شایعات (پراکنده گویی ها) باز برای پاسخ پاسخ داده‌شده توسط سردبیر

خاندان برمکیان که بودند؟ و چرا نابود شدند؟

اشکان مشارکت‌کنندهٔ پارسیان دژ ·
۴۷۰ بازدید۰ دیدگاه

درود بر شما، وقت تان خوش سوالی داشتم در خصوص خاندان برمکیان که در دوران حکومت عباسیان (بنی عباس ) در دستگاه خلافت، وزیر بودند و سرانجام به دست خلیفه هارون الرشید نابود شدند، می خواستم بدانم که این درست است که هدف آنها نابودی اعراب و احیای مپراتوری ساسانیان بوده؟ یا داستان جعفر و عباسه درست است؟ در سایت خوبتان به دنبال مقاله ای درباره برمکیان گشتم اما چیزی نیافتم شاد، پیروز و سربلند باشید

گفت‌وگو درباره خود پرسش

۰ دیدگاه درباره پرسش

برای نکته کوتاه؛ پاسخ پژوهشی را پایین‌تر بنویسید

هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.

پاسخ‌های انجمن

۱ پاسخ پژوهشی

شمشاد امیری خراسانی پژوهشگر تاریخ ·

درود بر شما، سپاس از پرسش خوبتان.

برمکیان خاندانی ایرانی‌تبار از بلخ بودند که در آغاز خلافت عباسی به قدرتی بسیار بزرگ رسیدند. نیای این خاندان با «نوبهار بلخ» پیوند داشت؛ نوبهار به احتمال زیاد یک نیایشگاه و دیر بودایی بزرگ بوده و نام «برمک» نیز احتمالاً عنوانی مرتبط با گردانندگان همان نیایشگاه بوده است. بنابراین روایت برخی تاریخ‌نگاران که برمکیان را موبدان یک آتشکدهٔ زرتشتی دانسته‌اند، امروزه چندان پذیرفته نیست.

خالد برمکی در جنبش عباسیان و دستگاه خلافت جایگاه یافت و پس از او پسرش یحیی برمکی آموزگار و سپس وزیر هارون‌الرشید شد. دو پسر یحیی، فضل و جعفر برمکی، نیز چنان قدرتی یافتند که نزدیک به هفده سال بخش بزرگی از دستگاه اداری خلافت عملاً در دست این خاندان بود. ایرانیکا می‌نویسد تقریباً هیچ کار مهمی در خلافت نبود که یحیی، فضل و جعفر در آن دخالت نداشته باشند.

اما آیا هدف برمکیان نابودی عرب‌ها و بازسازی شاهنشاهی ساسانی بود؟

برای چنین ادعایی سند تاریخی استواری نداریم.

درست است که برمکیان ایرانی و خراسانی بودند و با قدرت گرفتن آنان، جایگاه ایرانیان در دستگاه عباسی بسیار افزایش یافت. حتی دشمنان عرب‌گرای آنان، به‌ویژه محافل ضد شعوبیه، برمکیان را به ایران‌گرایی، گرایش‌های دینی ایرانی و دشمنی با عرب‌ها متهم می‌کردند. ولی پژوهش‌های جدید این اتهام‌ها را برای اثبات یک برنامهٔ پنهانی جهت براندازی خلافت و احیای ساسانیان کافی نمی‌دانند. ایرانیکا نیز تصریح می‌کند که اتهام حمایت سازمان‌یافتهٔ برمکیان از گرایش‌های ایرانیِ ضد خلافت را نمی‌توان جدی و اثبات‌شده دانست.

رفتار خود برمکیان هم چنین نقشه‌ای را نشان نمی‌دهد. آنان سال‌ها برای عباسیان فرمانروایی کردند، مالیات گرد آوردند، شورش‌ها را سرکوب کردند، سپاه فرستادند و ادارهٔ بخش‌های بزرگی از خلافت را برعهده داشتند. اگر برنامهٔ آشکاری برای نابودی خلافت یا بازگرداندن پادشاهی ساسانی داشتند، انتظار می‌رود رد روشن‌تری از چنین برنامه‌ای در منابع باقی مانده باشد.

البته برمکیان بی‌تردید در بازگشت سنت‌های دیوانی و فرهنگی ایرانی به دستگاه خلافت نقش بزرگی داشتند. خلافت عباسی به‌طور کلی بسیار بیشتر از امویان از دیوان‌سالاران و خاندان‌های ایرانی بهره گرفت و برمکیان نمونهٔ برجستهٔ همین دگرگونی بودند. اما «ایرانی کردن بخشی از ساختار اداری خلافت» با «طرح احیای شاهنشاهی ساسانی» دو موضوع متفاوت است.

پاسخ قطعی هنوز روشن نیست. در سال ۸۰۳ میلادی هارون ناگهان فرمان کشتن جعفر برمکی را داد؛ یحیی، فضل و دیگر اعضای خاندان بازداشت شدند و دارایی‌هایشان مصادره شد. خود دانشنامهٔ ایرانیکا می‌گوید دلیل نهایی سقوط برمکیان هنوز به‌گونه‌ای رضایت‌بخش روشن نشده است.

ولی محتمل‌ترین توضیح، مجموعه‌ای از عوامل سیاسی است:

قدرت برمکیان بیش از اندازه بزرگ شده بود. آنان ثروت، هوادار، کارگزار، سپاهی و شبکهٔ سیاسی گسترده‌ای داشتند و خاندانشان در بسیاری از بخش‌های دولت نفوذ کرده بود. چنین قدرتی می‌توانست برای خلیفه خطرناک به نظر برسد.

از سوی دیگر میان هارون و برمکیان بر سر برخی سیاست‌ها اختلاف پدید آمده بود. یکی از گزارش‌های نسبتاً مهم تاریخی، ماجرای یحیی بن عبدالله علوی است. بر پایهٔ روایتی که طبری نقل کرده، جعفر او را برخلاف خواست هارون آزاد کرد و یکی از راویان طبری حتی همین کار را علت اصلی خشم هارون نسبت به جعفر می‌دانست. با این حال پژوهشگران این را نیز تنها بخشی از ماجرا می‌دانند.

رقابت‌های درباری، مسئلهٔ جانشینی پسران هارون، نفوذ برمکیان در خراسان و ثروت و استقلال روزافزون آنان نیز احتمالاً در تصمیم خلیفه نقش داشته است.

روایت مشهور می‌گوید هارون خواهرش عبّاسه را به عقد صوری جعفر درآورد، به شرط آنکه میان آن دو رابطهٔ زناشویی برقرار نشود؛ ولی آن دو پنهانی عاشق شدند و صاحب فرزند شدند و هنگامی که هارون فهمید، جعفر را کشت و برمکیان را برانداخت.

این داستان بسیار مشهور شد و بعدها در ادبیات و داستان‌های عامیانه شاخ‌وبرگ فراوان گرفت.

اما نمی‌توان آن را یک حقیقت تاریخی قطعی دانست.

منابع مختلف روایت‌های متفاوتی از آن آورده‌اند و پژوهشگران نشان داده‌اند که هرچه از زمان حادثه دورتر می‌شویم، داستان پرآب‌وتاب‌تر می‌شود. ایرانیکا آن را داستان «ازدواج فرضی جعفر و عبّاسه» می‌نامد که در منابع بسیار آراسته و گسترش یافته است. پژوهش‌های دانشگاهی دربارهٔ سقوط برمکیان نیز از «افسانه» یا دست‌کم روایتی که درستی تاریخی آن قابل اثبات نیست سخن گفته‌اند.

بنابراین درست‌تر است بگوییم:

ممکن است ماجرای جعفر و عبّاسه ریشه‌ای در رویدادی واقعی داشته باشد، اما سند کافی نداریم که ثابت کند این عشق علت اصلی سقوط برمکیان بوده است.

برمکیان یک خاندان برجستهٔ ایرانیِ برخاسته از بلخ بودند که در دستگاه عباسی به اوج قدرت رسیدند و در افزایش نفوذ سیاسی، اداری و فرهنگی ایرانیان در خلافت نقش بزرگی داشتند.

اما برای این ادعا که آنان برنامه‌ای پنهانی برای نابودی عرب‌ها و احیای شاهنشاهی ساسانی داشتند، مدرک تاریخی قابل اتکایی وجود ندارد. چنین اتهام‌هایی تا اندازه‌ای از رقابت عرب‌گرایان با ایرانیان و جریان شعوبیه برخاسته است.

در مقابل، به نظر می‌رسد علت اصلی سقوط آنان بیشتر سیاسی و مربوط به قدرت بی‌اندازهٔ خاندان برمکی، شبکهٔ گستردهٔ هواداران و کارگزاران، اختلاف با هارون و رقابت‌های درونی دستگاه خلافت بوده باشد.

داستان عاشقانهٔ جعفر و عبّاسه نیز مشهور است، اما نمی‌توان آن را علت ثابت‌شدهٔ سقوط برمکیان دانست.

پس میان دو روایت مشهور، یعنی «توطئه برای احیای ساسانیان» و «عشق جعفر و عبّاسه»، هیچ‌کدام به تنهایی توضیح تاریخی محکمی برای سقوط برمکیان نیستند؛ توضیح سیاسیِ تمرکز بیش از اندازهٔ قدرت در دست برمکیان، با آنچه از ساختار خلافت و رویدادهای سال ۸۰۳ می‌دانیم، محتمل‌تر است.

منابع پاسخ

پیوندها و ارجاع‌های ارائه‌شده همراه این پاسخ

۵ منبع
۰ ۰ ۰امتیاز

گفت‌وگو درباره این پاسخ

۰ نظر
دانش خود را به اشتراک بگذارید

پاسخ شما

پاسخی روشن بنویسید و برای ادعاهای کلیدی، راه بررسی منبع را نشان دهید.

برای ثبت پاسخ وارد حساب کاربری شوید.

با ورود یا ثبت‌نام، پاسخ مستند خود را با دیگر پژوهشگران به اشتراک می‌گذارید.