سرزمین میزیسته اند از جملع ایلامی ها و کاسپی ها و امردها و لولوبی ها و .......
۴-نژاد پرستی کاری بسیار زشت و ناپسند است برادران و خواهران دوست ندارم نام ببرم چون مردمی رو که میخوام اسم ببرم هیچوقت زیر بار نمیرن ولی سربسته میگم در ایران خودمان مردمی هستند که عرق ملی شدید و عجیب ایرانی داشتند و حتی سایر نژاد ها را به طرز فجیعی میکشتند اما الان به زبان دیگری صحبت می کنند و خود را از نژاد دیگری می دانند از آن جایی که من خودم فارس هستم حد اقل از برادرای فارس خواهش میکنم در دام صحبت های نژاد پرستانه گیر نکنن و همیشه سعی کنن خداپرست و مسلمان باشند و اگر میخوان برتری و بهتر بودن خودشون رو ثابت کنن از طریق عمل نیک و کردار درست و اخلاق نیکو و کار درست باشه از طریق انسان دوستی باشه جوری که اقوام دیگه آرزو کنن که ایرانی باشن و حرف زدن به زبان فارسی رو دوست داشته باشن .
۵-در پایان حرف های زیادی دارم که بزنم که حوصلشو ندارم فقط بخشی از قرآن رو ذکر می کنم که حرفای همه تونو بشوره ببره :
آیه ۶۷ سوره مبارکه آل عمران ( البته آیات قبل از اون هم با بحث ما مرتبطه ولی چون من میخواستم این رو بیشتر مد نظر قرار بدید تنها میارمش ) :
ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى بلکه حق گرایى فرمانبردار بود و از مشرکان نبود (۶۷)
۰ ۰
kourosh مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
با سلام
جناب اقای محسن که گفتید هر دینی به زور بر دیگری غالب شد این سخن شما غلط است چرا که به عنوان مثال میتوان از پیدایش مذهب مسیحیت اشاره کرد که اگر چه بسیار مخالف در ان زمان داشت و خود حضرت مسیح و بسیاری از یارانش کشته شدند اما مسیحیان فقط از خود دفاع کرده و برای غلبه دینشان بر دیگری دست به شمشیر نبرده اند و همان طور که میدانید دین مسیحیت حتی در زمانی که حضرت عیسی کشته شدند هنوز به اندازه کافی گسترش نیافته بود بلکه بعد ها با بر حق دیدن این دین مردم به این دین گرویدند. چرا که دینی که با زور شمشیر بر دیگری غالب شود دین نیست چرا که اصل دین با گشتار انسان ها و زور و ظلم مخالف است و مردم ممکن است که با زور شمشیر به ظاهر به دینی متوصل شوند ولی هر گز ان را قبول نکرده اند و ایمان نیاوره اند. در مورد مذهب پاک اسلام نیز چنین است چرا که حضرت محمد(ص) در زمان تبلیغ خود هرگز با زور شمشیر نمیخواستند دین اسلام را به کافران بقبولانند و جنگ های صدر اسلام همگی از سوی کافران اغاز میشد و برای نابودی مسلمانان بود حتی پیامبر زمانی که مکه را فتح کرد کافران را تحدید به مرگ برای عوض کردن دین نکرد و انان را ازاد گذاشت و گفت هر که به اسلام ایمان نیاورد باید خراج ان را بپردازد. و همین طور میبینیم کسانی که در روزگار سختی با پیامبر عهد بستند پیمان و ایمانشان جزو قوی ترین ایمان ها بوده است تا کسانی که به زور یا برای منفعت طلبی مسلمان شده اند. اما اما اما............... نبرد قادسیه در زمان پیامبر نبوده و بر خلاف ادعای ان روز اعراب برای گسترش اسلام نبوده است بلکه برای ۱ دست یابی به ثروت و گنجینه عظیم ایران و روم ۲ برای دست یابی به زمین های قابل کشت و زرع بوده است و جنایاتی که اعراب انجام دادند قابل توصیف نیست . و به یقین میتوان گفت ان ها هرگز مسلمان نبوده اند و به ظاهر به اسلام گرویده بودند چرا که مسلمان واقعی دست به چنین جنایاتی نمیزد و کشور گشایی نمیکرد . انان از اسلام بویی نبردند و کسانی که در ایران زیر زور شمشیر های اعراب به ظاهر مسلمان اسلام اوردند هرگز به طور کامل ایمان نیاوردند تا زمانیکه با اشنا شدن با امامان و حقایق دین اسلام به دین اسلام ایمان اوردند و این ایمان جزو قوی ترین ایمان ها بوده چراکه بعد از ۱۴۰۰ سال مبارزه اعراب با ایران هنوز از هم نگسسته است. جنایات زرتشت که مثال زدید در اثر دوری و جدایی وتحریف در این مذهب شکل گرفته است که در مورد مذاهبی چون مسیحیت و یهودیت هم صدق میکند ولی با تمام این ها اصل این دین ها بسیار پاکیزه و مبرای از هرگونه ظلم و زور بوده است . در مورد حرف داریوش من که جایی چنین چیزی نشنیده ام لطفا برای روشن شدن حقیقت منبع و سند معتبر رو کنید.
۰ ۰
محسن مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 11 سال پیش
اول از همه اینو بگم هر دینی ب زور بر دیگری قلبه کرد اگه یه کمی تاریخ باستان میدونستی چرت نمیگفتی زرتشتیان چه جنایت ها ک نکردن حتی مرتدینو پوستشون از تنشون زنده زنده در میاوردن حتی همین داریوش مخالفاشو خودش میگه نیزه در مقعد و باسن شان فرو کردم
۰ ۱

پیش‌نمایش بزرگ تصویر شاخص