درود.
اگر منظورتان همان متن مشهوری است که با جملهٔ «اینک که من از دنیا میروم، بیستوپنج کشور جزو امپراتوری ایران است...» آغاز میشود، برای اصالت این متن هیچ سنگنبشته، لوح هخامنشی یا منبع باستانی معتبر شناختهشدهای در دست نیست و نباید آن را «وصیتنامهٔ تاریخی داریوش به خشایارشا» معرفی کرد.
آنچه واقعاً از داریوش باقی مانده، مجموعهای از سنگنبشتههای رسمی است. نزدیکترین متن به چیزی که میتوان آن را «اندرز یا وصیت اخلاقی» نامید، سنگنبشتهٔ DNb در آرامگاه داریوش در نقشرستم است. داریوش در آن از دادگری، شنیدن سخن دو طرف دعوا، جلوگیری از ستم نیرومند بر ناتوان و پاداش دادن به افراد شایسته سخن میگوید؛ اما این نوشته خطاب به خشایارشا نیست و مطالبی مانند «دوازده کرور دریک زر»، سفارش دربارهٔ آتوسا، تکمیل آبراه مصر و دستور حمله به یونان که در وصیتنامهٔ اینترنتی آمده، در آن وجود ندارد.
سنگنبشتهٔ DNa نیز در آرامگاه داریوش فهرستی از سرزمینهای زیر فرمان او و مطالبی دربارهٔ شاهنشاهی دارد، ولی آن هم وصیتنامه به خشایارشا نیست.
دربارهٔ جانشینی خشایارشا، هرودوت گزارش میکند که داریوش پیش از لشکرکشی ناچار شد جانشین خود را تعیین کند. میان پسرانش اختلاف بود و سرانجام خشایارشا را برگزید. داریوش پس از شورش مصر، در حالی که سرگرم آمادهسازی لشکر بود، در سال ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و خشایارشا جانشین او شد. هرودوت هیچیک از متنهای معروف امروزی را بهعنوان وصیت داریوش نقل نمیکند.
بعضی وبگاههای فارسی برای آن متن، کتاب «سرزمین جاوید» را منبع معرفی کردهاند. حتی در برخی بازنشرها «جلد دوم، صفحهٔ ۱۱۵۳» نوشته شده است. اما «سرزمین جاوید» خود یک سند هخامنشی یا ترجمهٔ یک متن باستانی نیست؛ این کتاب در مشخصات نشر بهعنوان «ترجمه و اقتباس» ذبیحالله منصوری معرفی شده است. بنابراین حتی اگر چنین روایتی در چاپی از آن آمده باشد، برای اثبات سخنان واقعی داریوش باید منبع باستانیِ مورد استفاده معرفی شود.
در نتیجه:
وصیتنامهٔ مشهور داریوش به خشایارشا سند تاریخی قابل استنادی ندارد. آن را بهتر است نوشته یا روایت متأخری دربارهٔ داریوش بدانیم، نه سخنان ثبتشدهٔ خود داریوش.
البته داریوش نوشتههای اصیل و بسیار ارزشمندی از خود بر جای گذاشته است؛ بهویژه DNb که از نظر محتوای اخلاقی و سیاسی بسیار جالب است و برخلاف وصیتنامهٔ اینترنتی، متن پارسی باستان آن نیز موجود و قابل بررسی است.
برای بررسی چنین نقلهایی یک قاعدهٔ ساده سودمند است: اگر نوشتهای را به داریوش نسبت میدهند، باید بتوانند نام سنگنبشته (مانند DNa، DNb، DB و...)، متن پارسی باستان و محل کشف آن را نشان دهند. اگر تنها منبع چند وبگاه یا کتاب معاصر باشد، نمیتوان آن را سخن مستقیم داریوش دانست.
درود.
اگر منظورتان همان متن مشهوری است که با جملهٔ «اینک که من از دنیا میروم، بیستوپنج کشور جزو امپراتوری ایران است...» آغاز میشود، برای اصالت این متن هیچ سنگنبشته، لوح هخامنشی یا منبع باستانی معتبر شناختهشدهای در دست نیست و نباید آن را «وصیتنامهٔ تاریخی داریوش به خشایارشا» معرفی کرد.
آنچه واقعاً از داریوش باقی مانده، مجموعهای از سنگنبشتههای رسمی است. نزدیکترین متن به چیزی که میتوان آن را «اندرز یا وصیت اخلاقی» نامید، سنگنبشتهٔ DNb در آرامگاه داریوش در نقشرستم است. داریوش در آن از دادگری، شنیدن سخن دو طرف دعوا، جلوگیری از ستم نیرومند بر ناتوان و پاداش دادن به افراد شایسته سخن میگوید؛ اما این نوشته خطاب به خشایارشا نیست و مطالبی مانند «دوازده کرور دریک زر»، سفارش دربارهٔ آتوسا، تکمیل آبراه مصر و دستور حمله به یونان که در وصیتنامهٔ اینترنتی آمده، در آن وجود ندارد.
سنگنبشتهٔ DNa نیز در آرامگاه داریوش فهرستی از سرزمینهای زیر فرمان او و مطالبی دربارهٔ شاهنشاهی دارد، ولی آن هم وصیتنامه به خشایارشا نیست.
دربارهٔ جانشینی خشایارشا، هرودوت گزارش میکند که داریوش پیش از لشکرکشی ناچار شد جانشین خود را تعیین کند. میان پسرانش اختلاف بود و سرانجام خشایارشا را برگزید. داریوش پس از شورش مصر، در حالی که سرگرم آمادهسازی لشکر بود، در سال ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و خشایارشا جانشین او شد. هرودوت هیچیک از متنهای معروف امروزی را بهعنوان وصیت داریوش نقل نمیکند.
بعضی وبگاههای فارسی برای آن متن، کتاب «سرزمین جاوید» را منبع معرفی کردهاند. حتی در برخی بازنشرها «جلد دوم، صفحهٔ ۱۱۵۳» نوشته شده است. اما «سرزمین جاوید» خود یک سند هخامنشی یا ترجمهٔ یک متن باستانی نیست؛ این کتاب در مشخصات نشر بهعنوان «ترجمه و اقتباس» ذبیحالله منصوری معرفی شده است. بنابراین حتی اگر چنین روایتی در چاپی از آن آمده باشد، برای اثبات سخنان واقعی داریوش باید منبع باستانیِ مورد استفاده معرفی شود.
در نتیجه:
وصیتنامهٔ مشهور داریوش به خشایارشا سند تاریخی قابل استنادی ندارد. آن را بهتر است نوشته یا روایت متأخری دربارهٔ داریوش بدانیم، نه سخنان ثبتشدهٔ خود داریوش.
البته داریوش نوشتههای اصیل و بسیار ارزشمندی از خود بر جای گذاشته است؛ بهویژه DNb که از نظر محتوای اخلاقی و سیاسی بسیار جالب است و برخلاف وصیتنامهٔ اینترنتی، متن پارسی باستان آن نیز موجود و قابل بررسی است.
برای بررسی چنین نقلهایی یک قاعدهٔ ساده سودمند است: اگر نوشتهای را به داریوش نسبت میدهند، باید بتوانند نام سنگنبشته (مانند DNa، DNb، DB و...)، متن پارسی باستان و محل کشف آن را نشان دهند. اگر تنها منبع چند وبگاه یا کتاب معاصر باشد، نمیتوان آن را سخن مستقیم داریوش دانست.