درود.
دربارهٔ «شیر و خورشید» باید میان ریشههای کهن این نگاره و پیدایش آن بهعنوان نشان رسمی ایران جدایی گذاشت.
اگر منظور این باشد که همین نشان شیر و خورشیدِ دورهٔ قاجار از زمان هخامنشیان نشان رسمی ایران بوده، چنین چیزی با گواههای کنونی ثابت نشده است. اما اگر منظور این باشد که اجزای آن، یعنی شیر، خورشید، فروغ و پیوند این مفاهیم با پادشاهی و قدرت در ایران پیشینهای بسیار کهن دارند، پاسخ مثبت است.
شیر در هنر ایران باستان، بهویژه در دورهٔ هخامنشی، نقش مهمی دارد و با نیرو، شکوه و پادشاهی پیوند داشته است. بنابراین این ادعا که «شیر در هنر باستان نمادی ضدایرانی بوده» درست نیست. ممکن است در برخی صحنهها شیر نقش هماورد یا دشمن داشته باشد، اما در آثار دیگر خود نماد قدرت و شکوه است؛ پس نمیتوان از یک تصویر، معنایی همیشگی برای آن ساخت.
یکی از گواههای مهم، مهر هخامنشی یافتهشده در نزدیکی آناپا است. مایکل تریستر این مهر را مربوط به آغاز سدهٔ چهارم پیش از میلاد میداند: مردی پارسی با دستهای برافراشته در برابر ایزدبانویی پرتوافشان دیده میشود که بر پشت شیر ایستاده است. مشخصات همین اثر با ارجاع به کاتالوگ رسمی آرمیتاژ نیز ثبت شده است.
این مهر بسیار مهم است، ولی باید درست توصیف شود: در منبع دانشگاهی سخن از «ایزدبانوی پرتوافشان بر پشت شیر» است، نه دقیقاً «خورشید پشت شیر». بنابراین این اثر را نمیتوان بدون توضیح همان نشان شیر و خورشید دورهٔ قاجار دانست؛ ولی نشان میدهد که ترکیب شیر با یک پیکرهٔ فروغمند در جهان هخامنشی بیش از ۲۳۰۰ سال پیش وجود داشته است.
شکل روشنتر و آشناترِ «خورشید بر فراز پشت شیر» در سدههای میانه دیده میشود. نمونهٔ مشهور آن سکههای کیخسرو دوم، سلجوقی روم، در حدود ۱۲۴۰ تا ۱۲۴۲ میلادی است. موزهٔ متروپولیتن این نقش را «خورشید ـ شیر» با زمینهٔ ستارهبینی معرفی میکند. این نقش با برج اسد و قرار گرفتن خورشید در برج شیر ارتباط داشته است.
البته این سکهها پرچم ایران نبودند؛ اهمیتشان در این است که نشان میدهند شکل شناختهشدهٔ شیر و خورشید در آن زمان وجود داشته است.
در دورهٔ صفوی، شیر و خورشید هرچه بیشتر به نشان ایران تبدیل شد و در کنار معنای ستارهای و شاهانه، برداشت شیعی نیز پیدا کرد. چون «شیر خدا» و «حیدر» از لقبهای امام علی بود، شیر به امام علی تعبیر شد. خورشید نیز میتوانست نماد فروغ دین، نور یا شکوه آسمانی باشد.
بنابراین تعبیر «شیر = امام علی» سابقهٔ واقعی دارد، اما این معنی از آغاز تاریخ نقش شیر وجود نداشته و یک برداشت اسلامی و شیعیِ متأخرتر است.
دربارهٔ این گفته که «خورشید نماد پیامبر اسلام است» نیز باید با احتیاط سخن گفت. در فرهنگ اسلامی پیامبر با نور و فروغ پیوند داده شده و چنین برداشتی ممکن است وجود داشته باشد، اما نمیتوان گفت خورشید در تمام تاریخ این نشان فقط نماد پیامبر بوده است. پیش از این برداشت مذهبی، خورشید معناهای ستارهای و شاهانه نیز داشته است.
ادعای دیگر این است که «شیر و خورشید برای اتحاد شیعه و سنی ساخته شده است». برای این سخن گواه تاریخی محکمی در دست نیست. این نشان پیش از چنین تعبیرهایی وجود داشته است. ممکن است بعدها کسانی شیر را نماد امام علی و خورشید را نماد پیامبر دانسته و از آن برداشت وحدتگرایانه کرده باشند، اما این با «علت اصلی پیدایش نشان» یکی نیست.
در دورهٔ قاجار شیر و خورشید به نشان رسمی دولت ایران تبدیل شد و در دورهٔ مشروطه نیز در قانون ثبت گردید. اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه رنگهای رسمی پرچم ایران را سبز، سفید و سرخ و نشان آن را شیر و خورشید اعلام کرد.
پس جمعبندی دقیق این است:
شیر و خورشید به همین شکل شناختهشده، نشان رسمی هخامنشیان نبوده است؛ اما شیر و مفاهیم فروغ، خورشید، قدرت و پادشاهی ریشههای بسیار کهنی در فرهنگ ایران دارند. نمونهٔ مهر هخامنشی آناپا نیز گواه مهمی از پیوند شیر با یک پیکرهٔ پرتوافشان است. شکل شناختهشدهٔ شیر و خورشید در سدههای میانه آشکار میشود، در دورهٔ صفوی معنای ایرانی و شیعی بیشتری میگیرد و در دورهٔ قاجار و مشروطه به نشان رسمی ایران تبدیل میشود.
بنابراین نه درست است آن را کاملاً «بیریشه و تازه» بدانیم و نه درست است بگوییم همین نشان دقیقاً از زمان هخامنشیان پرچم رسمی ایران بوده است.
درود.
دربارهٔ «شیر و خورشید» باید میان ریشههای کهن این نگاره و پیدایش آن بهعنوان نشان رسمی ایران جدایی گذاشت.
اگر منظور این باشد که همین نشان شیر و خورشیدِ دورهٔ قاجار از زمان هخامنشیان نشان رسمی ایران بوده، چنین چیزی با گواههای کنونی ثابت نشده است. اما اگر منظور این باشد که اجزای آن، یعنی شیر، خورشید، فروغ و پیوند این مفاهیم با پادشاهی و قدرت در ایران پیشینهای بسیار کهن دارند، پاسخ مثبت است.
شیر در هنر ایران باستان، بهویژه در دورهٔ هخامنشی، نقش مهمی دارد و با نیرو، شکوه و پادشاهی پیوند داشته است. بنابراین این ادعا که «شیر در هنر باستان نمادی ضدایرانی بوده» درست نیست. ممکن است در برخی صحنهها شیر نقش هماورد یا دشمن داشته باشد، اما در آثار دیگر خود نماد قدرت و شکوه است؛ پس نمیتوان از یک تصویر، معنایی همیشگی برای آن ساخت.
یکی از گواههای مهم، مهر هخامنشی یافتهشده در نزدیکی آناپا است. مایکل تریستر این مهر را مربوط به آغاز سدهٔ چهارم پیش از میلاد میداند: مردی پارسی با دستهای برافراشته در برابر ایزدبانویی پرتوافشان دیده میشود که بر پشت شیر ایستاده است. مشخصات همین اثر با ارجاع به کاتالوگ رسمی آرمیتاژ نیز ثبت شده است.
این مهر بسیار مهم است، ولی باید درست توصیف شود: در منبع دانشگاهی سخن از «ایزدبانوی پرتوافشان بر پشت شیر» است، نه دقیقاً «خورشید پشت شیر». بنابراین این اثر را نمیتوان بدون توضیح همان نشان شیر و خورشید دورهٔ قاجار دانست؛ ولی نشان میدهد که ترکیب شیر با یک پیکرهٔ فروغمند در جهان هخامنشی بیش از ۲۳۰۰ سال پیش وجود داشته است.
شکل روشنتر و آشناترِ «خورشید بر فراز پشت شیر» در سدههای میانه دیده میشود. نمونهٔ مشهور آن سکههای کیخسرو دوم، سلجوقی روم، در حدود ۱۲۴۰ تا ۱۲۴۲ میلادی است. موزهٔ متروپولیتن این نقش را «خورشید ـ شیر» با زمینهٔ ستارهبینی معرفی میکند. این نقش با برج اسد و قرار گرفتن خورشید در برج شیر ارتباط داشته است.
البته این سکهها پرچم ایران نبودند؛ اهمیتشان در این است که نشان میدهند شکل شناختهشدهٔ شیر و خورشید در آن زمان وجود داشته است.
در دورهٔ صفوی، شیر و خورشید هرچه بیشتر به نشان ایران تبدیل شد و در کنار معنای ستارهای و شاهانه، برداشت شیعی نیز پیدا کرد. چون «شیر خدا» و «حیدر» از لقبهای امام علی بود، شیر به امام علی تعبیر شد. خورشید نیز میتوانست نماد فروغ دین، نور یا شکوه آسمانی باشد.
بنابراین تعبیر «شیر = امام علی» سابقهٔ واقعی دارد، اما این معنی از آغاز تاریخ نقش شیر وجود نداشته و یک برداشت اسلامی و شیعیِ متأخرتر است.
دربارهٔ این گفته که «خورشید نماد پیامبر اسلام است» نیز باید با احتیاط سخن گفت. در فرهنگ اسلامی پیامبر با نور و فروغ پیوند داده شده و چنین برداشتی ممکن است وجود داشته باشد، اما نمیتوان گفت خورشید در تمام تاریخ این نشان فقط نماد پیامبر بوده است. پیش از این برداشت مذهبی، خورشید معناهای ستارهای و شاهانه نیز داشته است.
ادعای دیگر این است که «شیر و خورشید برای اتحاد شیعه و سنی ساخته شده است». برای این سخن گواه تاریخی محکمی در دست نیست. این نشان پیش از چنین تعبیرهایی وجود داشته است. ممکن است بعدها کسانی شیر را نماد امام علی و خورشید را نماد پیامبر دانسته و از آن برداشت وحدتگرایانه کرده باشند، اما این با «علت اصلی پیدایش نشان» یکی نیست.
در دورهٔ قاجار شیر و خورشید به نشان رسمی دولت ایران تبدیل شد و در دورهٔ مشروطه نیز در قانون ثبت گردید. اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه رنگهای رسمی پرچم ایران را سبز، سفید و سرخ و نشان آن را شیر و خورشید اعلام کرد.
پس جمعبندی دقیق این است:
شیر و خورشید به همین شکل شناختهشده، نشان رسمی هخامنشیان نبوده است؛ اما شیر و مفاهیم فروغ، خورشید، قدرت و پادشاهی ریشههای بسیار کهنی در فرهنگ ایران دارند. نمونهٔ مهر هخامنشی آناپا نیز گواه مهمی از پیوند شیر با یک پیکرهٔ پرتوافشان است. شکل شناختهشدهٔ شیر و خورشید در سدههای میانه آشکار میشود، در دورهٔ صفوی معنای ایرانی و شیعی بیشتری میگیرد و در دورهٔ قاجار و مشروطه به نشان رسمی ایران تبدیل میشود.
بنابراین نه درست است آن را کاملاً «بیریشه و تازه» بدانیم و نه درست است بگوییم همین نشان دقیقاً از زمان هخامنشیان پرچم رسمی ایران بوده است.