درود، با کمال میل.
نقش فیل در هنر دورهٔ ساسانی واقعاً وجود داشته است، ولی دربارهٔ پارچههایی که امروزه با عنوان «پارچهٔ ساسانی با نقش فیل» معرفی میشوند باید کمی احتیاط کرد؛ زیرا بسیاری از پارچههای باقیمانده در حقیقت متعلق به دورههای پس از ساسانی یا ساختهٔ سغدی، بیزانسی و اسلامیاند که از هنر ساسانی الهام گرفتهاند.
فیل در هنر ساسانی نسبت به جانورانی مانند شیر، گراز، قوچ و اسب کمتر دیده میشود، اما حضور آن کاملاً مستند است. مشهورترین نمونه در طاقبستان کرمانشاه، متعلق به اواخر دورهٔ ساسانی و احتمالاً زمان خسرو دوم (خسرو پرویز) است. در صحنهٔ شکار گراز، گروهی از فیلها و فیلسواران دیده میشوند که گرازها را به سوی شکارگاه شاه میرانند. موزهٔ متروپولیتن نیز یک پیکرهٔ فیل متعلق به سدههای ششم تا هفتم میلادی دارد و آن را با فیلهای نقششده در طاقبستان مقایسه میکند.
فیل برای ساسانیان تنها جانوری تزیینی نبود. سپاه ساسانی از فیلهای هندی در جنگها، محاصرهٔ شهرها، حمل تجهیزات و گاه شکستن خطوط دشمن استفاده میکرد. منابع تاریخی حضور فیلهای جنگی ایران را تا نبردهای سدهٔ هفتم میلادی نیز ثبت کردهاند. از این جهت فیل میتوانست یادآور قدرت شاهنشاهی، شکوه دربار، توان نظامی و ارتباط ایران با هند باشد.
در نوشتههای پهلوی و هنر ساسانی نیز فیل با محیط شاهانه ارتباط پیدا میکند. پژوهش موزهٔ متروپولیتن اشاره میکند که در «کارنامهٔ اردشیر بابکان» فیل بهعنوان مرکب شاهانه مطرح شده و تصویر آن روی مهرهای ساسانی و ظروف نقره نیز دیده میشود.
اما در مورد پارچهٔ نقش فیل مسئله کمی پیچیدهتر است.
یکی از ویژگیهایی که معمولاً به پارچههای ساسانی نسبت داده میشود، قرار دادن جانوران درون دایرهها یا مدالیونهای مرواریدی است؛ یعنی جانور در مرکز یک دایره قرار دارد و پیرامون دایره از نقطههایی شبیه مروارید ساخته شده است. اسب بالدار، قوچ، پرندگان، سنمرو و گاه فیل با چنین آرایشی دیده میشوند.
ولی پژوهشهای جدید نشان دادهاند که نمیتوان همهٔ پارچههای دارای این طرح را بیدرنگ «ساسانی» دانست. دانشنامهٔ ایرانیکا تأکید میکند که شمار پارچههایی که با اطمینان از خود ایران ساسانی به دست آمدهاند بسیار کم است و بسیاری از نمونههایی که زمانی ساسانی شمرده میشدند، امروزه سغدی، بیزانسی، قبطی یا متعلق به آغاز دورهٔ اسلامی دانسته میشوند؛ هرچند تأثیر هنر ساسانی در آنها کاملاً آشکار است.
یک گواه بسیار جالب از حدود سال ۶۴۸ میلادی در نقاشیهای افراسیاب، نزدیک سمرقند، وجود دارد. روی یکی از پوششهای پارچهایِ نقششده در این دیوارنگاره، فیلی درون یک مدالیون مرواریدی دیده میشود. پژوهشگران این اثر را شاهدی مهم برای رواج طرح فیل روی منسوجات در محیط فرهنگی ایران و آسیای میانه در اواخر دورهٔ ساسانی میدانند.
یک نکتهٔ مهم دیگر دربارهٔ پارچهٔ معروفی است که در اینترنت بسیار با عنوان «پارچهٔ ساسانی نقش فیل» منتشر میشود و دو فیل بزرگ را روبهروی یکدیگر نشان میدهد. این اثر مشهور، معروف به پارچهٔ سنژوس (Saint-Josse)، در واقع مربوط به حدود سدهٔ دهم میلادی، یعنی چند قرن پس از سقوط ساسانیان است و کتیبهای به نام «ابومنصور بُختگین» نیز دارد. بنابراین آن را نباید پارچهای ساختهشده در دوران شاهنشاهی ساسانی معرفی کرد؛ بلکه نمونهای بسیار خوب از ادامهٔ نفوذ سنتهای تصویری ایرانی و ساسانی در منسوجات دورهٔ اسلامی است. ایرانیکا نیز این پارچه را در بحث منسوجات ایرانیِ دورهٔ پساساسانی مطرح میکند.
از نظر معنایی نیز نباید گفت «هر فیل روی پارچه دقیقاً یک مفهوم ثابت داشته است». در هنر ساسانی جانوران بسته به زمینه میتوانستند معناهای متفاوتی داشته باشند. دربارهٔ فیل، ارتباط با قدرت شاهی، شکار سلطنتی، نیروی نظامی و شکوه دربار از تفسیرهای قابل دفاعتر است.
جالب اینکه در برخی نوشتههای زرتشتی فیل در شمار جانوران نامطلوب یا «خرفستر» قرار گرفته، ولی در هنر و زندگی سیاسی ساسانی همزمان میتوانسته ارزش و شکوه شاهانه داشته باشد. این نشان میدهد که معنای دینی یک جانور الزاماً با کاربرد سیاسی و هنری آن یکسان نبوده است. ایرانیکا نیز به همین دوگانگی اشاره میکند.
بنابراین جمعبندی:
فیل واقعاً در هنر ساسانی حضور داشته و نمونههای آن در طاقبستان، مهرها و اشیای ساسانی شناخته شده است. نقش فیل در منسوجات نیز در سنت هنری اواخر ساسانی و پساساسانی وجود داشته و احتمالاً با شکوه شاهی، قدرت و ارتباط با هند پیوند داشته است. اما بسیاری از پارچههای معروف نقش فیل که امروزه «ساسانی» نامیده میشوند، در واقع چند سده پس از ساسانیان با الهام از هنر ساسانی بافته شدهاند. از این رو تاریخ و محل ساخت هر پارچه باید جداگانه بررسی شود.
درود، با کمال میل.
نقش فیل در هنر دورهٔ ساسانی واقعاً وجود داشته است، ولی دربارهٔ پارچههایی که امروزه با عنوان «پارچهٔ ساسانی با نقش فیل» معرفی میشوند باید کمی احتیاط کرد؛ زیرا بسیاری از پارچههای باقیمانده در حقیقت متعلق به دورههای پس از ساسانی یا ساختهٔ سغدی، بیزانسی و اسلامیاند که از هنر ساسانی الهام گرفتهاند.
فیل در هنر ساسانی نسبت به جانورانی مانند شیر، گراز، قوچ و اسب کمتر دیده میشود، اما حضور آن کاملاً مستند است. مشهورترین نمونه در طاقبستان کرمانشاه، متعلق به اواخر دورهٔ ساسانی و احتمالاً زمان خسرو دوم (خسرو پرویز) است. در صحنهٔ شکار گراز، گروهی از فیلها و فیلسواران دیده میشوند که گرازها را به سوی شکارگاه شاه میرانند. موزهٔ متروپولیتن نیز یک پیکرهٔ فیل متعلق به سدههای ششم تا هفتم میلادی دارد و آن را با فیلهای نقششده در طاقبستان مقایسه میکند.
فیل برای ساسانیان تنها جانوری تزیینی نبود. سپاه ساسانی از فیلهای هندی در جنگها، محاصرهٔ شهرها، حمل تجهیزات و گاه شکستن خطوط دشمن استفاده میکرد. منابع تاریخی حضور فیلهای جنگی ایران را تا نبردهای سدهٔ هفتم میلادی نیز ثبت کردهاند. از این جهت فیل میتوانست یادآور قدرت شاهنشاهی، شکوه دربار، توان نظامی و ارتباط ایران با هند باشد.
در نوشتههای پهلوی و هنر ساسانی نیز فیل با محیط شاهانه ارتباط پیدا میکند. پژوهش موزهٔ متروپولیتن اشاره میکند که در «کارنامهٔ اردشیر بابکان» فیل بهعنوان مرکب شاهانه مطرح شده و تصویر آن روی مهرهای ساسانی و ظروف نقره نیز دیده میشود.
اما در مورد پارچهٔ نقش فیل مسئله کمی پیچیدهتر است.
یکی از ویژگیهایی که معمولاً به پارچههای ساسانی نسبت داده میشود، قرار دادن جانوران درون دایرهها یا مدالیونهای مرواریدی است؛ یعنی جانور در مرکز یک دایره قرار دارد و پیرامون دایره از نقطههایی شبیه مروارید ساخته شده است. اسب بالدار، قوچ، پرندگان، سنمرو و گاه فیل با چنین آرایشی دیده میشوند.
ولی پژوهشهای جدید نشان دادهاند که نمیتوان همهٔ پارچههای دارای این طرح را بیدرنگ «ساسانی» دانست. دانشنامهٔ ایرانیکا تأکید میکند که شمار پارچههایی که با اطمینان از خود ایران ساسانی به دست آمدهاند بسیار کم است و بسیاری از نمونههایی که زمانی ساسانی شمرده میشدند، امروزه سغدی، بیزانسی، قبطی یا متعلق به آغاز دورهٔ اسلامی دانسته میشوند؛ هرچند تأثیر هنر ساسانی در آنها کاملاً آشکار است.
یک گواه بسیار جالب از حدود سال ۶۴۸ میلادی در نقاشیهای افراسیاب، نزدیک سمرقند، وجود دارد. روی یکی از پوششهای پارچهایِ نقششده در این دیوارنگاره، فیلی درون یک مدالیون مرواریدی دیده میشود. پژوهشگران این اثر را شاهدی مهم برای رواج طرح فیل روی منسوجات در محیط فرهنگی ایران و آسیای میانه در اواخر دورهٔ ساسانی میدانند.
یک نکتهٔ مهم دیگر دربارهٔ پارچهٔ معروفی است که در اینترنت بسیار با عنوان «پارچهٔ ساسانی نقش فیل» منتشر میشود و دو فیل بزرگ را روبهروی یکدیگر نشان میدهد. این اثر مشهور، معروف به پارچهٔ سنژوس (Saint-Josse)، در واقع مربوط به حدود سدهٔ دهم میلادی، یعنی چند قرن پس از سقوط ساسانیان است و کتیبهای به نام «ابومنصور بُختگین» نیز دارد. بنابراین آن را نباید پارچهای ساختهشده در دوران شاهنشاهی ساسانی معرفی کرد؛ بلکه نمونهای بسیار خوب از ادامهٔ نفوذ سنتهای تصویری ایرانی و ساسانی در منسوجات دورهٔ اسلامی است. ایرانیکا نیز این پارچه را در بحث منسوجات ایرانیِ دورهٔ پساساسانی مطرح میکند.
از نظر معنایی نیز نباید گفت «هر فیل روی پارچه دقیقاً یک مفهوم ثابت داشته است». در هنر ساسانی جانوران بسته به زمینه میتوانستند معناهای متفاوتی داشته باشند. دربارهٔ فیل، ارتباط با قدرت شاهی، شکار سلطنتی، نیروی نظامی و شکوه دربار از تفسیرهای قابل دفاعتر است.
جالب اینکه در برخی نوشتههای زرتشتی فیل در شمار جانوران نامطلوب یا «خرفستر» قرار گرفته، ولی در هنر و زندگی سیاسی ساسانی همزمان میتوانسته ارزش و شکوه شاهانه داشته باشد. این نشان میدهد که معنای دینی یک جانور الزاماً با کاربرد سیاسی و هنری آن یکسان نبوده است. ایرانیکا نیز به همین دوگانگی اشاره میکند.
بنابراین جمعبندی:
فیل واقعاً در هنر ساسانی حضور داشته و نمونههای آن در طاقبستان، مهرها و اشیای ساسانی شناخته شده است. نقش فیل در منسوجات نیز در سنت هنری اواخر ساسانی و پساساسانی وجود داشته و احتمالاً با شکوه شاهی، قدرت و ارتباط با هند پیوند داشته است. اما بسیاری از پارچههای معروف نقش فیل که امروزه «ساسانی» نامیده میشوند، در واقع چند سده پس از ساسانیان با الهام از هنر ساسانی بافته شدهاند. از این رو تاریخ و محل ساخت هر پارچه باید جداگانه بررسی شود.