
نام آذربایجان تغییریافته و یا معرب «آتروپاتکان» (مکان آتروپات) است.
ریشهٔ این نام به سردار پارسیِ هخامنشیان، «آتروپات» Atropat و آتروپاتگان برمیگردد. به این منطقه در قرنهای ۱۷ و ۱۸ نام «آلبان» و «آران» نیز گفته میشد که احتمالاً هر دو تلفظِ یک نام هستند. «آذر» تغییریافتۀ "آتَر" و «بایجان» تغییریافتۀ "پاتگان" است. (کتاب آذربایجان، چاپ اسکای لین دهلی نو، ۲۰۱۴) آتروپات ساتراپ (از نجیب زادگان ) پارسی بود که بخشهای شمال ایران را در زمان حملهٔ اسکندر از اشغال حفظ کرد. در پیماننامههای ترکمانچای و گلستان به بخش شمالیِ رود ارس نام آذربایجان داده نشدهاست. تنها در قرن بیستم است که نام آذربایجان و آذربایجانی ماهیت قومی به خود میگیرد.
نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ و طی کنگرهٔ حزب مساوات جایگزین نام اصلی و تاریخی قفقاز، اران و آلبانی گردید. این نامگذاری با هدف جدایی آذربایجان ایران انجام شد.دولت مساوات در قفقاز نام آذربایجان را از آن جهت بر این مناطق گذاشته که گمان میرفت با برقراری یک جمهوری به نام آذربایجان، آذربایجان ایران و این جمهوری باهم یکی شده و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود. در همان زمان مخالفتهایی با این نامگذاری در ایران صورت گرفت. در همین راستا حتی مارکوارت آلمانی به این کار اعتراض کرد که این اعتراض در نشریهٔ «ایرانشهر» ترجمه و چاپ گردید.
محمد خیابانی نیز به طور موقت نام «آزادیسِتان» را به آذربایجان ایران اطلاق کرد تا با آذربایجان شوروی تفاوت داشته باشد.
منبع:
محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص۱۲۷
محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص۳۱
این دو پیمان در مجلۀ ایرانشناسی، ج ۱، شمارۀ ۳، چاپ ۱۹۸۹، رویۀ ۴۵۸ تحت عنوان «آذربایجان کجاست» توسط جلال متینی چاپ شدهاست.
احمد کسروی، شهریاران گمنام، تهران، انتشارات امیر کبیر، چ ۵، ۱۳۵۷، صفحههای ۲۵۵ الی ۲۵۷
دانشنامه ایرانیکا مدخل آذربایجان
Vasily Bartold Bartold V.V. , "Sochineniia", volume II, part 1, "Vostochnoi Literatury" Publishers, Moscow, 1963, p. ۷۰۳
Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online “ called in Middle Persian Āturpātākān, older new-Persian Ād̲h̲arbād̲h̲agān, Ād̲h̲arbāyagān, at present Āzarbāyd̲j̲ān, Greek ᾿Ατροπατήνη, Byzantine Greek ᾿Αδραβιγάνων, Armenian Atrapatakan, Syriac Ad̲h̲orbāyg̲h̲ān. The province was called after the general Atropates (“protected by fire”), who at the time of Alexander's invasion proclaimed his independence (328 B.C.) and thus preserved his kingdom (Media Minor, Strabo, xi, 13, 1) in the north-western corner of later Persia (cf. Ibn al-Muḳaffaʿ, in Yāḳūt, i, 172, and al-Maḳdisī, ۳۷۵: Ād̲h̲arbād̲h̲ b. Bīwarasf).
K. Shippman, "Azerbaijan: Pre-Islamic History" in Encyclopædia Iranica In the Achaemenid period Azerbaijan was part of the satrapy of Media. When the Achaemenid empire collapsed, Atropates, the Persian satrap of Media, made himself independent in the northwest of this region in 321 B.C. Thereafter Greek and Latin writers named the territory Media Atropatene or, less frequently, Media Minor (e.g. Strabo 11.13.1; Justin 23.4.13). The Middle Persian form of the name was (early) Āturpātākān, (later) Ādurbādgān) whence the New Persian Ādarbāyjān
Recasting Oneself, Rejecting the Other: Pan-Turkism and Iranian Nationalism By: Dr. Touraj Atabaki Van Schendel, Willem(Editor). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. London, , GBR: I. B. Tauris & Company, Limited, 2001. p 80. Khiyabani and his fellow Democrats, in order to dissociate themselves from the Transcaucasians, decided to change the name of Iranian Azerbaijan to Azadistan (Land of Freedom). (34) By way of justifying this decision, they referred to the important ‘heroic role’ Azerbaijan had played in the struggle to establish the Constitution in Iran which, in their view, warranted adopting the name Azadistan. (35)
لشکر آسمانی که ملائکه هستند و
لشکر زمینی که ترک ها هستند.
والسلام
در حالیکه این نام به معنای جنگجو و مبارز می باشد. یعنی در قدیم مادها را جنگجویان می نامیدند. اینجا با جعل آریوی را به آریایی ! تعویض کرده اند.
همچنین تمام مورخان بیزانسی بلااستثنا ترک ها را سکاها می نامیدند. حتی امپراطوران روم وقتی به سلجوقیان نامه می نوشتند ، سلجوقیان را سکاها می خواندند که تمام مدارک موجود است.
مورخان اسلامی خزرها را موقرمز و سفید پوست ذکر کرده اند که امروزه یهودیان اشکنازی دقیقا تیپ و قیافه و آرایش مو به سبک خزر ها را دارند.
تبریز نام پسر دهم ترک بن یافث ذکر شده که در ۴۵۰۰ سال قبل با قومش از شمال دریای سیاه مهاجرت کرده از قفقاز عبور کرده مدتی در روستای تبلیسی (تفلیس: تبریز) اقامت کرده و آنرا احداث کرده و سپس حرکت کرده و با قوم خود در شرق دریاچه ارومیه شهر تبریز را بنا کرده است. آثار و قبورشان در مرکز تبریز هنوز هم موجود است. حتی مناطقی از شرق آناتولی را تصرف کرده که امروز توروس نامیده می شود. تبریزی ها ریشه ی هون و کیمری دارند . قوم دیگری از هون ها هروم نامیده میشده و شهر هروم (سپس بردع) و ارومیه را بنا نهاده اند. هروم ها در زمان مادها تا مصر و شمال شرق آفریقا را مورد هجوم قرار داده آمد.
مردم آذربایجان ارتباطی به فارس و کرد و لر و گیلک ندارند. چون مردم آذربایجان ترک هستند ولی فارس و لر و گیلک و کرد ریشه هندی ( هندوایرانی) دارند و ریشه شأن به هند و کشمیر و پاکستان و نپال می رسد. گیلان نام منطقه ای در هند با مرکزیت راشتار می باشد. تمام قبایل کرد اسامی هندی دارند و هنوز این قبایل کولی در هند زندگی می کنند. زبان هخامنشیان دقیقا زبان هندی می باشد که تحت تاثیر آرامی و عبری و یونانی و ترکی قرار گرفته است.
اما ترکانی در مناطق دریای سیاه و خزر و ایران و ... وجود داشتند که ارتباطی به ترکان آسیای میانه نداشتند و قبل از مهاجرت آنها وجود داشتند.
وزیر معاویه ابوسفیان در کتاب التیجان (دومین کتاب عربی اسلام) صراحتا آذربایجان را سرزمین ترک ها نامیده و حتی گفته که آذربایجان از زمان منوچهر پیشدادی سرزمین ترک ها بود و تبع جهانگشای یمنی تا آذربایجان رفته و با ترکان جنگیده است.
ترکانی که در سمت شمال دریای سیاه بودند ، هون نامیده میشدند و چندین بار به اروپا تاخته و حکمرانی کرده اند.
یکی از اقوام ترک که آنها را جعل هویت می کنند مادها هستند. ابن فضلان مورخ و جهانگرد عرب، بلغار های ترک در روسیه قدیم را بازماندگان مادها نامیده است. مئاندر مورخ بیزانسی مادها را همان خزر ها دانسته است. ژنرال و مورخ رومی نوشته است که آتیلا خود را فرمانروای مادها می خوانده است. قاضی بردج مورخ بلغار ، بلغار ها را مهاجرانی از آذربایجان دانسته که به زبان تورانی صحبت می کرده اند و کلماتی از این زبان در کتابش ذکر کرده که همگی ترکی آذربایجانی هستند.
طبری و ابن اثیر در کتاب های خود نوشته اند که اعراب مسلمان در ۱۴۰۰ سال قبل وقتی از شبه جزیره عربستان خارج شده اند با اولین قوم غیر عربی که جنگیدند ، ترک های عراق بوده اند.
بابک خرمدین در کتاب های خطی قدیمی و اصلی ، بای بک الترکی نوشته شده است که تمام سردارانش هم اسامی ترکی داشته اند.
اخیرا هم کتیبه بیستون ترجمه شده و مشخص شده زبان سومش تورانی یعنی ترکی قدیم می باشد.
به لحاظ ژنتیکی مردم آذربایجان با اویغور ها و کیمک ها و سالار ها و قبچاق ها یکی هستند هر چند در مناطق خیلی دور از هم هستند.
ترکانی که در چین و مغولستان زندگی می کنند مانند اویغور ها ، سالار ها، تاتار ها ، آلتایی ها و قرقیز به لحاظ ژنتیکی مربوط به آسیای غربی هستند و ارتباط نژادی با چینی ها و مغول ها و تبتی ها ندارند.
به دلیل حکمرانی حداقل ۱۰۰۰ ساله حکومت های مختلف ترک بر ایران و هند و خاورمیانه و قفقاز و آناتولی و بالکان و روسیه و شمال آفریقا، مردمان غیر ترک این نواحی در دو سده اخیر با هدایت جریان استعمار و با تحریف و جعل تاریخ درصدد انتقام از اربابان تاریخی ترکشان در روی کاغذ هستند تا عقده های نژادی و تاریخی خودشان را اینگونه خالی کنند.
مردم آذربایجان اصیل ترین فرهنگ و تمدن را در فلات ایران و قفقاز دارند و این مورد حسد اقوام دیگر مانند فارس و کرد و لر و .... می باشد.
اقوام آریایی دقیقا مردمان شمال شبه قاره هند بودند که در ۲۶۰۰ سال تا ۱۰۰ سال قبل مدام تحت نام پارسی ، لور، کورد ، جات، گیلان، بلوچ، کولی و مانند اینها به فلات ایران مهاجرت کرده اند و بیشتر در افغانستان و شرق و جنوب ایران تمرکز یافته اند و دقیقا زبان ، فرهنگ، آداب و رسوم، لباس. پوشش، غذا و تیپ و قیافه و همه چیز هندی ها را دارند. اصیل ترین مردم آریایی در حال حاضر مردم پاکستان هستند.
اگر می خواهد فرهنگ آریایی و اوستایی را ببینید باید به شمال هند و نپال سفر کنید، همه چیزتان مو به مو مطابق اوستا می باشد. آریایی ها برخلاف تبلیغات مضحک ارتباطی به اروپایی ها ندارند و مطابق نوشته مورخان یونانی پوست تیره و سبزه مشابه هندی ها داشته اند. تنها مزیت آریایی ها جمعیت بالایشان بود که همین الان هم شبیه قاره هند بیش از یک و نیم میلیارد جمعیت دارد. قبایل پارسی و لر و کرد و کولی همگی اسامی مشابه در هند دارند چون منشأ همه شأن به هند قدیم بر می گردد. در دوران اسلامی هندی ها با عرب ها آمیخته شده اند و نژاد تاجیک را بوجود آورده اند.
مردم آذربایجان به لحاظ نژادی و زبانی اصیل ترین ترک ها هستند و ارتباطی به هندی ها ندارند.
یکی از معضلات فکری و اجتماعی جوانان و حتی جامعه دانشگاهی آذربایجان ، ترس و ابا از ترک نامیدن خود است چرا که در دوران حکومت پهلوی که آثار آن هنوز هم باقی است ناجوانمردانه ترین ضربه ها بر شخصیت ترکان ایران وارد آمد. در طول حکومت 53 ساله رضا خان و فرزند او ترکان ایرانی از هر نوع توهین و تحقیری در امان نبودن و امروزه هم گویی کلمه ترک کابوسی است که بر سینه جوانان آذربایجان و جوانان ترک دیگر نقاط کشور سنگینی می کند . و چنان شد که جوان تبریزی ، ارومیه ای ، زنجانی ، اردبیلی و... با دو نوع هویت ، تحقیر شده ترکی و افتخار آمیز آذری روبرو شود . ترکی صحبت می کرد ولی خود را آذری می نامید . وقتی از او می پرسیدی ترک هستی یا آذری می گفت آذری ،وقتی می پرسیدی آذری یعنی چه و منظور از آذری چیست چیزی برای گفت نداشت . ولی وقتی همین آذری پای از وطن بیرون می گذاشت ایرانی بودن خود را انکار می کرد و خود را ترک اصیل معرفی می کرد آن هم نه از نوع ایرانی ؟؟
ترک ستیزی از زمان سقوط حکومت قاجار آغاز شد و توسط روشنفکران نژاد پرستی چون محمود افشار (بنیانگذار بنیاد افشار) و احمد کسروی (کسی که تئوری زبان آذری را تقدیم رضا خان کرد ) به اجرا درآمد که همگی ار مواجب بگیران حکومت پهلوی بودن. تئوری کسروی بر این اساس بود ، چون اهالی چهار روستا در اطراف مرند و قره داغ ترک نیستن دلیلی شد بر اینکه ساکنان اصلی و بومی آذربایجان ترک نیستند . ولی حتی اهالی آن روستا هم به زبان تاتی و تالشی تکلم می کردند ولی کسروی با اصرار همه آنها را آذری نامید . نکته جالب اینجاست که اگر فرضیه کسروی را به تمام ایران تعمیم دهیم به این نتیجه می رسیم که نود درصد ایران ترک هست چون کمتر استانی وجود دارد که در آن یک روستای ترک نباشد .
کسروی در رساله 56 سفحه خود که در زمان رضاخان منتشر کرد . در آن نقل کرد که از این زبان غیر ترکی مردم آذربایجان (آذری) در تاریخ هیچگونه آثار و نشانه های ادبی و مکتوب هر چند بسیار اندک دیده و یا شنیده نشده است. بر این اساس پروژه های کوتاه مدت وبلند مدت با هزینه های سرسام آور به راه افتاد و زبان سازی و هویت تراشی برای ایرانیان غیر فارس رونق گرفت و دشمنی و تبلیغات علیه زبانهای غیر فارس بخصوص ترک در اولویت این برنامه ها بود . نام های بومی و ترکی شهرها ، روستاها ، رودها و کوههای آذربایجان با نام های ساختگی فارسی عوض گردید مثل ارومیه به رضائیه ، سلماس به شاهپور ، صائین قلعه به شاهیندژ ، قره داغ به ارسباران ، آجی چای به تلخه رود ، قره چمن ، سیاه چمن و مثالهای بسیار دیگر ... از آنجا که برگردانندگان این نام ها اطلاعات و معلومات درستی از فرهنگ زیبای ترک نداشتند نمی دانستند در ترکی «قره» علاوه بر سیاه معنی بزرگ و بلند و والامقام را هم می دهد. مثل قره باغ یعنی باغ بزرگ و قره چمن یعنی چمن وسیع و قره بولاق یعنی چشمه بزرگ ، قره را فقط به مفهوم سیاه به کار برند و اسم روستای قره چمن تبریز را چمن سیاه نامیدند و دنیای را به خود خندانند و ندانستند هیچ جای دنیا چمن سیاه پیدا نمی شود .
بعضی از کسرویستهای افراطی حتی پا را از دیدگاههای احمد کسروی نیز فراتر گذاشته اند و به اصطلاح تحمیل زیان ترکی بر مردم آذربایجان را به مغولان نسبت داده اند این افراطیون حتی نمی دانند و یا خود را به نادانی زده اند که زبان مغولی چیزیست متفاوت از زبان ترکی ، و اگر میخواستند زبان خود را بر مردم ایران و آذربایجان تحمیل کنند چرا زبا مغولی خود را تحمیل نکردند و زبان ترکی را تحمیل کردند از آن گذشته مغولان فقط کنترل آذربایجان را درست نداشتند بلکه از چین تا عراق در دست آنها بود و اگر در پی تحمیل زبان ترکی بودن چرا هموطنان فارس ما ترک نکرند !!!
و با همه این حرفها این در حالی است که ترکان همیشه در طول تاریخ به رشد و گسترش زبان فارسی کمک کرده اند و در هیچ کجا نمیتوان مدرکی را پیدا کرد که ترکان بر علیه و برای از بین بردن این زبان کاری انجام دادند . زبان ترکی زبانیست زیبا با قدمت هفت هزار ساله و سومین زبان زنده و با قاعده دنیا (به نقل از مجله پیام یونسکو) و حق رسمی و سرتاسری شدن در ایران به عنوان دومین زبان رسمی کشور در کنار زبان فارسی دارد.
همه
ارک قالاسی
آذر قلم(روزنامه نگاری از تبریز)
باشگاه مهندسان ایران
سایت تخصصی برق و الکترونیک
سایت موسیقی و شعر آذربایجان
هواداران تیراختور آذربایجان
جدیدترین یادداشتها
همه
ترکها و ایران/
نازایله میسن! ( اصلینده کلیسا نمازی)
ترک یا آذری ، کدام صحیح است !
نویسندگان
رضا
3
بایگانی
آبان 1389 3
آمار : 685 بازدید
Powered by Blogsky
ترک یا آذری ، کدام صحیح است !
یکی از معضلات فکری و اجتماعی جوانان و حتی جامعه دانشگاهی آذربایجان ، ترس و ابا از ترک نامیدن خود است چرا که در دوران حکومت پهلوی که آثار آن هنوز هم باقی است ناجوانمردانه ترین ضربه ها بر شخصیت ترکان ایران وارد آمد. در طول حکومت 53 ساله رضا خان و فرزند او ترکان ایرانی از هر نوع توهین و تحقیری در امان نبودن و امروزه هم گویی کلمه ترک کابوسی است که بر سینه جوانان آذربایجان و جوانان ترک دیگر نقاط کشور سنگینی می کند . و چنان شد که جوان تبریزی ، ارومیه ای ، زنجانی ، اردبیلی و... با دو نوع هویت ، تحقیر شده ترکی و افتخار آمیز آذری روبرو شود . ترکی صحبت می کرد ولی خود را آذری می نامید . وقتی از او می پرسیدی ترک هستی یا آذری می گفت آذری ،وقتی می پرسیدی آذری یعنی چه و منظور از آذری چیست چیزی برای گفت نداشت . ولی وقتی همین آذری پای از وطن بیرون می گذاشت ایرانی بودن خود را انکار می کرد و خود را ترک اصیل معرفی می کرد آن هم نه از نوع ایرانی ؟؟
ترک ستیزی از زمان سقوط حکومت قاجار آغاز شد و توسط روشنفکران نژاد پرستی چون محمود افشار (بنیانگذار بنیاد افشار) و احمد کسروی (کسی که تئوری زبان آذری را تقدیم رضا خان کرد ) به اجرا درآمد که همگی ار مواجب بگیران حکومت پهلوی بودن. تئوری کسروی بر این اساس بود ، چون اهالی چهار روستا در اطراف مرند و قره داغ ترک نیستن دلیلی شد بر اینکه ساکنان اصلی و بومی آذربایجان ترک نیستند . ولی حتی اهالی آن روستا هم به زبان تاتی و تالشی تکلم می کردند ولی کسروی با اصرار همه آنها را آذری نامید . نکته جالب اینجاست که اگر فرضیه کسروی را به تمام ایران تعمیم دهیم به این نتیجه می رسیم که نود درصد ایران ترک هست چون کمتر استانی وجود دارد که در آن یک روستای ترک نباشد .
کسروی در رساله 56 سفحه خود که در زمان رضاخان منتشر کرد . در آن نقل کرد که از این زبان غیر ترکی مردم آذربایجان (آذری) در تاریخ هیچگونه آثار و نشانه های ادبی و مکتوب هر چند بسیار اندک دیده و یا شنیده نشده است. بر این اساس پروژه های کوتاه مدت وبلند مدت با هزینه های سرسام آور به راه افتاد و زبان سازی و هویت تراشی برای ایرانیان غیر فارس رونق گرفت و دشمنی و تبلیغات علیه زبانهای غیر فارس بخصوص ترک در اولویت این برنامه ها بود . نام های بومی و ترکی شهرها ، روستاها ، رودها و کوههای آذربایجان با نام های ساختگی فارسی عوض گردید مثل ارومیه به رضائیه ، سلماس به شاهپور ، صائین قلعه به شاهیندژ ، قره داغ به ارسباران ، آجی چای به تلخه رود ، قره چمن ، سیاه چمن و مثالهای بسیار دیگر ... از آنجا که برگردانندگان این نام ها اطلاعات و معلومات درستی از فرهنگ زیبای ترک نداشتند نمی دانستند در ترکی «قره» علاوه بر سیاه معنی بزرگ و بلند و والامقام را هم می دهد. مثل قره باغ یعنی باغ بزرگ و قره چمن یعنی چمن وسیع و قره بولاق یعنی چشمه بزرگ ، قره را فقط به مفهوم سیاه به کار برند و اسم روستای قره چمن تبریز را چمن سیاه نامیدند و دنیای را به خود خندانند و ندانستند هیچ جای دنیا چمن سیاه پیدا نمی شود .
بعضی از کسرویستهای افراطی حتی پا را از دیدگاههای احمد کسروی نیز فراتر گذاشته اند و به اصطلاح تحمیل زیان ترکی بر مردم آذربایجان را به مغولان نسبت داده اند این افراطیون حتی نمی دانند و یا خود را به نادانی زده اند که زبان مغولی چیزیست متفاوت از زبان ترکی ، و اگر میخواستند زبان خود را بر مردم ایران و آذربایجان تحمیل کنند چرا زبا مغولی خود را تحمیل نکردند و زبان ترکی را تحمیل کردند از آن گذشته مغولان فقط کنترل آذربایجان را درست نداشتند بلکه از چین تا عراق در دست آنها بود و اگر در پی تحمیل زبان ترکی بودن چرا هموطنان فارس ما ترک نکرند !!!
و با همه این حرفها این در حالی است که ترکان همیشه در طول تاریخ به رشد و گسترش زبان فارسی کمک کرده اند و در هیچ کجا نمیتوان مدرکی را پیدا کرد که ترکان بر علیه و برای از بین بردن این زبان کاری انجام دادند . زبان ترکی زبانیست زیبا با قدمت هفت هزار ساله و سومین زبان زنده و با قاعده دنیا (به نقل از مجله پیام یونسکو) و حق رسمی و سرتاسری شدن در ایران به عنوان دومین زبان رسمی کشور در کنار زبان فارسی دارد.
اصلا این قومگرایی ها چیه؟
خوشبخت میشید؟
هر کس با شعور تر و با وجدانتر ارجح است.
تمام اقوام از منطقه بین البحرین بوده اند.
بین کاسپین
اژه و ساوه
از هشت هزار سال قبل جدایی اقوام از قومی پارتی که امروز کرد نامیده میشود آغاز شد.
#اقوام پاک
#انسانیت
بنا بر این مردم آذربایجان نه تنها با سایر اقوام ترک خویشاوند هستند بلکه منشا و مهد همه مردمان ترک آذربایجان می باشد
منشا این ژن هم از قضا آذربایجان است که حاکی از این است که این مردمان از آذربایجان به سایر نقاط زمین کوچیده اند
همچنین وجود درصد پایین تر این ژن در اقوان غیر ترک همسایه نشان می دهد :
اولا این اقوام منشا این ژن نیستند
ثانیا بر اثر همسایگی مستمر چندین هزاران ساله قسمتی از ترک ها به این اقوام نفوذ کرده و آمیخته شده اند که همین امر موجب شده امروزه بسیاری از کردها فارس ها لرها اروپایی های جنوبی خصوصا ایتالیایی ها و یونانی ها ارمنی ها و ... دارای ریشه های ترکی هستند
آقای خراسانی لطفا مطلب را تا آخر خوانده و نظرتان را بگویید.(این مطلب که نوشتم از منابع تاریخی معتبر است.
آذری یا ترک:
خوب حال ما باید با پاسخ به این سوال باید به تاریخ نگاه کنیم:
تاریخ:
خوب از نظر تاریخ باید ببینیم که آذربایجان از کی به وجود آمد.خوب از نظر من دو فرد که اسکلت بودند در تبریز از تاریخ ما قبل تاریخ پیدا شد.این هم نشان دهنده این است که آذربایجان از محل های قدیمی و باستانی جهان است که در این محل به وجود آمده بودند.
بر اثر تاریخ نگاری ها قدیمی ترین تمدن آذربایجان ماننا است.ماننی ها کنفدراسیون گروه های ایرانی و غیرایرانی بودند. به گفته پروفسور سادوک:
بعید به نظر می رسد وحدت قومی- زبانی در ماننه وجود داشته باشد. مانند سایر مردم فلات ایران ، ماننی ها تحت تأثیر نفوذ ایرانی (به عنوان مثال هند و اروپایی) قرار گرفتند.
پروفسور سادوک:
بعید به نظر می رسد وحدت قومی- زبانی در ماننه وجود داشته باشد. مانند سایر مردم فلات ایران ، ماننی ها تحت تأثیر نفوذ ایرانی (به عنوان مثال هند و اروپایی) قرار گرفتند.
آنها گروهی بودند که از وحدت قومی خویش تمدن خویش را پیش از ورود آریایی ها ساخته بودند.
محل:پادشاهی آنها در شرق و جنوب دریاچه ارومیه واقع شده بود ، تقریباً در اطراف دشت ارومیه در این قسمت از آنچه امروز آذربایجان ایران نامیده می شود ، قرار داشت . با کاوش هایی که در سال 1956 آغاز شد ، موفق به کشف شهر مستحکم حسنلو شد ، زمانی که تصور می شد یک مکان بالقوه مانایی است. اخیراً ، سایت قلایچی (احتمالاً ایزیرتو / زیرتا باستان) بر اساس یک استلا با این توپونیم موجود در سایت به مانایی ها پیوند خورده است .
پس از متحمل شدن چندین شکست از سکاها و آشوریان ، بقایای مردم مانان جذب ماتیینی ها شدند و این منطقه به ماتیین معروف شد . سپس در حدود 609 سال قبل از میلاد توسط مادها ضمیمه شد .
سپس آنها بعد از استقرار بافتن ماد ها در آن محل با آنان مخلوط و گروهی جدید به دست آورده شد و با دشمنان آنها که آشوری ها بودند جنگیدند.(البته همراه با مادها)
ماد(آذربایجان)
بعد از آمدن ماد ها به ماننا آنها با مادها آمیخته شده و نژاد آنها به صورت آریایی(ماد) در آمد و حتا فردی به نام دیاکو را که اولین حکومت ماد را تاسیس کرد گفته میشود که از قبیله ماننا بودند و سپس امپراطوری ایران با ماد پارس پارت تاسیس شد.
آتروپات:
آتروپات به معنی:محافظت شده توسط آتش.
که در منابع اسلامی آذرباد نام دارد در آتروپاتگان یا آذربایجان مستقر بود.
او یکی از ساتراپ(استاندار باستان) داریوش سوم بود و بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران برای محافظت از آتورپاتن(آذربایجان) خود را تسلیم اسکندر کرده و در مقابل او خیلی محبوب شد
زندگینامه:در اواخر امپراتوری هخامنشی ، آتروپاتس فرماندار ( ساتراپ ) استان ماد هخامنشی بود . در نبرد سرنوشت ساز گوگاملا (اکتبر 331 پ.م.) بین داریوش و اسکندر ، آتروپاتس فرماندهی سپاهیان هخامنشی ماد و ساکاسین را بر عهده داشت.
داریوش پس از شکست در آن نبرد ، به پایتخت ماد ، اکباتانا گریخت ، جایی که آتروپاتس به او مهمان نوازی کرد. داریوش تلاش کرد ارتش جدیدی به وجود آورد اما در ژوئن 330 قبل از میلاد مجبور به فرار از اکباتانا شد. پس از مرگ داریوش یک ماه بعد به دست بسوس ، آتروپاتس تسلیم اسکندر شد. [3] اسکندر در ابتدا اکسیدات را به عنوان ساتراپ مدیا انتخاب کرد ، اما در 328-327 قبل از میلاد پس از دو سال الکساندر اعتماد به وفاداری اوکسیدات را از دست داد و آتروپاتس به جایگاه قبلی خود بازگشت. [4] در 325-324 ، آتروپاتس باریاکس (شورشی متقاضی منطقه) را به اسکندر تحویل داد در حالی که دومی در پاسارگاد بود. عزت اسکندر برای فرماندار چنان بالا گرفت که اندکی بعد دختر آتروپاتس در عروسی دسته جمعی معروف در شوش در فوریه 324 قبل از میلاد با شخص معتمد اسکندر و فرمانده سواره نظام پردیکا ازدواج کرد . [3]
میراث آتروپات:
سلسله آتورپات تاسیس می پادشاهی برای چندین قرن حکومت، در ابتدا به صورت مستقل و یا به عنوان اتباع از سلوکیان ، پس از آن به عنوان اتباع از اشکانیان ، به که در خانه آنها گفت [6] به ازدواج. با این حال ، آنها از طریق ازدواج وارث ارساسید با وارث آتروپاتن ، به خانه جدید پارت تبدیل شدند.
منطقه ای که پادشاهی آتروپاتس را در بر می گرفت ، نزد یونانیان پس از آتروپاتس به " Media Atropatene " و سرانجام به سادگی " Atropatene " معروف شد. آرساسیدها آن را در پارتیان "Aturpatakan" نامیدند ، و همچنین ساسانیان که سرانجام جانشین آنها شدند. سرانجام "آتورپاتاکان" ایرانی میانه "آذربایجان" شد ، از این رو ، طبق یک نظریه ریشه شناسی ، [6] [7] ملت مدرن آذربایجان و استان آذربایجان ایران (که این استان تا حد زیادی با مرزهای آتروپاتن باستان همسایه است) بدست آمد نام آنها نظریه دیگریریشه شناسی را از کلمات پارسی باستان "Āzar" (به فارسی : آذر ) ، به معنای آتش ، و "Pāyegān" (به فارسی : پایگان ) به معنی نگهبان / محافظ ، جستجو می کند .
منابع:Tavernier 2007 ، ص 125.
^ Fredricksmeyer 2002 ، ص. 92؛Schippmann 1987 ، صص 221–224؛Roisman 2002 ، ص. 187
^ a b Chaumont 1987 ، صص 17–18.
^ Roisman 2002 ، ص. 189
^ اسمیت ، ویلیام ، ویرایش. (1867) ،"آتروپاتس" ، فرهنگ بیوگرافی و اسطوره شناسی یونانی و رومی ، بوستون
^ a b Schippmann 1987 ، صص 221–224.
^ Houtsma ، M. Th. (1993) اولین دائرlopالمعارف اسلام 1913–1936 (چاپ مجدد).بریل شابک 978-90-04-09796-4.
^ de Planhol 1987 ، صص 205–215
بعد از اسلام:
رستم فرخزاد که از مهمترین سرداران ایرانیا در جنگ با اعراب بود رستم الآذری به صورت پارسی:رستم ال آذری در تاریخ بیهقی به صورت اینگونه خوانده شده،بعد از رسیدن سپاه مسلمان اسفندیار پسر رستم فرخزاد با مسلمانان صلح کرد و قرار شد که جزیه پرداخت کنند.
عباسیان:
در زمان عباسیان بابک خرمدین بر علیه سلسله عباسی به پا برخواست و با آنان جنگ کردو این باعث شد که دیگر مناطق ایران از ظلم عباسیان به پا خیزند.
ترکی شدن:با حمله مغول به ایران پایتخت آنان آذربایجان شد و سلسله ایلخانان در آن محل به وجود آمد و ترکان مغول آن محل را با ترکی آشنا کردند.
سپس با وجود سلسله عثمانی و سلجوقی ترکی در آذربایجان گسترش پیدا کرد. و با سلسله های اتابکان و آق قویونلو قرا قویونلو زبان ترکی رواج بیشتری در آذربایجان پیدا کرده و به کلی ترک زبان شدند.
در اثر حاضر DNA نشان میدهد که گروه ایرانی(آذری) با 10درصد ترک مخلوط شده و ما نژاد خالصی در هیچ کجای جهان نداریم.
از لحاظ عقلی:
آیا ترک بودن یا نبودن مهم است شاید ما در آذربایجان ترک های زیادی داشته باشیم که از سلسله های ترکی به جای مانده باشند.آیا ترک بودن یا آذری بودن ملاک اصلی است.خیر بلکه ملاک برتری به تقواست به بخشش و نیکوکاری و دینداری است.شاید من هم آذری باشم یا ترک خوب که چه؟ چرا سعی دارید تخم نژادپرستی را در ایران بکارید.
مثلا اسلم ترکی:یکی از ترکان که در کربلا حضور داشتند و یکی از ایرانیان دیلمان محسوب میشد
ولی به نظر من ما ها همیشه ایرانی بوده و هستیم و اصلمان ایرانی است چه آذری چه ترک.
نژاد فقط یک چیزی است که خودمان را بشناسیم:
آیه قرآن:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِّنْ ذَكَر وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ»؛ (اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ [اينها ملاك برترى نيست] گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است؛ به يقين خداوند دانا و آگاه است).(9)
شکسپیر، شیخ زبیر بود که زمان عثمانلوها زندگی میکردش و انگلیسی چون کشف کردن نابفه است دزدیدنش بردن انگلیس
دموکراسی هم اصلش آتا-عامو-کرسی هستش یعنی باباها و عموهایی که روی کرسی میشینن و با هم مشورت می کنن
هرچی هم اسم میذارین تورکیه مثلا محمد هم تورکیه و به صورت مهمت بین عثمانلوها رایج بوده. کل دنیا رو هم بگردی می بینی ما تورکها اونجا بودیم حتی کریستف کلمب هم وقتی امریکا رو کشف کرد داشت با کشتی از یه ساحلی رد می شد روی لبۀ پرتگاه مسجد ترکها رو دید بعدش همۀ تورکها رو قتل عام کردن اسمشونم گذاشتن سرخپوست که قضیه رو ماستمالی کنن
یاشاسین سومین زبان توئانمند دونیا
یاشاسین یونسکو
یاشاسین لهجه چهل و چهاروم موغولی
لیستی از کلمه های زبانهای دیگه که تورکی هستن
- آلمان که اسم یه کشوره در اصل یه اسم تورکیه و از ریشه آلما به معنی سیب گرفته شده. آلمانیها در اصل کشاورزهای تورک بودن که برای پرورش سیب به اوروپا رفتن که اوروپا هم خودش واژه تورکیه اما این خاخام منشیهای توطئه گر هویت این تورکهای اصیل رو دزدیدن و می گن اونا آریایی هستن درحالیکه هر تورکی بخواد مهاجرت کنه خارج میره آلمان این یعنی آلمانیها تورکن
- آمازون: یعنی آممم اوزون، یعنی وای چقدر دراز که اشاره به درازی این رود میکنه اما طبق معمول شونیستهای یهودی که سرخپوستهای تورک رو کشتن این رود رو هم به اسم خودشون سند زدن
- اوروپا: از ریشه آرپه به معنی علف گرفته شده چون اونجا علف زیاد درمیاد. حتی یونسکو هم زبام استاندارد خودش در اوروپا رو تورکی قرار داده
-دانیشمند: این دیگه کاملا معلومه تورکیه و از ریشه دانوشما یعنی حرف نزن گرفته شده چون دانشمندها کم حرف میزنند.به همین خاطر هم یونسکو زبان استاندارد و رسمی علم رد جهان رو تورکی تعیین کرده
یاشاسین تورکی
یاشاسین مادر زبانها
یاشاسین یونسکو
یاشاسین تورک دیلی
یاشاسین یونسکو
این پیروزی رو به همه میلت تمدن ساز تورک تبریک میگم
جاداره از سازمان هوشیار یونسکو در اعلام تورکی به عنوان لهجه چهل و چهارم زبان جهانگشای مغولی تشکر کنیم
ما همیشه از این فارسها جلوتریم خودشونم میدونن چهل و چهار ما بالاتر از سی و سه اونهاس
کوری چشم خاخام منشیهای وحشی زبان تورکی مخترع اولین و دومین و سومین خط جهان و ابزار بیان دیتاهای ماهواره ها در اروپا و امریکا شمالی و طبق اعلامیه یونسکو لهجه چهل و چهارم زبان قوم پرافتخار مغوله که جهان رو فتح کردن و ریشه خاخام منشیهای رو کندن. ما از این لحاظ هم از فارسهای عبرانی بالاتریم اونها لهجه سی و سوم غربی اند. ما چهل و چهاریم اونا سی و سه اند
یاشاسین تورک
یاشاسین چنگیز
یاشاسین تیمور
یاشاسین تیراختور
آخه ادمین بیسواد ! کتاب دکتر شریعتی رو خوندی؟ آخه بیشچاره بی وطن ! میدانی آرایی ها اقوامی وحشی و بیابانگردی بودند که اصلا وارد ایران نشدند؟ !!!
آخه آریایی بودن هم شد افتخار؟ ما تورک ها به زبان سوم دنیای خود زبان توووووووورکی میبالیم شما چه؟ به لهجه سی و سوم عربی و کاملا ناقص؟
از کدام هویت دم میزنید شما پارس های فاشیس (نژادپرست).
منتظر تایید کامنت هستم. چنانکه ادمین پیج کامنت های دوستانش و همفکرانش رو نشر میکنه. ببینیم و تعریف کنیم.
پان ترکیسم ملغمه ای از بی سوادی و بی شعوری است!
ایدئولوژی پانترکیسم مبتنی بر نوعی فراموشی تاریخی است که با آمیخته شدن با افسانه بافیهای به ظاهر تاریخی به ملغمهای از بیسوادی و بیشعوری تبدیل شده است!
بنده فقط سیزده سال دارم و ارزوی مورخ شدن را دارم و نمیدونم چرا این روزها بین پارسیان و ترکان جنگ و دعوا شده است من هر دوست ترکی که داشتم حتی نژاد پرست نبود بنده خوزستانی ام و اریایی اصیل هستم و حتی صد ها بار شاهد مسخره شدن پارسیان توسط اعراب بوده ام حتی جدیدا اعراب میگویند اریایی ها به عنوان نوشیدنی مقدس ادرار گاو میخوردند ان ها میگویند عجم های(عجم یعنی لال واینجا به عنوان مسخرگی پارسیان مگویند عجم)اتش پرست افراد علاقه دار به ازدواج با محارم انها میگویند باید برای پروفایلتان عکس عرب بگذارید
تا دیداری دیگر بدرود
چرا یادداشتم را دربارۀ این مدعی آریایی بودن، تایید نمی کنید؟درحالی که از سراپای این کامنت مشخص است که طرف پان ترک است و دارد همان تخیلات پان ترکی را اما این بار در قالب نقل قول از دیگران، تکرار می کند.
تایید شد
لطفا سعی کنید دیدگاه ها علمی باشد تا بحث شخصیتی
جمله ای به زبان چاردولی:
گانم وه قوربان ایران
ترجمه:
جانم فدای ایران
ممنون
http://susanturk.blogfa.com/post/27
کامنتهاش رو بخون.
دیگر اینکه شما پان ترکها استادان جعل در زمینۀ اعلام آمار دقیق هستید و بر اساس اعلامیه های تخیلی از موسسه های نیست در جهان و پروفسورهای ناموجود، همه چیز رو دقیقاً و دقیقاً عددسازی می کنید. بگذارید ما هم به شیوۀ شما کمی اعلام رقم کنیم:
طبق بیانیۀ سازمان جهانی زبان شناسی یونسکو موسوم به M.N.T.V. که بر اساس تحقیقات درازدامن برجسته ترین زبان شناسان از جمله خانم پروفسور آنجلینا لوچی و آقای پروفسور براد کرویزر تهیه شده، تورکی لهجۀ چهل و چهارم موغولی است. این لهجه از 120درصد فارسی، 75درصد و نیم انگلیسی، 34درصد و هفتاد و پنج هزارم درصد عربی، 220درصد و ربع، مغولی و 22 درصد هم زبان لختی های آنگولا ساخته شده. اصلاً هم مهم نیست که این آمار با هم جور درنمی آید. مگر آمار شما جور در می آید؟!
بگذار یک حقیقت را بگویم و تمام: پان تورک یعنی بی تاریخِ تمدن خوار.
به قول ولادیمیر مینورسکی، هرجا مسئلۀ مبهمی در تاریخ خاورمیانه باشد، پان تورک، انگشتش را همان جا فرود می آورد. اما کار شما از غارت مسائل مبهم مثل زبان سومریان هم گذشته و دوز بیشعوریتان بدجور بالا زده و تصمیم دارید کل آفرینش را غارت کنید.
2-من طی مطالعاتی که داشته ام با خیلی ازنظرات آقای شمشاد امیری خراسانی موافقم
3-اماایران مادرطول تاریخ متأثرازفرهنگ اسلامی بوده درواقع این اسلام ایرانی یا ایران اسلامیست که باعت افتخارماست
من یه سوال از شما دارم؟چطوری هست که از نظر شما فارسی لهجه چهل و چهارم عربی هست در حالیکه چهار حرف "پ،چ،ژ،گ"در زبان فارسی موجود است اما این چهار حرف در زبان عربی موجود نیست و هر عرب زبانی از تلفظ این چهار حرف عاجز هست؟
قبل از اسلام نام شهر قزوین "کاسپین" بوده که معرب اون قزوین هست.اگر ما بخواهیم اصل فارسی رو زنده کنیم دیگه اینطوری ادعا نمیکنی!!!!
اگه امروزه در زبان فارسی کلمات عربی زیاد استفاده میشن به دلیل رایج بودن استفاده از این کلمات هست که یکی از دلایل اون کم کاری فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی است.مثلا معادل فارسی کلمه رئیس، "فرنشین" هست،آیا تا بحال شنیده بودید؟
آیا وجود اسم های اصیل ایرانی(آرش،پوریا،پانته آ و ...)که اصلا در زبان عربی موجود نیست برای شما کافی نیست؟
بنده زبان شناس نیستم ولی امیدوارم ادعای شما از سر کینه نباشه!!
بدرود
ببینید زبان ترکی (یا همون به قول شما آذری)سومین زبان دنیاست حال آنکه فارسی لهجه چهل و چهارم عربی هستش
اینکه شما میگید ترکی خط ندارد شاید درست باشد(چون کاملا غلط است) ولی به اینم فکر کردین که فارسی هم داره از حروف عربی استفاده میکند؟
ترکی یا همون اذری خودش یک زبانه چرا بهش میکین گویش؟
مسئله گویش در مورد لر و کرد و... صدق میکند نه در مورد ترکی
خیلی حرف واسه گفتن داشتم ولی حوصله نکردم بنویسم خوش حال میشم به این سوالای منم جواب بدین
با تشکر
همه افسانه بافی های ترکستیزان درخصوص آذری بودن کردی تاتی تالشی ارمنی و غیره نیز به همین میزان غیر قابل قبول است
شما:
با نام آفریدگار بنده فارغ التحصیل فوق لیسانس تاریخ تهران و دارای چندین سال مطالعه در زمینه ی زبان های مختلف هستم و عمر خود را در این راه گذاشته ام چندین دوره ی اموزشی را در مراکز مختلف اموزشی دنیا گذرانده ام و به امید خدا ادامه ی تحصیل خود را در کشور کانادا به زودی آغاز خواهم کرد.تاکنون چندین مقاله نیز در زمینه های مختلف نیز چاپ کرده ام.
من:شما چه قدر فروتن! هستید
فوق الیسانس تاریخ کدام دانشگاه تهران؟ این چندسال مطالعه زبان شما که ربطی به تاریخ(به صورت تخصصی) نداره پس شما آن را چکونه گزرانده اید؟!
در کدام مراکز آموزشی دنیا ؟ چجوری شما دانشجوی دانشگاه تهران هستید بعد در مراکز دیگر دنیا! هم آموزش دیده اید!!!!
لطفا بازم تاکید می کنم حتما این مقالاتی را که میفرمایید بگویید در کجا چاپ کرده اید!!!!! تا ما هم استفاده کنیم!
------------------
شما:
نوشته ای که ارائه داده بودید ضمن ناقص بودن منابع اشاره به بیسوادی مطلق نگارندگان آن و حتی عدم اطلاع از نحوه ی صحیح دروغ نگاری در تاریخ داشت.
ناقص بودن منابع؟!!!! یعنی چی؟؟؟ کجاش ناقص بود؟(اصلا شما مقاله را خوانده اید؟)
نحوه صحیح دروغ نگاری؟! عجب!!!!
---------------
شما:
.آنچه که بر جمیع تاریخ نگاران دنیا مسلم است را با دلایل و براهینی که از ضعف علمی و حتی اطلاعات عمومی کم نویسنده به وجود آمده رد کرده است.در ابتدا میخواهم از این حرف شروع کنم که مسلما زبان آذربایجانیان تا سه الا چهار سده ی قبل اسلام شاخه ای از زبان های ترکی بوده است
من : بر جمیع تاریخ نگاران دنیا!!!!!!!!!!!! شما که فارغ التحصیل تاریخ دانشگاه تهران!(که حتی اسمشم نگفتین) هستید نمیدونید که باید این تاریخ نگاران را ذکر کنید تا حرفتون سندیت پیدا کنه و این که کجا گفته اند(البته اگر وجود فیزیکی داشته باشند!!!!)
--------------
شما:
با نگاه به شاعران ترکی سرای که از نظر نویسنده مطالب بالا اصلا وجود خارجی ندارند همچون اشعار عارفانی والا چون نسیمی و فضولی و … و کتاب هایی چون الغات ترک و ده ده قورقود که به عنوان زیباتربن افسانه ها و کهن ترین افسانه های بشری مورد ستایش تمامی بشریت هستند معلوم میشود که این مردمان نه تنها به ترکی سخن میگفتند بلکه ادبیات بسیار پر رونقی را نیز شامل بودند.زبان ترکی آذربایجانی با زبان ٹرکی استانبولی نزدیکی بسیار و هر دو فرزند ترگی اغوز و جدا شدگان دور زبان ترکیک که یکی از زبان های التایی هست میباشند.
من:
جانم؟!!! نسمی و فضولی کی شدن عارف ؟!!! تازه این (و ....) هم خیلی جالب بود
شما اصلا تاحالا کتاب الغات ترک خوندین؟
کهن ترین افسانه های بشری ؟ مطمئنید اصلا به دانشگاه رسیده اید؟ اگر هم باشه همچین دانشگاهی باید درش تخته بشه(دانشگاه تاریخ تهران!!!)
خود اسم دده قور قود یه فحش توش داره !
یه جاش نوشته برای پسرا تا 5 سالگی اسم نمیذاشتن
این لینکهارو ببینید تا بفهمید با این حرفتون به تمام ترک زبان ها توهین کردید:
http://url.parsiandej.ir/eYoXB
http://url.parsiandej.ir/JMLnX
میباشند.ترکان ضمن جلوه نمایی در ادبیات خود گویا در ادبیات زیبای پارسی بیشتر دیده میشوند به طوری که در اشعار حافظ به صورت ترکان پارسی گو و ترک شیرازی دیده میشوند
چه ربطی داشت به جلوه نمایی ؟مگه هرچیز اسمش در اشعار حافط بیاد زیباست؟ قصد توهین ندارم ولی تو اشعار حافظ بیشتر به غلام ترک اشاره شد تا به دیگر جوانب!!! پس این هم نمایی است از جلوه گری
-----------------------------------------------------------------------
شما:
نام های دگر تنها واژه ی ترک چنان در تاریخ طبری و کتب مختلف تاریخ با نام آز-ار-بای-گان گره خورده که برای تحریف و پاک کردن نام آنان از کشورمان باید کل تاریخمان را بازنویسی کنیم
من:
یعنی اگر تا حالا کمی در شما شک داشتمت الان شکم به یقین تبدیل شده که شما عمرا از دیپلم پا فراتر نگزاشته اید!!!
تاریخ طبری در هر جای کتابش که اشاره به آذربایجان می کند هیچ جا تایکید می کنم هیچ جا اشاره ای به ترک بودن آذری ها نمی کنه و میگوید آنها ایرانی اصیل هستن،یکی از قوترین مدارکی که ما معمولا رو میکنیم که آذری ها ترک نیستند همین تاریخ طبریست
آز-ار-بای-گان چنین واژه در طبری وجود ندارد ،جعل تاریخ هم بلد نیستید!!!!
آذربایگان>آتورپاتکان یعنی آریایی
نیازی نیست تاریخ را بازنویسی کنیم چون اینجوری معلوم است شما دارید این کار را انجام میدهید!
-----------------------------------------------------------------
ما بسیار عاجز از نابودی دیوان اشعار شاه اسماعیل ختایی یا دیوان حیدربابا یا دیوان نباتی با اوزان ها و یا عاشیق ها هستیم حتی اگر تاریخ کشورمان را از ترک خالی کنیم افسانه های پیش از اسلامی همچون کرم و اصلی در سراسر دنیا به زبان ترکی نقل میشوند و چاره ای نیست.آنچه که مشخص و معین است این ترکان غریبه در تاریخ ما بیشتر از ما حضور داشته اند من از ریشه ی پدری فارس زبان و از ریشه ی مادری اصالتا لر هستم اما چندین دوست کرد و ترک دارم و به عینه شاهد نابودی فرهنگ و زبان های آنها هستم امیدوار هستم احتمالا موضوع پایان نامه دکتری بنده در مورد تغییر ادیان و زبان های سنگنبشته های تاریخی تخت جمشید در صده های ششم و هفتم پیش از اسلام خواهد بود که در حال تحقیق بر روی ان هستم.
من:
شاه اسماعیل هرگز دیوان ترکی نداشته از خود پان ترکها سند میارم:نویسنده کتاب پشت پرده تاریخ در گفتگو با VOA Azeri : جمهوری آذربایجان جزء حوزه تمدنی ایران است/ شاه اسماعیل دیوان ترکی ندارد
شما چهارت ا کتاب آوردید که هیچ ربطی هم به اصل موضوع و مقاله ذکر شده نداشت ولی چجوری چند کتاب انگشت شمار هزاربار مورد شک را در مقابل چند هزار اثر پرشکوه فرهنگ ایرانی میاورید
چه جالب چون من هم شاهدنابودی آثار تمدن های باستانی ایران و فرهنگ غنی ایرانی و نابود میراث فرهنگی هستم
1: زبان ترکی حتی حروف مختص به خودش را هم ندارد و از حروف لاتین استفاده می کند پس چجوری از فارسی جلوتر است؟
فارسی جزء چند زبان کلاسیک جهان است ولی زبان ترکی چی؟
2: کی گفته هر قوم باید یک کتاب برای خود داشته باشد؟ حتی یک کشور هم در جهان همچین قانونی را ندارد که تمام اقوام یک کتاب برای خود در مدارس داشته باشد،همین مانده که 20 الی 30 کتاب به کتاب های درسی اضافه شود ،اصلا منطقی نیست چنین چیزی نه تنها منطقی نیست بلکه امکان پذیر نیست
این بحث ها دیگر قدیمی شده،چرا کشور ترکیه برا کردهای ترکیه و بقیه اقوام کتاب مخصوص آن ها در نظر نمی گیرد ؟ چرا حکومت جعلی جمهوری آذربایجان برای تات زبان ها کتاب مخصوص قرار نمی دهد؟ چرا در آمریکاو انگلستان چنین کاری صورت نمی گیرد؟
اگر ترک زبان های ایران ترجیح میدهند زبان ترکی ترجیح میدهند به فرزندان خودشان ترکی یاد ندهند به خودشان مربوط است،شما توقع نداشته باشید دولت و حکومت بیاید بگوید حتما شما باید به فرزندانتان زبان مادری را اموزش دهید و حق چنین کاری را هم ندارد اگر پدران و مادران ترک زبان چنین تصمیمی را گرفته اند این از دید من(این یک نظر شخصی است) این معنا را دارد که میدانند اجدادشان کی هستند(آتورپات ها) وشاید اصلا خود را ترک نمیدانند و شاید خودشان دلشان نمی خواهد ترکی به فرزندانشان یاد بدهند و به کسی هم ربطی ندارد چون اگر غیر از این بود کردها هم باید نسبت به زبان کردی نگران بودند(ولی چرا نیستند؟) غیر از این که خودشان دارند زبان مادریشان را حفظ می کنند
این حرف ها دیگر قدیمی شده دوست عزیز
مطمئن باشید اگر قرار بود نگرانی هم باشد باید نگران زبان اصیل آذری یعنی تاتی که ریشه ای باستانی دارد باشید دوست گرامی
اینکه زبان ترکی آری یا نه، این را نه من پاسخ می دهم نه شما و نه حقی هم داریم که اظهار نظر کنیم که بایدچنین شود! چون تمام این حق مال خوانواده های ترک زبان است که زبان ترکی را به فرزندانشان آموزش بدهند یا خیر
بدرود
http://www.aparat.com/v/8mBpe
از بی سواد هایی مثل شما متنفرم
اگه به صورت به قول شما کوروشی نگاه کنیم بازم درس نیس زیرا این کردار درستی نیس
چی ربطی داره زبان ژاپنی با اون همه عظمت حروف کانجی رو از چینی برداشته کلی زبان داریم لاتین هستن، لطفا کامل توضیح بدین بفهمیم
پس این جمله اگر فهمیدی منم الکی باور میکنم یک کلمه ترکی بلدی :
سوخوم وار یویووا دوغسون هرزادی ورن هرزادسیز. گت اوزووی و وار یویو ویر فاث زیهسین. ساغول. یاشا
اگر تونستی ترجمه کنی منم باور می کنم ته مثلا الکی ترکی بلدی. خخخخخ این کلک ها قدیمی شده
هارای هارای من تورکم. آذری باباته !!!
ما ترک آذربایجانی هستیم و ایرانی ایم
هیچ آذری غیر از ترک ها در آذربایجان وجود ندارد
تطبیق زبانهای اوستایی ، پهلوی ، تالشی و تاتی آذربایجان
واژه هایی از زبانهای اوستایی ، پهلویی ، تالشی آستارا ، تاتی کرینگان ، تاتی گلین قیه
هیچ آذربایجانی آذری نامیده نمی شود جز آنکه زبانش ترکی باشد
اگر به ایشان بگویی آذری قطعا با عکس العمل منفی وی مواجه خواهی شد