شعر این یک دو سه روز - خیام

چکیده پژوهش

خیام نیشابوری این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت ....................................... این کهنه رباط را که عالم نام است و آرامگه ابلق صبح و شام است بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است ............................................. این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت هر کس سخنی از سر سودا گفتند زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت ............................

خیام نیشابوری
خیام نیشابوری

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

....................................... این کهنه رباط را که عالم نام است

و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است

قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

.............................................

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت

هر کس سخنی از سر سودا گفتند

زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت

................................................

ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زان پیش که سبزه بردمد از خاکت

از حکیم عمر خیام نیشابوری

خیام نیشابوری

ردیابی‌پذیری پژوهش

منابع و ارجاع‌ها

۰ منبع منتخب (لینک به مرجع دیگر)

بدون منابع و ارجاعات

گفت‌وگوی مستند

دیدگاه‌های پژوهشگران

۲ دیدگاه ثبت‌شده
کمترین رأی بر اساس تعداد رأی‌های منفی مرتب می‌شود.
آسیه مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ · 13 سال پیش
درود
من شیفته رباعیات خیامم. واقعا خوندنشون به آدم آرامش خاصی میده.سپاس از حسن سلیقتون!!!

خیام اگر ز باده مستی خوش باش / با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است / انگارکه نیستی چو هستی خوش باش

گر می نخوری طعنه مزن مستان را / بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می مینخوری / صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
۰ ۰
شمشاد امیری خراسانی پژوهشگر تاریخ · 13 سال پیش
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت


بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است


سپاس بانو آسیه بسیار زیبا بود
۰ ۰

پیش‌نمایش بزرگ تصویر شاخص