درود.
دربارهٔ «خون سیاوش، جامهٔ سیاه و محرم» چند موضوع با هم آمیخته شده که بهتر است از هم جدا شوند.
اصل «سوگ سیاوش» بسیار کهن است. سیاوش در اسطورهٔ ایرانی شاهزادهای بیگناه است که به ناحق کشته میشود و برای مرگ او آیینهای سوگواری برپا میشده است. گزارشهای مربوط به بخارا و سغد از سوگواری، نوحهخوانی و حتی رفتارهای آیینی برای سیاوش سخن میگویند. برخی پژوهشگران، از جمله احسان یارشاطر، میان این آیینهای کهن و برخی شکلهای نمایشی و سوگواری محرم در ایران همانندیهایی دیدهاند.
اما این به آن معنا نیست که «محرم از آیین سیاوش گرفته شده است».
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز میگوید تأثیر آیین سیاوش بر سوگواریهای ایرانیِ محرم پیشنهاد شده، ولی بعید است که سوگ سیاوش منشأ اصلی مراسم عاشورا بوده باشد؛ زیرا عزاداری امام حسین در محیط اسلامی و شیعی نیز روند تاریخی مستقل و کاملاً قابل توضیحی دارد.
دربارهٔ «سیاهپوشی» نکتهٔ جالبی وجود دارد. طبری، به نقل از روایات ایرانی، نوشته است که پس از کشته شدن سیاوش، «شادوس پسر گودرز» برای سوگ او جامهٔ سیاه پوشید و این کار در سنت ایرانی بهعنوان نمونهای بسیار کهن از سیاهپوشی در عزاداری یاد شده است.
ولی باید احتیاط کرد: طبری حدود هزار و چند صد سال پس از دورهٔ فرضی سیاوش مینوشت و خودِ سیاوش نیز شخصیت حماسی و اسطورهای است. بنابراین این گزارش نشاندهندهٔ یک «سنت ایرانی دربارهٔ منشأ سیاهپوشی» است، نه مدرک باستانشناختی که ثابت کند دقیقاً در چند هزار سال پیش مردم برای سیاوش پیراهن سیاه میپوشیدند.
در مورد محرم، سیاهپوشی بهطور مستقل در منابع اسلامی نیز ثبت شده است. برای نمونه در سال ۳۵۲ هجری/۹۶۳ میلادی، در دورهٔ آلبویه، هنگام برگزاری عمومی عاشورا در بغداد، مردم با جامههای سیاه و پاره در سوگ امام حسین به خیابان آمدند. پس برای سیاهپوشی محرم یک سابقهٔ روشن اسلامی نیز داریم.
یک اشتباه دیگر هم باید اصلاح شود:
«پیراهن سیاه نماد خون سیاوش است» تعبیر دقیقی نیست.
در داستان سیاوش، «خون سیاوش» معنای دیگری دارد. بر پایهٔ سنت حماسی، از زمینی که خون سیاوش بر آن ریخت، گیاهی رویید که «خون سیاوشان» نام گرفت. این تصویر نماد مرگِ انسان بیگناه و زایش دوبارهٔ زندگی از خون اوست.
بنابراین:
سیاه = نماد سوگ و عزا
خون سیاوش = نماد شهادتِ بیگناه و در برخی تفسیرها مرگ و باززایی
این دو را نباید یکی دانست.
البته شباهت سیاوش و امام حسین سبب شده در فرهنگ ایرانی این دو الگوی سوگ گاهی به یکدیگر نزدیک شوند: هر دو شخصیتهایی بلندمرتبه و بیگناهاند که با خیانت کشته میشوند، مرگشان سوگواری و طلب خونخواهی ایجاد میکند و اسب، نوحه، گریستن و نمایش آیینی در روایتهای مربوط به آنان جایگاه پیدا میکند.
حتی ایرانیکا اشاره میکند که عبارت «خون سیاوش» در دستکم یکی از متنهای تعزیه نیز وارد شده است. این نکته نشان میدهد که سنت حماسی ایران و فرهنگ شیعی در دورههای بعد واقعاً میتوانستند بر یکدیگر اثر بگذارند.
پس جمعبندی:
بله، ایران پیش از اسلام سنت کهنی از «سوگ سیاوش» داشته و در منابع ایرانی، سیاهپوشی نیز با مرگ سیاوش پیوند داده شده است.
بله، برخی عناصر آیینهای سوگ ایرانی احتمالاً بر شکل ایرانیِ تعزیه و عزاداری اثر گذاشتهاند.
اما نمیتوان گفت «پیراهن سیاه محرم همان لباس سوگ سیاوش است» یا «عاشورا از سوگ سیاوش ساخته شده است». برای چنین نتیجهٔ مستقیمی سند کافی وجود ندارد.
دقیقتر این است که بگوییم:
آیین عاشورا ریشهٔ اسلامی و شیعی خود را دارد، ولی هنگامی که در ایران گسترش یافت، با سنت بسیار کهن ایرانیِ سوگواری برای قهرمانان مظلوم ــ که سیاوش مهمترین نمونهٔ آن است ــ برخورد کرد و احتمالاً برخی عناصر فرهنگی و نمایشیِ ایرانی نیز وارد شکل محلی عزاداری و تعزیه شدند.
درود.
دربارهٔ «خون سیاوش، جامهٔ سیاه و محرم» چند موضوع با هم آمیخته شده که بهتر است از هم جدا شوند.
اصل «سوگ سیاوش» بسیار کهن است. سیاوش در اسطورهٔ ایرانی شاهزادهای بیگناه است که به ناحق کشته میشود و برای مرگ او آیینهای سوگواری برپا میشده است. گزارشهای مربوط به بخارا و سغد از سوگواری، نوحهخوانی و حتی رفتارهای آیینی برای سیاوش سخن میگویند. برخی پژوهشگران، از جمله احسان یارشاطر، میان این آیینهای کهن و برخی شکلهای نمایشی و سوگواری محرم در ایران همانندیهایی دیدهاند.
اما این به آن معنا نیست که «محرم از آیین سیاوش گرفته شده است».
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز میگوید تأثیر آیین سیاوش بر سوگواریهای ایرانیِ محرم پیشنهاد شده، ولی بعید است که سوگ سیاوش منشأ اصلی مراسم عاشورا بوده باشد؛ زیرا عزاداری امام حسین در محیط اسلامی و شیعی نیز روند تاریخی مستقل و کاملاً قابل توضیحی دارد.
دربارهٔ «سیاهپوشی» نکتهٔ جالبی وجود دارد. طبری، به نقل از روایات ایرانی، نوشته است که پس از کشته شدن سیاوش، «شادوس پسر گودرز» برای سوگ او جامهٔ سیاه پوشید و این کار در سنت ایرانی بهعنوان نمونهای بسیار کهن از سیاهپوشی در عزاداری یاد شده است.
ولی باید احتیاط کرد: طبری حدود هزار و چند صد سال پس از دورهٔ فرضی سیاوش مینوشت و خودِ سیاوش نیز شخصیت حماسی و اسطورهای است. بنابراین این گزارش نشاندهندهٔ یک «سنت ایرانی دربارهٔ منشأ سیاهپوشی» است، نه مدرک باستانشناختی که ثابت کند دقیقاً در چند هزار سال پیش مردم برای سیاوش پیراهن سیاه میپوشیدند.
در مورد محرم، سیاهپوشی بهطور مستقل در منابع اسلامی نیز ثبت شده است. برای نمونه در سال ۳۵۲ هجری/۹۶۳ میلادی، در دورهٔ آلبویه، هنگام برگزاری عمومی عاشورا در بغداد، مردم با جامههای سیاه و پاره در سوگ امام حسین به خیابان آمدند. پس برای سیاهپوشی محرم یک سابقهٔ روشن اسلامی نیز داریم.
یک اشتباه دیگر هم باید اصلاح شود:
«پیراهن سیاه نماد خون سیاوش است» تعبیر دقیقی نیست.
در داستان سیاوش، «خون سیاوش» معنای دیگری دارد. بر پایهٔ سنت حماسی، از زمینی که خون سیاوش بر آن ریخت، گیاهی رویید که «خون سیاوشان» نام گرفت. این تصویر نماد مرگِ انسان بیگناه و زایش دوبارهٔ زندگی از خون اوست.
بنابراین:
سیاه = نماد سوگ و عزا
خون سیاوش = نماد شهادتِ بیگناه و در برخی تفسیرها مرگ و باززایی
این دو را نباید یکی دانست.
البته شباهت سیاوش و امام حسین سبب شده در فرهنگ ایرانی این دو الگوی سوگ گاهی به یکدیگر نزدیک شوند: هر دو شخصیتهایی بلندمرتبه و بیگناهاند که با خیانت کشته میشوند، مرگشان سوگواری و طلب خونخواهی ایجاد میکند و اسب، نوحه، گریستن و نمایش آیینی در روایتهای مربوط به آنان جایگاه پیدا میکند.
حتی ایرانیکا اشاره میکند که عبارت «خون سیاوش» در دستکم یکی از متنهای تعزیه نیز وارد شده است. این نکته نشان میدهد که سنت حماسی ایران و فرهنگ شیعی در دورههای بعد واقعاً میتوانستند بر یکدیگر اثر بگذارند.
پس جمعبندی:
بله، ایران پیش از اسلام سنت کهنی از «سوگ سیاوش» داشته و در منابع ایرانی، سیاهپوشی نیز با مرگ سیاوش پیوند داده شده است.
بله، برخی عناصر آیینهای سوگ ایرانی احتمالاً بر شکل ایرانیِ تعزیه و عزاداری اثر گذاشتهاند.
اما نمیتوان گفت «پیراهن سیاه محرم همان لباس سوگ سیاوش است» یا «عاشورا از سوگ سیاوش ساخته شده است». برای چنین نتیجهٔ مستقیمی سند کافی وجود ندارد.
دقیقتر این است که بگوییم:
آیین عاشورا ریشهٔ اسلامی و شیعی خود را دارد، ولی هنگامی که در ایران گسترش یافت، با سنت بسیار کهن ایرانیِ سوگواری برای قهرمانان مظلوم ــ که سیاوش مهمترین نمونهٔ آن است ــ برخورد کرد و احتمالاً برخی عناصر فرهنگی و نمایشیِ ایرانی نیز وارد شکل محلی عزاداری و تعزیه شدند.