جایگاه زبان پارسی در گروه زبان های آریایی (بخش پنجم)

زبان پارسی
زبان پارسی

برای دیدن بخش چهارم اینجا کلیک کنید

بایسته به یاد آوری است که واژه های ( پدر و مادر) در زبانهای اوستایی، سنسکریت، کردی، لری، گیلکی، خراسانی، انگلیسی، آلمانی، لاتینی، سوئدی، نروژی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، ارمنی و…. بسیار همانند هم و از ریشه اوستایی و سنسکریتی هستند.

اکنون به واژه دیگری می پردازیم. نام ( کوی سر با فتح کاف و سین ) در هزاره دوم پیش از میلاد در نوشته ها و کتیبه های مصری یافت شده است که آشکارا ایرانی است و با کیسار در کتیبه های میان رودانی برابری دارد. این واژه در زبان گوتیک (زبان کهن آلمان) به گونه ( کای زر ) ودر زبان لاتین به گونه ( سزار) دگر دیس شده است. { آریاییان مردم کاشی پارس ها و دیگر ایرانیان دکتر درخشانی رویه ۴۱۵ و ۴۱۸ } . بایسته به یاد آوری است که این واژه در زبان عبری و آرامی به ( قیصر ) در آمده است و به جایگاه قیصر ( قصر ) گفته شده است که امروزه در زبان عربی بسیار کاربرد دارد.

در زبان اوستایی واژه ( کوی با فتحه کاف ) در معنی شاه به کار میرفته و در پارسی باستان و پارسی میانه واژه ( کی ) و در گویش کهن تبری ( کیا ) همین مفهوم را داشته است. در زبان پارسی واژه های ( کی، کیا، کیان ) در معنی پادشاه کار برد بسیار داشته است که در کتیبه بیستون نیز نمونه آن بکار رفته است. خاورشناسان اروپایی و پژوهندگان ایرانی اتفاق نظر دارند که واژه های ( کینگ ) انگلیسی و ( کونگ ) آلمانی و واژه های مشابه رایج در کشور های اسکاندیناوی و ایسلند و آلمان و برخی کشور های دیگر همه ریشه در واژه دیر پای ( کوی و کی ) دارند { واژه های ایرانی در زبان سوئدی دکتر آذران رویه ۱۰۸ واژه های ایرانی در زبان انگلیسی دکتر سجادیه رویه ۳۷ } نیاز به یاد آوری است که نام های ( کی خسرو ) ( کی + آنوش = کیانوش ) ( کی + آرش = کیارش ) و… همگی ریشه در این واژه دارند.

یاد آوری
نگارنده برای یاد آوری و همچنین برای کسانی که تا کنون به این گزارش ها با رویکرد ویژه و دانشی نگریسته اند آرمان خویش را بازگو می کند. همانگونه که در آغاز نوشتار گفته شد زبان های جهان به گروه های گوناگونی بخش می شوند که بزرگترین و گسترده ترین گروه زبانی، زبان گروه آریایی می باشد که زبان دانشی جهان امروز مانند ( انگلیسی، فرانسوی، یونانی، لاتین، آلمانی ) همگی در گروه زبان های آریایی جای دارند.
همچنین گفته شد که زبان گات های اوستا و ریگ ودای هندوستان کهن ترین سروده های آریاییان می باشد بگونه ای که حتی یک واژه
غیر آریایی در اوستا یافت نشده است. زبان پارسی امروز ریشه در زبان اوستایی و پارسی هخامنشی و زبان مادی و پارسی پهلوی و سغدی و… دارد که همگی این زبانها در گروه زبان های آریایی هستند. به این معنی که نیای زبان پارسی (گات های اوستا) نیای زبانهای آریایی جهان هست. به زودی کتابی بر پایه دانش های گوناگون مانند زمین شناسی، ستاره شناسی باستانی، آب و هوای باستان شناسی، زبان شناسی و از همه مهم تر دانش ژنتیک منتشر خواهد شد که ثابت می کند همه این آریایی ها از ایران به دیگر نقاط جهان کوچ کرده اند. دکتر فریدون جنیدی درکتاب زندگی و مهاجرت آریاییان در پا برگی رویه ۶۷ باز گفتی از فرنشین (رئیس) انجمن زبان شناسی انگلستان را آورده اند که بسیار شایسته و سزاوار ژرف نگری و تیز بینی است که نگارنده نیز به همان گونه برای خوانندگان گرامی بازگو می کند. (( پروفسور هارولد والتر رئیس انجمن فقه الغه {زبان شناسی} انگلستان در رساله زبان پارسی خود در کتاب میراث ایران صفحه ۲۸۷ ترجمه دکتر معین می گوید که دانشجوی انگلیسی هم که بخواهد زبان مادری خود را نیک تحصیل کند، بایستی از کتیبه های پارسی باستان اطلاعاتی به دست آورد )) . کوشش ما در نوشتن این گزارش ها این است که به بررسی و واکاوی این (جستار = موضوع) بپردازیم. خواننده گرامی با پی گیری و ژرف اندیشی خود به آسانی خواهد دید که چگونه ریشه زبان های آریایی در ایران و حتی زبان های بومی ایران است. برای نمونه در خواهد یافت چگونه ریشه برخی واژه های کهن فرانسوی در زبان های مازندرانی و گیلانی و هرزندی هستی گرفته است و اصلا بر پایه پیشرفته ترین پژوهش ها ثابت شده است نژاد (گل) فرانسوی همان گیلانی های شمال ایران هستند و نیز ریشه برخی واژه های آلمانی و ایتالیلیی و انگلیسی را در زبان های کردی و لری و بختیاری و راجی و سیستانی و…به آسانی باز خواهد یافت. خواننده گرامی خود خواهد دید که نژاد مردم کشور های اسکاندیناوی همان سکاهای ایرانی تبار هستند و نیز در خواهد یافت چرا فردوسی بزرگ به رستم ( رستم سگزی ) می گفته است و نام فامیلی های سگوند، اسکینی، ساکی، سگزآبادی ( سکستان = نام کهن سیستان ) و… همگی ریشه در نام تیره آریایی سکاهای ایرانی دارد برای نمونه واژه ( Athan) اوستایی در زبان سکستانی (Asan) به معنی سپس در زبان انگلیسی بگونه (then) خوانده می شود سپس ها که وارد گویش اوستایی بشومیم نگارنده نکیژش (توضیح) خواهد داد که چرا همواره میگویند واک (th) را در زبان انگلیسی مانند واک (ث) خوانده شود.

در گزارش های پیشین اگر به یاد داشته باشین گفتیم که فعل های ( است، ایستادن، ایستاندن) در زبان های آریایی بسیار همانند هم هستند و واژه های فراوانی با آنها ساخته شده است اگر ما زبان پارسی خویش را نیک میشناختیم به آسانی هرچه بیشتر زبان های اروپایی به ویژه زبان انگلیسی را می آموختیم. برای نمونه در زبان پارسی افزون بر خود فعل (است) صدای (e) نیز به معنی (است) می باشد مانند اینکه از شما بپرسند درون این بسته چیه؟ شما در پاسخ خواهید گفت مثلا درون این بسته یک (Sibe) (سیب) یعنی صدای (e) در اینجا به معنی (است) بکار می برید که خود ریشه در زبان اوستایی و پارسی هخامنشی دارد که در جای خود به آن نیز میپردازیم. اکنون با دانستن این جستار به واکاوی فعل (است) در زبان های آریایی دیگر میپردازیم.
این فعل در زبان های فرانسوی و لاتین بگونه (Est) در زبان رومانیایی (Este) در زبان آلمانی (Ist) در زبان انگلیسی و هلندی (Is) در زبان اسپانیایی و کاتالانیایی (Es) در زبان پرتقالی و ایتالیایی مانند مثالی که در زبان پارسی آوردیم بگونه (e) و در زبان نروژی، ایسلندی و دانمارکی نیز همچنین بگونه (er) گویش میشود. جالب است که بدانیم هنوز لران گرامی زمانی که میخواهند مثلا بگویند اینجا آب است می گویند ( ایجا او هیسا) اکنون خود واژه (هیسا) لری را با (Ist) آلمانی و (Is) انگلیسی و هلندی همسنجی (مقایسه) کنید!؟

اکنون برای اینکه خوانندگان گرامی نیک دریابند که چرا گروه زبان آریایی بزرگترین و گسترده ترین زبان جهانی است و همانگونه که گفته شد همه این زبانها ریشه در ایران دارند یک نمونه شمارگانی (مثال عددی) را نگارنده نکیژش (توضیح) می دهد. شماره سه در زبان اوستایی به گونه (Thiri) آورده شده است حتی سروده ای در زبان پارسی دری است که به شماره سیصد بگونه (تیریصد) آمده است. اکنون این واژه را در دیگر زبانهای آریایی واکاوی میکنیم تا خویشاوندان خویش در اروپا را بهتر بشناسیم این واژه در زبان کاتالانیایی (Tres) در زبان کرواسی (Tri) در زبان سوئدی، دانمارکی، ایتالیایی و نروژی (Tre) در زبان انگلیسی و ایسلندی (Three) در زبان فرانسوی (Trois) در زبان لاتین، پرتقالی و اسپانیایی (Tres) در زبان ایرلندی (Tri) در زبان رومانیایی (Trei) ودر زبانهای آلمانی و هلندی پس از دگردیس واک (T) به واک (D) به گونه (Drei Drie) گویش می شود.

نمونه دیگر شماره (Do = 2) می باشد اکنو به واکاوی این شماره در دیگر زبانهای گروه آریایی یعنی زبان عمو زاده های خویش می پردازیم این واژه در زبان های دیگر آریایی به این گونه ها گویش می شود. در کاتالانیایی (Dues) در کرواسی (Dva) در نروژی و دانمارکی ( To) در هلندی (Twee) در انگلیسی (Two) در فرانسوی (Deux) در آلمانی (Zwei) در ایسلندی (Tveir) در ایتالیایی (Due) در لاتین (Duo) در لیتوانی ( Divi) در رومانیایی (Doua) در اسپانیایی (Dos) در سوئدی ( Tve). بایسته به یاد آوری است که واک های (T،D،Z) در گویش های گوناگون آریایی به یکدیگر تبدیل می شوند اگر خوانندگان گرامی آهنگ شمارگان پارسی و ریشه اوستایی آن را نیک بیاموزند برای نمونه می توانند در کمتر از یک نیم روز شمارگان زبان ایتالیایی را بیاموزند.

خوانندگان گرامی اگر به یاد داشته باشند یک مثال در گزارش های پیشین آوردیم و خواستار آن شدیم که این نمونه را در یاد خویش نگاه دارید زیرا در شناسایی آواهای زبانهای آریایی بسیار به شما یاری خواهد رساند. نگارنده برای اینکه درباره شماره (هشت) در زبانهای آریایی گزارش بنویسید بار دیگر این مثال را می آورد. واژه عبری (میکائیل) در زبانهای گوناگون آریایی به گونه (مایکل، میشل، میخائیل) گویش می شود به این معنی که واک های ( ک، ش، خ) به یک دیگر دگر دیس می شوند حتی گاهی زمان ها برای آسانی تلفظ از برخی زبانهای آریایی افتاده است. با دانستن این جستار به واکاوی شماره (هشت) می پردازیم. این واژه در زبان اوستایی (اشتن = ashtan) در زبان آلمانی و هلندی (acht) در زبان انگلیسی (eight) در زبان فرانسوی (huit) در ایتالیایی (otto) در دانمارکی (otte) در ایسلندی (atta) در نروژی (atte) همانگونه که گفته شد می بینیم واک (ک) در زبانهای ایتالیایی، نروژی، دانمارکی و ایسلندی افتاده است. در اسپانیایی (ocho) در ایرلندی (ocht) درلاتین (octo) جالب است که بدانید واژه (اکتاو) در موسیقی و واژه (اکتان) در شیمی نیز از همین ریشه است. هنوز در برخی از گویش های بومی ایران به شماره هشت (Oshto = اشت) می گویند اکنون خود بجای واک (ش) واک (ک) بگذارید سپس با زبان لاتین هم سنجی کنید و یا بجای واک (ش) واک (خ) بگذارید و سپس با زبان آلمانی هم سنجی کنید و یا واک (ش) را حذف کنید سپس با زبان ایتالیایی و دانمارکی هم سنجی کنید!!!؟؟؟

اکنون به واکاوی واژه (۹ = نه) دردیگر زبانهای گروه آریایی می پردازیم. این واژه در زبان انگلیسی (nine) در اسپانیایی (nueve) در ایتالیایی و پرتقالی (nove) در ایرلندی (naoi) در ایسلندی (niu) در آلبانیایی (nente) در آلمانی (neun) در نروژی و دانمارکی (ni) در رومانیایی (noua) در سوئدی (nio) در فرانسوی (neuf) در لاتین (novem) و در هلندی به گونه (negen) گویش می شود. این واژه در زبان پهلوی به گونه (noh و nov) گویش می شده است.

اکنون به وا کاوی شماره (Dah =10) می پردازیم ودر این باره نیز از کتاب چهار جلدی فرهنگ واژه های اوستایی احسان بهرامی به یاری استاد فریدون جنیدی و کتاب نامه پهلوانی دکتر جنیدی که در باره آموزش زبان پهلوی (پارسی اشکانی و ساسانی) است و نیز فرهنگ واژه های زبانهای گوناگون آریایی یاری میجوییم. این واژه در زبان اوستایی (Das = دس) در کرواسی (Deset) در ایرلندی (Deich) در فرانسوی (Dix) در ایتالیایی (Dicci= دیچی) در لاتین (Decem) در لیتوانی (Desmit) در اسپانیایی (Diez) در پرتقالی (Dez) در آلمانی (Zehn) در انگلیسی و ایسلندی (Ten) در هلندی (Tien) در نروژی و دانمارکی (Ti) در سوئدی (Tio) در رومانیایی(Zece) گویش میشود. اکنون که دریافتیم در زبان اوستایی (دس =۱۰) است به آسانی در خواهیم یافت چرا (دسی متر = یک دهم متر ) است و یا ریشه واژه (دسی مال = ده دهی = اعشاری) از کجاست و هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد. بایسته به یاد آوری است واک های (D،T،Z) در زبان های گوناگون آریایی گویش میشوند ولی ریشه واژه همان است مانند شماره (۲=DO) که به گونه های (Two،Do،Zwei) در زبان های انگلیسی و پارسی و آلمانی گویش می شود. اگر به گویش شماره (۲) در زبان های گیلانی و لکی خوب دقت کنید خواهید دید تا چه اندازه همانند گویش انگلیسی آن است.

اکنون به واکاوی در باره واژه ناو ( Naw) به معنی کشتی می پردازیم. این واژه در زبان پارسی باستان (هخامنشی) به گونه (naviya) ثبت شده است. در زبان پهلوی نیزبگونه (nav) ثبت شده است برای نمونه واژه ( navtak ) به معنی جایی که قابل کشتیرانی است بعنوان صفت برای رود دجله آمده است. از این واژه مشتق های فراوانی در زبان های آریایی به ویژه انگلیسی ساخته شده است. برای نمونه واژه های
Navigate (کشتی رانی) وNavigable (قابل کشتی رانی) Navigator (ملوان) Navy blue (آبی سیر) و Naval (وابسته به نیروی دریانی) ازهمین ریشه ساخته شده اند. این واژه در زبان فرانسوی (Navire) در زبان ایتالیایی ( Nave) در زبان لاتین (Navis) در زبان اسپانیایی و کاتالانیایی ( Enviar) در زبان پرتقالی (Navio) در زبان رومانیایی (Nava) گویش می شود. اگر به یاد داشته باشید در گزارش های پیشین گفته شد که بختیاری های گرامی بر پایه پژوهش های دانشمندان بزرگ مانند پرفسور اسپایزر و پروفسور مینورسکی و… از تیره (کاسی) های آریایی هستند که هنوز در زبان بختیاری به چوب تو خالی (ناو) گفته می شود.جالب است که بدانیم در زبان سوئدی نیز به بخش میان تهی و ناوی شکل چرخهای خودرو و کشتی نیز (ناو) می گویند و واژه (navigtion = ناوبری) (navtik = فنون دریا نوردی) (navigable = قابل ناوبری) در زبان سوئدی بسیار کاربرد دارد.
اکنون به ریشه واژه (نام) در دیگر زبان های آریایی می پردازیم با این امید که پی به ارزش پاسداری از زبان پارسی یعنی پیشرفته ترین و زیباترین زبان گروه آریایی هم از دید دستوری و هم از دید آوایی ببریم.نگارنده منظور خویش را درباره ادعای پیشرفته بودن زبان پارسی را پس از واکاوی آواهای زبان اوستایی نکیژش (توضیح) خواهد داد. واژه (نام) در اسپانیایی (nomber) در استونیایی (nimi) در آلمانی و انگلیسی (name) در ایتالیایی و پرتقالی (nome) در نروژی و دانمارکی (navn) در فرانسوی و کاتالانیایی (nom) در رومانیایی (nume) در سوئدی (numn) در لاتین (nomen) و در زبان هلندی بگونه (naam) گویش می شود.

فعل ( پرتن = بردن ) در زبانهای آریایی بسیار کاربرد دارد مانند واژه های ( دی پرت) ( ترانس پرت = ترا بری در زبان پارسی دری) ( پاس پرت) ( ری پرت) (پرتال) و… در زبان پارسی از این فعل واژه ( بردار = حامل = برنده) ساخته شده است. اکنون با هم ببینیم واژه (بار بر) در زبان عمو زادگان آریایی ما چگونه گویش می شود!!؟؟ این واژه در زبان های انگلیسی ، آلمانی، هلندی، دانمارکی، ایرلندی، کاتالانیایی، کرواسی، ایسلندی، لاتین، نروژی، رومانیایی و سوئدی به گونه (Porter) و در زبان فرانسوی ( Portier) در زبان ایتالیایی (Portiere) در زبان لیتوانی ( Porteris) در زبان اسپانیایی (Portero) و در زبان پرتقالی ( Porteiro) گویش می شود. اگر بخواهیم با مصدر (پرتن) اسم فاعل بسازیم (پرتار = portar) خواهد شد که در زبان پارسی به (bordar بردار) تبدیل شده است.
بایسته به یاد آوری است که ریشه فعل های (Port
,Portage) در زبان انگلیسی (ta bort = بردن) در زبان سوئدی نیز از همین ریشه است که خود ریشه در واژه اوستایی و پارسی باستان (bar = بر = بردن و حمل کردن) دارد

برای دیدن بخش ششم اینجا کلیک کنید

پژوهشگر آقای سعید کریمی یکی از شاگردان استاد جنیدی

با سپاس از آقای کریمی که این مقاله خود را در اختیار پارسیان دژ قرار دادند.

آقای سعید کریمی
آقای سعید کریمی

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 تعداد نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین دیدگاه ها
دیدگاه با بیشترین پاسخ
1 تعداد نویسندگان دیدگاه
امیر آقاجانی نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
اطلاع از
امیر آقاجانی
مهمان
امیر آقاجانی

سلام و سپاسمی خواستم دعوت کنم از شما به گستره زبان مازنی که در مقام زبانی با ریشه های اوستایی و پهلوی پتانسیل زیادی برای ریشه شناسی واژگان پارسی دارد، خصوصا بسیاری از واژگان هموند این زبان در زمینه نظام کشاورزی و آبیاری با زبان سانسکریت که اتفاقاً در این مورد در کتاب تاریخ مازندران باستان نوشته علی کولاییان اشارات زیادی شده است.در مورد واژه مانگ به معنی ماه نیز باید بگویم که در زبان مازنی در سالهای نه چندان دور به ماه مونگ گفته می شده که دیوان های شعری همچون دیوان امیر پازواری گواه آن است. این کلمه… ادامه مطلب »