درود.
اگر منظورتان ترکزبانان ناحیهٔ سربندِ شازند در استان مرکزی است، باید گفت «ترکهای سربند» یک ایل یگانه با یک تبار واحد نیستند؛ بلکه در چند دوره، تیرهها و گروههای ترکزبان گوناگونی در ناحیهٔ کزاز، سربند و پیرامون شازند جای گرفتهاند.
مهمترین گروهی که برای این منطقه سند تاریخی نسبتاً استوار داریم، بیاتها هستند.
دانشنامهٔ ایرانیکا، بیاتها را یکی از قبایل بزرگ اُغوز میداند. نام بیات از سدهٔ یازدهم میلادی در نوشتههای مربوط به قبایل اغوز دیده میشود. ایرانیکا دربارهٔ بیاتهای ایران مینویسد که گروهی به نام آقبیات در ناحیهٔ «کزاز»، در جنوبشرقی همدان، زندگی میکردند. کزاز همان پهنهٔ تاریخی نزدیک اراک، شازند و سربند امروزی است.
در سدهٔ شانزدهم میلادی شمار این بیاتها حدود ده هزار چادر گزارش شده است. ایرانیکا احتمال میدهد که این گروه از بیاتها همراه با آققویونلوها از نواحی شمال سوریه و آناتولی به ایران آمده و در کزاز جای گرفته باشند. در دورهٔ صفوی نیز سران و جنگاوران بیات در این ناحیه و پیرامون همدان نفوذ فراوان داشتند.
بنابراین بخشی مهم از ترکزبانان کزاز و سربند را میتوان با بیاتهای اغوز پیوند داد.
اما همهٔ ترکهای سربند بیات نیستند.
ابراهیم دهگان در «تاریخ اراک» دربارهٔ بخشی از مردم سربند، از تیرهای به نام قرهچُلّو یاد کرده است. بنا بر گزارشی که از نوشتهٔ او نقل شده، گروهی از آنان از ناحیهٔ فارس به خلجستان قم کوچ کرده و سپس در پایان دورهٔ صفوی یا پس از آن به سربند آمدهاند. دهگان روستاهایی مانند دهسلمان، محمودآباد، خلج بالا و پایین و باجگیران را با این گروه پیوند میدهد.
این موضوع نشان میدهد که ترکزبان شدن سربند حاصل تنها یک کوچ نبوده، بلکه چندین موج کوچ و یکجانشینی در دورههای گوناگون تاریخی در شکلگیری جمعیت کنونی نقش داشته است.
از نظر زبانی نیز ترکی سربندی در خانوادهٔ زبانهای ترکی و شاخهٔ اغوز قرار میگیرد و به گونههای ترکی آذربایجانی ایران نزدیک است، هرچند ویژگیهای محلی خود را دارد. همزیستی چندصدساله با فارسی، لری، لکی، تاتی و دیگر گویشهای استان مرکزی نیز بر واژگان و آهنگ آن اثر گذاشته است.
بنابراین این گفته که «همهٔ ترکهای سربند مستقیماً از آذربایجان آمدهاند» دقیق نیست. همانگونه که نمیتوان همهٔ آنان را بازماندهٔ یک ایل مشخص دانست.
جمعبندی:
ترکهای سربند یک جمعیت ترکزبان تاریخی در ناحیهٔ شازند و کزاز هستند که بخشی مهم از ریشهٔ ایلی آنان به قبایل اغوز، بهویژه بیاتها، میرسد. حضور آقبیاتها در کزاز دستکم در دورهٔ صفوی بهروشنی مستند است و احتمال داده میشود آنان در پی حرکت آققویونلوها از نواحی شمال سوریه و آناتولی وارد ایران شده باشند. در کنار آنان، گروههای ترک دیگری نیز در دورههای بعد از فارس، خلجستان و نواحی پیرامونی به سربند کوچیدهاند. در نتیجه ترکهای سربند امروزی را باید حاصل چند سده کوچ، یکجانشینی و آمیزش جمعیتهای محلی دانست، نه یک ایل با یک خاستگاه واحد.
همچنین بهتر است میان «تبار» و «زبان» جدایی بگذاریم؛ ترکزبان بودن یک جمعیت به این معنا نیست که همهٔ نیاکان آن جمعیت در یک زمان و از یک سرزمین مشخص آمدهاند. سربند در مرز تاریخی نواحی همدان، اراک، بروجرد و لرستان قرار داشته و از دیرباز محل رفتوآمد و آمیختگی گروههای گوناگون ایرانی بوده است.
درود.
اگر منظورتان ترکزبانان ناحیهٔ سربندِ شازند در استان مرکزی است، باید گفت «ترکهای سربند» یک ایل یگانه با یک تبار واحد نیستند؛ بلکه در چند دوره، تیرهها و گروههای ترکزبان گوناگونی در ناحیهٔ کزاز، سربند و پیرامون شازند جای گرفتهاند.
مهمترین گروهی که برای این منطقه سند تاریخی نسبتاً استوار داریم، بیاتها هستند.
دانشنامهٔ ایرانیکا، بیاتها را یکی از قبایل بزرگ اُغوز میداند. نام بیات از سدهٔ یازدهم میلادی در نوشتههای مربوط به قبایل اغوز دیده میشود. ایرانیکا دربارهٔ بیاتهای ایران مینویسد که گروهی به نام آقبیات در ناحیهٔ «کزاز»، در جنوبشرقی همدان، زندگی میکردند. کزاز همان پهنهٔ تاریخی نزدیک اراک، شازند و سربند امروزی است.
در سدهٔ شانزدهم میلادی شمار این بیاتها حدود ده هزار چادر گزارش شده است. ایرانیکا احتمال میدهد که این گروه از بیاتها همراه با آققویونلوها از نواحی شمال سوریه و آناتولی به ایران آمده و در کزاز جای گرفته باشند. در دورهٔ صفوی نیز سران و جنگاوران بیات در این ناحیه و پیرامون همدان نفوذ فراوان داشتند.
بنابراین بخشی مهم از ترکزبانان کزاز و سربند را میتوان با بیاتهای اغوز پیوند داد.
اما همهٔ ترکهای سربند بیات نیستند.
ابراهیم دهگان در «تاریخ اراک» دربارهٔ بخشی از مردم سربند، از تیرهای به نام قرهچُلّو یاد کرده است. بنا بر گزارشی که از نوشتهٔ او نقل شده، گروهی از آنان از ناحیهٔ فارس به خلجستان قم کوچ کرده و سپس در پایان دورهٔ صفوی یا پس از آن به سربند آمدهاند. دهگان روستاهایی مانند دهسلمان، محمودآباد، خلج بالا و پایین و باجگیران را با این گروه پیوند میدهد.
این موضوع نشان میدهد که ترکزبان شدن سربند حاصل تنها یک کوچ نبوده، بلکه چندین موج کوچ و یکجانشینی در دورههای گوناگون تاریخی در شکلگیری جمعیت کنونی نقش داشته است.
از نظر زبانی نیز ترکی سربندی در خانوادهٔ زبانهای ترکی و شاخهٔ اغوز قرار میگیرد و به گونههای ترکی آذربایجانی ایران نزدیک است، هرچند ویژگیهای محلی خود را دارد. همزیستی چندصدساله با فارسی، لری، لکی، تاتی و دیگر گویشهای استان مرکزی نیز بر واژگان و آهنگ آن اثر گذاشته است.
بنابراین این گفته که «همهٔ ترکهای سربند مستقیماً از آذربایجان آمدهاند» دقیق نیست. همانگونه که نمیتوان همهٔ آنان را بازماندهٔ یک ایل مشخص دانست.
جمعبندی:
ترکهای سربند یک جمعیت ترکزبان تاریخی در ناحیهٔ شازند و کزاز هستند که بخشی مهم از ریشهٔ ایلی آنان به قبایل اغوز، بهویژه بیاتها، میرسد. حضور آقبیاتها در کزاز دستکم در دورهٔ صفوی بهروشنی مستند است و احتمال داده میشود آنان در پی حرکت آققویونلوها از نواحی شمال سوریه و آناتولی وارد ایران شده باشند. در کنار آنان، گروههای ترک دیگری نیز در دورههای بعد از فارس، خلجستان و نواحی پیرامونی به سربند کوچیدهاند. در نتیجه ترکهای سربند امروزی را باید حاصل چند سده کوچ، یکجانشینی و آمیزش جمعیتهای محلی دانست، نه یک ایل با یک خاستگاه واحد.
همچنین بهتر است میان «تبار» و «زبان» جدایی بگذاریم؛ ترکزبان بودن یک جمعیت به این معنا نیست که همهٔ نیاکان آن جمعیت در یک زمان و از یک سرزمین مشخص آمدهاند. سربند در مرز تاریخی نواحی همدان، اراک، بروجرد و لرستان قرار داشته و از دیرباز محل رفتوآمد و آمیختگی گروههای گوناگون ایرانی بوده است.