درود.
بله؛ برخلاف شماری از ابیات مشهورِ جعلیِ منسوب به فردوسی، بیت
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
واقعاً در شاهنامه آمده است و در تصحیحهای معتبر، از جمله تصحیح جلال خالقیمطلق، نیز در متن پذیرفته شده است. جای آن در داستان جنگ کاووس با شاه هاماوران است.
اما نکتهای که دربارهٔ شیر و پلنگ گفتهاید جالب است و با خواندن بیت بهتنهایی ممکن است ابهام ایجاد کند. پاسخ در بافت داستان روشن میشود.
کاووس در هاماوران گرفتار شده، افراسیاب از فرصت استفاده کرده و به ایران تاخته است. وضع ایران چنین توصیف میشود:
«سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد»
مردم سپس به زابلستان میروند و از رستم یاری میخواهند و میگویند:
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست»
پس «شیر و پلنگ» در اینجا به دشمنان ایران اشاره نمیکند. منظور این است که اگر سرزمینی آباد از مردم خالی و ویران شود، جایگاه جانوران وحشی خواهد شد.
«کنام» نیز در فارسی کهن به معنی لانه، جایگاه و آرامگاه جانوران، بهویژه درندگان، به کار میرفته است. لغتنامهٔ دهخدا نیز همین بیت را بهعنوان شاهد معنای «کنام» آورده است.
حتی شاهد روشنتری در خود شاهنامه داریم. فردوسی در داستان شاپور ذوالاکتاف دربارهٔ شهرهایی که در جنگ ویران شدهاند میگوید:
«عوض خواهم آن را که ویران شدست
کنام پلنگان و شیران شدست»
اینجا دیگر تقریباً هیچ ابهامی وجود ندارد: شهر و آبادی در اثر جنگ ویران شده و محل زندگی جانوران وحشی شده است.
در بخش دیگری از شاهنامه نیز همین ترکیب تکرار میشود:
«همه بوم ایران تو ویران شمر
کنام پلنگان و شیران شمر»
که باز «کنام شیر و پلنگ شدن» برابر با ویران و بیآدم شدن سرزمین است.
بنابراین اینکه فردوسی در جاهای دیگر پهلوانان را به شیر، پلنگ، پیل یا گراز مانند میکند، هیچ ناسازگاریای ایجاد نمیکند. در زبان حماسی یک جانور میتواند در جایی استعاره از ویژگی مثبت باشد و در جای دیگر خودِ جانور منظور باشد.
مثلاً «شیر» هنگامی که پهلوانی «شیرِ جنگی» خوانده میشود نماد دلاوری است؛ اما در عبارت «کنام شیر» طبیعتاً سخن از لانهٔ درنده است. همانطور که «اژدها» نیز گاه تشبیهی برای پهلوانی سهمگین است و گاه موجودی ویرانگر.
پس نتیجه:
این بیت جعلی نیست و ایراد معنایی نیز ندارد. منظور فردوسی این نیست که شیرها و پلنگها مردمان بد یا دشمنان ایراناند؛ منظور این است که دریغ است ایران چنان ویران و از آدمیان تهی شود که شهر و آبادی آن به لانهٔ جانوران وحشی تبدیل گردد.
اتفاقاً با دیدن ابیات پیش و پس از آن و نمونههای مشابه در خود شاهنامه، معنای بیت بسیار روشن میشود.
نکتهٔ دیگری هم هست: این بیت را گاهی در کنار مجموعهای از ابیات جعلیِ بهاصطلاح «عربستیزانه» نقل میکنند. جعلی بودن آن مجموعه به معنی جعلی بودن این بیت نیست؛ این بیت واقعی از جای دیگری از شاهنامه برداشته و به آن مجموعه چسبانده شده است.
درود.
بله؛ برخلاف شماری از ابیات مشهورِ جعلیِ منسوب به فردوسی، بیت
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
واقعاً در شاهنامه آمده است و در تصحیحهای معتبر، از جمله تصحیح جلال خالقیمطلق، نیز در متن پذیرفته شده است. جای آن در داستان جنگ کاووس با شاه هاماوران است.
اما نکتهای که دربارهٔ شیر و پلنگ گفتهاید جالب است و با خواندن بیت بهتنهایی ممکن است ابهام ایجاد کند. پاسخ در بافت داستان روشن میشود.
کاووس در هاماوران گرفتار شده، افراسیاب از فرصت استفاده کرده و به ایران تاخته است. وضع ایران چنین توصیف میشود:
«سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد»
مردم سپس به زابلستان میروند و از رستم یاری میخواهند و میگویند:
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست»
پس «شیر و پلنگ» در اینجا به دشمنان ایران اشاره نمیکند. منظور این است که اگر سرزمینی آباد از مردم خالی و ویران شود، جایگاه جانوران وحشی خواهد شد.
«کنام» نیز در فارسی کهن به معنی لانه، جایگاه و آرامگاه جانوران، بهویژه درندگان، به کار میرفته است. لغتنامهٔ دهخدا نیز همین بیت را بهعنوان شاهد معنای «کنام» آورده است.
حتی شاهد روشنتری در خود شاهنامه داریم. فردوسی در داستان شاپور ذوالاکتاف دربارهٔ شهرهایی که در جنگ ویران شدهاند میگوید:
«عوض خواهم آن را که ویران شدست
کنام پلنگان و شیران شدست»
اینجا دیگر تقریباً هیچ ابهامی وجود ندارد: شهر و آبادی در اثر جنگ ویران شده و محل زندگی جانوران وحشی شده است.
در بخش دیگری از شاهنامه نیز همین ترکیب تکرار میشود:
«همه بوم ایران تو ویران شمر
کنام پلنگان و شیران شمر»
که باز «کنام شیر و پلنگ شدن» برابر با ویران و بیآدم شدن سرزمین است.
بنابراین اینکه فردوسی در جاهای دیگر پهلوانان را به شیر، پلنگ، پیل یا گراز مانند میکند، هیچ ناسازگاریای ایجاد نمیکند. در زبان حماسی یک جانور میتواند در جایی استعاره از ویژگی مثبت باشد و در جای دیگر خودِ جانور منظور باشد.
مثلاً «شیر» هنگامی که پهلوانی «شیرِ جنگی» خوانده میشود نماد دلاوری است؛ اما در عبارت «کنام شیر» طبیعتاً سخن از لانهٔ درنده است. همانطور که «اژدها» نیز گاه تشبیهی برای پهلوانی سهمگین است و گاه موجودی ویرانگر.
پس نتیجه:
این بیت جعلی نیست و ایراد معنایی نیز ندارد. منظور فردوسی این نیست که شیرها و پلنگها مردمان بد یا دشمنان ایراناند؛ منظور این است که دریغ است ایران چنان ویران و از آدمیان تهی شود که شهر و آبادی آن به لانهٔ جانوران وحشی تبدیل گردد.
اتفاقاً با دیدن ابیات پیش و پس از آن و نمونههای مشابه در خود شاهنامه، معنای بیت بسیار روشن میشود.
نکتهٔ دیگری هم هست: این بیت را گاهی در کنار مجموعهای از ابیات جعلیِ بهاصطلاح «عربستیزانه» نقل میکنند. جعلی بودن آن مجموعه به معنی جعلی بودن این بیت نیست؛ این بیت واقعی از جای دیگری از شاهنامه برداشته و به آن مجموعه چسبانده شده است.