قهرمان ها باز برای پاسخ پاسخ داده‌شده توسط سردبیر

زبان اوستایی

مادین موکری مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ ·
۵۴۷ بازدید۰ دیدگاه

سه منطقه ی محدود،درسرزمین بزرگ آریاییها،گویش نزدیک به اوستایی دارند1-درسیم درکردستان ترکیه که با لهجه زازاکی صحبت می کنند2-هورامان درمثلث مریوان-پاوه-هلبچه3-تالش درشمال ایران. 1-چرا این سه منطقه مثل مناطق -حصارشده -یا-محافظت شده-هستند؟ 2-دررابطه با قوم هوری قطعا ارتباطی با مفاهیم فوق هست،این ارتباط میتواندبه چه صورت باشد؟ 33-میگویند:سور وسوری ه همان هوروهوری ه است،پس آیامیتوان گفت که سورانی همان هورانی است یاهورامان همان هوریان است؟

گفت‌وگو درباره خود پرسش

۰ دیدگاه درباره پرسش

برای نکته کوتاه؛ پاسخ پژوهشی را پایین‌تر بنویسید

هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.

پاسخ‌های انجمن

۱ پاسخ پژوهشی

شمشاد امیری خراسانی پژوهشگر تاریخ ·

درود.

این دیدگاه نکتهٔ جالبی را مطرح می‌کند، اما از دید زبان‌شناسی تاریخی باید چند بخش آن را اصلاح کرد.

نخست اینکه زازاکیِ درسیم، هورامی و تالشی را نمی‌توان «سه گویش باقی‌ماندهٔ اوستایی» یا سه گویش مستقیمِ نزدیک به اوستایی دانست.

اوستایی یک زبان ایرانیِ باستان است و همراه پارسی باستان یکی از دو زبان ایرانیِ کهن است که متن گسترده از آنها باقی مانده است. بیشتر پژوهشگران خاستگاه جغرافیایی زبان اوستایی را در شرق جهان ایرانی جست‌وجو می‌کنند، نه کردستان، تالش یا آناتولی شرقی. دانشنامهٔ ایرانیکا نیز می‌گوید اشاره‌های جغرافیایی اوستا عمدتاً به شرق فلات ایران و مرزهای هند و ایران مربوط‌اند.

اما دلیل شباهت‌هایی که شما دیده‌اید چیست؟

زازاکی، هورامی و تالشی هر سه زبان‌های ایرانی‌اند و در شاخهٔ شمال‌غربی خانوادهٔ زبان‌های ایرانی قرار می‌گیرند. در نتیجه بسیاری از واژه‌ها و ساختارهای آنها از همان زبان ایرانیِ نیاکانی سرچشمه گرفته‌اند که زبان اوستایی نیز یکی از خویشاوندان بسیار کهن آن بوده است.

پس اگر واژه یا ساختاری در هورامی، زازاکی یا تالشی به اوستایی شباهت داشته باشد، الزاماً به این معنا نیست که این زبان مستقیماً از اوستایی آمده است؛ ممکن است هر دو آن ویژگی را جداگانه از «ایرانیِ باستان» به ارث برده باشند.

برای مثال، ایرانیکا هورامی را کهن‌گراترین گونهٔ گروه گورانی می‌داند. همچنین گورانی و زازاکی از نظر تاریخی نزدیکی قابل توجهی دارند. دربارهٔ زازاکی حتی نظریه‌ای جدی وجود دارد که خاستگاه زبانی آن با گویش‌های کاسپی و نواحی شمال ایران مرتبط بوده است.

تالشی نیز یک زبان ایرانی شمال‌غربی است و برخی ویژگی‌های کهن را بسیار خوب نگه داشته است.

بنابراین مشاهدهٔ شما دربارهٔ «کهن‌گرایی» این سه زبان بی‌راه نیست؛ مسئله فقط این است که اصطلاح درست‌تر این است:

«این زبان‌ها شماری از ویژگی‌های کهنِ خانوادهٔ زبان‌های ایرانی را حفظ کرده‌اند.»

نه اینکه:

«اینها بقایای زبان اوستایی‌اند.»

این بخش از پرسش شما اتفاقاً از نظر زبان‌شناسی اجتماعی بسیار جالب است.

درسیم، هورامان و تالش هر سه دارای نواحی کوهستانی و نسبتاً دشوارگذر هستند. چنین جغرافیایی در بسیاری از نقاط جهان باعث می‌شود زبان‌ها و گویش‌های محلی در برابر گسترش زبان‌های پرقدرت پیرامونی مدت بیشتری دوام بیاورند.

هورامان نمونهٔ بسیار روشنی است.

دیوید مک‌کنزی نشان داده که هورامی امروز مانند یک «جزیرهٔ زبانی» در میان گویش‌های کردی قرار گرفته است. شواهد نشان می‌دهد که گورانی زمانی در پهنه‌ای بسیار گسترده‌تر رواج داشته، اما کردی به‌تدریج در بسیاری از آن مناطق گسترش یافته و هورامی بیشتر در محیط کوهستانی هورامان باقی مانده است.

دربارهٔ زازاکی نیز وضعی کمابیش مشابه دیده می‌شود. زازاکی در بخش‌هایی از آناتولی شرقی حفظ شده، در حالی که نزدیک‌ترین خویشاوندان تاریخی آن صدها کیلومتر دورتر در محدودهٔ زبان‌های ایرانی شمال‌غربی و کاسپی قرار دارند.

پس تعبیر «منطقهٔ حفاظت‌شده» اگر به معنای واقعی و سیاسی آن نباشد، به‌عنوان یک تشبیه جغرافیایی تا اندازه‌ای قابل فهم است:

کوهستان می‌تواند مانند یک پناهگاه زبانی عمل کند.

ولی این مناطق عمداً برای نگهداری زبان‌های باستانی «حصار» نشده‌اند؛ جغرافیا، ارتباط کمتر با مراکز بزرگ، ساختارهای اجتماعی محلی و ازدواج‌های درون‌منطقه‌ای در دوام زبان نقش داشته‌اند.

اینجا باید بسیار محتاط بود.

هوری‌ها مردمی بسیار کهن بودند که پیش از گسترش زبان‌های ایرانی در بخش‌هایی از شمال میان‌رودان، آناتولی شرقی و زاگرس شمالی زندگی می‌کردند.

اما زبان هوری (Hurrian) ایرانی و هندواروپایی نبود.

هوری با زبان اورارتویی خویشاوند بود و این دو را خانوادهٔ «هوری ـ اورارتویی» می‌نامند. ایرانیکا آنها را از زبان‌های غیرایرانیِ باستان معرفی می‌کند.

بنابراین:

هورامی ← زبان ایرانی شمال‌غربی
زازاکی ← زبان ایرانی شمال‌غربی
تالشی ← زبان ایرانی شمال‌غربی
هوری ← زبان غیرهندواروپاییِ هوری ـ اورارتویی

پس نمی‌توان از نظر زبان‌شناختی گفت «هورامی ادامهٔ زبان هوری است».

البته یک موضوع دیگر کاملاً ممکن است:

مردمان ایرانی‌زبان هنگامی که به غرب و شمال‌غرب فلات ایران گسترش یافتند، با جمعیت‌های کهن‌تری مانند هوری‌ها، اورارتویی‌ها، کاسی‌ها و دیگر مردمان زاگرس روبه‌رو شدند. در چنین فرایندی معمولاً جمعیت‌ها با یکدیگر آمیخته می‌شوند و زبان قدیمی می‌تواند بر زبان تازه اثر بگذارد.

بنابراین وجود یک «زیرلایهٔ هوری ـ اورارتویی» در برخی نام‌های جغرافیایی یا واژگان منطقه از نظر نظری ممکن است؛ اما هر واژه باید جداگانه و با قوانین آوایی بررسی شود.

شباهت چند واژه به تنهایی برای اثبات تبار هوری کافی نیست.

برای این ادعا تاکنون ریشه‌شناسی دانشگاهیِ پذیرفته‌شده‌ای وجود ندارد.

نام‌های Hawrāmān، Avromān و Owrāmān در منابع به شکل‌های مختلف ثبت شده‌اند، ولی صرف شباهت «هور» در هورامان با نام «هوری» دلیل نمی‌شود که هورامان به معنی «سرزمین هوریان» باشد.

برای اثبات چنین چیزی باید یک زنجیرهٔ تاریخی نشان داده شود:

نام هوری در یک متن کهن → شکل میانی همان نام در دوره‌های بعد → تحول آوایی منظم → Hawrāmān امروزی.

چنین زنجیره‌ای فعلاً در پژوهش‌های معیار زبان‌شناسی وجود ندارد.

باز هم خیر؛ دست‌کم چنین برابری‌ای اثبات نشده است.

در ریشه‌شناسی علمی نمی‌توان تنها بر اساس شباهت صدا گفت:

سور = هور = هوری.

باید نشان داده شود که تبدیل «ه» به «س» در همان زبان و همان دوره یک قانون آوایی منظم بوده و نمونه‌های متعدد دیگری نیز داشته است.

برای چنین تحول منظمی که «هوری» را به «سوری/سور» برساند، مدرک پذیرفته‌شده‌ای وجود ندارد.

خیر.

«سورانی» نام یکی از گونه‌های اصلی کردی مرکزی است. این نام با ناحیه و امارت تاریخی سوران پیوند دارد.

خود هورامی نیز از نظر زبان‌شناسی با سورانی یکی نیست. ایرانیکا هورامی را در گروه گورانی قرار می‌دهد، در حالی که سورانی در گروه کردی مرکزی قرار می‌گیرد.

این دو به علت چندین سده همسایگی بر یکدیگر تأثیر فراوان گذاشته‌اند، اما دو شاخهٔ جدا هستند.

حتی یکی از نکات جالب تاریخی این است که گورانی زمانی زبان ادبی مهمی در بخش‌هایی از کردستان بود و بعدها کردی سورانی جای آن را در بسیاری از حوزه‌ها گرفت.

پس:

سورانی ≠ هورامی
و
سوران ≠ هوران/هوری

دست‌کم بر اساس دانش زبان‌شناسی کنونی نمی‌توان اینها را صورت‌های مختلف یک نام واحد دانست.

اصل مشاهدهٔ شما یک بخش بسیار ارزشمند دارد:

زازاکی، هورامی و تالشی واقعاً زبان‌های ایرانی شمال‌غربی و دارای ویژگی‌های کهن هستند و جغرافیای کوهستانی در حفظ برخی از این زبان‌ها نقش داشته است.

به‌ویژه رابطهٔ تاریخی زازاکی و گورانی/هورامی و پیوند آنها با جهان زبان‌های کاسپی موضوعی جدی در زبان‌شناسی ایرانی است.

اما سه نتیجه را نباید از این موضوع گرفت:

۱. این زبان‌ها «بقایای مستقیم اوستایی» نیستند؛ شباهت آنها با اوستایی بیشتر از میراث مشترک ایرانی سرچشمه می‌گیرد.

۲. هورامی از زبان هوری مشتق نشده است؛ هورامی ایرانی و هوری غیرهندواروپایی است.

۳. برای یکی دانستن هوری، هورامان، سور، سوران و سورانی، تنها همانندی آوایی کافی نیست و تاکنون زنجیرهٔ ریشه‌شناختی پذیرفته‌شده‌ای که این نام‌ها را به یکدیگر برساند وجود ندارد.

پس می‌توان احتمال داد که مردمان و زبان‌های کهن هوری ـ اورارتویی بخشی از زیرلایهٔ جمعیتی و فرهنگی غرب و شمال‌غرب ایران بوده‌اند، اما تبدیل این احتمال تاریخی به معادله‌هایی مانند «هورامی = هوری» یا «سورانی = هورانی» با شواهد زبان‌شناختی کنونی سازگار نیست.

منابع پاسخ

پیوندها و ارجاع‌های ارائه‌شده همراه این پاسخ

۱۰ منبع
۰ ۰ ۰امتیاز

گفت‌وگو درباره این پاسخ

۰ نظر
دانش خود را به اشتراک بگذارید

پاسخ شما

پاسخی روشن بنویسید و برای ادعاهای کلیدی، راه بررسی منبع را نشان دهید.

برای ثبت پاسخ وارد حساب کاربری شوید.

با ورود یا ثبت‌نام، پاسخ مستند خود را با دیگر پژوهشگران به اشتراک می‌گذارید.