درود.
بله، اما پاسخ به این پرسش بستگی دارد به اینکه «پایتخت هخامنشی» را چگونه تعریف کنیم؛ زیرا هخامنشیان مانند دولتهای امروزی تنها یک پایتخت ثابت نداشتند. شوش و بابل از مهمترین پایتختهای سیاسی و اداری بودند، هگمتانه اقامتگاه تابستانی شاه بود و پاسارگاد و تختجمشید نیز جایگاه شاهی و آیینی بسیار مهمی داشتند.
اگر منظور چهار مرکز اصلیِ ایرانی یعنی پاسارگاد، تختجمشید، شوش و هگمتانه باشد، تا پیش از یورش اسکندر مدرک روشنی نداریم که یکی از آنها به دست یک ارتش خارجی افتاده باشد. سقوط نهایی تختجمشید، شوش و هگمتانه در جریان لشکرکشی اسکندر رخ داد. دربارهٔ شوش نیز ایرانیکا آن را تا آمدن اسکندر یکی از اقامتگاهها و پایتختهای اصلی شاهنشاهی میداند.
اما اگر همهٔ پایتختها و مراکز شاهنشاهی هخامنشی را در نظر بگیریم، چند نمونهٔ مهم پیش از اسکندر وجود دارد:
۱. بابل؛ مهمترین نمونه
بابل فقط یک شهر تابع نبود؛ ایرانیکا شوش و بابل را دو پایتخت اصلیِ سیاسی و اداری شاهنشاهی هخامنشی معرفی میکند.
پس از به تخت نشستن داریوش بزرگ در ۵۲۲ پ.م.، مردی به نام نیدینتوبِل خود را «نبوکدنصر سوم» خواند و بابل از داریوش سرپیچی کرد. خود داریوش در سنگنبشتهٔ بیستون میگوید بابلیان به او پیوستند و او «شاهی بابل را به دست گرفت». داریوش پس از دو نبرد به سوی شهر رفت، بابل را گرفت و نیدینتوبِل را کشت.
اندکی بعد، در ۵۲۱ پ.م.، شخص دیگری به نام آراخا با عنوان «نبوکدنصر چهارم» شورید و خودِ شهر بابل را تصرف کرد. اسناد بابلی نیز نشان میدهند برای مدتی فرمانروایی او در بابل به رسمیت شناخته شده بود؛ سپس سپاه داریوش شهر را بازپس گرفت.
در زمان خشایارشا نیز بابل دوباره شورید. ایرانیکا گزارش میکند که در ۴۸۴ پ.م. شورشیان بابل و چند شهر دیگر را گرفتند و خشایارشا آنها را شکست داد. شورش دیگری نیز اندکی بعد رخ داد و دوباره خود بابل به دست شورشیان افتاد و پس از محاصره بازپس گرفته شد.
بنابراین اگر پرسش این باشد که:
«آیا پیش از اسکندر یکی از پایتختهای واقعی هخامنشی از کنترل دولت مرکزی خارج شده بود؟»
پاسخ قطعاً بله؛ بابل چند بار است.
البته اینها «تهاجم یک دولت خارجی» نبودند، بلکه شورش و جنگ داخلی در درون شاهنشاهی بودند.
۲. سارد؛ سقوط بخش عمدهٔ شهر، ولی نه دژ
سارد پایتخت اصلی کل شاهنشاهی نبود، بلکه مرکز ساتراپی لیدی و یکی از مهمترین مراکز اداری هخامنشی در آسیای صغیر بود.
در شورش ایونی، در سال ۴۹۸ پ.م. نیروهای ایونی همراه با آتنیها و اِرِتریاییها به سارد حمله کردند. شهر پایین به دست آنان افتاد و در آتش سوخت؛ اما آرتافرنس، ساتراپ هخامنشی، دژ سارد را حفظ کرد. بنابراین نمیتوان گفت کل سارد بهطور کامل سقوط کرد، ولی بخش اصلی شهر اشغال و ویران شد.
پس اگر کسی سارد را در شمار «پایتختهای منطقهای هخامنشی» بیاورد، این نیز نمونهای از نفوذ دشمن به یک مرکز بزرگ هخامنشی پیش از اسکندر است.
۳. ممفیس در مصر
ممفیس مرکز اداری حکومت هخامنشی در مصر بود و ساتراپ ایرانی از آنجا کشور را اداره میکرد.
حدود ۴۶۰ پ.م. شورش ایناروس در مصر آغاز شد و آتنیها نیز با ناوگان بزرگی به شورشیان کمک کردند. آنان به ممفیس رسیدند و حدود دو سوم شهر را در اختیار گرفتند؛ اما ایرانیان در دژی موسوم به «دیوار سفید» مقاومت کردند. چند سال بعد مگابیزوس نیروهای شورشی و آتنی را شکست داد و ممفیس را بازپس گرفت.
حتی مهمتر از آن، حدود ۴۰۴/۴۰۲ پ.م. مصر بهطور کامل از شاهنشاهی هخامنشی جدا شد و نزدیک به شصت سال مستقل ماند. در نتیجه ممفیس نیز از کنترل هخامنشیان خارج شد. سرانجام اردشیر سوم در ۳۴۳ پ.م. مصر را دوباره فتح کرد؛ یعنی تنها حدود یک دهه پیش از ورود اسکندر به مصر.
پس نتیجهٔ دقیق چنین است:
اگر منظور پایتختهای مرکزی ایران، یعنی پاسارگاد، تختجمشید، شوش و هگمتانه باشد، پیش از اسکندر سقوط قطعی آنها به دست یک دشمن خارجی شناخته نشده است.
اما اگر همهٔ پایتختها و مراکز سیاسی شاهنشاهی را حساب کنیم، بابل چند بار به دست شورشیان افتاد؛ بخش عمدهٔ سارد در ۴۹۸ پ.م. به دست شورشیان ایونی و متحدان یونانی آنان اشغال و سوزانده شد؛ و ممفیس نیز در شورش مصر تا اندازهٔ زیادی اشغال شد و سپس با استقلال مصر برای چند دهه از کنترل هخامنشیان بیرون رفت.
بنابراین جملهٔ «هیچ پایتخت هخامنشی پیش از اسکندر هرگز سقوط نکرد» بیش از اندازه مطلق و نادرست است. دقیقتر این است که بگوییم قلب شاهنشاهی و پایتختهای اصلیِ سرزمین ایران تا حملهٔ اسکندر به دست یک قدرت خارجی فتح نشدند، ولی مراکز مهم شاهنشاهی، بهویژه بابل، پیش از او چند بار از کنترل دولت مرکزی خارج شده بودند.
درود.
بله، اما پاسخ به این پرسش بستگی دارد به اینکه «پایتخت هخامنشی» را چگونه تعریف کنیم؛ زیرا هخامنشیان مانند دولتهای امروزی تنها یک پایتخت ثابت نداشتند. شوش و بابل از مهمترین پایتختهای سیاسی و اداری بودند، هگمتانه اقامتگاه تابستانی شاه بود و پاسارگاد و تختجمشید نیز جایگاه شاهی و آیینی بسیار مهمی داشتند.
اگر منظور چهار مرکز اصلیِ ایرانی یعنی پاسارگاد، تختجمشید، شوش و هگمتانه باشد، تا پیش از یورش اسکندر مدرک روشنی نداریم که یکی از آنها به دست یک ارتش خارجی افتاده باشد. سقوط نهایی تختجمشید، شوش و هگمتانه در جریان لشکرکشی اسکندر رخ داد. دربارهٔ شوش نیز ایرانیکا آن را تا آمدن اسکندر یکی از اقامتگاهها و پایتختهای اصلی شاهنشاهی میداند.
اما اگر همهٔ پایتختها و مراکز شاهنشاهی هخامنشی را در نظر بگیریم، چند نمونهٔ مهم پیش از اسکندر وجود دارد:
۱. بابل؛ مهمترین نمونه
بابل فقط یک شهر تابع نبود؛ ایرانیکا شوش و بابل را دو پایتخت اصلیِ سیاسی و اداری شاهنشاهی هخامنشی معرفی میکند.
پس از به تخت نشستن داریوش بزرگ در ۵۲۲ پ.م.، مردی به نام نیدینتوبِل خود را «نبوکدنصر سوم» خواند و بابل از داریوش سرپیچی کرد. خود داریوش در سنگنبشتهٔ بیستون میگوید بابلیان به او پیوستند و او «شاهی بابل را به دست گرفت». داریوش پس از دو نبرد به سوی شهر رفت، بابل را گرفت و نیدینتوبِل را کشت.
اندکی بعد، در ۵۲۱ پ.م.، شخص دیگری به نام آراخا با عنوان «نبوکدنصر چهارم» شورید و خودِ شهر بابل را تصرف کرد. اسناد بابلی نیز نشان میدهند برای مدتی فرمانروایی او در بابل به رسمیت شناخته شده بود؛ سپس سپاه داریوش شهر را بازپس گرفت.
در زمان خشایارشا نیز بابل دوباره شورید. ایرانیکا گزارش میکند که در ۴۸۴ پ.م. شورشیان بابل و چند شهر دیگر را گرفتند و خشایارشا آنها را شکست داد. شورش دیگری نیز اندکی بعد رخ داد و دوباره خود بابل به دست شورشیان افتاد و پس از محاصره بازپس گرفته شد.
بنابراین اگر پرسش این باشد که:
«آیا پیش از اسکندر یکی از پایتختهای واقعی هخامنشی از کنترل دولت مرکزی خارج شده بود؟»
پاسخ قطعاً بله؛ بابل چند بار است.
البته اینها «تهاجم یک دولت خارجی» نبودند، بلکه شورش و جنگ داخلی در درون شاهنشاهی بودند.
۲. سارد؛ سقوط بخش عمدهٔ شهر، ولی نه دژ
سارد پایتخت اصلی کل شاهنشاهی نبود، بلکه مرکز ساتراپی لیدی و یکی از مهمترین مراکز اداری هخامنشی در آسیای صغیر بود.
در شورش ایونی، در سال ۴۹۸ پ.م. نیروهای ایونی همراه با آتنیها و اِرِتریاییها به سارد حمله کردند. شهر پایین به دست آنان افتاد و در آتش سوخت؛ اما آرتافرنس، ساتراپ هخامنشی، دژ سارد را حفظ کرد. بنابراین نمیتوان گفت کل سارد بهطور کامل سقوط کرد، ولی بخش اصلی شهر اشغال و ویران شد.
پس اگر کسی سارد را در شمار «پایتختهای منطقهای هخامنشی» بیاورد، این نیز نمونهای از نفوذ دشمن به یک مرکز بزرگ هخامنشی پیش از اسکندر است.
۳. ممفیس در مصر
ممفیس مرکز اداری حکومت هخامنشی در مصر بود و ساتراپ ایرانی از آنجا کشور را اداره میکرد.
حدود ۴۶۰ پ.م. شورش ایناروس در مصر آغاز شد و آتنیها نیز با ناوگان بزرگی به شورشیان کمک کردند. آنان به ممفیس رسیدند و حدود دو سوم شهر را در اختیار گرفتند؛ اما ایرانیان در دژی موسوم به «دیوار سفید» مقاومت کردند. چند سال بعد مگابیزوس نیروهای شورشی و آتنی را شکست داد و ممفیس را بازپس گرفت.
حتی مهمتر از آن، حدود ۴۰۴/۴۰۲ پ.م. مصر بهطور کامل از شاهنشاهی هخامنشی جدا شد و نزدیک به شصت سال مستقل ماند. در نتیجه ممفیس نیز از کنترل هخامنشیان خارج شد. سرانجام اردشیر سوم در ۳۴۳ پ.م. مصر را دوباره فتح کرد؛ یعنی تنها حدود یک دهه پیش از ورود اسکندر به مصر.
پس نتیجهٔ دقیق چنین است:
اگر منظور پایتختهای مرکزی ایران، یعنی پاسارگاد، تختجمشید، شوش و هگمتانه باشد، پیش از اسکندر سقوط قطعی آنها به دست یک دشمن خارجی شناخته نشده است.
اما اگر همهٔ پایتختها و مراکز سیاسی شاهنشاهی را حساب کنیم، بابل چند بار به دست شورشیان افتاد؛ بخش عمدهٔ سارد در ۴۹۸ پ.م. به دست شورشیان ایونی و متحدان یونانی آنان اشغال و سوزانده شد؛ و ممفیس نیز در شورش مصر تا اندازهٔ زیادی اشغال شد و سپس با استقلال مصر برای چند دهه از کنترل هخامنشیان بیرون رفت.
بنابراین جملهٔ «هیچ پایتخت هخامنشی پیش از اسکندر هرگز سقوط نکرد» بیش از اندازه مطلق و نادرست است. دقیقتر این است که بگوییم قلب شاهنشاهی و پایتختهای اصلیِ سرزمین ایران تا حملهٔ اسکندر به دست یک قدرت خارجی فتح نشدند، ولی مراکز مهم شاهنشاهی، بهویژه بابل، پیش از او چند بار از کنترل دولت مرکزی خارج شده بودند.