قهرمان ها باز برای پاسخ پاسخ داده‌شده توسط سردبیر

جنگ یعقوب لیث صفاری با خلافت عباسی

کاربر مهمان قدیمی مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ ·
۶۰۴ بازدید۰ دیدگاه

در تاریخ آمده که عباسیان آب دجله رو به لشگرگاه یعقوب لیث منحرف کردند! چطوری؟ و با چه امکاناتی؟ جزییات این قضیه در تاریخ ذکر نشده؟ ممنون میشم اگه توضیح بدید

گفت‌وگو درباره خود پرسش

۰ دیدگاه درباره پرسش

برای نکته کوتاه؛ پاسخ پژوهشی را پایین‌تر بنویسید

هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.

پاسخ‌های انجمن

۱ پاسخ پژوهشی

شمشاد امیری خراسانی پژوهشگر تاریخ ·

درود.

بله، اصل ماجرای استفادهٔ عباسیان از آب برای دشوار کردن حرکت سپاه یعقوب لیث صفاری تاریخی است؛ اما تعبیر رایج «مسیر دجله را عوض کردند و آب را یکباره روی لشکر یعقوب انداختند» کمی اغراق‌آمیز و گمراه‌کننده است.

نبرد اصلی در سال ۲۶۲ق/۸۷۶م در دیرالعاقول، حدود ۸۰ کیلومتری جنوب‌شرقی بغداد، رخ داد. منطقه در کنار دجله و در میان زمین‌های بسیار حاصلخیز و کم‌ارتفاع عراق قرار داشت و شبکه‌ای گسترده از آب‌بندها، کانال‌ها و نهرهای کشاورزی در آن وجود داشت. ایرانیکا نیز تأکید می‌کند که عباسیان از آبگرفتگی زمین‌های پست پیرامون برای مختل کردن آرایش سپاه صفاری استفاده کردند.

جالب اینکه طبری حتی یک مورد دقیق‌تر را پیش از رسیدن یعقوب به دیرالعاقول ثبت کرده است.

هنگامی که یعقوب به نزدیکی واسط رسید، سردار عباسی مسرور بلخی آب‌بند یا خاکریز کنار دجله را شکافت تا آب وارد زمین‌های مسیر حرکت سپاه صفاری شود و پیشروی آنان را متوقف کند.

اما این نقشه در آن مرحله کاملاً موفق نشد؛ طبری می‌گوید یعقوب در محل ماند، شکاف آب‌بند را مرمت کرد و سپس توانست از دجله بگذرد و وارد واسط شود. این گزارش بسیار مهم است، چون دقیقاً نشان می‌دهد منظور از «آب انداختن» چه بوده: شکستن یک آب‌بند موجود، نه کندن یک رودخانهٔ تازه یا جابه‌جایی کامل دجله.

در خود نبرد دیرالعاقول نیز زمین به سود عباسیان بود. دیرالعاقول در ناحیه‌ای کشاورزی و کم‌ارتفاع کنار دجله قرار داشت. کلیفورد بازورث در دانشنامهٔ ایرانیکا، با استناد به طبری، مسعودی، ابن اثیر و دیگر منابع، می‌نویسد موفق عباسی توانست با آبگرفته کردن زمین‌های پست اطراف، استقرار و حرکت نیروهای یعقوب را دشوار کند.

پس از درگیری سنگین، سپاه یعقوب عقب نشست. برخی گزارش‌ها، به‌ویژه روایتی که به مسعودی برمی‌گردد، می‌گویند زمین پشت سر صفاریان نیز از پیش آبگرفته شده بود؛ در نتیجه هنگام عقب‌نشینی شماری از افراد در آب گرفتار یا غرق شدند. در همان هنگام عباسیان از راه دجله نیز به پشت سپاه صفاری حمله کردند و بخشی از باروبنه و تدارکات یعقوب از دست رفت.

اما این کار از نظر فنی چگونه ممکن بود؟

برای فهم آن باید جغرافیای عراق آن روزگار را در نظر گرفت. عراق مرکزی و جنوبی یک دشت بسیار هموار بود و کشاورزی آن با شبکهٔ عظیمی از سدهای کوچک، خاکریزها، آب‌بندها و کانال‌های منشعب از دجله و فرات انجام می‌شد. این شبکه حتی بخش بزرگی از زیرساخت‌های دورهٔ ساسانی را به ارث برده بود و در عصر عباسی همچنان فعال بود.

بنابراین لازم نبود هزاران نفر رود دجله را منحرف کنند. کافی بود در محل مناسبی:

خاکریز یا آب‌بند کنار رود شکافته شود → آب دجله وارد نهرها و زمین‌های پست شود → دشت صاف کشاورزی به گلزار، باتلاق و آبگیر تبدیل شود.

برای یک سپاه قرون وسطایی این وضعیت بسیار خطرناک بود. اسب‌ها و چهارپایان باربر در گل فرو می‌رفتند، صف سربازان از هم می‌پاشید، حرکت سواره‌نظام دشوار می‌شد و هنگام عقب‌نشینی نیز گذشتن از آبراه‌ها و زمین‌های آبگرفته بسیار سخت بود.

این شیوهٔ جنگی در عراق عجیب هم نبود. در همان سده، در جنگ عباسیان با شورشیان زنگ نیز بارها از شکستن کانال‌ها و آب‌بندها برای غرقاب کردن زمین و جلوگیری از حرکت سپاه دشمن استفاده شد. زیرساخت آبی عراق عملاً بخشی از میدان جنگ بود.

اما دربارهٔ پرسش شما که «با چه امکاناتی این کار را کردند؟»، منابع تاریخی جزئیاتی مانند تعداد کارگران، نوع بیل و کلنگ، اندازهٔ شکاف یا مدت زمان عملیات را ذکر نکرده‌اند.

طبری فقط نتیجهٔ عملیات را به‌طور روشن ثبت می‌کند: مسرور بلخی آب‌بند دجله را شکافت و زمین را آبگرفته کرد. بنابراین هر توضیحی فراتر از این، مانند اینکه «با فلان تعداد سرباز طی چند ساعت سد را شکستند»، بدون منبع خواهد بود.

احتمال زیاد این است که از نیروی سربازان، کارگران محلی و شبکهٔ آمادهٔ آب‌بندهای کشاورزی استفاده شده باشد. شکستن یک خاکریز کنار کانال یا رود نیز از ساختن یا منحرف کردن یک رودخانه بسیار ساده‌تر است.

یک نکتهٔ تاریخی مهم دیگر هم هست:

آب تنها علت شکست یعقوب نبود.

طبری گزارش می‌کند که نبرد بسیار سخت بود، یعقوب خود با سه تیر زخمی شد، شماری از فرماندهان برجستهٔ او کشته شدند و با رسیدن نیروهای تازه‌نفس عباسی موازنه تغییر کرد. همچنین بخشی از سپاه یعقوب در جنگ با شخص خلیفه و دستگاه خلافت تردید داشتند و در پایان آرایش صفاریان شکست. عباسیان نیز باروبنه و هزاران چهارپای باربر سپاه او را به دست آوردند.

بنابراین روایت دقیق‌تر این است:

عباسیان کل مسیر دجله را تغییر ندادند؛ آنان با استفاده از شبکهٔ آبیاری و شکستن آب‌بندهای دجله، زمین‌های پست مسیر و میدان نبرد را آبگرفته کردند. این تاکتیک ابتدا در نزدیکی واسط صریحاً در طبری ثبت شده و یعقوب حتی یک بار توانست آب‌بند را تعمیر و عبور کند. در دیرالعاقول نیز آبگرفتگی زمین به سود عباسیان تمام شد و عقب‌نشینی صفاریان را دشوار کرد؛ ولی شکست یعقوب حاصل مجموعه‌ای از عوامل نظامی، از جمله آبگرفتگی، برتری عددی دشمن، رسیدن نیروهای کمکی، حمله به تدارکات و تلفات سنگین بود.

پس آنچه در بعضی نوشته‌های امروزی به صورت «خلیفه با یک حیله آب دجله را ناگهان روی سپاه ایران انداخت و جنگ تمام شد» بیان می‌شود، روایت بیش از اندازه ساده‌شده‌ای از یک عملیات نظامی پیچیده‌تر است.

منابع پاسخ

پیوندها و ارجاع‌های ارائه‌شده همراه این پاسخ

۵ منبع
۰ ۰ ۰امتیاز

گفت‌وگو درباره این پاسخ

۰ نظر
دانش خود را به اشتراک بگذارید

پاسخ شما

پاسخی روشن بنویسید و برای ادعاهای کلیدی، راه بررسی منبع را نشان دهید.

برای ثبت پاسخ وارد حساب کاربری شوید.

با ورود یا ثبت‌نام، پاسخ مستند خود را با دیگر پژوهشگران به اشتراک می‌گذارید.