قتل عام ارامنهی ایران توسط سربازان عثمانی در سال ۱۹۱۵
یکی از روزها که در اتاق بودم ٬ صدای داد و فریاد از بیرون شنیدم . پنهانی از پشت پرده سرک کشیدم و نتوانستم آن چه را که می دیدم، باور کنم. یک زن جوان حامله ( ارمنی ) را دیدم که موهای مشکی بسیار زیبا و بلندی داشت و نیمه برهنه وسط کوچه افتاده بود و به عساکر ( سربازان ) عثمانی که احاطه اش کرده بودند، التماس می کرد که به بچه اش صدمه نزنند. عساکر دور او می رقصیدند و می خندیدند و فریاد می زدند. هر بار که دور او می چرخیدند، تکه ای از لباسش را پاره می کردند. زن جوان در ماه آخر بارداری بود و احتمالا از مخفی
مشاهده و مطالعه