۱ـ همفر طبق این کتاب در ایران چه کرد؟
نکتهٔ جالب این است که خود متن، برخلاف برخی معرفیهای فارسی، عملیات گسترده و مستقیمی از شخص همفر در ایران شرح نمیدهد.
راوی میگوید در لندن مقداری فارسی آموخته بود و مأموریت کلی شبکهٔ جاسوسی بریتانیا، ایران را نیز دربر میگرفت. اما بخش اصلی سفرهای خود او در داستان در استانبول، بصره، نجف و کربلا میگذرد.
ارتباط اصلی داستان با ایران زمانی است که همفر ادعا میکند محمد بن عبدالوهاب را تشویق کرده به جای استانبول به اصفهان و شیراز برود. سپس، بنا بر همین روایت، مأمور دیگری به نام «عبدالکریم» در جلفای اصفهان و زنی به نام «آسیه» در شیراز عوامل بریتانیا بودهاند و با محمد بن عبدالوهاب ارتباط گرفتهاند. خود کتاب مدعی است مأموران بریتانیا در اصفهان او را زیر نظر داشته و بعدها نیز با او دربارهٔ حمایت مالی و سیاسی گفتوگو کردهاند.
کتاب همچنین داستان عجیبی از اتاقی در وزارتخانه نقل میکند که افرادی در آن نقش شاه ایران، وزیر ایران و عالم بزرگ شیعه در نجف را بازی میکردند و مأموران با اطلاعات جاسوسی، رفتار این اشخاص را شبیهسازی میکردند.
برای عبدالکریمِ جلفای اصفهان، آسیهٔ شیرازی یا این شبکهٔ ادعایی، سند مستقل تاریخی و آرشیوی معتبری در دست نیست. اینها شخصیتها و ادعاهای خود کتاب همفرند.
بنابراین نمیتوان نوشت «همفر در ایران چنین شبکهای ایجاد کرد»؛ درستتر است گفته شود:
«در کتاب منسوب به همفر چنین ادعایی مطرح شده است.»
۲ـ طبق کتاب، بریتانیا با چه ابزارهایی میخواست مسلمانان را ضعیف کند؟
در داستان، دبیر و وزیر «وزارت مستعمرات» چندین برنامه به همفر نشان میدهند. مهمترین محورهای آنها را میتوان چنین خلاصه کرد:
ایجاد اختلاف مذهبی:
دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی و زنده کردن درگیری میان فرقههای اسلامی.
ایجاد اختلاف قومی و ملی:
برانگیختن دشمنی میان ترک و ایرانی و میان اقوام و قبایل مختلف.
اختلاف میان مردم و حکومتها:
تحریک شورش، درگیری داخلی و بیاعتمادی مردم به فرمانروایان.
تجزیهٔ کشورهای اسلامی:
در داستان از کوچک کردن دولتهای بزرگ و تشکیل حکومتهای کوچک و دشمن با یکدیگر سخن گفته میشود؛ همان اندیشهای که کتاب آن را سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» معرفی میکند.
تضعیف جایگاه عالمان و نهادهای دینی:
کتاب پیشنهاد میکند میان مردم و عالمان دینی اختلاف ایجاد شود و اعتماد مردم به مساجد، عالمان و سنتهای مذهبی کاهش یابد.
اثرگذاری بر جوانان و آموزش:
در متن ادعا میشود باید از مدرسه، کتاب و رسانه برای ایجاد تردید دینی و تغییر ارزشهای نسل جوان بهره گرفت.
رواج فساد اجتماعی:
در داستان از گسترش شراب، مواد مخدر، بیبندوباری و سرگرمیهایی که مردم را از کار و فعالیت اجتماعی دور کند نام برده میشود.
جنگ داخلی و آشوب:
یکی از محورهای اصلی کتاب مشغول کردن مسلمانان به جنگ با یکدیگر است تا نیروی انسانی و اقتصادی آنان فرسوده شود.
تضعیف اقتصاد:
در برنامهٔ چهاردهبندیِ منتسب به وزارت مستعمرات حتی از آسیب زدن به کشاورزی، منابع درآمد، آبیاری و اقتصاد سرزمینهای اسلامی سخن گفته میشود.
اما مسئلهٔ بسیار مهم این است که این فهرست، سند سیاست رسمی دولت بریتانیا نیست. هیچ شمارهٔ پرونده، سند آرشیوی، نام وزیر واقعی، نسخهٔ انگلیسیِ متعلق به سدهٔ هجدهم یا مدرک مستقلی برای چنین «طرح چهاردهبندی» ارائه نشده است.
در واقع همین کتاب ادعا میکند طرح فوق در سالهای آغازین سدهٔ هجدهم در «وزارت مستعمرات» تهیه شده، حال آنکه ساختار اداری توصیفشده در آن زمان وجود نداشت. این یکی از دلایل جدی برای تردید در اصالت کل روایت است.
نتیجه
پس پاسخ دو سؤال شما چنین است:
در خود کتاب همفر، ایران بخشی از میدان فعالیت شبکهٔ ادعایی بریتانیاست و از مأمورانی در اصفهان و شیراز و تلاش برای هدایت محمد بن عبدالوهاب در این دو شهر سخن گفته میشود؛ اما خود همفر عملیات مهم مستقیمی در ایران شرح نمیدهد .
و طبق همان کتاب، مهمترین راههای تضعیف مسلمانان عبارتاند از تفرقهٔ شیعه و سنی، دشمنی قومی و سیاسی، تجزیهٔ کشورها، بیاعتبار کردن عالمان، اثرگذاری بر جوانان، رواج فساد و مواد مخدر، جنگ داخلی و تضعیف اقتصاد.
اما از دید تاریخپژوهی، نباید این مطالب را با عبارت «وزیر مستعمرات انگلستان گفته است» نقل کرد. عبارت درست این است:
«در کتاب منسوب به همفر، چنین برنامهای به وزیر مستعمرات بریتانیا نسبت داده شده است.»
۱ـ همفر طبق این کتاب در ایران چه کرد؟
نکتهٔ جالب این است که خود متن، برخلاف برخی معرفیهای فارسی، عملیات گسترده و مستقیمی از شخص همفر در ایران شرح نمیدهد.
راوی میگوید در لندن مقداری فارسی آموخته بود و مأموریت کلی شبکهٔ جاسوسی بریتانیا، ایران را نیز دربر میگرفت. اما بخش اصلی سفرهای خود او در داستان در استانبول، بصره، نجف و کربلا میگذرد.
ارتباط اصلی داستان با ایران زمانی است که همفر ادعا میکند محمد بن عبدالوهاب را تشویق کرده به جای استانبول به اصفهان و شیراز برود. سپس، بنا بر همین روایت، مأمور دیگری به نام «عبدالکریم» در جلفای اصفهان و زنی به نام «آسیه» در شیراز عوامل بریتانیا بودهاند و با محمد بن عبدالوهاب ارتباط گرفتهاند. خود کتاب مدعی است مأموران بریتانیا در اصفهان او را زیر نظر داشته و بعدها نیز با او دربارهٔ حمایت مالی و سیاسی گفتوگو کردهاند.
کتاب همچنین داستان عجیبی از اتاقی در وزارتخانه نقل میکند که افرادی در آن نقش شاه ایران، وزیر ایران و عالم بزرگ شیعه در نجف را بازی میکردند و مأموران با اطلاعات جاسوسی، رفتار این اشخاص را شبیهسازی میکردند.
برای عبدالکریمِ جلفای اصفهان، آسیهٔ شیرازی یا این شبکهٔ ادعایی، سند مستقل تاریخی و آرشیوی معتبری در دست نیست. اینها شخصیتها و ادعاهای خود کتاب همفرند.
بنابراین نمیتوان نوشت «همفر در ایران چنین شبکهای ایجاد کرد»؛ درستتر است گفته شود:
«در کتاب منسوب به همفر چنین ادعایی مطرح شده است.»
۲ـ طبق کتاب، بریتانیا با چه ابزارهایی میخواست مسلمانان را ضعیف کند؟
در داستان، دبیر و وزیر «وزارت مستعمرات» چندین برنامه به همفر نشان میدهند. مهمترین محورهای آنها را میتوان چنین خلاصه کرد:
ایجاد اختلاف مذهبی:
دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی و زنده کردن درگیری میان فرقههای اسلامی.
ایجاد اختلاف قومی و ملی:
برانگیختن دشمنی میان ترک و ایرانی و میان اقوام و قبایل مختلف.
اختلاف میان مردم و حکومتها:
تحریک شورش، درگیری داخلی و بیاعتمادی مردم به فرمانروایان.
تجزیهٔ کشورهای اسلامی:
در داستان از کوچک کردن دولتهای بزرگ و تشکیل حکومتهای کوچک و دشمن با یکدیگر سخن گفته میشود؛ همان اندیشهای که کتاب آن را سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» معرفی میکند.
تضعیف جایگاه عالمان و نهادهای دینی:
کتاب پیشنهاد میکند میان مردم و عالمان دینی اختلاف ایجاد شود و اعتماد مردم به مساجد، عالمان و سنتهای مذهبی کاهش یابد.
اثرگذاری بر جوانان و آموزش:
در متن ادعا میشود باید از مدرسه، کتاب و رسانه برای ایجاد تردید دینی و تغییر ارزشهای نسل جوان بهره گرفت.
رواج فساد اجتماعی:
در داستان از گسترش شراب، مواد مخدر، بیبندوباری و سرگرمیهایی که مردم را از کار و فعالیت اجتماعی دور کند نام برده میشود.
جنگ داخلی و آشوب:
یکی از محورهای اصلی کتاب مشغول کردن مسلمانان به جنگ با یکدیگر است تا نیروی انسانی و اقتصادی آنان فرسوده شود.
تضعیف اقتصاد:
در برنامهٔ چهاردهبندیِ منتسب به وزارت مستعمرات حتی از آسیب زدن به کشاورزی، منابع درآمد، آبیاری و اقتصاد سرزمینهای اسلامی سخن گفته میشود.
اما مسئلهٔ بسیار مهم این است که این فهرست، سند سیاست رسمی دولت بریتانیا نیست. هیچ شمارهٔ پرونده، سند آرشیوی، نام وزیر واقعی، نسخهٔ انگلیسیِ متعلق به سدهٔ هجدهم یا مدرک مستقلی برای چنین «طرح چهاردهبندی» ارائه نشده است.
در واقع همین کتاب ادعا میکند طرح فوق در سالهای آغازین سدهٔ هجدهم در «وزارت مستعمرات» تهیه شده، حال آنکه ساختار اداری توصیفشده در آن زمان وجود نداشت. این یکی از دلایل جدی برای تردید در اصالت کل روایت است.
نتیجه
پس پاسخ دو سؤال شما چنین است:
در خود کتاب همفر، ایران بخشی از میدان فعالیت شبکهٔ ادعایی بریتانیاست و از مأمورانی در اصفهان و شیراز و تلاش برای هدایت محمد بن عبدالوهاب در این دو شهر سخن گفته میشود؛ اما خود همفر عملیات مهم مستقیمی در ایران شرح نمیدهد .
و طبق همان کتاب، مهمترین راههای تضعیف مسلمانان عبارتاند از تفرقهٔ شیعه و سنی، دشمنی قومی و سیاسی، تجزیهٔ کشورها، بیاعتبار کردن عالمان، اثرگذاری بر جوانان، رواج فساد و مواد مخدر، جنگ داخلی و تضعیف اقتصاد.
اما از دید تاریخپژوهی، نباید این مطالب را با عبارت «وزیر مستعمرات انگلستان گفته است» نقل کرد. عبارت درست این است:
«در کتاب منسوب به همفر، چنین برنامهای به وزیر مستعمرات بریتانیا نسبت داده شده است.»