جایگاه زبان پارسی در گروه زبان های آریایی (بخش دوم)

زبان پارسی
زبان پارسی

برای دیدن بخش اول اینجا کلیک کنید

نکته در خور نگرش دیگری که نیاز به یاد آوری می دانم این است که نزدیک به ۵۰۰۰ واژه از زبانهای ایرانی کهن تا پارسی دری وارد زبان های گروه سامی نژادان مانند عبری و اکدی و عربی شده است که اگر پیشواز(استقبال) خوانندگان از این گونه گزارش ها خشنود کننده باشد در آینده نزدیک به این پرسمان نیز خواهیم پرداخت ولی آرمان کنونی نگارنده شناساندن هرچه بیشتر زبان پارسی در گروه زبا ن های آریایی می باشد.

در آغاز به شناسایی زبان اوستایی که یک سند ماندگار زبان شناسی آریایی است می پردازیم. زبان گات های اوستا که بخش کهن اوستا است با روی کرد نوین به پژوهش های دانشمندان زبان شناس دست کم در هزاره سوم پیش از میلاد در سرزمین های شرقی و شمال شرقی ایران روامند بوده است که ریشه زبان پارسی باستان و مادی باستان می باشد. این سند بزرگ زبان شناسی انگیزه آن شده است که پیوند میان زبان های سانسکریت و اوستایی کاملا آشکار گردد بگونه ای که ریشه زبان های لاتین و یونانی باستان در این دو زبان نهفته است. نخست برای آگاهی بیشتر از دیرینگی این زبان دیدگاه دانشمندان زبان شناس را در این باره جویا می شویم.

(( دکتر هانک بر اساس اصول زبان شناسی تائید می کند زبان گات های اوستا مادر زبان های مادی، پارسی هخامنشی و پارتی و پهلوی و پارسی دری است. همچنین دکتر هانگ بر این باورند که چون برای تحول زبانی مانند گات ها به زبان پارسی هخامنشی بر اساس و اصول علم زبانشناسی لااقل ۲ تا ۳ هزار سال وقت و گذشت زمان لازم بوده است بنابر این و به استناد این نظریه علمی می توان گفت که زبان گات ها زبانی است که در حدود پنج هزار سال پیش از این رایج بوده است.)) { سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان نوشته رکن الدین همایون فرخ رویه ۳۰۴}

(( دکتر نیبرگ د ر این باره می نویسد: زبان گات ها بی اندازه کهن است و می توان آن را به عنوان کهن ترین نمونه های زبان های آریایی که تا کنون می شناسیم، شناخت. این زبان با زبان سنسکریت هند باستان به اندازه ای نزدیک است که گویی باید پذیرفت مردی از گروه گات ها، زبان مردی از محافل ریگ ودای هندوستان را می توانست دریابد.)) { دین های ایران باستان رویه ۵۰}

(( پروفسور راجام بها گوات و دکتر ویلیامز و نیز دکتر میلز بر پایه دانش زبانشناسی از دیرینگی گات ها یعنی همان زبان اوستایی به عنوان مادر زبان آریایی ها یاد می کنند)) { برداشتی از کتاب مرز مزدایی نوشته امید عطایی فرد رویه ۸۹ و ۹۰))

اکنون که با گوشه هایی از دانش زبانشناسی آشنا شدیم و دیدگاه های دانشمندان را درباره این جستار بازگو کردیم آرام آرام به هم سنجی واژه ها می پردازیم که بی گزافه گویی بسیار زیبا ودلنشین است به ویژه برای سه گروه
گروه نخست کسانی که زبان پارسی را سست و ناتوان و بی پشتیبان می شمارند دریغ ازاینکه این زبان دارای پشتیبانی بسیار کهن است که مادر زبان های گروه آریایی است.
گروه دوم کسانی که همواره در اندیشه سرفرازی و پیشرفت ایران، این سرزمین همیشه جاوید هستند و هرگز در برابر بیگانگان سهش (حس) کمبود نمی کنند.
گروه سوم کسانی هستند که در اندیشه فراگیری زبانهای گروه آریایی به ویژه انگلیسی هستند
همچنین در این جستارها در جای خویش از زبان های کردی و لری که میانجی میان گروه زبان های خاوری آریایی با زبان های باختری آریایی می باشد بهره بایسته گرفته خواهد شد. با یسته به یاد آوری است که زبان های بومی ایران در شناخت پیوند زبان های آریایی سند بسیار استواری هستند. برای نمونه برخی زمان ها یک واژه در زبان دلیجانی و یا زبان راجی و یا سنگسری می تواند بسیار راه گشا باشد.

نخستین واژه ای که به آن می پردازیم واژه اوستایی ( گئوش = جهان مادی) است این واژه نخست به (گئو) دگردیس شده سپس در زبان یونانی کهن به (ژئو) دگر دیس شده است { دانش کیهان و زمین در ایران ویچ نوشته دکتر مانوئل بربریان رویه ۳۵۴}
اکنون دانشجوی رشته زبان انگلیسی به آسانی در خواهد یافت ریشه واژه ژئو در واژه های آمیختاری (کلمه های ترکیبی) ژئو گرافی که ترجمه عربی آن (جغرافی) است و نیز ژئو پلیتیک و… از کجاست. این واژه در زبان پارسی به (گیتی) دگر دیس شده است. به یاری خداوند در دنباله این جستار تک تک این واژه ها رو ریشه یابی خواهیم کرد تا راز های هم ریشه بودن زبان های اروپایی با زبان های ایرانی هرچه بیشتر برای خواننده گان گرامی آشکار تر گردد..

واژه ( سپیهر) اوستایی که در پارسی دری به دیس (شکل) ( سپهر) به معنای فضای گوی سان پیرامون زمین است گفته میشود در انگلیسی به واژه های ( سفی یر) به معنای گوی، ( سفیریکال) به معنای گرد وار و مدور، ( سفیریسی تی) به معنای کرویت و گردوارگی دگر دیس شده است. { همان کتاب رویه ۳۵۶ و دیکشنری انگلیسی به پارسی آسیا رویه ۵۴۰}

واژه دیگر واژه (اسپاش) پارسی میانه یا همان زبان پهلوی است که به معنی فضا می باشد. این واژه در انگلیسی به (اسپیس) دگردیس شده است { فرهنگ پارسی به پهلوی نوشته دکتر بهرام فره وشی رویه ۳۸۴ و واژه های مصوب فرهنگستان پارسی رویه ۱۸۸ } بایسته به یاد آوری است که کتاب دکتر بهرام فره وشی یک مرجع دانشگاهی بسیار شناخته شده است که نگارنده هر کجا از واژه های پارسی میانه یا همان پهلوی بهره گرفته است بر پایه این کتاب ارزشمند است.

اکنون به واژه (خورشید) در زبان پارسی و انگلیسی و ریشه هم بهر (مشترک) آن می پردازیم . از ویژگی های زبان های آریایی شرقی دگردیسی واک (س) به (ه) و گاهی هم (ه) به (خ) است مانند این واژه ها در زبان پارسی میانه (راس) و (آگاس) که در زبان پارسی دری به واژه های ( راه ) و ( آگاه ) دگردیس شده است و نیز مانند نام کشور هند که از نام رود سند گرفته شده است که امروزه هر دو گونه آن در پارسی دری کاربرد دارد. واژه سنسکریتی و اوستایی ( سور) نخست به دیس ( هور) دگر دیس شده و سپس با روی کرد به قانون زبان شناسی آریایی به ( خور) دگر دیس شده است که با افزوده شدن واژه (شید) که به معنای درخشان است، به خورشید امروزین درآمده است.

یکی دیگر از دگرگونی های آوایی زبان آریایی دگردیسی واک (ر) به واک (ن) می باشد. که سندهای تاریخی بسیاری در این باره یافت شده است. به دین گونه است که واژه سنسکریتی و اوستایی (سور) نخست به گونه (سون) دگر دیس شده و سپس به دیس (سان) در آمده است و در زبان انگلیسی امروزه روان است { برداشت از کتاب آریاییان و مردم کاشی و پارس ها و دیگر ایرانیان جلد ۳ انتشارات دانش نامه کاشان نوشته شادروان دکتر جهان شاه درخشانی رویه ۱۰۸} بایسته به یاد آوری است که کتاب ایشان نخست در آلمان و به زبان آلمانی چاپ شده است و یک مرجع ( ایستانده = هایسته = تائید ) شده می باشد که از آن در دایره المعارف مصر شناسی نیز به فرنام (عنوان) یک مرجع فرمند (معتبر) یاد شده است. اکنون خواننده گرامی به آسانی هرچه بیشتر در خواهد یافت معنی روز یکشنبه (سان دی = روز خورشید) در زبان انگلیسی چیست. جالب است که بدانیم نام گذاری روز های هفته در زبان انگلیسی اقتباس از ایران باستان است و راز تعطیلی روز یکشنبه به فرنام (عنوان) روز خورشید در ایران باستان نهفته است. ریشه واژه ( دی = روز) در زبان انگلیسی آشکارا ایرانی است. خوانندگان گرامی که می اندیشند به دانش زبان شناسی علاقه دارند می توانند پیش از گزارش های بنده خود ریشه این واژه را در واژ های پارسی دری ( پی + دا = پیدا) (فر + دا = فردا) و کارواژه (دی + دن = دیدن) بیابند.

برای دیدن بخش سوم اینجا کلیک کنید

پژوهشگر آقای سعید کریمی یکی از شاگردان استاد جنیدی

با سپاس از آقای کریمی که این مقاله خود را در اختیار پارسیان دژ قرار دادند.

آقای سعید کریمی
آقای سعید کریمی

1
دیدگاه بگذارید

avatar
0 تعداد نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
پرطرفدار ترین دیدگاه ها
دیدگاه با بیشترین پاسخ
0 تعداد نویسندگان دیدگاه
نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
اطلاع از