خلاصه کتاب «مروری کوتاه بر تاریخ ایران»
اثر دکتر رضا شعبانی
۱ـ مادها
مادها نخستین قدرت بزرگ ایرانی بودند که توانستند قبایل ایرانی غرب فلات ایران را متحد کنند. هووخشتره با سازماندهی سپاه و اتحاد با بابلیان، دولت آشور را شکست داد. آخرین شاه ماد، آستیاگ، از کوروش شکست خورد و حکومت ماد در دولت هخامنشی ادغام شد.
۲ـ هخامنشیان
کوروش بزرگ دولت هخامنشی را بنیان نهاد و با فتح ماد، لیدی و بابل، شاهنشاهی بزرگی ایجاد کرد. سیاست او در برخورد با اقوام و ادیان مغلوب نسبتاً مداراگرانه بود.
کمبوجیه مصر را فتح کرد. پس از آشوبهای داخلی، داریوش بزرگ به قدرت رسید. داریوش شاهنشاهی را به ساتراپیها تقسیم کرد، نظام مالیاتی و اداری را سامان داد، راههای ارتباطی را توسعه داد و سکهٔ دریک را رواج داد.
در زمان خشایارشا جنگهای ایران و یونان ادامه یافت. پس از او قدرت مرکزی بهتدریج با کشمکشهای درباری و شورشهای محلی روبهرو شد. سرانجام داریوش سوم از اسکندر مقدونی شکست خورد و شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پیش از میلاد از میان رفت.
۳ـ سلوکیان و اشکانیان
پس از مرگ اسکندر، بخش بزرگی از ایران به سلوکیان رسید. آنان کوشیدند فرهنگ و ساختار سیاسی یونانی را در قلمرو خود گسترش دهند، اما سلطهشان در ایران پایدار نماند.
اشکانیان از خراسان برخاستند و بهتدریج بیشتر ایران را از سلوکیان گرفتند. حکومت آنان نزدیک پنج سده ادامه یافت. مهمترین ویژگی این دوره، ساختار نسبتاً غیرمتمرکز حکومت و قدرت خاندانهای بزرگ بود.
اشکانیان بارها با امپراتوری روم جنگیدند و مانع گسترش روم به درون ایران شدند. نبرد حران و شکست کراسوس رومی از سورنا یکی از مهمترین رویدادهای این دوره بود.
در پایان، ضعف حکومت مرکزی و اختلاف خاندانهای اشرافی زمینهٔ قدرتگیری اردشیر بابکان را فراهم کرد.
۴ـ ساسانیان
اردشیر بابکان در سدهٔ سوم میلادی اشکانیان را شکست داد و دولت ساسانی را بنیان گذاشت.
ساسانیان حکومتی متمرکزتر ایجاد کردند و آیین زرتشتی در ساختار رسمی کشور جایگاه مهمی یافت. شاهانی مانند شاپور اول، شاپور دوم، قباد، خسرو انوشیروان و خسرو پرویز از مهمترین پادشاهان این دوره بودند.
ایران ساسانی یکی از دو قدرت بزرگ جهان آن روز، در کنار روم و سپس بیزانس، بود.
خسرو انوشیروان اصلاحات مالیاتی و اداری انجام داد و دوران او از دورههای مهم قدرت سیاسی و فرهنگی ساسانی محسوب میشود.
در اواخر این دوره، جنگهای طولانی ایران و بیزانس، اختلافات داخلی، تغییر سریع پادشاهان و مشکلات اقتصادی دولت را فرسوده کرد.
پس از شکست سپاه ساسانی در قادسیه و نهاوند، بیشتر ایران به دست مسلمانان افتاد و با کشته شدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ میلادی حکومت ساسانی پایان یافت.
۵ـ ایران در سدههای نخست اسلامی
پس از فتح ایران، ساختار سیاسی کشور تغییر کرد و ایران وارد قلمرو خلافت شد.
در دورهٔ اموی، نارضایتی بسیاری از ایرانیان از برتریجویی قومی و نظام حکومتی امویان افزایش یافت. خراسان یکی از مراکز اصلی جنبش علیه امویان شد و ابومسلم خراسانی در پیروزی عباسیان نقش مهمی داشت.
با روی کار آمدن عباسیان، ایرانیان سهم بیشتری در ادارهٔ خلافت پیدا کردند. خاندانهایی مانند برمکیان در دستگاه عباسی نفوذ فراوان یافتند.
بهتدریج حکومتهای نیمهمستقل و مستقل ایرانی پدید آمدند.
۶ـ طاهریان، صفاریان و سامانیان
طاهریان در خراسان نخستین حکومت ایرانی مهم پس از فتح اسلامی را تشکیل دادند، هرچند از نظر رسمی خلافت عباسی را به رسمیت میشناختند.
یعقوب لیث صفاری از سیستان برخاست و حکومت قدرتمندی ایجاد کرد. صفاریان در احیای قدرت سیاسی ایرانیان و تقویت زبان فارسی اهمیت داشتند.
سامانیان در خراسان و فرارود دولتی مهم تشکیل دادند. دورهٔ آنان یکی از دورههای بزرگ شکوفایی زبان و فرهنگ فارسی بود. رودکی و بسیاری از دانشمندان و نویسندگان در محیط فرهنگی این دوران پرورش یافتند.
۷ـ غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
غزنویان با محوریت غزنه قدرت گرفتند. محمود غزنوی لشکرکشیهای متعددی به هند انجام داد و قلمرو گستردهای تشکیل داد.
پس از آنان سلجوقیان بر بخش بزرگی از ایران مسلط شدند. در دوران سلجوقی، وزارت خواجه نظامالملک، ایجاد مدارس نظامیه و توسعهٔ دستگاه دیوانی اهمیت زیادی داشت.
با تضعیف سلجوقیان، دولت خوارزمشاهی قدرت گرفت و بخش بزرگی از ایران را متحد کرد.
اما در زمان محمد خوارزمشاه برخورد با فرستادگان چنگیزخان به جنگی فاجعهبار انجامید.
۸ـ یورش مغول و ایلخانان
حملهٔ مغول یکی از ویرانگرترین حوادث تاریخ ایران بود. بسیاری از شهرها و مراکز کشاورزی و اقتصادی آسیب دیدند و جمعیت زیادی کشته یا آواره شدند.
چند دهه بعد هولاکوخان حکومت ایلخانی را در ایران بنیان گذاشت.
ایلخانان بهتدریج تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفتند. با مسلمان شدن غازانخان، پیوند آنان با جامعهٔ ایرانی بیشتر شد. خواجه رشیدالدین فضلالله و دیگر وزیران ایرانی در سازماندهی حکومت و احیای اقتصاد نقش داشتند.
پس از فروپاشی ایلخانان، ایران بار دیگر دچار چندپارگی سیاسی شد.
۹ـ تیموریان و حکومتهای ترکمان
تیمور در اواخر سدهٔ هشتم هجری بیشتر ایران را تصرف کرد. لشکرکشیهای او با ویرانی و کشتار همراه بود.
با این حال در زمان جانشینان تیمور، بهویژه شاهرخ، هرات به یکی از مراکز بزرگ هنر، ادبیات و دانش تبدیل شد.
پس از تیموریان، قرهقویونلوها و آققویونلوها بر بخشهایی از ایران حکومت کردند تا اینکه صفویان قدرت گرفتند.
۱۰ـ صفویان
شاه اسماعیل صفوی در آغاز سدهٔ دهم هجری حکومت صفوی را بنیان گذاشت و ایران را پس از چند سده پراکندگی سیاسی تا اندازهٔ زیادی دوباره یکپارچه کرد.
تشیع دوازدهامامی مذهب رسمی دولت شد و این مسئله تأثیر عمیقی بر هویت سیاسی و مذهبی ایران گذاشت.
صفویان با عثمانیها و ازبکان درگیر بودند. شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران از رویدادهای مهم آغاز این سلسله بود.
دوران شاه عباس اول اوج قدرت صفویان بود. او ارتش را اصلاح کرد، پایتخت را به اصفهان برد، تجارت را توسعه داد و پرتغالیها را از هرمز بیرون راند.
پس از شاه عباس، ضعف شاهان، مشکلات اداری و نظامی و افزایش نفوذ درباریان موجب افول دولت شد.
در سال ۱۷۲۲ افغانهای غلزایی اصفهان را تصرف کردند و حکومت صفوی عملاً فروپاشید.
۱۱ـ افشاریان
نادر از میان آشوبهای پس از سقوط صفویه برخاست. افغانها را شکست داد، عثمانیان و روسها را از بخشهایی از ایران عقب راند و دوباره کشور را متحد کرد.
او پس از برکناری آخرین شاه صفوی در دشت مغان تاجگذاری کرد.
نادر به هند لشکر کشید و دهلی را تصرف کرد. در سالهای پایانی زندگی، سختگیری و بدگمانی او افزایش یافت و شورشهای متعددی رخ داد.
پس از قتل نادر در ۱۷۴۷، شاهنشاهی او به سرعت از هم پاشید.
۱۲ـ زندیان
پس از چند سال کشمکش، کریمخان زند بر بیشتر ایران مسلط شد.
او به جای عنوان شاه، خود را «وکیلالرعایا» خواند و شیراز را مرکز حکومت قرار داد.
دورهٔ او در مقایسه با آشوبهای پس از مرگ نادر، دورهای نسبتاً آرام بود و تجارت و عمران رونق گرفت.
پس از مرگ کریمخان، جنگ جانشینان زند موجب ضعف حکومت شد و سرانجام آقامحمدخان قاجار لطفعلیخان زند را شکست داد.
۱۳ـ قاجاریان
آقامحمدخان قاجار ایران را دوباره متحد کرد و تهران را پایتخت قرار داد.
در دوران فتحعلیشاه، ایران دو جنگ بزرگ با روسیه داشت و شکست خورد. قراردادهای گلستان و ترکمانچای موجب جدایی بخشهای بزرگی از قفقاز از ایران شدند.
عباسمیرزا با مشاهدهٔ برتری نظامی روسیه تلاش کرد ارتش ایران را اصلاح کند و دانش و فناوری اروپایی را وارد کشور کند.
در زمان محمدشاه و سپس ناصرالدینشاه نفوذ روسیه و بریتانیا در ایران افزایش یافت.
امیرکبیر تلاش کرد دستگاه دولت را اصلاح کند، هزینههای دربار را کاهش دهد، ارتش را سامان دهد و دارالفنون را ایجاد کند، اما بر اثر مخالفت درباریان برکنار و سپس کشته شد.
در دورهٔ ناصرالدینشاه اعطای امتیازات اقتصادی به خارجیان افزایش یافت. اعتراض به امتیاز تنباکو یکی از مهمترین جنبشهای مردمی این دوره بود.
در زمان مظفرالدینشاه مشکلات اقتصادی، استبداد سیاسی و نفوذ خارجی زمینهٔ جنبش مشروطه را فراهم کرد.
در سال ۱۲۸۵ خورشیدی فرمان مشروطیت صادر شد و مجلس شورای ملی تشکیل گردید.
محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست، اما مشروطهخواهان تهران را فتح کردند و او برکنار شد.
در دوران احمدشاه، ایران با دخالت روسیه و بریتانیا، جنگ جهانی اول، آشفتگی داخلی و ضعف حکومت مرکزی روبهرو بود.
کودتای ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن رضاخان سرانجام زمینهٔ پایان حکومت قاجاریه را فراهم کرد و در سال ۱۳۰۴ خورشیدی سلطنت قاجار رسماً برچیده شد.
نتیجه کلی کتاب:
تاریخ ایران در این دورهٔ طولانی، تاریخ پیوستهٔ تشکیل دولتهای قدرتمند، ضعف و فروپاشی آنها، حملات خارجی و سپس بازسازی قدرت سیاسی است.
مادها زمینهٔ نخستین دولت بزرگ ایرانی را فراهم کردند؛ هخامنشیان شاهنشاهی وسیعی ساختند؛ اشکانیان در برابر روم ایستادند؛ ساسانیان دولت متمرکز ایران را احیا کردند؛ پس از ورود اسلام، حکومتهای ایرانی دوباره پدید آمدند؛ صفویان وحدت سیاسی تازهای ایجاد کردند؛ و در دورهٔ قاجار ایران با مسئلهٔ رویارویی با قدرتهای نوین اروپایی و ضرورت اصلاحات سیاسی و اجتماعی مواجه شد.
خلاصه کتاب «مروری کوتاه بر تاریخ ایران»
اثر دکتر رضا شعبانی
۱ـ مادها
مادها نخستین قدرت بزرگ ایرانی بودند که توانستند قبایل ایرانی غرب فلات ایران را متحد کنند. هووخشتره با سازماندهی سپاه و اتحاد با بابلیان، دولت آشور را شکست داد. آخرین شاه ماد، آستیاگ، از کوروش شکست خورد و حکومت ماد در دولت هخامنشی ادغام شد.
۲ـ هخامنشیان
کوروش بزرگ دولت هخامنشی را بنیان نهاد و با فتح ماد، لیدی و بابل، شاهنشاهی بزرگی ایجاد کرد. سیاست او در برخورد با اقوام و ادیان مغلوب نسبتاً مداراگرانه بود.
کمبوجیه مصر را فتح کرد. پس از آشوبهای داخلی، داریوش بزرگ به قدرت رسید. داریوش شاهنشاهی را به ساتراپیها تقسیم کرد، نظام مالیاتی و اداری را سامان داد، راههای ارتباطی را توسعه داد و سکهٔ دریک را رواج داد.
در زمان خشایارشا جنگهای ایران و یونان ادامه یافت. پس از او قدرت مرکزی بهتدریج با کشمکشهای درباری و شورشهای محلی روبهرو شد. سرانجام داریوش سوم از اسکندر مقدونی شکست خورد و شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پیش از میلاد از میان رفت.
۳ـ سلوکیان و اشکانیان
پس از مرگ اسکندر، بخش بزرگی از ایران به سلوکیان رسید. آنان کوشیدند فرهنگ و ساختار سیاسی یونانی را در قلمرو خود گسترش دهند، اما سلطهشان در ایران پایدار نماند.
اشکانیان از خراسان برخاستند و بهتدریج بیشتر ایران را از سلوکیان گرفتند. حکومت آنان نزدیک پنج سده ادامه یافت. مهمترین ویژگی این دوره، ساختار نسبتاً غیرمتمرکز حکومت و قدرت خاندانهای بزرگ بود.
اشکانیان بارها با امپراتوری روم جنگیدند و مانع گسترش روم به درون ایران شدند. نبرد حران و شکست کراسوس رومی از سورنا یکی از مهمترین رویدادهای این دوره بود.
در پایان، ضعف حکومت مرکزی و اختلاف خاندانهای اشرافی زمینهٔ قدرتگیری اردشیر بابکان را فراهم کرد.
۴ـ ساسانیان
اردشیر بابکان در سدهٔ سوم میلادی اشکانیان را شکست داد و دولت ساسانی را بنیان گذاشت.
ساسانیان حکومتی متمرکزتر ایجاد کردند و آیین زرتشتی در ساختار رسمی کشور جایگاه مهمی یافت. شاهانی مانند شاپور اول، شاپور دوم، قباد، خسرو انوشیروان و خسرو پرویز از مهمترین پادشاهان این دوره بودند.
ایران ساسانی یکی از دو قدرت بزرگ جهان آن روز، در کنار روم و سپس بیزانس، بود.
خسرو انوشیروان اصلاحات مالیاتی و اداری انجام داد و دوران او از دورههای مهم قدرت سیاسی و فرهنگی ساسانی محسوب میشود.
در اواخر این دوره، جنگهای طولانی ایران و بیزانس، اختلافات داخلی، تغییر سریع پادشاهان و مشکلات اقتصادی دولت را فرسوده کرد.
پس از شکست سپاه ساسانی در قادسیه و نهاوند، بیشتر ایران به دست مسلمانان افتاد و با کشته شدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ میلادی حکومت ساسانی پایان یافت.
۵ـ ایران در سدههای نخست اسلامی
پس از فتح ایران، ساختار سیاسی کشور تغییر کرد و ایران وارد قلمرو خلافت شد.
در دورهٔ اموی، نارضایتی بسیاری از ایرانیان از برتریجویی قومی و نظام حکومتی امویان افزایش یافت. خراسان یکی از مراکز اصلی جنبش علیه امویان شد و ابومسلم خراسانی در پیروزی عباسیان نقش مهمی داشت.
با روی کار آمدن عباسیان، ایرانیان سهم بیشتری در ادارهٔ خلافت پیدا کردند. خاندانهایی مانند برمکیان در دستگاه عباسی نفوذ فراوان یافتند.
بهتدریج حکومتهای نیمهمستقل و مستقل ایرانی پدید آمدند.
۶ـ طاهریان، صفاریان و سامانیان
طاهریان در خراسان نخستین حکومت ایرانی مهم پس از فتح اسلامی را تشکیل دادند، هرچند از نظر رسمی خلافت عباسی را به رسمیت میشناختند.
یعقوب لیث صفاری از سیستان برخاست و حکومت قدرتمندی ایجاد کرد. صفاریان در احیای قدرت سیاسی ایرانیان و تقویت زبان فارسی اهمیت داشتند.
سامانیان در خراسان و فرارود دولتی مهم تشکیل دادند. دورهٔ آنان یکی از دورههای بزرگ شکوفایی زبان و فرهنگ فارسی بود. رودکی و بسیاری از دانشمندان و نویسندگان در محیط فرهنگی این دوران پرورش یافتند.
۷ـ غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
غزنویان با محوریت غزنه قدرت گرفتند. محمود غزنوی لشکرکشیهای متعددی به هند انجام داد و قلمرو گستردهای تشکیل داد.
پس از آنان سلجوقیان بر بخش بزرگی از ایران مسلط شدند. در دوران سلجوقی، وزارت خواجه نظامالملک، ایجاد مدارس نظامیه و توسعهٔ دستگاه دیوانی اهمیت زیادی داشت.
با تضعیف سلجوقیان، دولت خوارزمشاهی قدرت گرفت و بخش بزرگی از ایران را متحد کرد.
اما در زمان محمد خوارزمشاه برخورد با فرستادگان چنگیزخان به جنگی فاجعهبار انجامید.
۸ـ یورش مغول و ایلخانان
حملهٔ مغول یکی از ویرانگرترین حوادث تاریخ ایران بود. بسیاری از شهرها و مراکز کشاورزی و اقتصادی آسیب دیدند و جمعیت زیادی کشته یا آواره شدند.
چند دهه بعد هولاکوخان حکومت ایلخانی را در ایران بنیان گذاشت.
ایلخانان بهتدریج تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفتند. با مسلمان شدن غازانخان، پیوند آنان با جامعهٔ ایرانی بیشتر شد. خواجه رشیدالدین فضلالله و دیگر وزیران ایرانی در سازماندهی حکومت و احیای اقتصاد نقش داشتند.
پس از فروپاشی ایلخانان، ایران بار دیگر دچار چندپارگی سیاسی شد.
۹ـ تیموریان و حکومتهای ترکمان
تیمور در اواخر سدهٔ هشتم هجری بیشتر ایران را تصرف کرد. لشکرکشیهای او با ویرانی و کشتار همراه بود.
با این حال در زمان جانشینان تیمور، بهویژه شاهرخ، هرات به یکی از مراکز بزرگ هنر، ادبیات و دانش تبدیل شد.
پس از تیموریان، قرهقویونلوها و آققویونلوها بر بخشهایی از ایران حکومت کردند تا اینکه صفویان قدرت گرفتند.
۱۰ـ صفویان
شاه اسماعیل صفوی در آغاز سدهٔ دهم هجری حکومت صفوی را بنیان گذاشت و ایران را پس از چند سده پراکندگی سیاسی تا اندازهٔ زیادی دوباره یکپارچه کرد.
تشیع دوازدهامامی مذهب رسمی دولت شد و این مسئله تأثیر عمیقی بر هویت سیاسی و مذهبی ایران گذاشت.
صفویان با عثمانیها و ازبکان درگیر بودند. شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران از رویدادهای مهم آغاز این سلسله بود.
دوران شاه عباس اول اوج قدرت صفویان بود. او ارتش را اصلاح کرد، پایتخت را به اصفهان برد، تجارت را توسعه داد و پرتغالیها را از هرمز بیرون راند.
پس از شاه عباس، ضعف شاهان، مشکلات اداری و نظامی و افزایش نفوذ درباریان موجب افول دولت شد.
در سال ۱۷۲۲ افغانهای غلزایی اصفهان را تصرف کردند و حکومت صفوی عملاً فروپاشید.
۱۱ـ افشاریان
نادر از میان آشوبهای پس از سقوط صفویه برخاست. افغانها را شکست داد، عثمانیان و روسها را از بخشهایی از ایران عقب راند و دوباره کشور را متحد کرد.
او پس از برکناری آخرین شاه صفوی در دشت مغان تاجگذاری کرد.
نادر به هند لشکر کشید و دهلی را تصرف کرد. در سالهای پایانی زندگی، سختگیری و بدگمانی او افزایش یافت و شورشهای متعددی رخ داد.
پس از قتل نادر در ۱۷۴۷، شاهنشاهی او به سرعت از هم پاشید.
۱۲ـ زندیان
پس از چند سال کشمکش، کریمخان زند بر بیشتر ایران مسلط شد.
او به جای عنوان شاه، خود را «وکیلالرعایا» خواند و شیراز را مرکز حکومت قرار داد.
دورهٔ او در مقایسه با آشوبهای پس از مرگ نادر، دورهای نسبتاً آرام بود و تجارت و عمران رونق گرفت.
پس از مرگ کریمخان، جنگ جانشینان زند موجب ضعف حکومت شد و سرانجام آقامحمدخان قاجار لطفعلیخان زند را شکست داد.
۱۳ـ قاجاریان
آقامحمدخان قاجار ایران را دوباره متحد کرد و تهران را پایتخت قرار داد.
در دوران فتحعلیشاه، ایران دو جنگ بزرگ با روسیه داشت و شکست خورد. قراردادهای گلستان و ترکمانچای موجب جدایی بخشهای بزرگی از قفقاز از ایران شدند.
عباسمیرزا با مشاهدهٔ برتری نظامی روسیه تلاش کرد ارتش ایران را اصلاح کند و دانش و فناوری اروپایی را وارد کشور کند.
در زمان محمدشاه و سپس ناصرالدینشاه نفوذ روسیه و بریتانیا در ایران افزایش یافت.
امیرکبیر تلاش کرد دستگاه دولت را اصلاح کند، هزینههای دربار را کاهش دهد، ارتش را سامان دهد و دارالفنون را ایجاد کند، اما بر اثر مخالفت درباریان برکنار و سپس کشته شد.
در دورهٔ ناصرالدینشاه اعطای امتیازات اقتصادی به خارجیان افزایش یافت. اعتراض به امتیاز تنباکو یکی از مهمترین جنبشهای مردمی این دوره بود.
در زمان مظفرالدینشاه مشکلات اقتصادی، استبداد سیاسی و نفوذ خارجی زمینهٔ جنبش مشروطه را فراهم کرد.
در سال ۱۲۸۵ خورشیدی فرمان مشروطیت صادر شد و مجلس شورای ملی تشکیل گردید.
محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست، اما مشروطهخواهان تهران را فتح کردند و او برکنار شد.
در دوران احمدشاه، ایران با دخالت روسیه و بریتانیا، جنگ جهانی اول، آشفتگی داخلی و ضعف حکومت مرکزی روبهرو بود.
کودتای ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن رضاخان سرانجام زمینهٔ پایان حکومت قاجاریه را فراهم کرد و در سال ۱۳۰۴ خورشیدی سلطنت قاجار رسماً برچیده شد.
نتیجه کلی کتاب:
تاریخ ایران در این دورهٔ طولانی، تاریخ پیوستهٔ تشکیل دولتهای قدرتمند، ضعف و فروپاشی آنها، حملات خارجی و سپس بازسازی قدرت سیاسی است.
مادها زمینهٔ نخستین دولت بزرگ ایرانی را فراهم کردند؛ هخامنشیان شاهنشاهی وسیعی ساختند؛ اشکانیان در برابر روم ایستادند؛ ساسانیان دولت متمرکز ایران را احیا کردند؛ پس از ورود اسلام، حکومتهای ایرانی دوباره پدید آمدند؛ صفویان وحدت سیاسی تازهای ایجاد کردند؛ و در دورهٔ قاجار ایران با مسئلهٔ رویارویی با قدرتهای نوین اروپایی و ضرورت اصلاحات سیاسی و اجتماعی مواجه شد.