درود.
دربارهٔ این گفته که «در سنگنبشتهٔ بیستون ۲۵ واژهٔ لُری وجود دارد» باید کمی دقیقتر سخن گفت.
اصلِ شباهت واژگان لُری با پارسی باستان درست و کاملاً طبیعی است، اما اینکه بگوییم دقیقاً ۲۵ واژهٔ سنگنبشتهٔ بیستون «لُری» هستند، یک نتیجهٔ پذیرفتهشده و معیار در زبانشناسی تاریخی نیست.
سنگنبشتهٔ داریوش در بیستون به سه زبان نوشته شده است: پارسی باستان، ایلامی و بابلی/اکدی. بخش ایرانی آن را پژوهشگران «پارسی باستان» مینامند، نه لُری.
پس چرا واژههایی در آن هست که برای یک لُرزبان امروزی آشنا به گوش میرسند؟
چون پارسی باستان و لُری هر دو از خانوادهٔ زبانهای ایرانیاند و لُری نیز همراه با فارسی در شاخهٔ جنوبی زبانهای ایرانیِ غربی جای میگیرد. در نتیجه، طبیعی است که شماری از واژههای بسیار کهن ایرانی در لُری، فارسی و برخی دیگر از زبانهای ایرانی برجای مانده باشند.
نمونهٔ بسیار خوب آن واژهٔ brātar در پارسی باستان به معنی «برادر» است که در خود سنگنبشتهٔ بیستون نیز آمده است. صورتهایی مانند «بِرار/بِرار» در لُری و «برادر» در فارسی نو از همان خانوادهٔ واژگانی هستند.
ولی از این نمیتوان نتیجه گرفت که brātar یک «واژهٔ لُری در سنگنبشتهٔ بیستون» است؛ درستتر این است که بگوییم:
این یک واژهٔ کهن ایرانی است که بازماندهٔ آن در لُری نیز حفظ شده است.
حتی این ریشه تنها ویژهٔ لُری و فارسی نیست و همریشههای بسیار دور آن در دیگر زبانهای هندواروپایی نیز دیده میشوند.
عدد «۲۵ واژه» بیشتر از گفتههای دکتر سکندر اماناللهی بهاروند، مردمشناس و پژوهشگر فرهنگ لُرها، رواج یافته است. جالب اینکه در یک گزارش سال ۱۳۹۵ از قول ایشان شمار این واژهها «حدود ۱۵» آمده، در حالی که در بازنشر دیگری از یک گفتوگو، از «۲۵ واژه» سخن گفته شده است. بنابراین حتی خود عدد ۲۵ نیز یک شمارش تثبیتشده در نسخههای دانشگاهی سنگنبشتهٔ بیستون نیست.
نکتهٔ مهمتر این است که برخی نوشتههای اینترنتی که این ادعا را بازگو کردهاند، نمونههای مربوط به سنگنبشتههای گوناگون هخامنشی را نیز با بیستون درآمیختهاند. برای نمونه از واژهٔ Pirāva برای رود نیل سخن گفته میشود؛ در حالی که این واژه در سنگنبشتهٔ بیستون نیست، بلکه در سنگنبشتهٔ داریوش دربارهٔ آبراه مصر و دریای سرخ در نزدیکی سوئز آمده است.
بنابراین پاسخ دقیق چنین است:
بله، میان برخی واژههای پارسی باستانِ سنگنبشتهٔ بیستون و واژگان لُری امروز همانندیهای چشمگیری وجود دارد و این موضوع برای بررسی تاریخ زبان لُری بسیار ارزشمند است. اما این واژهها را نباید به سادگی «۲۵ کلمهٔ لُری در کتیبهٔ بیستون» نامید. از دید زبانشناسی تاریخی، بیشتر آنها میراث مشترک زبانهای ایرانیاند که برخی صورتهایشان در لُری بهخوبی برجای مانده است.
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز لُری را همراه با فارسی در شاخهٔ جنوبی زبانهای ایرانی غربی جای میدهد و میگوید گویشهای لُری نزدیکی فراوانی با فارسی دارند. بنابراین باقی ماندن واژگان و ویژگیهای کهن ایرانی در لُری شگفتآور نیست.
پس وجود این همانندیها نشانهٔ دیرینگی و ایرانی بودن زبان لُری است، ولی به این معنا نیست که زبان سنگنبشتهٔ بیستون «لُری» بوده است. زبان آن بخش از سنگنبشته، پارسی باستان است و لُری یکی از زبانهای ایرانیِ بعدی است که بخشی از این میراث کهن را نگه داشته است.
درود.
دربارهٔ این گفته که «در سنگنبشتهٔ بیستون ۲۵ واژهٔ لُری وجود دارد» باید کمی دقیقتر سخن گفت.
اصلِ شباهت واژگان لُری با پارسی باستان درست و کاملاً طبیعی است، اما اینکه بگوییم دقیقاً ۲۵ واژهٔ سنگنبشتهٔ بیستون «لُری» هستند، یک نتیجهٔ پذیرفتهشده و معیار در زبانشناسی تاریخی نیست.
سنگنبشتهٔ داریوش در بیستون به سه زبان نوشته شده است: پارسی باستان، ایلامی و بابلی/اکدی. بخش ایرانی آن را پژوهشگران «پارسی باستان» مینامند، نه لُری.
پس چرا واژههایی در آن هست که برای یک لُرزبان امروزی آشنا به گوش میرسند؟
چون پارسی باستان و لُری هر دو از خانوادهٔ زبانهای ایرانیاند و لُری نیز همراه با فارسی در شاخهٔ جنوبی زبانهای ایرانیِ غربی جای میگیرد. در نتیجه، طبیعی است که شماری از واژههای بسیار کهن ایرانی در لُری، فارسی و برخی دیگر از زبانهای ایرانی برجای مانده باشند.
نمونهٔ بسیار خوب آن واژهٔ brātar در پارسی باستان به معنی «برادر» است که در خود سنگنبشتهٔ بیستون نیز آمده است. صورتهایی مانند «بِرار/بِرار» در لُری و «برادر» در فارسی نو از همان خانوادهٔ واژگانی هستند.
ولی از این نمیتوان نتیجه گرفت که brātar یک «واژهٔ لُری در سنگنبشتهٔ بیستون» است؛ درستتر این است که بگوییم:
این یک واژهٔ کهن ایرانی است که بازماندهٔ آن در لُری نیز حفظ شده است.
حتی این ریشه تنها ویژهٔ لُری و فارسی نیست و همریشههای بسیار دور آن در دیگر زبانهای هندواروپایی نیز دیده میشوند.
عدد «۲۵ واژه» بیشتر از گفتههای دکتر سکندر اماناللهی بهاروند، مردمشناس و پژوهشگر فرهنگ لُرها، رواج یافته است. جالب اینکه در یک گزارش سال ۱۳۹۵ از قول ایشان شمار این واژهها «حدود ۱۵» آمده، در حالی که در بازنشر دیگری از یک گفتوگو، از «۲۵ واژه» سخن گفته شده است. بنابراین حتی خود عدد ۲۵ نیز یک شمارش تثبیتشده در نسخههای دانشگاهی سنگنبشتهٔ بیستون نیست.
نکتهٔ مهمتر این است که برخی نوشتههای اینترنتی که این ادعا را بازگو کردهاند، نمونههای مربوط به سنگنبشتههای گوناگون هخامنشی را نیز با بیستون درآمیختهاند. برای نمونه از واژهٔ Pirāva برای رود نیل سخن گفته میشود؛ در حالی که این واژه در سنگنبشتهٔ بیستون نیست، بلکه در سنگنبشتهٔ داریوش دربارهٔ آبراه مصر و دریای سرخ در نزدیکی سوئز آمده است.
بنابراین پاسخ دقیق چنین است:
بله، میان برخی واژههای پارسی باستانِ سنگنبشتهٔ بیستون و واژگان لُری امروز همانندیهای چشمگیری وجود دارد و این موضوع برای بررسی تاریخ زبان لُری بسیار ارزشمند است. اما این واژهها را نباید به سادگی «۲۵ کلمهٔ لُری در کتیبهٔ بیستون» نامید. از دید زبانشناسی تاریخی، بیشتر آنها میراث مشترک زبانهای ایرانیاند که برخی صورتهایشان در لُری بهخوبی برجای مانده است.
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز لُری را همراه با فارسی در شاخهٔ جنوبی زبانهای ایرانی غربی جای میدهد و میگوید گویشهای لُری نزدیکی فراوانی با فارسی دارند. بنابراین باقی ماندن واژگان و ویژگیهای کهن ایرانی در لُری شگفتآور نیست.
پس وجود این همانندیها نشانهٔ دیرینگی و ایرانی بودن زبان لُری است، ولی به این معنا نیست که زبان سنگنبشتهٔ بیستون «لُری» بوده است. زبان آن بخش از سنگنبشته، پارسی باستان است و لُری یکی از زبانهای ایرانیِ بعدی است که بخشی از این میراث کهن را نگه داشته است.