قهرمان ها باز برای پاسخ پاسخ داده‌شده توسط سردبیر

کرد های کرمانج رودبار

امیر مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ ·
۵۸۸ بازدید۰ دیدگاه

با عرض سلام نژاد کرد های کرمانج رودبار چیست و نحوه مهاجرت ان ها را توضیح دهید

گفت‌وگو درباره خود پرسش

۰ دیدگاه درباره پرسش

برای نکته کوتاه؛ پاسخ پژوهشی را پایین‌تر بنویسید

هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.

پاسخ‌های انجمن

۱ پاسخ پژوهشی

شمشاد امیری خراسانی پژوهشگر تاریخ ·

درود.

اگر منظورتان کردهای کرمانجِ شهرستان رودبار گیلان، به‌ویژه عمارلو، خورگام، رحمت‌آباد و پیرامون منجیل و پیرکوه است، باید گفت که از نظر تاریخی آنان بخشی از جمعیت کُرد ایران‌اند و زبان کرمانجی آنان نیز از شاخهٔ زبان‌های ایرانیِ غربی و گروه کردی است.

البته اصطلاح «نژاد» برای این موضوع چندان علمی نیست. در انسان‌شناسی امروز بهتر است از «تبار تاریخی، قوم و زبان» سخن بگوییم؛ زیرا هیچ قوم امروزی یک نژاد خالص و یکدست نیست.

مهم‌ترین گروه‌های کردی که در منابع تاریخی برای رودبار و جنوب گیلان نام برده شده‌اند، «عمارلو» و «رشوند/ریشوند» هستند.

۱ـ رشوندها

بر پایهٔ گزارش رابینو که دانشنامهٔ ایرانیکا نیز نقل کرده، گروه‌هایی از کردهای رشوند در زمان شاه عباس یکم صفوی، یعنی حدود اواخر سدهٔ شانزدهم و اوایل سدهٔ هفدهم میلادی، به نواحی رودبار، رحمت‌آباد و عمارلو کوچانده شدند.

رابینو رشوندها را با کردهای بابانِ ناحیهٔ سلیمانیه پیوند می‌دهد. بنابراین بخشی از کردهای رودبار می‌توانند پیشینه‌ای در نواحی کردستان غربی داشته باشند.

۲ـ عمارلوها

عمارلو یکی از طایفه‌های کردی مهم ایران است که هم در خراسان و هم در گیلان شناخته شده است.

در دورهٔ شاه عباس صفوی شمار زیادی از طایفه‌های کرد، از جمله عمارلو، زعفرانلو، شادلو و چند گروه دیگر، برای پاسداری از مرزهای شمال‌شرقی ایران در برابر ازبکان به خراسان کوچانده شدند.

بخش‌هایی از این جمعیت بعدها در ناحیهٔ قوچان، شیروان، بجنورد و پیرامون نیشابور جای گرفتند.

سپس گروه‌هایی از کردهای عمارلو به گیلان و رودبار انتقال یافتند. دربارهٔ زمان دقیق این کوچ میان منابع اختلاف وجود دارد: برخی آن را به شاه عباس یکم نسبت می‌دهند و برخی، از جمله راولینسون و فورتسکیو، انتقال عمده را در دورهٔ نادرشاه افشار می‌دانند.

دانشنامهٔ ایرانیکا نیز صریحاً این اختلاف منابع را ذکر می‌کند.

با این حال روشن است که در دورهٔ افشاری، گروه‌هایی از کردهای خراسان و قوچان به جنوب گیلان منتقل شدند و در رودبار جای گرفتند. یکی از انگیزه‌های این جابه‌جایی‌ها استفاده از طوایف جنگاور برای پاسداری از راه‌ها، مرزها و نواحی راهبردی شمال ایران بود.

بنابراین برای بخشی از کرمانج‌های رودبار می‌توان مسیر تاریخی را تقریباً چنین خلاصه کرد:

کردستان و غرب ایران
→ کوچ اجباری به خراسان در دورهٔ صفوی
→ قوچان و نواحی خراسان
→ انتقال گروه‌هایی به رودبار و جنوب گیلان در دوره‌های بعد، به‌ویژه زمان نادرشاه.

البته همهٔ کردهای رودبار الزاماً همین مسیر را طی نکرده‌اند؛ زیرا رشوندها و برخی گروه‌های دیگر مستقیماً در دورهٔ صفوی به گیلان منتقل شده بودند.

عمارلوها تا سدهٔ نوزدهم هنوز تا اندازه‌ای کوچ‌رو بودند. راولینسون که در سال ۱۸۳۸ از منطقه دیدن کرد، می‌نویسد آنان زمستان را در پیرامون سفیدرود و تابستان را در کوهستان‌های اطراف می‌گذراندند.

تا اوایل سدهٔ بیستم بیشتر آنان یکجانشین شده بودند. فورتسکیو حدود ۱۶۰۰ خانوار عمارلو را در نزدیک به پنجاه روستا، از منجیل تا پیرکوه، ثبت کرده است.

از تیره‌های عمارلو نیز نام‌هایی مانند:

شاه‌قولانلو
بیشانلو
شمکانلو
بهادُرلو
استاجانلو

در منابع ثبت شده است.

این حضور چنان پررنگ شد که یکی از بخش‌های شهرستان رودبار هنوز «عمارلو» نام دارد.

از نظر زبانی نیز کرمانجی یک زبان ایرانی است، نه ترکی یا عربی. زبان‌شناسان آن را «کردی شمالی» می‌نامند و آن را در خانوادهٔ زبان‌های ایرانی و شاخهٔ هندواروپایی قرار می‌دهند.

پس اگر پرسش این باشد که «اصل کردهای کرمانج رودبار چیست؟»، پاسخ کوتاه چنین است:

کردهای کرمانج رودبار یک جمعیت کُرد ایرانی‌اند که بخش مهمی از آنان به طایفهٔ عمارلو و بخشی نیز به رشوندها و گروه‌های کردی دیگر تعلق دارند. حضور کنونی آنان در گیلان بیشتر حاصل کوچ‌های سیاسی و نظامی دورهٔ صفوی و افشاری است. بخشی از عمارلوها ابتدا از نواحی کردستان به خراسان منتقل شدند و سپس گروه‌هایی از آنان به رودبار آمدند، در حالی که بعضی گروه‌های رشوند از زمان شاه عباس در جنوب گیلان مستقر شده بودند.

بنابراین آنان را نباید «بومی چند هزار سالهٔ رودبار» به معنای دقیق تاریخی دانست؛ پیش از این مهاجرت‌ها، در بخش‌هایی از رودبار جمعیت‌های تات، دیلمی، گیلک و دیگر مردمان بومی منطقه حضور داشتند. ولی کردهای رودبار نیز اکنون چندین سده است که بخشی از بافت تاریخی و فرهنگی گیلان و رودبار شده‌اند.

همچنین ادعاهایی که گاهی عمارلوها را مستقیماً بازماندهٔ «آماردهای باستان» می‌دانند، از نظر زبان‌شناسی و تاریخ اثبات نشده است و شباهت دو نام «عمارلو» و «آمارد» برای اثبات چنین نسبتی کافی نیست.

منابع پاسخ

پیوندها و ارجاع‌های ارائه‌شده همراه این پاسخ

۵ منبع
۰ ۰ ۰امتیاز

گفت‌وگو درباره این پاسخ

۰ نظر
دانش خود را به اشتراک بگذارید

پاسخ شما

پاسخی روشن بنویسید و برای ادعاهای کلیدی، راه بررسی منبع را نشان دهید.

برای ثبت پاسخ وارد حساب کاربری شوید.

با ورود یا ثبت‌نام، پاسخ مستند خود را با دیگر پژوهشگران به اشتراک می‌گذارید.