جایگاه زبان پارسی در گروه زبان های آریایی (بخش هفتم)

زبان پارسی
زبان پارسی

برای دیدن بخش ششم اینجا کلیک کنید

واژه اوستایی (puiti) به معنی پوسیدن و گندیدن است که ریشه فعل (پوسیدن) در زبان پارسی دری از همین ریشه است. اکنون به واکاوی ریشه این فعل در زبان دیگر کشورهای آریایی می پردازیم این واژه در زبان های انگلیسی، ایرلندی و ایسلندی به گونه (putrefy) در زبان فرانسوی (putrefier) در زبان ایتالیایی (putrefarsi) در زبان پرتغالی (putrefazer) در زبان رومانیایی (potrezeasca) و نیز در زبان لیتوانیایی (put) گویش می شود.


در زبان اوستایی واژه (ughra) به کار به معنی (درنده و وحشی) به کار می رود این واژه در دیگر زبان های گروه آریایی به معنی (غول و آدم وحشی ) به دین سان بکار میرود. این واژه در زبا نهای انگلیسی، ایرلندی، فرانسوی، ایسلندی و سوئدی به گونه (ogre) گویش می شود و با نگاه ویژه به قانون قلب مانند واژه (روژ در زبان کردی به معنی روز = ژور در زبان فرانسوی) این واژه با رویکرد (توجه) به این قانون، در زبان های ایتالیایی و پرتقالی به گونه (orgo) گویش می شود. واژه دیگری که بدان می پردازیم واژه روستا به معنی جایگاهی برای (رستن و روئیدن) است این واژه در زبان انگلیسی، ایرلندی و ایسلندی (rostic) در ایتالیایی، پرتغالی، اسپانیایی (rustico) در نروژی (rustikk) در سوئدی (rustik) در دانمارکی (rustikke) در فرانسوی (rustique) در آلمانی (rustikal) در هلندی (rustiek) گویش می شود.
درود ما بر سرزمین همیشه جاوید ایران

در گزارش های آغازین گفته شد که در راه آشنایی بیشتر خوانندگان گرامی با گروه زبان آریایی از زبان های بومی ایران نیز بهره خواهیم گرفت تا ارزش زبا نهای بومی ایران که در گروه بزرگ زبان های آریایی می باشند هرچه بیشتر از پیش برای ما آشکار و هویدا گردد. در این گزارش به واژه های هم بهر(مشترک) زبان (لری) با زبان انگلیسی و دیگر زبان های آریایی می پردازیم. برای این کار از کتاب (پیوند واژه های لری با دیگر واژه های آریایی انتشارات بلخ نوشته پژوهشگر گرامی ایرج محرر) و نیزاز روزنامه صدای ملت استان لرستان تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ نوشته علی رضا باژدان بهره می گیریم.

واژه (kot kot) در زبان لری به معنی تکه تکه و بریده بریده می باشد که در زبان انگلیسی بگونه (cut cut) گویش می شود . واژه (gez) در زبان لری به معنی خیره نگاه کردن و زل زدن می باشد این واژه در انگلیسی و ایرلندی به گونه (gaze) بکار می رود. واژه (گریو) در زبان لری به معنی گریستن و غمگین بودن می باشد این واژه در زبان انگلیسی (grieve) که به معنی اندوهگین کردن است، گویش می شود جالب است بدانیم این واژه در زبان اسپانیایی (agrivo) و در فرانسوی و هلندی (grif) به معنی شکایت کردن بکار می رود. واژه (لیر) در زبان لری به معنی پناهگاه است که در زبان انگلیسی (lair) گویش می شود. واژه (آولی آو) در زبان لری به معنی (آمیخته و درهم) بکار می رود این واژه در زبان انگلیسی (olio) خوانده می شود. واژه (پرپیت) در زبان لری به معنی بال بال زدن است که در زبان انگلیسی به گونه (pit a pat) بکار می رود. واژه (سور) در لری به معنی سفت و سخت می باشد. این واژه در انگلیسی (severe) بکار می رود. واژه (شکو) در زبان لری به معنی تکان است. این واژه در زبان انگلیسی (shake) گویش می شود.واژه (کالم) در لری به معنی ستون است که در انگلیسی (column) در ایتالیایی (colonna) در پرتغالی (coluna)بکار می رود. واژه (گرداله) در زبان لری به معنی گرده و کمر می باشد که در پارسی هنوز بکار می رود. این واژه در انگلیسی و دیگر زبا نهای آریایی به معنی کمر و کمر بندر به دین سان بکار میرود در انگلیسی و نروژی (girdle) در سوئدی (gordel) در هلندی (omgorden) و در آلمانی (gortel) گویش میشود.

در دنباله گزارش پیشین به بررسی واژه های بومی ایران و همانندی آنها با زبانهای گروه آریایی می پردازیم واژه (پرچ) در زبان لری به معنی پاک و پاک کردن می باشد این واژه در زبان های انگلیسی، ایرلندی، دانمارکی و فرانسوی (purge) در ایتالیایی، پرتغالی، اسپانیایی و کاتالانیایی (purga) به معنی پاک کردن و پالایش بکار می رود. واژه (pel) در زبان لری و لکی به معنی گیسو و مو و در زبان کردی سقز (palka) به معنی گیسوی بافته شده می باشد. هم چنین این واژه در زبان فیشوری (paluk) گویش می شود. این واژه در زبان ایتالیایی (pelo) در لیتوانیایی (plaukai) در رومانیایی (per) پس از دگر دیسی (تبدیل) واک (ر) به واک (ل) که در زبان های آریایی بسیار روامند است، گویش می شود. واژه (paty) در گویش های لکی،لری،شوشتری،تفرشی،آشتیانی،شیرازی و کازرونی به معنی تهی و برهنه بکار میرود. این واژه در زبان انگلیسی بگونه (empty) به معنی تهی و خالی گویش می شود. واژه (روژ) (roj) در زبان کردی به معنی روز می باشد. این واژه با رویکرد به قانون دگرگونی مانند واژه (ملخ) که در زبان ارمنی (مخل) گویش می شود، در زبان فرانسوی به گونه (jour) درآمده است. از این واژه واژه های (ژورنال = روزنامه، ژورنالیست = روزنامه نگار و آباژور = روشنایی افکن و…) در زبان فرانسوی ساخته شده است. این واژه در زبان ایتالیایی پس از دگردیسی واک (j) به واک (g) به گونه (giorno)=(جورنو) گویش می شود.شاید نام خانوادگی (ویسی) را در میان خوزستانی ها و بختیاری ها شنیده باشین. این واژه برگرفته از واژه (vis) اوستایی به معنی روستا و دهکده است، ساخته شده است. نام روستاهایی مانند ویس آباد در مراغه،ویستان در زنجان،ویس رود در فومن،ویسمان در ساوه ویسمه در سنندج نیز ریشه در همین واژه اوستایی دارند. این واژه در زبان بلاروسی (viska) در لهستانی (wies) در روسی کهن و زبان چکی و اسلواکیایی (ves) به معنی روستا بکار می رود.همچنین در زبان چکی واژه (vesnici) به معنی کد خدا گویش می شود.امید است که با این نمونه ها گستردگی گروه زبان های آریایی برای خوانندگاه هرچه بیشتر از پیش آشکارتر گردیده باشد.

برای دیدن بخش هشتم اینجا کلیک کنید

پژوهشگر آقای سعید کریمی یکی از شاگردان استاد جنیدی

با سپاس از آقای کریمی که این مقاله خود را در اختیار پارسیان دژ قرار دادند.

آقای سعید کریمی
آقای سعید کریمی

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 تعداد نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین دیدگاه ها
دیدگاه با بیشترین پاسخ
1 تعداد نویسندگان دیدگاه
نرگس پرچ نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
اطلاع از
نرگس پرچ
مهمان
نرگس پرچ

باسلام به اطلاع اینجانب برسانم در معنی پرچ که با کسره خوانده میشود. باتوجه به تحقیقات اینجانب و کمک های استاد زحمت کشم به معنی واقعی پرچ پی بردیم به معنی 《پیردانا》است . که درحال حاضریکی از نام خانوادگی های مشهور درشهرستان فیروزکوه واقع دراستان تهران میباشد .قدمت چندهزار ساله دارد.